جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

تاکتیکهای نفوذ


آغاز جنگ ایران و عراق مبدایی شد بر شکوفا شدن قوه ی خلاقیت و ابتکار. شرایط آن روزگار سبب کمبودهایی شد که جز با توسل به ابتکار رفع آنها ممکن نبود. اما در این وادی آزمون و خطا بسیار پیش آمد که شروع کردیم به اختراع دوباره و دوباره ی چرخ.

گفتیم که اولین حرکت مستقل سپاه با عملیات امام مهدی (عج) کلید خورد. موفقیت تاکتیک پیاده نظام در این عملیات (با محوریت دور زدن مواضع حریف) موجب شد تا این تاکتیک به صورتی گسترده تر در دیگر عملیاتها بکارگرفته شود. اوج بکارگیری این تاکتیک دور زدن مواضع عراق در عملیات طریق القدس از طریق احداث جاده ی فانوس بود. فرماندهان وقت سپاه ،که فکر می کردند آموزه ی جدیدی را در عرصه ی نظامی گیری کشف کرده اند، بارها و بارها از این روشهای تاکتیکی در جنگ استفاده کردند تا جاییکه عراقی ها کاملا به روشهای آنان آشنا شدند و راه های مبارزه با آن را فراگرفتند. اولین عملیات برون مرزی ایران ،عملیات رمضان، به همین دلیل به گل نشست. این روشها پس از آن دیگر نتوانستند یک پیرزوی استراتژیک برای ایران به ارمغان بیاورند. روشهای تاکتیکی که در حقیقت بسیار قدیمی تر از آن بودند که فرماندهان سپاه می پنداشتند.

تاکتیکهای نفوذ در طی سالهای انتهایی جنگ جهانی اول و در پی بن بستی که ناشی از جنگهای خندقی بود به صورت جداگانه توسط روسها، فرانسوی ها، بریتانیایی ها و آلمانها توسعه یافتند. البته به دلیل پیروزی درخشان آلمان در نبردهایی چون نبرد کاپورتو اغلب، این تاکتیکها را منتسب به آلمانها می دانند. پس از پیروزی درخشان ژنرال هویتر آلمانی در عملیات میشل (مارس 1918) این تاکتیکها به نام "تاکتیکهای هویتر" معروف شدند.

اولین نوشته ی مدون درباره ی این تاکتیکها توسط ارتش فرانسه در آوریل 1915 با نام یادداشت 5779 منتشر شد. در این جزوه ذکر شده بود که اولین امواج حمله ی پیاده نظام (در آن زمان از یک طرف هنوز زرهی وارد جنگ نشده بود و از طرف دیگر سواره نظام عملا منسوخ شده بود و نمی توانست وظیفه ی خط شکنی را برعهده بگیرد) باید تا حد ممکن در خطوط دشمن نفوذ کند و نقاط دفاعی قدرتمند را برای امواج بعدی حمله کنار بگذارد. این روش حمله در روز 9 می 1915 در نبرد دوم آرتویز توسط سپاه هجدهم ارتش فرانسه بکارگرفته شد و این واحد توانست در طی 1.5 ساعت در حدود 4.5 کیلومتر در خطوط دفاعی دشمن پیشروی کند. مشکل اصلی فرانسوی ها تقویت نیروهای تک ور و نگهداشتن مواضع تصرف شده در برابر ضدحمله ی آلمانها بود.

چند ماه بعد یک افسر جوان فرانسوی به نام ،آندره لافورژه، تجربیاتش از نبرد نهم می را در جزوه ای منتشر کرد. جزوه ی لافورژه بر واحدهای کوچکی تمرکز کرده بود که برای مقابله با مواضع محکم دشمن آتش توپخانه ی خودی را به یاری می طلبید و از این نظریه دفاع می کرد که اولین موج حمله باید در شکافهای بین مواضع دشمن (که موقتا توسط آتش توپخانه ی خودی ایجاد می شوند) رخنه کند. پس از آن، این مواضع باید توسط امواج بعدی پیاده نظام محاصره شده و مورد حمله قرار می گرفتند. جزوه ی لافورژه ،که نمونه ی کامل تر یادداشت 5779 بود، در همان سال توسط فرانسوی ها منتشر شد و بریتانیایی ها در همان سال آن را ترجمه کرده و در میان نیروهای خود پخش کردند. آمریکایی ها هم یک سال بعد ترجمه ی این جزوه را در ارتش خود منتشر کردند.

در همان زمان آلمانها هم به دنبال راه حلی برای غلبه بر بن بست جنگهای خندقی بودند و به نتایجی مشابه نتایج فرانسوی ها رسیده بودند با این تفاوت که روش آلمانها از امواج حمله ی انسانی استفاده نمی کرد. در بهار 1915 یک واحد نمونه توسط سرگرد کالسو تشکل شد و اندکی بعد هدایت این واحد به سروان ویلی روهر سپرده شد.

سلاح اصلی سربازان روهر عبارت بود از نارنجک، کارابین های 98آ و سرنیزه. روهر اعتقاد داشت که سبک باری سرباز مهمترین اصل برای اجرای تاکتیک نفوذ است و بنابراین بسیاری از ادوات و سلاح های سنگین استاندارد ارتش آلمان را کنار گذاشت و برای آنها جایگزینهای سبکتری پیداکرد. بعدتر کارابینهای 98آ نیز جای خود را به مسلسل دستی ام.پی-18 برگمان دادند که نواخت تیر بیشتری را در اختیار سربازان تک ور قرار می داد. اولین حمله ی بزرگ واحد روهر نبرد وردن در فوریه ی 1916 بود. در آوریل 1916 استعداد این واحد از 2 گروهان به 4 گروهان تبدیل شد و چند گردان یاگر ارتش آلمان هم شروع به تغییر بر اساس استانداردهای واحد رزمی روهر کردند.



General von hutier.jpg

فون هویتر

کارایی واحد روهر سبب شد تا ارتش آلمان تشکیل واحدهایی مانند این واحد را در دستور کار قراردهد. افراد این واحدهای نخبه در ارتش آلمان به "تکاور" معروف شدند. اما کسی که این تاکتیکها را به انتهای قدرت خود رساند ژنرال اسکار فون هویتر بود. هویتر ابتدا در جبهه ی شرق تاکتکیهای نفوذش را بکار برد و سبب شد تا خطوط دفاعی روسها در هم فرو بریزد. پس از تسلیم شدن روسها هویتر به غرب رفت و در عملیات میشل در مارس 1918 بالاخره توانست بن بست 4 ساله ی جنگهای خندقی را بشکند و در خطوط متفقین نفوذ کند. به هرحال این پیروزی دیگر برای آلمان بسیار دیر بود و ارتش از رمق افتاده ی آلمان تاب مقاومت در برابر حملات متفقین ،که به تازگی با سربازان تازه نفس آمریکایی تقویت شده بودند، را نداشت.

تاکتیک نفوذی هویتر با بمباران کوتاه ولی شدید خطوط مقدم دشمن برای تحت فشار قرار دادن و نابود کردن روحیه ی مدافعین شروع می شد. این بمباران (که شامل بمب شیمیایی هم می شد) به خطوط مواصلاتی، مواضع توپخانه و مقرهای فرماندهی دشمن در پشت جبهه تعمیم داده می شد تا ارتباط عقبه ی دشمن با خط مقدم قطع شود. این بمباران برای گیج کردن دشمن و کاهش توانایی اجرای ضدحمله لازم بود. برای تأثیر بیشتر فلشهای اصلی حمله تا آخرین لحظه مخفی نگه داشته می شد.

پس از بمباران، پیاده نظام سبک حمله را آغاز می کرد. آنها باید نقاط ضعف حریف را شناسایی کرده و از این نقاط به داخل خطوط دشمن نفوذ می کردند و نقاط مستحکم تر را رها می کردند. پس از موج اول حمله، موج بعدی حمله با پیاده نظام سنگین تر سر می رسید و به نقاط دفاعی باقیمانده ی حریف حمله می کرد تا جایی که کل مواضع دشمن دچار فروپاشی می شد. امواج بعدی حمله از مسلسلهای سبک، خمپاره و آتش افکن برای حمله به مواضع مستحکم دشمن استفاده می کردند. این روش حمله بر اساس سرعت عمل و غافلگیری بود. هر چند که این تاکتیک در ابتدا موفق بود اما استفاده ی زیاد از آن در طول جنگ جهانی اول سبب شد تا روشهای دفاعی برای مقابله با آن تکامل پیداکند.

یکی از مشکلات جنگهای خندقی در جنگ جهانی اول آن بود که پس از شکستن خط دشمن وضعیت زمین آنقدر خراب بود که رساندن نیروی کمکی و تجهیزات به نیروهای تک ور به سختی صورت می گرفت و همین امر سبب می شد که دشمن بتواند خود را پیداکند و با تجدید سازمان نیروهایش ضدحمله کند. بدین خاطر نیروی تک ور پس از مدت کوتاهی توان خود را از دست می داد و دیر یا زود متوقف می شد.

روسها در سال 1916 تاکتیکهایی مشابه تاکتیکهای هویتر را حمله ی بروسیلف بکاربردند اما انقلاب فوریه و پس از آن انقلاب سرخ شیرازه ی امور را در روسیه از هم به دربردند. بریتانیایی ها هم در همان سال دستورالعمل اس.اس-143 را منتشر کردند که نسخه ی انگلیسی تاکتیکهای نفوذ به شمار می رفت. در روش انگلیسی ها به جای اینکه از گروهان به عنوان عنصر اصلی حمله استفاده شود از جوخه استفاده می شد. ژنرال انورپاشا در سال 1917 واحدهایی مشابه "تکاوران" ارتش آلمان را در ارتش عثمانی سازمان داد. اتریشی ها هم که در شرق دچار بن بست جنگهای خندقی شده بودند در سال 1916 تعدادی از افسران و درجه داران خود را برای دوره دیدن درباره ی تاکتیکهای نفوذ به آلمانن فرستادند و واحدهای تکاوری مشابه آلمانها تشکیل دادند. روش حمله به نقاط ضعیف دشمن و دور زدن نقاط قدرتمند دفاعی او بعدتر در جنگ جهانی دوم در حملات رعدآسای ورماخت بکاربرده شد.

منابع

http://en.wikipedia.org/wiki/Stormtrooper

http://en.wikipedia.org/wiki/Infiltration_tactics

 

عکسهای مقام معظم رهبری در جبهه های جنگ














ادامه مطلب

نمونه ای دیگر از مدیریت جهادی در عرصه ی دفاع مقدس

زمان: 10/2/60 (روز اول عملیات بیت المقدس)

مکان: سنگر فرماندهی قرارگاه کربلا

30 دقیقه بامداد روز جمعه 10/2/61 قرارگاه سرفرماندهی کربلا با صدور رمز (بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله القاصم الجبارین، یا علی بن ابی طالب) به قرارگاه ها قدس، نصر و فتح دستور اجرای عملیات کربلای 3 (بیت المقدس) جهت آغاز یورش به دشمن اعلام نمود:

پس از ابلاغ فرمان حمله، چراغ های سالن عملیات قرارگاه کربلا خاموش شد و مراسم دعای کمیل برپاگردید. در میان همهمه ذکر و دعا و گریه حاظران از دستگاه های بیسیم گاهی صدای یگانها شنیده می شد که یکدیگر را صدا می زدند.

منبع: سرتیپ 2 ستاد مسعود بختیاری، عملیات بیت المقدس، انتشارات ایران سبز، ویرایش دوم، چاپ اول 1387، صفحه 95

 

 
  • تعداد صفحات :29
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان