جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

آزادگان ایرانی


در روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان ایرانی پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق به کشور بازگشتند.














او را دیده ای؟؟..



عملیاتهای سرنوشت ساز؛ قسمت سوم عملیات امام مهدی (عج)


قسمت اول

قسمت دوم

شهید سیدمحمدجواد دیده ور که در این عملیات جاوادنه شد

تاریخ: 26/12/59

محل:غرب سوسنگرد

نتیجه: پیروزی ایران

متخاصمین

جمهوری اسلامی ایران

عراق

فرماندهان

علی شمع خانی فرمانده سپاه خوزستان

مسعود صفایی مقدم فرمانده سپاه سوسنگرد

احمد غلامپور مسئول واحدعملیات سپاه سوسنگرد

محمدعلی (عزیز) جعفری جانشین واحدعملیات سپاه سوسنگرد

اسحاق عزیزی

علی رضا نوری

سیدمحمد جواد دیده ور

سرهنگ حیدری فرمانده تیپ 55 هوابرد

؟

استعداد رزمی

در حدود 200 نفر از سپاه سوسنگرد و نیروهای مردمی

3 گردان ( احتمالا یک گردان زرهی و یک گردان مکانیزه) از لشکر 9 زرهی

تلفات

13 نفر شهید

17 نفر مجروح

30 دستگاه تانک و نفربر

2 دستگاه مهندسی

200 نفر کشته و مجروح

60 نفر اسیر

 

 

پیش زمینه

پس از دو شکست سنگین ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات های نصر و توکل به فاصله ی 5 روز از هم، روحیه ی رزمندگان ایرانی به شدت تضعیف شد. رقابت سیاسی بین بنی صدر و حزب جمهوری ،که دامنه ی آنها به بسیاری از نیروهای رزمنده نیز کشیده شده بود نیز وضعیت روحی جبهه ی ایران را متزلزل تر کرده بود. در این زمان بعضی حملات ایذائی توسط گروه هایی از سپاه و نیروهای مردمی در قسمتهایی از جبهه انجام می شد که اغلب به صورت شبیخون بودند. اندکی پس از شکست عملیاتهای نصر و توکل گروهی از مدافعین شهر سوسنگرد با توجه به وضعیت عوارض منطقه متوجه شدند که می توانند عملیات محدودی را برای عقب زدن نیروهای مهاجم عراقی انجام دهند تا از فشار بر روی سوسنگرد کاسته شود. این عملیات محدود عملیات امام مهدی (عج) نام گرفت.

منطقه ی عملیات

شهر سوسنگرد در روز هفتم جنگ سقوط کرد اما با پایمردی نیروهای مردمی و تهاجم غافلگیر کننده ی آنان در روز دهم جنگ عراقی ها تا پشت بستان عقب نشینی کردند. پس از آن عراق دوباره از محور بستان به سمت سوسنگرد پیشروی کرد و پس از چند زد و خورد با مدافعین شهر در غرب شهر مستقر شد. پس از عملیات نصر و سقوط هویزه عراق از سمت جنوب هم به سمت سوسنگرد پیشروی کرد و در نتیجه در زمان انجام عملیات امام مهدی (ع) مواضع عراق در غرب و جنوب سوسنگرد تثبیت شده بود.

از نظر جغرافیایی محور اصلی عملیات در راستای جاده ی سوسنگرد-بستان (شمال غربی) و به موازات رود کرخه صورت می گرفت. این منطقه از سمت غرب به دشت، از سمت شمال به رودکرخه و از جنوب به رودخانه ی نیسان محدود می شود. تعداد زیادی از شاخه های رود کرخه در این منقطه عبور می کنند. برای عبور از رودخانه ی نیسان ،که در غرب سوسنگرد به صورت عمود بر رود کرخه واقع شده است، به همت نیروهای مردمی یک پل معلق توسط کابل و الوارهای چوبی نصب شد.

طراحی عملیات

در اواخر بهمن 59 فکر استفاده از عوارض زمینی و کانالهای موجود در منطقه برای ضربه زدن به عراق در بعضی از افراد سپاه سوسنگرد ریشه دواند. محمدعلی (عزیز) جعفری ،فرمانده ی فعلی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول طراحی عملیات به همراه در حدود 20 نفر کار شناسایی منطقه از سوسنگرد تا کنار رودخانه نیسان را به پایان رساندند و اطلاعات کافی از مواضع، استعداد و آرایش واحدهای دشمن را در آن منطقه به دست آوردند.

خاکریز عراق در غرب شهر در حدود 2 کیلومتر طول داشت ولی به خاکریزی که عراقی ها از سمت هویزه زده بودند وصل نبود. در حدود 2 گردان عراقی در پشت خاکریز صف آرایی کرده بودند و یک گردان احتیاط در اختیار داشتند.

قرار شد که یک گروه کوچک به صورت ایذایی از روبرو با افراد پشت خاکریز درگیر شود و همزمان دو گروه ، هر یک به استعداد هفتاد نفر، از دو طرف خاکریز را دور زده و تک اصلی را انجام دهند و تا روستای احیمر پیش روی کنند. برای اینکه اصل غافلگیری انجام شود تعدادی از نیروهای مردمی شروع به حفر کانالهایی کردند که تا نزدیکی خاکریز عراقی ها پیش می رفت بدون اینکه نیروی تک ور توسط مدافعین عراقی دیده شود.

به دلیل اینکه سپاه در آن زمان امکان پل زدن بر روی رودخانه را نداشت تا بتواند تجهیزات مهندسی خود را عبور داده و پس از عقب راندن عراقی ها اقدام به زدن خاکریز کند قرار شد تا در این عملیات فقط به انهدام نیروهای دشمن اکتفا شود و پس از آن نیروها به پشت خاکریز خودی بازگردند. در آخرین روزهای طرح ریزی عملیات قرار شد تا تیپ 55 هوابرد ارتش آتش تهیه ی مورد نیاز عملیات را برعهده بگیرد.

کپی کالک عملیاتی که توسط سردار جعفری تهیه شده بود. کانالهایی که توسط مدافعین سوسنگرد تا خطوط عراقی ها زده شدند به صورت خط چین به نمایش درآمده اند.

آغاز عملیات

در ساعت 8 صبح روز 26/12/59 با شروع آتشباری تیپ 55 هوابرد به مدت 5 دقیقه عملیات امام مهدی (عج) شروع شد. مدافعین عراقی که کاملا غافلگیر شده بودند با حمله ی گازانبری واحدهای تک ور از دو سو مواجه شدند و به سرعت تسلیم شدند. یکی از گردانهای عمل کننده در طی 2 ساعت توانست 4 کیلومتر در مواضع دشمن پیش روی کند. در ساعت 10:30 عملیات به پایان رسیده بود و نیروها آماده ی بازگشت به خاکریز خودی بودند که پاتک عراقی ها  آغاز شد. رزمندگان سپاه توانستند با موفقیت و حمایت توپخانه ی ارتش عقب نشینی کرده و به خط خودی بازگردند.

در طی عملیات امام مهدی (عج) تعدادی تانک و نفربر به غنیمت گرفته شد که چون پلی بر روی رودخانه ی کرخه در دست نبود نیروهای تک ور نتوانستند آنها را به عقب انتقال بدهند.

پل معلقی که توسط کابلهای فلزی و قطعات الوار بر روی رودخانه ی نیسان بسته شد.


پس از نبرد

مهمترین نتیجه ی عملیات امام مهدی (ع) بالارفتن روحیه ی رزمندگان ،چه ارتشی و چه سپاهی، بود. از ابتدای جنگ با عراق این اولین عملیاتی بود که با طرح و برنامه پیش رفته بود و کاملا به موفقیت رسیده بود. نتیجه ی بعدی این عملیات رسیدن نیروهای سپاه به این خودباوری بود که می توانند به صورت مستقل و بدون حضور ارتش عملیاتی را طراحی کرده و اجرا کنند. تا آن زمان نیروهای سپاه اغلب در مواضع دفاعی بکار گرفته می شدند و در زمان حمله نیز نقش پیاده نظام را در کنار واحدهای زرهی و مکانیزه ی ارتش بازی می کردند.

الگوی تهاجمی پیاده نظام بر علیه زرهی ،که در این عملیات بکاربرده شد، بعدها به صورت الگوی ثابت حملات سپاه پاسداران درآمد. راهکارهای ارائه شد در عملیات امام مهدی (ع) 2 ماه بعد در عملیاتهای غرب سوسنگرد و امام علی (ع) و برای بازپس گیری تپه های الله اکبر در شمال سوسنگرد و با موفقیت بکارگرفته شدند و سبب شد تا عراقی ها تا نزدیکی دهلاویه عقب نشینی کنند.


سردار محمدعلی (عزیز) جعفری فرمانده ی فعلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

نگارش و تحقیق


رضاکیانی موحد


فهرست منابع

دشت آزادگان در جنگ-  اطلس راهنما-4- ابوالقاسم حبیبی، فریبا آهنگرزاده- مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه چاپ دوم 1387

کالکهای خاکی- خاطرات شفاهی سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری- کتاب یکم- انتشارات سوره مهر چاپ دوم 1392




شاهین آسمان

رضاکیانی موحد

سرهنگ محمد ریّان در زمان آغاز حمله عراق به ایران خلبان میگ-21 بود. او در سال اول جنگ ادعا کرد که 2 فروند اف-5 ایرانی را به زیر کشیده است. ادعایی که بعدها تأیید شد. تجربه ی پروازی و مهارت وی سبب شد که در سال 1981 با درجه سروانی به اسکادران میگ-25 منتقل شود و بتواند با این جت جادویی 8 پیروزی هوایی دیگر به دست آورد(4 پیروزی وی با میگ-25 توسط منابع غربی تأیید شده است). اجازه پرواز با میگ-25 نشان دهنده ی توانایی های ریان بوده است چرا که مستشاران روسی ،که در خدمت رژیم عراق بودند، در آن زمان به هر خلبانی اجازه پرواز با فاکس بت هایشان را نمی دادند. بیشتر شکارهای ریان فانتومهای ایرانی بوده اند. ریان در سال 1986 به درجه سرهنگی رسید و هواپیمایش توسط یک فروند تامکت ایرانی شکار شد. 8 شکار با میگ-25 ریان را در صدر فهرست خلبانهایی که با فاکس بت پرواز کرده اند قرار می دهد و بعید است که در سالهای آتی کسی بتواند رکورد او را بشکند.

منبع

http://en.wikipedia.org/wiki/Mohommed_Rayyan

تلگراف


"خداوند به شما در راه خیر و تحقق هدفهای امت ما در وحدت، آزادی و سوسیالیسم توفیق دهد."

جمله ی پایانی تلگراف علمای دینی عراق به مناسبت سالگرد جنگ بدر برای صدام حسین



منبع عبور از مرز؛ علی لطف الله زادگان، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

چ مثل چمران

رضاکیانی موحد

بحث مدیریت جنگ که پیش می آید ناخودآگاه یاد خدابیامرز چمران می افتم. چمران هم از ان اسطوره هایی است که هر چه ازش بیشتر بگوییم کم گفته ایم. مثلا در ویکیپدیا درباره ی ایشان نوشته اند که در درس ترمودینامیک نمره ی 22 گرفت.(جل الخالق) یا اینکه "در مصر با مشاهده جریان ناسیونالیسم عربی به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و جمال ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن قدر قوی است که نمی‌توان به‌راحتی با آن مقابله کرد و به دنبال آن به چمران و یارانش اجازه داد که در آن کشور نظرات خود را بیان کنند." که من یکی اگر سرم برود و شخص جمال عبدالناصر از قبر بیرون بیاید و به این جریان اذعان کند آن را باور نمی کنم. یا این داستان که بوی جیمزباند ازش به مشام می رسد:" هنگامی که منطقه شیعه نشین نبعه توسط فالانژها محاصره شده بود، چمران در مأموریتی خطرناک، سوار بر زره‌پوشی از ارتش لبنان، خود را به داخل منطقه محاصره شده می‌رساند. در میان راه فالانژیست‌ها زره‌پوش را متوقف می‌کنند و می‌خواهند در آن را باز کنند که چمران از داخل دستگیره در را محکم می‌گیرد و آنها فکر می‌کنند در قفل است و وقتی از شیشه کوچک به داخل نگاه می‌کنند او خود را پنهان می‌کند؛ آنها نیز با تصور اینکه کسی داخل نیست منصرف می‌شوند. چمران پس از سه روز ماندن در نبعه تصمیم به مراجعت می‌گیرد. برای بازگشت زره‌پوشی نبود؛ لذا با ارمنی‌ها تماس می‌گیرد؛ ارمنی‌ها در قبال گرفتن پول شیعیان را به بیروت می‌رساندند و اکثریت آنها در میان راه به اسارت می‌افتادند و کشته می‌شدند. چمران با اتومبیل، همراه سه نفر ارمنی، وارد منطقه فالانژیست‌ها می‌شود و در پست ایست و بازرسی فالانژها با استفاده از گذرنامه یک شخص فرانسوی که شباهتی به چمران داشته، شروع به صحبت به زبان فرانسه با مأمورین می‌کند و بدین ترتیب از محاصره آنها خارج می‌شود. " از همه جالبتر اینجاست:" او در اهواز، در زمانی که حتی مغازه نانوایی بسته بود، یک مرکز پژوهشی راه‌اندازی کرد. وی ساخت اولین موشک پرتابی در سال ۵۹ در اهواز، ساخت موشک‌های زیرآبی، ساخت نخستین زیردریایی بومی، ساخت زیردریایی‌های چریکی که نمونه به روز شده آن تاکنون مورد استفاده قرار می‌گیرد و ساخت خمپاره ۶۰ را در سخت ترین شرایط و زیر آماج گلوله‌های دشمن انجام داد. طرح زیردریایی شاخصترین پروژه نظامی دکتر بود که جهت انهدام و شناسایی منطقه برای نخستین بار توسط وی مطرح شد. این زیردریائی سرعتی بالغ بر ۲۸ گره دریایی، ظرفیت سه سرنشین و عمق غوص ۱۰۰ متر از جنس فولاد داشت که چهار موتور، وزن ۱۶ تنی آن را به پیش می‌برد." معلوم نیست زیردریایی که ساخته نشده چطور سرعتش به 28 گره (توجه دارید که 28 گره تقریبا معادل 50 کیلومتر در ساعت است) می رسیده و اصلا چرا زیردریایی که باید در آبهای کم عمق رودخانه ها حرکت می کرده باید توانایی 100 متر غوص را داشته باشد.

هر چه که بود و هر که بود چمران از نمونه مدیران جنگی بود که فقط و فقط برای دفاع مقدس از شکم دهر زائیده شده بودند. کسی که جبهه ی جنگ با عراق را با تپه ماهورهای لبنان اشتباه گرفته بود و ترجیح می داد به جای هدایت نیروهایش از سنگر فرماندهی نقش دیده بان خمپاره را بازی کند. قبایی که به هرحال به قامت وی برازنده تر از ردای سرداری بود:

"نزدیک سپیده بود که به نیروهایش گفت بنشینند و خودش رفت پنجاه متر جلوتر پشت یک خاکریز. دوربین در آورد و از بالای خاک ریز آن طرف را نگاه کرد. بعد برگشت به من گفت« می خواهی بیایی عراقی ها را ببینی؟ »... بلند شدم دنبالش رفتم. پشت خاکریز که رسیدیم رفتم بالا و دوربین را گرفتم جلوی چشمم. درست آن طرف خاکریز در سی چهل متری ما یک ساختمان بود با کلی تیربار و مهمات  که عراقی ها مقابلش راه می رفتند و حرف می زدند... چمراه با بی سیم گرای ساختمان را به نیروهایش داد و آنها هم شروع کردن به زدند...."

خاطره از بهرام محمدی فرد؛ همشهری داستان-شماره 44-خرداد 93

عکس معروف زیر متعلق به همین خاطره است و توسط بهرام محمدی فرد گرفته شده :

 
  • تعداد صفحات :18
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان