تبلیغات
جنگها و تاریخ - مطالب جنگ ایران-عراق
جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

اسطوره در برابر قهرمان؛ قسمت دوم

رضاکیانی موحد

قبلا نوشته بودیم که با کوشش های سیستماتیک جمهوری اسلامی پس از جنگ بسیاری از قهرمانان و فرماندهان عالی جنگ تبدیل شدند به اسطوره هایی که بیشتر از آنکه جنگجو باشند هاله ای از تقدس مردم را از نزدیک شدن به آن باز می داشت. ظاهرا ما تنها کسانی نیستیم که غم این وضع را  داریم و هستند افرادی از درون خود نظام و از میان بازماندگان جنگ که با این اسطوره سازی سیستماتیک مخالفند:

...باید جاذبه های قوی در کتابخانی تزریق کرد که فرد به کتاب مراجعه بکند. حالا اگر دو واحد درسی راجع به جنگ در دانشگاه گذاشتیم، [دانشجو] آمد و کتاب ارتش را خواند و راجع به پدیده ای برداشتی کرد، کتاب سپاه را خواند و برداشت دیگری کرد، خاطره فرمانده ای را شنید و برداشت سومی کرد، این چه خواهدگفت؟ او از درون متلاشی خواهدشد و متاسفانه بسیاری از مستندهای تلویزیونی، فیلمهای سینمایی، کتب خاطره، حتی کار بسیار مهم رویات جنگ و راویان جنگ در ایام راهیان نور، به دلیل تأکید بر حماسی بودن جنگ، موضوعات و پیرایه هایی به جنگ بسته می شود، که غیر از آه برای نسل جوان ،و نه عبرت، چیزی به ارمغان نمی آورد. از شهدای جنگ، اسطورهای غیرقابل تقلید ساخته می شود. این فردی که این را می سازد، خیال می کند دارد خدمت می کند، درحالیکه این خدمت نیست. این منزوی سازی است...

گوشه ای از سخنرانی دریابان علی شمخانی در مراسم رونمایی از کتاب روند جنگ ایران و عراق در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران اردیبهشت 1392

منبع: فصلنامه نگین ایرانشماره 44 بهار 92 صفحه 131

دروغ13- قسمت سوم

قسمت اول

قسمت دوم

رضاکیانی موحد

یکی از دروغهای 13 که به کرّات از زبان مسئولین ،و به ویژه فرماندهان سپاه در زمان جنگ، شنیده می شود این عبارت است که « جنگ ایران و عراق تنها جنگی در 200 سال گذشته بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است[i][ii].» این دروغ به حدی تکرار شده است که حتی استاد بی بدیلی چون استاد رائفی پور ،که از اوتاد و اقطاب زمانه ی ما می باشند و چه بسا که از معجزات قرن بیست و یکم، نیز آن را در سخنرانی هایشان تکرار می کنند.

این دروغ البته یک دروغی عادی نیست چرا که در حقیقت ترکیبی است از دو دروغ کوچکتر. اینکه ادعا می کنند این جنگ در 200 سال گذشته تنها جنگی بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است سبب می شود که دروغ دوم هم در دل آن مستتر بشود و البته منظور اصلی از ساختن این دروغ 13 هم در اصل همان دروغ دوم است. دروغ دوم به صورت ضمنی ادعا می کند که ما در جنگ با عراق هیچ قسمتی از خاک خودمان را به دشمن واگذار نکردیم.

اول بپردازیم به دروغ اول: بزرگترین جنگهایی که در دوران قاجاریه ایران را مشغول خود کردند عبارتند از جنگهای اول و دوم ایران و روس (1218 تا 1228 و 1241 تا 1243) که قسمتهای مهمی از شمال غربی ایران در طی این جنگها به روسیه ی تزاری واگذار شد. اما حقیقتی که از آن غفلت می شود این است که 8 سال پس از پایان دوره ی اول جنگهای ایران با روسیه عباس میرزا با عثمانی وارد جنگ شد و ولیعهد شجاع فتحعلی شاه  توانست با رشادت بی نظیرش ارتش عثمانی را درهم بکوبد. نتیجه ی این جنگ با عثمانی این بود که تحت معاهده ی ارزروم حکومت عثمانی مرزهای غربی ایران را به رسمت شناخت. پس جنگ ایران و عراق در 200 سال گذشته تنها جنگی نبوده که ایران خاکی از دست نداده بلکه در آخرین جنگ ایران با عثمانی نیز ایران خاک خود را از دست نداد.

از سوی دیگر اگر بخواهیم بر اساس حقوقی بحث کنیم چون ایران در جنگ جهانی دوم به آلمان اعلان جنگ داد پس ایران را باید یکی از دولتهای متفقین به حساب بیاوریم. البته از یاد نمی بریم که با مجاهدت قوام و در نهایت با اوتلیماتوم ترومن در این جنگ هم قسمتی از خاک ایران از دست نرفت.

پس می بینیم که جنگ ایران و عراق اولین جنگی در 2 قرن گذشته نبوده که ایران خاکی را از دست نداده است. نه تنها ما در این جنگ قسمتهایی از خاکمان را از دست ندادیم بلکه زمانی که ایران به ناچار مجبور شد که قطعنامه 598 را قبول کند قسمتهایی از خاک ایران در دست عراقی ها بود. زمانی که ماشین نظامی ایران در اثر آخرین حمله ی بزرگ خود از نفس افتاد و با حیله ی استراتژیک عراق درگیر جنگ های بی حاصل در کردستان عراق شد عراق توانست با چند حمله ی بزرگ و پشت سر هم فاو، شلمچه، جزایر مجنون و ارتفاعات استراتژیکی را در جبهه ی میانی از دست ایرانی ها درآورد[iii]. این ارتفاعات بر اساس قرارداد 1975 الجزایر به عراق واگذار شده بود اما به دلیل اینکه خطوط مرزی در قبل از انقلاب کاملا جابجا نشدند تا زمان انقلاب در دست ایران باقی ماندند و یکی از علتهای اصلی عراق در حمله به خاک ایران به دست آوردن این ارتفاعات بود. این قسمتها از خاک ایران ،بر خلاف تبلیغات رسمی و غیر رسمی، نه در اثر کوششها و مجاهدتها بلکه در اثر اشتباه استراتژیک عراق دوباره به ایران بازگشتند. در حدود 2 سال بعد عراق به کویت حمله کرد و در نتیجه صدام تصمیم گرفت تا برای اینکه خیالش از پشت سر راحت باشد مشکلات کهنه ی خود را با ایران حل و فصل کند. با رد و بدل شدن چند نامه بین صدام حسین و آقای هاشمی رفسنجانی ،رئیس جمهور وقت ایران، صدام راضی شد که در روز 26 مرداد 69 اراضی اشغالی ایران را تخلیه کند. اگر نبود این اشتباه فاحش صدام شاید هنوز هم قسمتهایی از خاک ایران در دست عراق باقی مانده بود.

اما چرا این دروغ به این حد تکرار می شود؟ فهمیدنش چندان هم سخت نیست.

 

نقشه ی بالا مناطقی از خاک ایران را نشان می دهد که پس از پذیرش آتش بس بین ایران وعراق در دست عراق باقی ماند.این ناحیه از مهران شروع شده و تا بستان ادامه پیدا می کند. منبع :کتاب سیری در جن ایران وعراق جلد ششم ویرایش دوم مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محمددرودیان صفحه 198

(برای بزرگ شدن نقشه بر روی آن کلیک کنید)

 



[i] - این ادعا توسط افراد مختلف و در مناسبتهای مختلف و توسط افراد مختلف تکرار شده است. مثلا می توانید نگاهی به اینجا بیندازید یا مثلا اینجا یا اینجا و یا اینجا.

[ii] به تازگی دکتر-سرلشکر محسن رضایی 100سالی به این عدد افزوده است و مدعی است که در 300 سال گذشته. نگاه کنید به سایت رسمی ایشان.

[iii] - آقای رفسنجانی در جواب نامه ی دوم خود به صدام پس از پایان جنگ به این مناطق استراتژیک بدین صورت اشاره می کنند:" بسیاری از مواضع خاک ایران باقی ماندند من جمله شهرهای نفت شهر و خسروی و مهران و ده ها روستا و ارتفاعات که شرایطی متفاوت با جبهه ی جنوب داشت که اکثر آن مناطق از اول جنگ تا امروز در اشغال نیروهای شماست و بعید است که فرماندهان شما حقیقت را از شما مکتوم داشته باشند". رفسنجانی آشکارا اعتراف می کند که پس از پایان جنگ این مناطق هنوز در دست عراق باقی مانده اند. متن کامل این نامه را می توانید در اینجا بخوانید.

ما هرچه داریم از جبهه داریم.

نتیجه تصویری برای سردار احمد کاظمی

ما هرچه داریم از جبهه داریم. ما یک آدمی بودیم که چند سال درس خوانده بودیم و رعیت بودیم و کشاورز بودیم. آمدیم اینجا که جنگ و چیز یادگرفتیم، مسائل دنیا را سردرآوریم.

احمدکاظمی فرمانده تیپ نجف اشرف در عملیات رمضان جلسه ی توجیهی فرماندهان سپاه10 مرداد 61 قرارگاه کربلا

 
  • تعداد صفحات :29
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان