جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

غلامرضا پهلوی و KGB

به کلی سری مورخ 15/9/57

به تیمسار ریاست ساواک

از: اداره کل هشتم

موضوع: والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی و بیژن جهانبانی

محترما به عرض عالی می رساند.

در مهر سال 57 سرویس اطلاعاتی فرانسه اطلاع داد که یکی از خاندان جلیل سلطنت که در سال 1339 در حدود 30 سال داشته و مسئول امور جوانان و ورزش کشور ایران بوده با سرویس اطلاعاتی شوروی همکاری دارد که پس از بررسیهای لازم و جمع آوری قرائن مشخص شد که به احتمال زیاد این مأمور، والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی است که مراتب مشروحا به عرض رسیده و مقرر گردید که مراقبتهای لازم به عمل آید.

در اجرای عوامل صادره بر جمع آوری سوابق موجود تلفنهای دفتر والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی که رئیس دفتر آن تیمسار گیلانشاه می باشد تحت کنترل قرارگرفت و نتایج زیر حاصل گردید.

  1. نتیجه کنترل تلفن مورخه 8/9/57 دفتر شاهپور غلامرضا پهلوی حاکی است که یکی از اتباع شوروی با استفاده از تلفن مذکور در بازرگانی شوروی با شخصی به نام نیکلاویچ شوالف مذاکره نموده و برای بیژن جهانبانی با وی قرار ملاقات گذاشته اشت.
  2. سوابق موجود از بیژن جهانبانی حاکی است که مشارالیه از رابطین KGB در ایران است و با بوریس چیچرین افسر اطلاعاتی KGB که از ایران رفته است تماس داشته و از طرف ستاد KGB به چیچرین دستور داده شده بود که ضمن تماس با جهانبانی به او بگوید که اطلاعاتی را که به KGB داده فاقد بهره می باشد.
  3. نمایندگی ساواک در کشور فرانسه در سال 55 اطلاع داده بود، جهانبانی در چند سال قبل به منظور شرکت در کمیسیون اقتصادی به شوروی دعوت می گردد و با چند دختر روسی که همگی از عوامل KGB بوده اند به سر می برد.
  4. بیژن جهانبانی در تاریخ 7 آبان 57 نیز به مدت یک هفته در شوروی بوده است.

نظریه:

  1. در مورد بیژن جهانبانی سوابق امر نشان می دهد که محتملا مقامات شوروی نامبرده را در سال 1355 که به مسکو مسافرت نموده بود به استخدام خود در آورده اند.
  2. بیژن جهانبانی با والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در کارخانه ریسندگی و بافندگی کرج شریک می باشد و از طرفی این کارخانه از چند سال قبل تا به حال محصولات خود را به شوروی می فروشد و احتمال دارد که بیژن جهانبانی از طریق والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی که از سال 1345-1346 با کادر اطلاعاتی بازرگانی شوروی تماسهایی داشته اند به شوروی ها معرفی شده باشند.
  3. ملاقاتهای تیمسار گیلانشاه با گناوی کازانکین معاون نمایندگی KGB در ایران جالب توجه است و بعید نیست گیلانشاه در جریان کیفیت روابط والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی با شوروی ها بوده باشد و به نظر می رسد که سرویس اطلاعاتی شوروی به منظور انجام مقاصد خاص خود به کلیه افرادی که به نحوی با شاهپور غلامرضا پهلوی رابطه دارند ارتباطاتی برقرار نموده است.
  4. با توجه به مفاد اطلاعیه سرویس فرانسه و سوابق موجود مبنی بر تماس مستمر افسران اطلاعاتی شوروی تحت پوشش معاملات بازرگانی با شاهپور غلامرضا پهلوی چنین به نظر می رسد که مأمور KGB در دربار شاهنشاهی باید والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی باشد.

پیشنهاد

چون والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در خارج از کشور به سر می برد و امکانات کافی جهت کنترل فعالیتهای ایشان وجود ندارد و از طرفی بیژن جهانبانی و تمیسار گیلانشاه به احتمال قوی در جریان نحو ارتباط ایشان با شورویها می باشند لذا در صورت تصویب پیشنهاد می گردد:

در موردانجام عملیات میکروفن گذاری یا نصب فرستنده در دفتر والاحضرت بررسی و در صورت امکان اقدام شود.

از تیمسار گیلانشاه و بیژن جهانبانی عملیات تعقیب و مراقبت به عمل آید و کیفیت فعالیت آنان مشخص گردد.

صدور هر گونه نظریه موکول به رأی عالی است.

رئیس بخش-فراز

معاون عملیاتی-فاضل علوی

سرپرست اداره کل-آصفی

بند ب درباره بیژن جهانبانی

مراقبت درجه 1 و درباره گیلانشاه مراقبت درجه 2 انجام شود.16/9

مراب فوق به رهبر عملیات اجرا کننده طراح ابلاغ گردید.21/9

 منبع: فصلنامه مطالعات تاریخی

مردم را رها کنید

در حدود یک سال قبل از حمله ی صدام به ایران و در طی کنفرانس غیرمتعهدها در کوبا ابراهیم یزدی،وزیر امور خارجه دولت موقت، و صدام حسین تکریتی،معاون ریاست جمهوری وقت عراق، با هم گفتگویی کردند تا از تشنج بین دو همسایه کاسته شود. متن این گفتگو توسط وب سایت گفتگوی ایرانی منتشر شده است. به هرحال این هم از فرصت سوزیهای دوستان بود که سبب شد جنگی ویرانگر این دو همسایه را 8 سال اسیر خود کند. خواندن این مذاکره ی تاریخی  را به دوست داران تاریخ توصیه می کنم.

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم؛ خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت


سردار سلیمانی همچنین ایران را کشوری صلح‌طلب نامید که همواره با مدارا و صبورانه رفتار کرده و هیچ گزندی به کشورهای همسایۀ خود وارد نکرده است.  

وی در این باره گفت: «در طول تاریخ هیچگاه ایران اسلامی نسبت به سعودی‌ها به رغم نامشروع بودنشان و این‌که مردم هیچ‌گونه نقشی در سلطه و حکومت ندارند و در واقع این حکومت در سطله یک خانواده است؛ ماجراجویی نکرده و اتفاقا برعکس این جریان، این سعودی‌ها بودند که علیه ما و اسلام همواره به دنبال ماجراجویی بوده‌اند.»

سردار قاسم سلیمانی، فرمانده محترم سپاه قدس، دو خصوصیت ویژه دارند که بنا به این دو خصوصیت نمی توان ایشان را دروغگو خطاب کرد. اول اینکه ایشان فردی مومن هستند و دوم اینکه از مسولان محترم نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشند. پس اینکه ایشان خطاب می کنند که همواره ایران بامدارا و صبورانه با همسایگانش رفتار کرده و هیچگاه نسبت به عربستان سعودی ماجراجویی نداشته را می توان به حساب ضعف حافظه ی ایشان گذاشت. برای اینکه کمکی به حافظه ی سردار کرده باشیم، چرا که سردار بی حافظه از تفنگ بدون ضامن هم خطرناک تر است، بد نیست نگاهی به  فهرست زیر بیندازیم تا ببینیم صبر و مدارای جمهوری اسلامی از چه گونه ای بوده است:

 نسبت دادن القاب زشت و تحقیر آمیز به سران و پادشاهان کشورهای همسایه از تریبونهای رسمی جمهوری اسلامی (نمازجمعه، رادیو، تلویزیون و روزنامه هایی که از بیت المال ارتزاق می کنند) بر خلاف نص صریح قران(آیه 11 سوره مبارکه حجرات) مانند: خنازیرالخلیج، دست نشانده، آلت دست، عروسک خیمه شب بازی، شیخک و....

مهمان کردن دشمنان سیاسی و گروه های مخالف این حکومتها در ایران و پناه دادن به آنها.

تجاوز به حریم هوایی عربستان که منجر به سقوط یک فروند فانتوم ایرانی در تاریخ پانزدهم خرداد1363 شد.

مین ریزی بر سر راه تانکرهای نفتی عربستان سعودی و کویت در طی جنگ نفتکشها.(مثلا حمله به نفتکش کویتی ام القصبه در روز 13 می 1984 و ده ها مورد دیگر)

ارسال مواد منفجره (و به روایتی موشک) به عربستان جهت آشوب آفرینی در این کشور در سال 1365.

حمله به سفارتخانه کویت و عربستان سعودی در تهران در اعتراض به دولت عربستان و کشتار زائران مکه در سال 1366.

حمله به سفارتخانه شوروی [سابق] در سال 1367.

جمع شدن برای حمله به بندر نفتی خفجی در اطراف جزیره ی فارسی و لغو حمله به دلیل آگاه شدن عربستان از ماجرا.

به آتش کشیدن سفارتخانه عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد در سال 1394.


فکر کنم همین تعداد اندک برای نشان دادن صبر و مدارای جمهوری اسلامی کافی بود. بقیه را انشالله وقتی سردار حافظه شان را بازیافتند خودشان انشاء خواهند نمود.

رضاکیانی موحد




آبکی

محمدجواد لاریجانی گزارش حقوق بشری ضدایرانی احمد شهید را گزارشی مغرضانه و آبکی دانست و گفت: ایران پرچمدار مبارزه با تروریسم است.....ما در این باب سیاست روشنی داریم و تروریسم را تحمل نمی کنیم؛ کسانی که آلوده به تروریسم شوند طبعاً در دادگاه های ما به احکام مختلف محکوم می شوند.
منبع: اینجا
توضیح: نیازی به توضیح نیست. در پست قبلی درباره ی این قضایا به اندازه کافی صحبت کردیم.

آب به آسیاب دشمن ریختن

گاهی اوقات بعضی از مسئولین عزیز حرفهایی می زنند که جز "آب به آسیاب دشمن" ریختن نمی توان نامی بر آنها نهاد. از یک طرف هرگاه که صحبت از "تروریسم دولتی" پیش کشیده می شود جهان غرب انگشتها را به سوی ایران نشانه می رود، از سوی دیگر نظام مقدس جمهوری اسلامی اظهار می کند که با تروریستها هیچ رابطه ای ندارد و از ابتدای انقلاب خود قربانی تروریسم بوده است و از سوی دیگر دکتر قاضی زاده هاشمی ،وزیر محترم بهداشت دولت تدبیر و امید، در گفتگویی با همشهری مقاومت ادعا می کنند که عماد مغنیه (معروف به حاج رضوان) در حقیقت یک هواپیماربا بوده که با وجود اینکه عمل هواپیماربایی در ایران یک جرم تروریستی محسوب می شود این شهید بزرگوار آزادانه به ایران رفت و آمد می کرده است.
نگاه کنید:
گویا شما با عماد مغنیه هم دو دیدار داشته اید؟
نه دیگه، اینها را نپرسید!
اتفاقا یکی از مهمترین سوالات ما هم همین موارد است. البته فکر نمی کنم که آن موقع مغنیه را می شناختید؟
اولین آشنایی ام با مغنیه در حرم حضرت زینب(س) بود که هنوز حزب الله تشکیل نشده بود. من هم دانشجو بودم و با تعدادی از دانشجویان رفته بودیم سوریه، آنجا قبل از نماز صبح با یک جوان لبنانی آشنا شدیم که می گفت اول انقلاب یک هواپیما را آورده بوده به ایران که مرحوم بازرگان نگذاشت پناهنده شوند و سه روز هم مانده بودند و در نهایت مجبور شده بودند برگردند لبنان..... سالها گذشت یک نفر زنگ زد منزل ما و گفت که من عماد هستم(فارسی صحبت می کرد) گفت من آمده ام مشهد. گفتم بیایم دنبالت؟ گفت نه، من چند ساعت بیشتر نیستم. آمدم زیارت و برگردم. گفت بیا همدیگر را ببینیم. من رفتم خیابان تهران جلوی مسافرخانه قرار گذاشته بودیم. بعدا که تحقیق کردم فهمیدم عماد اصلا در آن مسافرخانه ساکن نبوده. دو ساعت با هم بودیم. فکر کنم ماه مبارک رمضان بود. من برگشتم خانه، بعد که اخبار را گوش کردم فهمیدم یک هواپیمای کویتی ربایش شده و آوردندش مشهد. فهمیدم احتملا عماد آنجا بود. بعدا متوجه شدم که بله اینطور بوده است. بعد از آن هم دیگر عماد را ندیدم.
ماهنامه همشهری پایدارین، مهر1394، شماره 146 مصاحبه با دکتر هاشمی
Imad Mughniyah.jpg
خوب سوالی که ممکن است معاندین بپرسند این است که با توجه به اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران طبق قرارداد بین‌المللی جلوگیری از تصرف غیر قانونی هواپیما،کنوانسیون جلوگیری از اعمال غیر قانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری،قانون مجازات اخلال کنندگان در امنیت پرواز هواپیما و خرابکاری در وسائل و تأسیسات هواپیمایی و کنوانسیون توکیو راجع به جرائم و برخی از اعمال ارتکابی دیگر در هواپیماوظیفه داشته تا ایشان را دستگیر کنند چطور به ایشان اجازه داده تا آزادانه در ایران رفت و آمد کند؟

 
  • تعداد صفحات :16
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان