منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 16 فروردین 1393 07:51 ب.ظ نظرات ()




    تصویری که در بالا مشاهده می کنید، رئیس جمهور وقت ایران جناب اقای رفسنجانی و همچنین جناب آقای روحانی رئیس جمهور کنونی ایران را در کنار رئیس جمهور جمهوری آذربایجان حیدر علیف، در حال بازدید وضعیت  و عیادت از مجروحان جنگی در خاک جمهوری آذربایجان نشان می دهد تا سند محکم دیگری برای دروغ بودن تبلیغات ضد ایرانی هدفدار وهمه روزه و ناسپاسانه دولت باکو و عوامل آن باشد.


    پس از فروپاشی شوروی، در منطقه قره باغ جنگی صورت گرفت که به اشغال 20 درصد خاک جمهوری آذربایجان ختم شد. دلایل و بررسی این جنگ خارج از حوصله این متن می باشد. اما در آن زمان سیاست دولت ایران خاموش کردن جنگ و اعتقاد بر مذاکره بین دولتهای ارمنستان و باکو برای حل و فصل مساله می بود ولی به علت مسلمان بودن مردم آذربایجان شروع به کمکهای زیادی به طور غیر علنی به مردم و دولت جمهوری آذربایجان نمود. سیاست ایران باعث ایجاد قرارداد آتش بس در سال 1991 بین دو طرف گردید که با کارشکنی 2 گروه آتش جنگ دوباره شروع شد.  تندورهای موجود در جمهوری آذربابجان که ایران را خطری برای قدرت دولت خود و ترس از خواست مردم در آینده برای الحاق دوباره به ایران بود می دانستند، چه آنکه در همان روزهای نخست فروپاشی شوروی عده ی زیادی از مردم آن نواحی به مرزها آمده و اقدام به نابودی حصارهای مرزی نمودند، به همین دلیل از همان زمان تا به الان ، همه روزه تبلیغات ضد ایرانی به دروغ در رسانه ها ادامه دارد و پشت این سیاست دولت باکو نیز امریكایی‌ها و اسرائیلی‌ها به كمك نهادهای ضد ایرانی در جمهوری آذربایجان هستند. مورد بعد نیز اقدام ارمنستان به کمک روسها بود،چون روس‌ها  می‌خواستند ابتكار عمل در دست آنان باشد، عملا توافق بدست آمده را با کمک به اشغال دالان راهبردی " شوشا و لاچین" از طرف ارمنی‌ها نقض كردند و تا به امروزه نیز پشتیبان اصلی و حمایتگر ارمنستان می باشند و حتی پایگاههای مختلف نظامی به عنوان مثال پایگاه نظامی 102 ، در این کشور دارد. متاسفانه وضعیت بغرنج فعلی که از آن زمان تا به حال پا برجا مانده است به علت دخالتها و رقابتهای دولتهای روس و آمریکا همچنان ادامه دارد. و گروه مینسک که سالهاست باید نقش میانجیگری و حل و فصل موضوع را داشته باشد عملا کاری به علت این دخالتها و رقابتها صورت نداده است و وضعیت فعلی تنها به سود این قدرتها بالخصوص روسها می باشد که اقدام به فروش سلاح به هر 2 طرف ماجرا می کنند.

    کمکهای ایران که نه تنها با قدردانی دولت باکو مواجه نشده است بلکه این دولت همه روزه تبلیغات بر علیه ایران صورت می دهد تا جاییکه ایران را حامی ارمنستان نیز معرفی می کنند و سعی بر ایجاد ذهنیت بد نسبت به ایران در مردم آن دیار دارد تا شاید بتوانند از این راه تاریخ و فرهنگ و مذهب و یکی بودن مردم این 2 دیار را لاپوشانی کرده و ایجاد دشمنی و اختلاف کنند.

    با اینکه ایران، خود جنگی خانمانسوز و ویرانگر به مدت 8 سال را پشت سر گذاشته بود و شدیدا در ضعف و کمبود قرار داشت،از کمکهای ایران می توان به مداوای مجروحان جنگی در بیمارستانهای خود، ایجاد اردوگاههای آوارگان توسط ارتش و هلال احمر  در نقاط مختلف مرزی به عنوان مثال در بیله سوار که نزدیک به یک میلیون نفر را پذیرایی کرد. تامین مایحتاج و نیاز به انرژی مردم نخجوان و آذربایجان ، آموزش نظامی به نیروهای آذربایجانی و فرستادن نیروهای داوطلب به آنجا که با قدرت گرفتن تندروها آنها از آنجا اخراج شدند، فرستادن رزمندگان شیعه افغانی به آنجا برای نبرد، ایجاد یک جاده ارتباطی بین خاک جمهوری آذربایجان و منطقه خود مختار نخجوان که هیچگونه راه ارتباطی به واسطه وجود ارمنستان با یکدیگر ندارند و حتی امروزه نیز این جاده به صورت رایگان استفاده می شود. اقدام کمیته امداد امام خمینی در آنجا که تا 1 سال پیش حدود 40 هزار خانوار تحت پوشش بودند. کمکهای نقدی میلیون دلاری هر ساله برای حمایت از مردم آنجا. ورود آزادانه به ایران و استفاده از خدمات درمانی و خرید مایحتاج برای مردم آن ناحیه ، طرح ساخت بیمارستان بزرگ در نقطه مرزی پارس اباد مغان برای رفاه، راحتی و کمک بیشتر به مردم آن سوی ارس و بسیار موارد دیگر که فرصتی برای بیان آنها در اینجا نیست .

    تصویری که در بالا مشاهده می کنید، رئیس جمهور وقت ایران جناب اقای رفسنجانی و همچنین جناب آقای روحانی رئیس جمهور کنونی ایران را در کنار رئیس جمهور جمهوری آذربایجان حیدر علیف، در حال بازدید وضعیت  و عیادت از مجروحان جنگی در خاک جمهوری آذربایجان نشان می دهد تا سند محکم دیگری برای دروغ بودن تبلیغات ضد ایرانی هدفدار و همه روزه و ناسپاسانه دولت باکو و عوامل آن باشد.


    به ما در فیسبوک بپیوندید!



    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



    پایان شرم آور یوگسلاوی


    اسناد تأسیس نیروی هوایی سپاه


    گر حکم شود که مست گیرند


    عملیات گزش


    اعلان جنگ آمریکا به ژاپن

    قرارداد محرمانه مولوتوف-ریبن تروپ




    آخرین ویرایش: شنبه 16 فروردین 1393 10:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 3 اسفند 1392 08:44 ب.ظ نظرات ()
    چقدر پشت سر این بنده ی خدا حرف زدند. خداوکیلی طرف آخر روشن فکر بوده. خودتان ببینید.
    آخرین ویرایش: شنبه 3 اسفند 1392 08:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 17 بهمن 1392 02:02 ب.ظ نظرات ()

    رضاکیانی موحد

    دروغ 13 به دروغی گفته می شود که آن قدر حقیقت نما باشد که عموم مردم آن را به راحتی باور کنند. در طی 8 سال جنگ با عراق ،و پس از آن، درباره ی حقایق جنگ دروغهایی به مردم ایران گفته شد که از فرط تکرار، خود سازندگان آنها هم این دروغ ها را باورکرده اند. امروزه این گزاره ها به صورتی نهادینه در عمق باورهای مردم ایران جای بازکرده و عام و خاص ،جاهل و عالم، دوست و دشمن، داخل نشین و خارج نشین همواره همان دروغ ها را تکرار می کنند بدون هیچ شک و شبهه ای.

    یکی از دروغ های این چنینی این جمله است که "ما در طول جنگ با دست خالی در برابر عراق جنگیدیم در حالیکه تمام دنیا از عراق پشتیبانی می کرد و هیچ کس حاضر نبود به ما سلاحی بفروشد."

    یعنی واقعا می شود در جنگی که در طول هر روز آن صدها گلوله شلیک می شود ،و با توجه به ظرفیت محدود کارخانه های سلاح سازی و مهمات سازی ایران در آن زمان، بدون هیچ کمکی از خارج ایران 8 سال جنگیده باشد؟ آیا فقط این عراق بود که متکی به حامیان خارجی خود بود؟ هیچ کشوری از ایران در طول جنگ حمایت نکرد؟

    حقیقت اما چیز دیگری است. بسیاری از سلاح های خریداری شده در زمان شاه و قطعات یدکی آنها ،هر چند از طریق واسطه، به دست ایران می رسید. دفتر خرید شرکت نفت ایران در لندن وظیفه داشت به دنبال واسطه های غربی بگردد که این گونه ملزومات را بتوانند برای ایران فراهم کنند[i]. در بسیاری از موارد کشورهای غربی ،با اینکه در جریان این خریدها قرارداشتند، چشم بر روی آن می بستند. در جریان مک فارلین هم که همه می دانیم همین سلاح های آمریکایی ،که با واسطه به دست ایران رسیدند، سبب شدند تا سپاه بتواند فاو را از دست عراق خارج کند.

    اما بحث من درباره ی مورد بالا نیست. بحث من درباره ی کشورهایی است که پس از انقلاب ایران به حمایت از ایران برخواستند. کره ی شمالی ،سوریه و لیبی مشخصا در میان این کشورها قرار می گیرند. هر 3 کشور ،به همراه چین، در طول جنگ به رشد تکنولوژی موشکی در ایران کمک کردند. در حقیقت، در دوره ی حکومت شاه ارتش ایران توجه آنچنانی به این حوزه نکرده بود و تنها نمونه ی خریداری موشک برای ارتش عبارت بودند از موشکهای پدافند هوایی و موشکهایی که توسط هواپیما شلیک می شد. در زمینه ی موشکهای زمین به زمین ارتش ایران حرفی برای گفتن نداشت و موشکهایی که در انتهای جنگ به سوی عراق شلیک شدند موشکهای اسکادی بودند که توسط این 3 کشور ،و با چراغ سبز روسها، در اختیار ایران قرارگرفته بودند. کمبود موشکهای زمین به هوا در انتهای جنگ هم سبب شد تا سپاه پاسداران به خرید موشکهای سام-2 ساخت چین روی بیاورد و این گونه بود که پای چینی ها هم به این معادله بازشد. جالب است که بدانیم اولین سقوط میگ-25 توسط یکی از همین سام-2 ها و در اطراف پالایشگاه اصفهان صورت گرفت.

    با کمی جستجو می توان دریافت که ،برخلاف باور عامه، ایران چندان هم در برابر عراق دست تنها نبوده و با دست خالی نجنگیده است. در میان کشورهایی که در زمان جنگ به فروش جنگ افزار و مهمات به ایران پرداختند می توان به کشورهای ایتالیا، لهستان، رومانی، کره جنوبی، ویتنام و پاکستان اشاره کرد. اما برای اینکه مستندتر حرف زده باشم به گوشه ای از کتاب روند پایان جنگ ،که توسط سپاه پاسداران منتشر شده است، اشاره ای می کنم:

    علاوه بر این، در همین ایام لیبیایی ها که موشکهای ایران را علیه هواپیماهای عراقی شلیک می کردند از شلیک موشک امتناع کردند و به نظر می رسید این اقدام با روسها هماهنگ شده بود. (در پاورقی اضافه می کند): بنا بر توضیح آقای حسین دهقان ،جانشین وزیر دفاع، به دلیل پیش بینی قبلی، آمادگی لازم ایجاد شده بود و لذا پس از امتناع لیبیایی ها از شلیک و اخلال در سیستم موشک، دو روز بعد اولین موشک آماده ی شلیک شد.[ii]

    معمر قزافی از همان ابتدای جنگ ایران-عراق در کنار ایران قرارگرفت. او با ارسال تلگرافی به سایر اعضای اتحادیه ی کشورهای عربی بیان کرد: وظیفه ی اسلامی حکم می کند در این جهاد با ملت مسلمان ایران متحد شویم. نه آن که به نیابت از آمریکا با آنها بجنگیم.[iii]

    بر طبق سند بالا نه تنها لیبی به صورت سیاسی و لجستیکی از ایران در برابر عراق پشتیبانی می کرده، بلکه مستشاران و  خدمه ی کافی برای راه اندازی سیستمهای موشکی ایران را هم فراهم کرده است. آیا با این وجود بازهم می توان گفت که ایران یک تنه به جنگ تمامی دنیا رفته است؟

    پی نوشت: به اینجا و اینجا هم می توانید نگاهی بیاندازید.



    [i] بریتانیا این دفتر را پس از آنکه یکی از نفتکشهای کویتی که پرچم این کشور را داشتند مورد حمله ای ایران قرارگرفت (1366) بست.

    [ii] روند پایان جنگ؛ محمد درودیان؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ؛ 1390 ؛صفحه 259

    [iii] طولانی ترین جنگ؛ دیلیپ هیرو، نشر مرز و بوم، 1390

    آخرین ویرایش: یکشنبه 10 فروردین 1393 08:27 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 30 دی 1392 09:49 ق.ظ نظرات ()


    اگر تاریخ را مجموعه ی بی ربطی از داستانها می دانید که برای تعریف کردن در شب یلدا مناسب هستند که هیچ؛ اما اگر تاریخ را قسمتی از درسهایی که باید آنها را فراگرفت بدانید توصیه می کنم که سراغ کتابهای تاریخ درسی نروید.

    متن زیر متعلق است به کتاب تاریخ کلاس پنجم دبستان درباره ی تاریخ صدر اسلام:

    در دین اسلام، جنگ برای حفظ دین و دفاع از مسلمانان واجب است. این جنگ "جهاد در راه خدا" نامیده می شود. پیامبر جنگ و خون ریزی را دوست نداشتند ولی به فرمان خدا، برای حفظ دین و دفاع از مسلمانان با مخالفان جنگیدند.

    تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان صفحه 84

    معنی ضمنی جملات بالا این است که تمامی جنگهای دوران پیامبر (ص) جنگهای دفاعی بوده اند. اما اگر کمی دقیق تر نگاه کنیم تنها غزوات احد و خندق را می توانیم جنگ دفاعی بنامیم. در بقیه ی جنگهای صدر اسلام، مدینه یا در وضعیت هجومی قرار داشته، یا در حال انجام یک حمله ی پیشگیرانه بوده و یا به طرفداری از متحدینش وارد جنگ شده است.

    در بسیاری از کتب تاریخی داستان رسیدن بنی تمیم به خدمت رسول اکرم (ص) نقل شده است. (چند آیه ی اولی سوره ی مبارکه ی حجرات اشاره ای است به این داستان) در این کتابها نوشته است که شیوخ بنی تمیم ،پس از وارد شدن به مدینه و ملاقات پیامبر(ص)، از بهترین سخنور خود خواستند که در وصف بنی تمیم خطبه ای بخواند. پس از آن، پیامبر اکرم (ص) از "ثابت بن قیس بین شماس" درخواست کرد که جواب آنها را بدهد. بنی تمیم پس از این مناظره به اسلام گرویدند. اما آنچه که در بیشتر کتابها ذکر نشده است متن کامل این مناظره است. چندی پیش توانستم این متن را در یک از تفاسیر قرآن بیابم. جواب ثابت بن قیس را به دقت بخوانید و آن را با ادعای کتاب تاریخ پنجم دبستان مقایسه کنید.

    عطاردبن حاجب (سخنران بنی تمیم): الحمدالله الذی جعلنا خیر خلقه و اتانا اموالا نفعل فیها ما نشاء فنحن من خیر اهل الارض اکثرهم عدة و مالا و سلاحا فمن انکر علینا قولنا فلیأت بقول هو احسن من قولنا و فعال هو خیر من فعالنا

    ثابت بن قیس: الحمد الله الذی احمده و استعینه و اتوکل علیه و اشهد ان لااله الا الله وحده لاشریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله دعا المهاجرین من بنی عمه احسن الناس وجوها و اعظمهم اخلاقا فاجابوه و الحمدلله الذی جعلنا انصاره و وزراء رسوله و عزا لدینه فنحن نقاتل الناس حتی یقولوا لااله اله الله فمن قالها منع منا نفسه و ماله و من اباها قتلناه و کان رغمه فی الله علینا هینا اقول قولی هذا و استغفر الله للمؤمنین و المؤمنات.

    تفسیر جامع نوشته ی آیت الله محمد ابراهیم بروجردی[i] صفحه ی 393 جلد ششم

    عطارد بن حاجب (از طرف بنی تمیم) به کثرت مال و نفرات قبیله اش فخر فروشی می کند و ثابت بن قیس در جواب پس از ستایش خداوند و ادای شهادتین می گوید: پیامبر (ص) مهاجرین را دعوت کرد و آنها دعوتش را پذیرفتند. و خداوند ما را یاری دهندگان و وزرای پیامبر قرار داد. پس ما با مردم می جنگیم تا اینکه بگویند: لا اله الا الله. پس هر کس که آن را بگوید جان و مالش در امان است. و هر کس که از گفتن آن اجتناب کند او را می کشیم.

    خواه باور داشته باشیم خواه باور نداشته باشیم، اسلام سیاسی پس از مستقرشدن در مدینه برای گسترش خود در شبه جزیره ی عربستان ابزارهای متفاوتی را بکارگرفت که توسل به قوای قهریه (اگر  نگوییم که مهترین آنها) یکی از مهمترین این ابزارها بوده است. تأثیر این روش را به خوبی می توان در سخنرانی ثابت بن قیس دید. فلسفه ای که در پس این دیدگاه است به خوبی روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد. اگر واقعا نویسندگان کتابهای درسی (و بسیاری دیگر) عقیده دارند که تمام جهادهای صدر اسلام جنگهای دفاعی بودند پس تکلیفشان با آیات 20 و 21 سوره ی فتح را چگونه روشن می کنند:

     خداوند غنائم فراوانى به شما وعده داده كه آنها را به چنگ مى آورید، ولى این یكى را زودتر براى شما فراهم ساخت ، و دست تعدى مردم (دشمنان) را از شما باز داشت ، تا نشانه اى براى مؤ منان باشد، و شما را به راه راست هدایت كند.(20) و نـیـز غـنـائم و فتوحات دیگرى كه شما قدرت بر آن ندارید ولى خداوند قدرتش بر آن احاطه دارد نصیب شما مى كند و خداوند بر هر چیز توانا است (21).

    این آیات بلافاصله پس از صلح حدیبیه و اعتراض جمعی از اصحاب نازل شدند و به غنایمی که در آینده ی نزدیک به دست مسلمانان خواهد افتاد اشاره می کند. تفسیر نمونه اذعان می کند که منظور از "غنایم" از دید بسیاری از اهل تفسیر غنائم خیبر می باشد. آیا وعده ی غنیمتهای جنگی بلافاصله پس از صلح با قریش و درحالیکه هنوز جنگ جدیدی پیش نیامده است نشانه ی جنگ دفاعی است؟

     



    [i] توجه کنید که این آیت الله بروجردی با حضرت آیت الله بروجردی که مرجع تقلید بودند فرق دارند.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 30 دی 1392 06:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 26 آبان 1392 09:22 ب.ظ نظرات ()

    [http://www.aparat.com/v/HEO38]

    اول- بحث روز دنیا بحث استراق سمع است. به نظر من وقتی که پای امنیت ملی یک کشور در میان باشد تمام مسائل اخلاقی و انسانی و دینی در حاشیه قرار می گیرد. یعنی تمامی این حرفها که فلان کار از نظر اخلاقی درست هست یا نیست و یا بهمان کار از نظر انسانی درست هست یا نیست وقتی قابل بحث هستند که طرف دیگر معادله امنیت ملی قرار نداشته باشد. اگر قرار باشد امنیت ملی یک کشور به خطر بیافتد هر کاری مباح است... استراق سمع که جای خود دارد. می خواهید به من بگویید ماکیاولیست؟ عیبی ندارد! من یک ماکیاولیست هستم.

    دوم-هر کسی در هر جای دنیا و در تحت هر رژیم سیاسی یک سری نیازهای اساسی دارد: خوراک، پوشاک، کار، سرپناه و از همه مهمتر امنیت. امنیت که نباشد صحبت کردن درباره ی خوراک و پوشاک و.... حرف مفت است. باور ندارید؟ مشکلی نیست! مردم سوریه هم مثل شما بودند. آنها هم باور نداشتند. اما امروز به همین حرف من بیشتر از تمامی کتابهای آسمانی باور دارند. مردم عراق هم همین طور. از نظر مردم عراق السید الرئیس صدام حسین التکریتی فقط یک دیو بود و حاضر بودند دست به دامان هر کسی بشوند که شر این دیو را از سرشان کوتاه کنند. امروزه مردم عراق دیگر ترسی از دیو ندارند اما از طرف دیگر هیچ عراقی نیست که بتواند با خیال راحت بچه اش را به بازار بفرستد که نیم کیلو خرما بخرد. در عراق بعد از صدام از خانه خارج شدن همان و پودر شدن همان. می خواهید به من بگویید فاشیست؟ عیبی ندارد! من علاوه بر ماکیاولیست یک فاشیست هستم.

    سوم- یک بابایی رفته اسناد امنیت ملی کشورش را به سرقت برده ،حالا هر کشوری، بعد رفته از کشور دیگری پناهندگی گرفته ،حالا هر کشوری، و از طرف یک عده ای که صبح با خیال راحت نان تست و کره و مربا می خورند و بعد از ظهر با خیال راحت از سرکار به دیسکو می روند و شب هم با کله ی گرم از الکل از دیسکو به رختخواب برمی گردند تبدیل شده است به قهرمان و اسطوره. باید برای مردمی تأسف خورد که دیوانه هایی مثل اسنودن را قهرمان خودشان می دانند و فکر می کنند اگر این رابین هود قرن بیست و یکم نبود الان داروغه ی ناتینگهام یوغ بر گردن شان گذاشته بود. حقیقت تلخی که این مردم چشم و گوش بسته نه می بینند و نه می خواهند که ببینند این است که ضربه ای که این رابین هود به امنیت ملی کشورشان زده از ضربه ای که القاعده به امنیت ملی آمریکا زده صدها برابر بیشتر است. امنیت ملی الزامات خاص خودش را دارد. پرونده های امنیت ملی را در هیچ سیستم سیاسی دنیا در روزنامه و اینترنت جار نمی زنند. اسنودن با این حماقت جوگیرانه ی خود نه تنها جان هزاران نفر از عوامل اطلاعاتی دنیای غرب را به خطر انداخته بلکه جان میلیون ها نفر از مردم کشور خودش را هم به خطر انداخته است. من اگر جای اوباما بودم داده بودم یک تیر در مغز این احمق خالی کرده بودند. می خواهید به من بگویید تروریست؟ عیبی ندارد! من علاوه بر ماکیاولیست و فاشیست یک ایمن الظواهری هم هستم.

    چهارم- از همان زمانی که ارتباطات مدرن(تلگراف، تلفن، بیسیم و غیره) اختراع شدند، استراق سمع هم اختراع شد. استراق سمع دوست و دشمن نمی شناسد. برای استراق سمع فقط یک هدف مهم است: امنیت. مسئله ای که از نظر خیلی از مردم غرب مشمئز کننده است، بارها و بارها جان خودشان و بچه هایشان را نجات داده است. استراق سمع سبب شد که انگلیس با رخنه در خطوط مخابراتی آلمان گرای موشک های وی-2 شلیک شده را به لندن به گونه ای گزارش دهند که آلمانها برای تصحیح هدفگیری بقیه ی موشکها را به خارج از لندن شلیک کنند. استراق سمع سبب شد که آمریکا قبل از حمله ی ژاپن به پرل هاربر از نیات سیاسی و نظامی ژاپنی ها باخبر شود. دو نمونه ی بالا نمونه هایی بودند که مستقیما با امنیت ملی و جان مردم و نظامیان سرو کار داشتند. استراق سمع اما گاهی اهداف سیاسی را دنبال می کند. گاهی باید بدانید که فلان دوست یا متحد شما آیا فقط در ظاهر دوست است یا در حال معامله ی پشت پرده با دشمنان شما است تا شما را کت بسته به دشمنان تان تحویل دهد. بحران سوئز که پیش آمد قرارشد تا اسرائیل و فرانسه و انگلیس به صورت مشترک بر علیه مصر وارد عمل شوند. انگلیسی ها به فرانسه شک داشتند و می خواستند بدانند که آیا فرانسوی ها تا آخر کار سر قول و قرارشان هستند یا نه. اما چه کسی می توانست این اطمینان را به انگلیس بدهد غیر از سرویسهای اطلاعاتی این کشور؟ دست آخر دستگاه شنودی که بر روی خطوط تلفن سفارت خانه ی فرانسه در لندن کارگذاشته شد جواب مسئله را داد. می خواهید به من بگویید نارفیق؟ عیبی ندارد! من علاوه بر ماکیاولیست و فاشیست و تروریست یک نارفیق هم هستم.

    پنجم- همان طور که گفتم امنیت ملی الزامات خود را دارد. الان دست آمریکا به این دلیل رو شده که حضرت اسنودن پرونده های محرمانه ی این کشور را بر باد داده است ولی اگر روزی پرونده های سرویسهای اطلاعاتی دیگر دموکراسی های غربی نیز رو شود در شهر هر آنکه هست گیرند. به هرحال... بحثهای تئوریک را کنار بگذاریم و به مسائل مورد علاقه مان بپردازیم. زمانی که اسرائیل درششم ژوئن 1967 تمام فرودگاه های نظامی اعراب را با یک ضربت از کار انداخت چنان شوکی حاکمان بی لیاقت این کشورها را فراگرفت که گمان کردند این حمله با کمک مستقیم آمریکا و انگلستان انجام شده است. جمال عبدالناصر ،عجیب است که انگار در خاورمیانه ی عربی همیشه بی لیاقت ترینها محبوب ترینها می شوند، در یک گفتگوی تلفنی با شاه حسین سعی می کند موافقت او را جلب کند که آمریکا و انگلستان را به عنوان شریک اسرائیل به مردم بی خبر کشورهایشان معرفی کنند. اعلام رسمی این خبر موجی از نفرت را در میان مردم مصر و سوریه و اردن برانگیخت. کنسولگری آمریکا در اسکندریه توسط تظاهرکنندگان به آتش کشیده شد. شعله ی خشم مردم از اسرائیل متوجه آمریکا و انگلیس شد. اما آنچه که ناصر و حسین از آن خبر نداشتند این بود که سرویس اطلاعاتی ارتش اسرائیل تمام مکالمه ی تلفنی آنها را شنود کرده است. به دستور موشه دایان متن این مکالمه در اختیار خبرگزاری ها قرار گرفت تا حکام عرب اگر جنگیدن بلد نیستند دست کم یاد بگیرند که با مردم خود صادق باشند؛ هرچند که از آن زمان تا به امروز هیچ یک از زمامداران عرب مسئولیت اشتباهات شان را بر گردن نگرفته اند. صداقت آخرین اولویت این زمامداران بوده و هست.

    متن این مکالمه ی تاریخی را با هم بخوانیم:

    ناصر: صبح بخیر اعلی حضرت. این را درک می کنم که برادرم مایل است از آنچه در طول جبهه رخ داده مطلع شود ...[سکوت] آیا می دانید ایالات متحده در کنار اسرائیل در حمله شرکت دارد؟ آیا فکر می کنید باید این را اعلام کنیم؟

    حسن:الو. درست صدایتان را نمی شونم خط خراب است.

    اپراتور اردنی: خط بین قاهره و قصر سلطنتی ضعیف است. سعی می کنم آن را بهتر کنم.

    ناصر: الو؟ اعلی حضرت؟ آیا باید هم آمریکا و هم انگلستان را علام کنیم و یا فقط آمریکا؟

    حسین: ایالات متحده و انگلستان.

    ناصر: آیا انگلستان ناوهواپیمابر دارد؟

    حسین: [نامفهوم]

    ناصر: خوب.. خوب. بنابر این ملک اعلام خواهند کرد و من هم اعلام خواهم کرد.

    حسین: متشکرم.

    ناصر: بله. برادرم. چیزی نیست قوی باش.

    حسین: جناب رئیس جمهور. اگر چیزی دارید، نوعی فکر ، به هرحال...

    ناصر: ما با تمام نیرو می جنگیم، و نبرد در سراسر جبهه ها در تمام شب ادامه داشته. اگر در ابتدا چیزی رخ داد، حالا دیگر به آن فایق شده ایم. خداوند با ماست. به هرحال من اعلام را [درباره ی آمریکایی ها] خواهم کرد و شما هم اعلام خواهید کرد. از این نیز که سوری ها اعلام خواهند کرد، انگلستان و آمریکا هواپیماهای جنگی خود را علیه ما به کار می گیرند، مطمئن خواهیم شد. این را اعلام خواهیم کرد تا همه ی مردم دنیا بدانند.

    حسین: خیلی خوب باشد.

    ناصر : آیا اعلی حضرت موافقند؟

    حسین: [نامفهوم]

    ناصر: هزار مرتبه شکر. قوی باشید. امروز ما قوی هستیم. از صبح زود هواپیماهایا ما مشغول کوبیدن نیروهای اسرائیلی هستند.

    حسین: هزار مرتبه شکر. سلامت باشید.

    منبع: جاسوسان خط آتش صفحه 348-ساموئل کاتز- مترجم محسن اشرفی- چاپ اول 1375 انتشارات اطلاعات

     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 26 آبان 1392 09:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 3 آبان 1392 09:16 ب.ظ نظرات ()

    قابل توجه دوستانی که ادعا می کنند محمدرضا پهلوی از بیخ بی سواد بوده
    آخرین ویرایش: جمعه 3 آبان 1392 09:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 14 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...