منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 6 خرداد 1390 09:00 ق.ظ نظرات ()

    جدول های اسرار آمیز

    در زمان جنگ جهانی دوم روزنامه ها چند صفحه ای بیشتر نبودند اما همین چند صفحه هم برای مردم تشنه اخبار بریتانیا غنیمت بود. زمانی که مجبور بودند در هنگام حملات هوایی چند ساعتی را در پناهگاه بگذرانند نیز حل کردن جدولهای کلمات متقاطع راه خوبی برای گذر زمان به نظر می رسید.

    در این میان، جدول روزنامه دیلی تلگراف طرفدران زیادی داشت. در اواسط ماه می یک کلمه چهار حرفی در جدول دیلی تلگراف درآمد "یوتا". در روز 22 می 1944 شرح یکی از کلمات داخل جدول این چنین بود"از قبایل سرخپوست میسوری". جواب یک کلمه پنج حرفی بود:"اوماها". چند روز بعد کلمه ای دیگر در جدول این روزنامه ظاهر شد "اورلورد". در روز 30 می یک کلمه دیگر "مالبری" و در روز اول ژوئن ،تنها 5 روز مانده به عملیات پیاده شدن متفقین در خاک فرانسه، هم کلمه "نپتون" از جدول کلمات متقاطع درآمد. چندماه قبل هم کلمات "جونو"،"گولد" و "سوارد" در جدول ظاهر شده بودند.

    اینجا بود که سرویس ضدجاسوسی بریتانیا ،موسوم به ام.آی-5، گوش به زنگ شد. اما این کلمات چه معنایی داشتند؟ در حقیقت، تمامی این کلمات اسامی رمزی بودند که در عملیات پیاده شدن متفقین در نرماندی به کارگرفته شده بودند و تنها عده معدودی در دو سوی اقیانوس اطلس معنای واقعی آنها را می دانستند. اورلورد اسم اصلی عملیات و نپتون اسم رمز عملیات دریایی بود. مالبری نام یک اسکله متحرک بزرگ بود که توسط متفقین ساخته شده بود تا به ساحل نرماندی یدک کشیده شود و اوماها و یوتا نام مناطقی بود که نیروهای آمریکایی قرار بود در هنگام حمله در آنجا پیاده شوند. جونو،گولد و سوارد هم نامهای رمز مناطقی بود که نیروهای بریتانیا قراربود در آنجا پیاده شوند.


    بریتانیا و آمریکا تلاش زیادی انجام داده بودند که آلمان از محل و زمان پیاده شدن متفقین در خاک فرانسه آگاه نشود. هیتلر شبه جزیره کاله و نرماندی را به عنوان محتمل ترین مکانها تشخیص داده بود اما چون چنین عملیاتی نیاز به تخلیه تجهیزات و مهمات زیادی داشت حدس می زد که حمله اصلی به کاله انجام شود تا از متفقین بتوانند از تاسیسات بندری این شهر استفاده کنند. برخلاف تصور او، متفقین پس از یک حمله آزمایشی در سال 1942 به شهر دیپ تصمیم گرفته بودند که به هیچ یک از بنادر ساحل فرانسه حمله نکنند چرا که ضرب شستی که مدافعین آلمانی به آنها نشان داده بود ثابت کرده بود که اشغال بنادر دفاع شده جز با تلفاتی سنگین امکان پذیر نیست. آنها تصمیم داشتند که به نرماندی حمله کنند و برای تخلیه تجهیزات و ملزومات مورد نیازشان دو اسکله شناور بزرگ ساخته بودند که قرار بود توسط یدک کش از عرض کانال مانش گذرانده شود. در عوض، تمام تلاشهای فریب آمیز آنها حول این نکته می گذشت که هیتلر را قانع کنند که حمله اصلی شان به کاله خواهد بود و اگر هم حمله ای به نرماندی انجام شود نقش یک حرکت انحرافی راخواهدداشت.


    اما آیا ظاهر شدن این اسامی رمز در جدولهای روزنامه دیلی تلگراف فقط چند روز مانده به آغاز بزرگترین عملیات متفقین تنها یک اتفاق بود؟ افسران ضدجاسوسی ام.آی-5 اینگونه فکر نمی کردند. آنها طراح جدول ،یک معلم مدرسه با نام لئونارد دیو، را برای بازجویی فراخواندند اما نتایج این بازجویی ها چیزی را روشن نکرد. ظاهرا لئونارد دیو اطلاعات طبقه بندی شده ای از زمان و چگونگی عملیات در اختیار نداشت و در نهایت از اتهام جاسوسی ،که می توانست سرنوشتش را به چوبه اعدام ختم کند، تبرئه شد. اینکه آیا دیو جاسوس آلمانها بود و قرار بود که با استفاده از کلمات درج شده در جدول آنها را نسبت به عملیات آگاه کند یا اینکه این کلمات را کاملا از روی تصادف در جدول قرار داده بود تا سالهای سال به صورت یک معما باقی ماند. تلاشهای بعدی نیروهای ضداطلاعات متفقین نیز گره ای این معما نگشود.

    جدولهای اسرار آمیز آنگونه که در سال 1944 به چاپ رسیده بودند.

    چهل سال بعد ، در سال 1984، یکی از دانش آموزان سابق دیو با نام رونالد فرنچ با روزنامه دیلی تلگراف تماس گرفت. او گفت که در آن زمان او یک نوجوان 14 ساله بوده و بیشتر اوقاتش را در کنار اردوگاه سربازان آمریکایی و کانادایی می گذرانده است. این کلمات رمز بارها توسط سربازان متفقین تکرار شده بود و وی آنها را به خاطر سپرده بود. فرنچ اظهار داشت که تقریبا تمام هم سن و سالهایش می دانستند که یک عملیات نظامی بزرگ در راه است اما هیچ کس ،حتی سربازها، از زمان و محل آن آگاهی نداشتند. فرنچ به خاطر می آورد که دیو آنها را به عنوان یک تمرین ذهنی مجبور می کرد تا ستونهای خالی جدول را با کلمات پرکنند تا نحوه طراحی جدول را یادبگیرند. دیو پس از بازجویی ام.آی-5 به دنبال فرنچ می فرستد و از او درخواست می کند که دفترچه یادداشتش ،که تمام اطلاعاتی که از سربازان جمع کرده بود در آن نوشته بود، بسوزاند و او را به کتاب مقدس سوگند داده بود که درباره کدهای رمز با کسی صحبت نکند.

    سالها از این رویداد گذشته است و محققان زیادی در پی کشف حقایق پشت پرده آن هستند اما شاید داستان واقعی این جدولهای اسرارآمیز را هیچگاه نفهمیم.

    این مطلب ترجمه آزادی است از اینجا و اینجا و اینجا.

     در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 20 اسفند 1397 11:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 04:54 ب.ظ نظرات ()
    مورد کنستانتین وولکوف(Konstantin Volkov)

    در سال 1945 یکی از معاونین کنسول شوروی سابق در استانبول با کنسولگری بریتانیا در این شهر ارتباط برقرارکرد. او اظهار کرد که حاضر است در دریافت ازای 27هزار دلار به غرب پناهنده شود و نام 314جاسوس شوروی در ترکیه و 250 جاسوس شوروی در بریتانیا را لو بدهد. از همه مهمتر او اعلام کرد که دو جاسوس عالی رتبه شوروی در وزارت امور خارجه شوروی و یک نفر دیگر را در سرویس جاسوسی خارجی این کشور(سازمان ام.آی.6) می شناسد.
    وولکوف سه هفته به بریتانیا فرصت داد و در خواست کرد که اطلاعات مربوط به او را توسط مخابرات سیمی به لندن نفرستند چرا که روسها رمزهای دیپلماتیک بریتانیا را شکسته اند. پرونده او توسط پیک دیپلماتیک به لندن فرستاده شد و به دست رییس بخش ضدجاسوسی در امور شوروی سازمان ام.آی.6 یعنی کیم فیلبی رسید. فیلبی درخواست کرد که شخصا به استانبول پرواز کند ولی پرواز خود را به تأخیر انداخت و بعد از آن وولکوف دیگر دیده نشد. آخرین بار ترکها او و همسرش را در حالیکه بر روی برانکاری بسته شده بودند و به یک هواپیمای روسی حمل می شدند دیدند.
    اما واقعیتی که تا سالها بعد هیچ کس از آن خبر نداشت این بود که خود کیم فیلبی از سالها قبل جاسوس روسها بود و همان جاسوس عالی رتبه ای بود که در سرویس جاسوسی بریتانیا رخنه کرده بود و از بخت بد وولکوف پرونده او به دستش افتاد. فیلبی بلافاصله رابطان روس خود را در جریان پناهنده شدن وولکوف قرارداد و آنها قبل از اینکه وولکوف بتواند ضربه ای مهلک به سرویسهای اطلاعاتی شوروی وارد کند او را از میان برداشتند.
    سالها بعد فیلبی به شوروی سابق پناهنده شد و مورد وولکوف را یکی از کثیف ترین کارهایی که انجام داده بود برشمرد.
    Image result for ‫کیم فیلبی‬‎


    کیم فیلبی رئیس بخش ضد جاسوسی سازمان امنیت انگلستان ام.ای.6 که خود جاسوس شوروی بود و بعدها به شوروی گریخت.


    برداشت آزاد از کتاب شناسایی و شکار جاسوس نوشته پیتر رایت انتشارات اطلاعات چاپ اول ترجمه محسن اشرفی صفحات 363-364


    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 07:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 06:22 ب.ظ نظرات ()

    USS Arizona

    صبح یکشنبه هفتم دسامبر 1941 بود و بندر هنوز در خواب به سرمی برد. 6 فروند ناوهواپیمابر ژاپنی به همراه تعداد زیادی رزمناو و ناوهای کوچکتر و در اختفای کامل به بزرگترین پایگاه دریایی آمریکا در اقیانوس آرام نزدیک می شدند. 8 نبردناو عظیم آمریکایی به همراه تعدادی ناو کوچکتر در پایگاه پرل هاربر پهلو گرفته بودند. شعله های جنگ هزاران کیلومتر از خدمه ناوها فاصله داشت و هیچ یک از آنان گمان نمی کرد که جنگ جهانی دامن آنها را نیز بگیرد. خدمه رادارهای پرل هاربر درحال تعویض شیفت بودند که اولین موج جنگنده-بمب افکنهای ژاپنی وارد حریم هوایی جزیره شدند. هواپیماهای ژاپنی بدون هیچ گونه مقاومتی حمله غافلگیرکننده خود را به کشتی های پهلوگرفته و تأسیسات زمینی و بندری پرل هاربر آغازکردند. اندکی بعد، موج دوم هواپیماهای ژاپنی واردمنطقه شدند و باقیمانده کشتی ها را بمباران کرده و افرادی که با حمله اول از خواب بیدارشده بودند و به مقابله برخواسته بودند را به مسلسل بستند.

    نتیجه این حمله برای نیروی دریایی آمریکا یک فاجعه کامل بود.360 هواپیمای ژاپنی توانستند 5 نبردناو بزرگ آمریکایی را به همراه 3 کشتی کوچکتر غرق کنند. 3 نبردناو دیگر به گونه ای آسیب دیدند که توان عملیاتی خود را از دست دادند. علاوه بر آن، 188 هواپیمای آمریکایی  بر روی زمین نابودشده و 155 هواپیمای دیگر آسیب دیدند. در پایان آن روز شوم 2300 کشته و 1200 مجروح نیز بر دست نیروی دریایی آمریکا مانده بود.


    ژاپن توانست تنها با یک حمله کمر نیروی دریایی حریف را در اقیانوس آرام بشکند، ولی چگونه؟ این نقشه حرفه ای، زمانبندی دقیق و بمباران های ماهرانه در کجا طراحی شدند؟ در اینجا نیز باید دنبال ردپای سربازان پنهان حریف بگردیم.

    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 07:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3