جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

ویدئویی از نبرد کانای

درباره ی نبرد کانای و شکست سهمگین رومی ها از هانیبال قبلا مطلب کاملی در اینجا خوانده اید. یک فیلم بازسازی شده از این نبرد هم تقدیم شما عزیزان می کنیم.

[http://www.aparat.com/v/bVQnH]

جنگهای فضایی در آینده؟

به نبردهای نزدیک هوایی اصطلاحا "داگ فایت" می گویند. داگ فایت حالتی است که هواپیماهای متخاصم به یکدیگر کاملا نزدیک شده اند و قصد دارند تا با مسلسل یا موشکهای کوتاه برد همدیگر را هدف قرار دهند. بهترین وضعیت برای شلیک این است که هواپیمای شما پشت سر هواپیمای حریف باشد.  اما وضعیت در آینده و در فضا چگونه خواهد بود. فیلم کوتاه زیر یک تصویر تخیلی از داگ فایت در فضا را به نمایش خواهد گذاشت.



[http://www.aparat.com/v/sXygL]

کامیکازه

یک فیلم مستند درباره حملات انتحاری خلبانان ژاپنی به ناوهای آمریکایی در طی جنگ جهانی دوم


[http://www.aparat.com/v/qtXhO]




در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


پایان یک دیکتاتور


ساقط کردن موشکهای وی-1 توسط دفاع ضدهوایی


فیلمی واقعی از کمین و درگیری پلیس مرزی ایران با قاچاقچیان مواد مخدر طالبان


قایقهای انفجاری


ماهتاب جنگ جهانی دوم


اثرات جنگ، ناامیدی، یک زن آلمانی در داساو، 1945 


نقش زیردریایی ها در جنگ جهانی دوم قسمت دوم



سلاح هایی که زیردریایی ها در جنگ جهانی دوم بکار می بردند

سلاح اصلی زیردریایی ها اژدر می باشد. اژدر یک نوع موشک زیرآبی است که با سرعت زیاد و در عمق اندکی از سطح آب حرکت می کند و هنگامی که به هدف خود  اصابت می کند انفجار سرانفجاری قدرتمند آن در زیر آب چنان خسارتی به هدف وارد می کند که اغلب به سرعت غرق، شعله ور یا حتی منفجر می شود. در حملات شبانه، یک کشتی شعله ور مانند فانوسی تمام اطرافش را روشن می کند و دیگر کشتی های کاروان را برای زیردریایی ها قابل رؤیت می کند.

اژدرهایی که در جنگ جهانی دوم توسط زیردریایی ها استفاده می شدند معمولا سرجنگی به وزن 300 کیلوگرم داشتند و با سرعتی بین 30 گره دریای (برای اژدرهای الکتریکی آلمانی) تا 49 گره دریایی (برای اژدرهای ژاپنی و ایتالیایی) حرکت می کردند. هنگامی که اژدرها از فاصله کمتر از یک مایل شلیک می شدند سرعت بالای آنها سبب می شد تا قبل از اینکه هدف بخواهد با مانور کردن فرارکند به آن اصاب کنند و درنتیجه ناخدای زیردریایی می توانست تنها با یک شلیک هدف خود را غرق کند. تنها مشکل این بود که موتور بیشتر اژدرها در زیرآب حبابهایی ایجاد می کرد که موقعیت زیردریایی حمله کننده را برای کشتی های اسکورت کاروانهای دریایی آشکار می کردند و آنها با بمب های زیرآبی، توپ و حتی برخورد مستقیم به زیردریایی مورد نظر حمله می کردند.


ادامه مطلب

نقش زیردریایی ها در جنگ جهانی دوم؛ قسمت اول



در جنگ جهانی دوم ،همانند جنگ جهانی اول، زیردریایی ها به صورت گسترده ای توسط هر دو طرف به عنوان سلاح نهایی برای محاصره دریایی، غرق کردن کشتی های تجاری ، که در نتیجه سبب کمبود مواد اولیه مورد نیاز کارخانه ها  می شد، جلوگیری از جابجایی سربازان  و منحرف کردن حریف از فعالیتهای نظامی با صرف امکاناتش برای مقابله با زیردریایی ها بکارگرفته شدند.

از دیگر سو، زیردریایی سلاح کلاسیک جنگهای فرسایشی ، جایی که پیروزی با تحمل تلفات کمتر نسبت به حریف حاصل می شود، است و تناژ ماهانه کشتی های غرق شده بیشتر از نقش های جنگی نمایشگر پیروزی یا شکست است. توانایی زیردریایی در حمله به هر کجا و در هر زمان، به همراه غافلگیری و نتایج خردکننده، آن را به سلاحی بسیار موثر تبدیل می کند که در آن تعداد اندکی خدمه (40 تا 80 نفر) می توانند 1000 نفر خدمه یک نبرد ناو را ناکار کنند  و برای مهارکردن آنان تعداد زیادی شناور سطحی مورد نیاز است.

مشخصات زیردریایی آن را برای مقاصد محاصره ای و ضد محاصره ای مناسب می سازد. می توان آنها را برای حمل جاسوس و کماندو و تجهیزات در پشت خطوط دشمن بکارگرفت و به آنها نقش جم جمع آوری اطلاعاتی و عملیات ویژه بخشید.

برخلاف زیردریایی های هسته ای پس از جنگ، زیردریایی های دوران جنگ جهانی دوم سرعت پیمایش زیرآبی، برد و مداومت دریایی اندکی داشتند. آنها معمولا در سطح آب حرکت می کردند، به ویژه در شبها، و تنها زمانی که مجبور بودند ،برای اجتناب از کشف شدن یا در زمان حمله، به زیر آب فرومی رفتند.

در اولین سالهای جنگ، زیردریایی های آلمانی حتی حملات شبانه گروهی خود را ، شبیه قایقهای اژدرافکن، از سطح آب انجام می دادند. زمانی که رادار و هواپیما برای کشف زیردریایی بکارگرفته شد آنها ناچار شدند تا بیشتر اوقات در زیر آب باقی بمانند. تکنیکها و تجهیزات الکترونیکی جدیدی ،بیشتر توسط آلمان، اختراع شد تا توانایی های زیرآبی زیردریایی ها را بهبود بخشند و نزدیک شدن خطر را هشدار دهند.

خطر یوبوتهای آلمانی

زیردریایی های آلمانی ،که یوبوت نامیده می شدند، چنان در جنگ جهانی اول بر علیه کشتی رانی بریتانیایی ها موفق بودند که پس از جنگ آلمان از داشتن هر گونه زیردریایی منع شد. در سال 1935، آلمان پیمان ورسای را ندیده گرفت و شروع به بازسازی نیروی زیرسطحی خود تحت فرمان یکی از فرماندهان قدیمی زیردریایی خود با نام کارل دونیتس کرد. دونیتس که فرمانده و تاکتیک دانی نمونه، پیشگام و مجرب بود جنگ زیردریایی را توسعه داد، خدمه آموزش دیده ای پرورش داد و تاکتیکهای جدید را توسعه بخشید که مهمترین آنها تاکتیک گله گرگی بود. تاکتیک گله گرگی به گروهی از زیردریایی ها اجازه می داد تا به صورتی موثر با هم همکاری کرده و به جای جنگ انفرادی همگی بر روی یک هدف تمرکز کنند.

در تاکتیک گله گرگی، زیردریایی ها ابتدا در پهنه اقیانوس پخش می شدند تا کاروان های دشمن را کشف کنند و هنگامی که یکی از آنها کاروان دریایی دشمن را کشف می کرد به جای حمله به آن، محل و مسیر حرکت آن را به بقیه زیردریایی ها گزارش می داد. بقیه زیردریایی ها به آهستگی نزدیک کاروان دشمن جمع می شدند و با همدیگر حمله را آغاز می کردند که سبب درهم شکستن یا توفق عددی بر ناوهای اسکورت ناوگان می شدند و در نتیجه تعداد زیادی از کشتی ها را غرق می کردند.

نتیجه مخرب چنین تاکتیکهایی، و تحلیل سیستماتیک و مداوم نتایج و اعمال تجربیات جدید در تاکتیکها دونیتز و ناوگانش را به صورت بزرگترین دشمن بریتانیا درآورده بود. چرچیل می گفت تنها خطری که در طی جنگ به راستی او را نگران می ساخت خطر یوبوتهای آلمانی بوده است.

تنها عاملی که بریتانیا را از یک شکست حتمی توسط یوبوتها نجات داد فرماندهان دونیتز بودند.

1.     فرماندهی عالی آلمان ،و عمدتا شخص هیتلر، در طی جنگ و قبل از آن بر روی نبردهای زمینی تمرکز کرده بودند. همچنین هیتلر قبل از جنگ کاملا مطمئن بود که آلمان در آینده نزدیک با بریتانیا درگیر نخواهدشد. او این مطلب را در نامه ای به فرماندهان زیردریایی هایش 5 هفته قبل از جنگ اعلام کرده بود.

2.     فرماندهان عالی رتبه نیروی دریایی آلمان نازی ، مانند نیروی دریای سلطنتی، سابقه خدمت در زیردریای ها را نداشتند و با وجود تجربه موفق زیردریایی های آلمانی در جنگ جهانی اول و توسعه هواپیماهای جنگی به عنوان یک سلاح ضدسطحی قدرتمند زیردریایی ها را تنها به عنوان یک نیروی رزمی درجه دو به حساب می آوردند و بودجه کافی به آن اختصاص نمی دادند.

در نتیجه، هیتلر و رودر (فرمانده نیروی دریایی آلمان) هشدار قبل از جنگ دونیتز مبنی بر تعداد اندک زیردریایی های لازم برای قطع خطوط تدارکاتی بریتانیا را نادیده گرفتند. دونیتز به جای 300 فروند زیردریایی که قبل از جنگ تقاضا کرده بود تنها 55 فروند زیردریایی به دست آورد که از میان آنها تنها 12 فروند می توانستند در اقیانوس اطلس فعال شوند.

دونیتز بر اساس تجربیاتش حساب کرده بود که با توجه به زیردریایی هایی که در حال حرکت به منطقه جنگی و بازگشت از منطقه می باشند، زیردریایی هایی که برای آموزش خدمه جدید باید بکار روند و آنهایی که نیاز به تعمیرات دارند او باید 300 فروند زیردریایی داشته باشد تا همیشه بتواند 100 فروند آنها را بر علیه بریتانیا در دسترس داشته باشد.

حتی پس از این که جنگ آغازشد، زمان زیادی طول کشید تا به ناوگان زیرسطحی دونیتز اجازه داده شود تا از توانایی ویران کننده خود استفاده کنند و تولید آنها به تعداد بیشتری افزایش پیداکند. در سال 1943 دونتیز به فرماندهی نیروی دریایی آلمان برگزیده شد و ساخت زیردریایی ها سرعت گرفت اما دیگر برای آلمان خیلی دیر شده بود. از این به بعد زیردریایی های آلمان باید با نیروی ضدزیردریایی قوی تری مصاف می دادند که به تکنولوژی ها، تاکتیکها و فرماندهان بهتری مجهز شده بودند. دریاسالار ماکس هورتون ،فرمانده جنگ زیرسطحی بریتانیا، یک ناخدای سابق زیردریایی و فرمانده نیروی زیرسطحی بریتانیا بود و بهتر از هر کس دیگری می دانست که چگونه باید با زیردریایی های دشمن روبرو شود. از طرفی کشتی های باری که توسط آمریکا ساخته می شد بیشتر از آن بودند که بتوانند توسط یوبوتهای آلمانی غرق شوند. در ماه می 1943 دونتیز 41 فروند زیردریایی را در عرض 3 هفته از دست داد. شکارچیان خود به شکار تبدیل شده بودند. حوزه فعالیت یوبوتها تا اقیانوس اطلس جنوبی، سواحل شرق آمریکا، دریای کارائیب و مدیترانه گسترده شده بود اما میدان اصلی نبرد هنوز مسیرهای تدارکاتی بریتانیا در اقیانوس اطلس شمالی بودند و اینجا همانجایی بود که یوبوتها میدان را واگذار کردند.

تا انتهای سال 1942، آلمانها به ازای هر زیردریایی که از دست داده بودند به طور متوسط  14 فروند کشتی را غرق کرده بودند. در طی سال بعد، تلفات آلمان زیاد شد و از تلفات متفقین کاسته شد. در طی جنگ آنها توانستند 3000 فروند از کشتی های متفقین را غرق کنند که بیشتر آنها کشتی های تجاری بودند. 14.5 میلیون تن وزن این کشتی ها بود اما در عوض 800 فروند یوبوت هم از دست رفت که تقریبا 80 درصد آنها در طی عملیات نظامی بودند. این تعداد دوسوم تعداد کل یوبوتهای ساخته شده را شامل می شود.




جنگ زیردریایی دیگر کشورها

هنگامی که جنگ آغاز شد ایتالیا و ژاپن هم ناوگان زیرسطحی بزرگی در اختیار داشتند. روشهای جنگی ایتالیایی ها چندان موثر نبود بجز استفاده از مردان غورباقه ای، روشی که ایتالیایی ها ابداع کردند و در آن به مهارت رسیدند. ژاپنی های زیردریایی های خوبی ساختند اما به خوبی از آنها استفاده نکردند. آنها زیردریایی ها را بیشتر در همراهی با ناوگان سطحی خود و عمدتا بر علیه شناورهای دشمن بکار می بردند که نسبت به کشتی های تجاری اهداف سخت تری محسوب می شدند. درنتیجه، زیردریایی هایشان به موفقیت اندکی رسیدند.

ناوگان زیرسطحی بریتانیا در نیروی دریایی سلطنتی یک نیروی دست دوم به حساب می آمد. آنها بیشتر به کشتی های قوای محور حمله می کردند،که در میان آنها 39 فروند زیردریایی آلمانی غرق شده قرار داشت، و یا در عملیات اطلاعاتی شرکت می کردند. اما استفاده استراتژیک از آنها توسط ناوگان کوچکی از زیردریایی های کوچک ساحلی بود که در جزیره مالتا در میانه دریای مدیترانه مستقر بودند. این نیروی کوچک کشتی های تدارکاتی ایتالیایی را که سوخت و تجهیزات مورد نیاز نیروهای متحدین در شمال آفریقا را حمل می کردند هدف قرار می دادند و سبب کمبود سوخت و مهمات در میان متحدین شده بودند.

پس از حمله به پرل هاربر، نیروی دریایی آمریکا در ابتدا دو نیروی اصلی داشت، چند فروند ناوهواپیمابر و ناوگان زیرسطحی. در حالیکه ناوهای هواپیمابر مأموریت داشتند نیروی دریایی ژاپن را از بین ببرند، به ویژه ناوهای هواپیمابرشان را، وظیفه اصلی ناوگان زیرسطحی آمریکا ،مانند یوبوتهای آلمانی، از بین بردن خطوط تدارکاتی ژاپن با غرق کردن کشتی های باری این کشور بود.

در ابتدای امر آمریکایی ها به دلیل نارسایی هایی که در اژدرهایشان داشتند و بعضی دلایل دیگر تلفاتی متحمل شدند اما هنگامی که در میانه 1943 بر مشکلاتشان غلبه کردند ناوگان زیرسطحی آمریکا در اقیانوس آرام توانست با اقتدار به وظیفه خود عمل کند. این ناوگان همچنین وظایف فرعی مانند نجات خلبانهایی که سقوط می کردند را برعهده می گرفت. زیردریایی های آمریکایی تقریبا 1300 فروند کشتی باری ژاپنی و تعداد زیادی کشتی جنگی را غرق کردند در حالیکه تلفات آنها 52 فروند از کل 288 فروند زیردریایی موجود بود. این موفقیت با چشمپوشی ژاپنی ها از تاکتیکهای اسکورت ،که بریتانیا در برابر حملات یوبوتهای آلمانی بکاربسته بود، یاری رسانده شد.


ترجمه رضاکیانی موحد



در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



آلمانها، نخستین پرتاب کنندگان موشک از زیردریایی، طرحی برای حمله اتمی به نیویورک



قایقهای انفجاری



بر سر زیردریایی اتمی روسها، کورسک چه آمد؟

 

 
  • تعداد صفحات :13
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان