منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 5 شهریور 1393 10:36 ق.ظ نظرات ()



    ما هم مانند بقیه ی کارمندان نیمی از وقتمان صرف بحثهای تاریخی می شود و نیمی دیگر بحثهای اقتصادی[i]. همکاران من عقیده دارند که:" حالا که ما پس از قرنها صاحب صنعت خودرو شده ایم باید به دولت اختیار بدهیم تا به أی نحو کان از این صنعت نوپا حمایت کند. چه بهتر که جلوی واردات خودرو به کشور گرفته شود تا این صنعت نوپا جانی بگیرد..." من هم عقیده دارم که: "دیگی که برای من نمی جوشد، همان بهتر که کله ی سگ توش بجوشد. یعنی اگر این صنعت قرار نیست نفعی به مردم برساند نبودنش بهتر است از بودنش. مثل بقیه ی همسایه ها پول نفت را می دهیم و ماشین ارزان از کره و ژاپن وارد می کنیم..." دوستان می گویند:"خوب خانواده ی کارگران و صنعتگرانی که مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به این صنعت هستند که بر خاک سیاه می نشینند. به علاوه بازار سهام سقوط می کند. سهامداران محترم این کارخانجات ورشکست می شوند...." من هم می گویم: " به قول رئیس جمهور محترم به جهنم! می خوام اصلا بر سر این مدیران و صنعتگران و سهامدارن سری نباشر که بخواهند بر خاک سیاه بنشینند یا ننشینند! صنعتی که خودروی 2014 آن پژو405 و پراید هست  و مزدا3 آن چند برابر قیمت بازار بین المللی پای خریدار تمام می شودهمون بهتر که درش رو خرّه[ii] بگیرن! ... "و قص علی هذا این مباحث اقتصادی ادامه پیدا می کنند.

    در مجموع نه ما توانستیم به همکاران با دلایل متقن اقتصادی ثابت کنیم که این صنعت همه جوره حمایت شده مفت نمی ارزد[iii] و نه آنها توانستند با دلایل متقن اقتصادی به ما ثابت کنند[iv] که حالا یک اتفاقی هست و افتاده و یک مشت ملت دارند از این راه نان می خورند پس بگذاریم حقه ی مِهر به همان مُهر و نشان که هست باقی بماند.... تا اینکه دست بر قضا کتاب اقتصاد به روایت دیگر به قلم دکتر موسی غنی نژاد از نمایشگاه!!! کتاب امسال ابتیاع گردید. اقتصاد به روایت دیگر شرحی است بر نظریات اقتصادی از دوران قرون وسطی تا به امروز. از میان اقتصاد دانانی که در این کتاب معرفی شده اند یکی هم فردی است به نام فردریک باستیا که در قرن نوزدهم در فرانسه می زیسته و قلمی طناز داشته است. تعریفهای کتاب دکتر غنی نژاد سبب شد تا در اینترنت به دنبال آثار این عزیز از دست رفته بگردم که برخوردم به مقاله ی زیر و... ناگهان ثم اهدیتُ. به قول قدما "جانا سخن از زبان ما می گویی." باستیا با نوشتاری طنز آمیز به حمایتهای همه جانبه ی دولت از تولیدکنندگانی که تولیدشان نفعی برای جامعه ندارد و یا عملا ورشکسته هستند حمله می کند. دلایل اقتصادی که برای تعطیل کردن کل صنعت خودرو ،و صنایعی این چنین، به دنبالشان می گشتم را می توانید در ادامه ی مطلب بخوانید.



    [i] قدیمتر که اقتصاد کوپنی بود و رأفت دکتر احمدی نژاد در زمینه ی تقسیم پول نفت گریبان گیرمان نشده بود کارمندان درباره ی این که کدام مغازه کدام جنس کوپنی را آورده بحث می کردند.

    [ii] - بر وزن ارّه به فتح خا و کسر را. یعنی درش را گل بگیرند یا بنا بر روایتی درش را پی پی بگیرند.

    [iii] به این دلیل ساده که من به صورت آکادمیک اقتصاد نخوانده ام.

    [iv] نه به این دلیل که این دوستان اقتصاد نخوانده اند. اتفاقا بسیاری از آنان اقتصاددان هستند. به این دلیل که به آنچه که خوانده اند اعتقادی ندارند.

    آخرین ویرایش: شنبه 1 شهریور 1393 03:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 15 خرداد 1393 08:28 ق.ظ نظرات ()



    شما چه تصوری از کامپیوتر در ذهن خود دارید؟ تصویری که ما امروزه از کامپیوتر در ذهنمان داریم عبارت است: یک صفحه کلید، نمایشگر، موس، چند وسیله ی جانبی مانند بلندگو و در نهایت یک جعبه ی چهارگوش که تمام اینها با یک یا چند سیم به آن جعبه وصل شده اند. با نصب یک سیستم عامل و چند نرم افزار کاربردی، کامپیوتر ما کامل شده است.

    اما آیا تصویری که گذشتگان ما از کامپیوتر داشتند نیز مشابه همین تصویر است؟ اگر صد سال پیش از یک خبره ی کامپیوتر می پرسیدید که کامپیوتر چیست، پاسخ می داد که ترکیبی از صدها چرخ دنده، چرخ و محور، بادامک، اهرم، فنر و نظایر اینها. کامپیوترهای صدسال پیش نه توسط متخصصین الکترونیک بلکه توسط مکانیکها ساخته می شدند.

    به مدت قرنها وسایل محاسبه در جهان باستان عبارت بودند از چرتکه و اسطرلاب. این دو ماشین محاسباتی ،اولی ساده و مناسب برای عموم و دومی پیچیده و مخصوص دانشمندان، نیازهای محاسباتی پدران ما را به خوبی برآورده کرده اند. اما با پیشرفت صنعت در قرون جدید نیاز به وسایل کارآمدتر برای انجام محاسبات پیچیده تر و در زمانهای کوتاه تر احساس می شد.



    چرتکه ی چینی؛ توجه کنید که هر ستون این چرتکه دارای 5 مهره است.


    اسطرلاب ایرانی متعلق به قرن هجدهم میلادی

    با آغاز انقلاب صنعتی، رشد تجارت و افزایش حساب های دفاتر حسابداری حسابداران را به مبارزه طلبید. کارخانه های پارچه بافی نیازمند دستگاه هایی بودند که بتوانند نقشهای مختلفی را بر روی پارچه ایجاد کنند. رشد جمعیت سبب شد تا آمارگیران برای جمع آوری و استخراج اطلاعات به دستگاه های محاسب نیازمند شوند. اما نیاز اصلی در زمینه ی محاسبات سریع و دقیق در حوزه ی تخریب و کشتار بود؛ جنگ افزارها نیازمند محاسباتی مافوق توانایی های بشر عادی شده بودند.

    آخرین ویرایش: جمعه 16 خرداد 1393 05:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 15 دی 1392 08:02 ق.ظ نظرات ()


    تاریخ: 27-28 فوریه 1942

    محل: برونوال فرانسه

    نتیجه:پیروزی قاطع بریتانیا

     

    متخاصمین

    بریتانیا

    رایش سوم

    فرماندهان

    جان فارست فرمانده ی کل عملیات و دسته ی هاردی

    ستوان تیموتی فرمانده ی دسته ی رودنی

    ستوان چارتریز فرمانده ی دسته ی نلسون

    ستوان نائماف فرمانده ی دسته ی دریک

    ستوان یانگ فرمانده ی دسته ی جلیکو

    ناشناس

    استعداد رزمی

    120 نفر چترباز از گردان دوم لشکر یکم هوابرد

    32 نفر از افراد گردان 12ام کماندوی نیروی زمینی

    1 اسکادران ترابری نیروی هوایی سلطنتی

    پشتیبانی نیروی دریایی استرالیا

    در حدود 130 نفر

    تلفات

    2 نفر کشته

    6 نفر مجروح

    6 نفر اسیر

    5 نفرکشته

    2 نفر مجروح

    2 نفر اسیر

    3 نفر گمشده

     

    در سال 1941 عملیات هوابرد  هنوز جای خود را در لغتنامه های نظامی بازنکرده بود. در ابتدای جنگ جهانی دوم چند عملیات هوابرد موفقیت آمیز توسط لوفت وافه انجام شد و همین موفقیتها سبب شد تا متفقین هم به سرعت به تشکیل واحدهای چترباز روی بیاورند. هنوز ،اما، عملیات هوابرد بیشتر از آنکه یک عملیات عادی نظامی باشد یک ریسک غیرقابل پیش بینی بود. تجربه ی آلمان در فتح جزیره ی کرت با استفاده از عملیات هوابرد (عملیات مرکوری) و تلفاتی که به چتربازهای لوفت وافه وارد شد باعث شد که هیلتر در همان ابتدای کار واحد چتربازش را بازنشسته کند. از آن پس چتربازان لوفت وافه در هیچ عملیات مهم دیگری بکارگرفته نشدند. اما در همان زمان بریتانیا در ابتدای تجربه ی عملیات هوابرد بود. حمله ی هوابرد به برونوال را شاید بتوان اولین عملیات هوابرد موفق بریتانیایی ها دانست. همین موفقیت سبب شد تا متفقین برای واحدهای چترباز اهمیت بیشتری قائل شوند.

     

    طرحی از آنتن رادار فریا

     

    موقعیت برونوال در کنار کانال مانش

    پس زمینه

    پس از پایان نبرد فرانسه و تخلیه ی سربازان بریتانیایی از دانکرک (عملیات دینامو)، بیشتر توان نظامی بریتانیا بر روی بمباران استراتژیک آلمان متمرکز شد. دفع حملات هوایی لوفت وافه باعث شد که روحیه ی بریتانیایی ها ،که پس از شکست در دانکرک به شدت متزلزل شده بود، بهبود بیابد و نیروی هوایی سلطنتی از لاک دفاعی خارج شود. به هرحال، افزایش تلفات بمب افکنهای بریتانیایی سبب شد که دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا به این نتیجه برسند که آلمانها از روشهای راداری پیشرفته ای برای مقابله با بمب افکنهای آنها استفاده می کنند. تا آن زمان یک دهه بود که آلمان و بریتانیا در حوزه ی رادار با هم رقابت با داشتند. در این رقابت اغلب آلمانها در سطح بریتانیایی ها یا اندکی جلوتر بودند. در ابتدای آغاز جنگ جهانی دوم، دانشمندان بریتانیایی ،که مهمترین شان رابرت واتسون-وات بود، بر تکنولوژی رادار تمرکز کردند و به سطح مؤثری رسیدند اگرچه این تکنولوژی هنوز در ابتدای راه بود. دانشمند دیگر بریتانیایی که در این زمینه کار می کرد آر.وی جونز نام داشت. جونز اولین دانشمندی بود که به خدمت سرویس اطلاعاتی این کشور در آمد. او سال اول جنگ را صرف مطالعه ی پیشرفتهای آلمان در حوزه ی رادار کرد و شکاکان را متقاعد کرد که آلمانها واقعا به تکنولوژی رادار دست یافته اند.

    با موشکافی مدارکی که از آلمانها به دست آمده بود (هواپیماهای سقوط کرده، شکستن رمزهای مخابراتی آلمان و بازجویی از اسرای آلمانی) جونز کشف کرد که سیگنالهای رادیویی فرکانس بالایی که به سمت بریتانیا ارسال می شوند از محلی در خاک اروپا می آیند و او باور داشت که این سیگنالها برای هدایت هواپیماهای آلمانی استفاده می شوند. چند ماه از این کشف گذشته بود که جونز چند سیستم راداری را تشخیص داد. یکی از آنها شبکه ی راداری فریا-ملدانگ بود که برای رهگیری بمب افکنهای بریتانیایی بکار می رفت. جونز در نهایت توانست دلایل قطعی وجود شبکه ی راداری فریا را پس از مشاهده ی چند عکس هوایی بیابد. این عکسها که توسط هواپیماهای شناسایی در اطراف کاپ دی آنتیفر برداشته شده بودند دو دایره که هر کدام دارای یک آنتن گردان با عرض 6 متر بودند نشان می دادند. با این مدارک جونز و زیردستانش شروع کرد تا تجهیزات مقابله با فریا را فراهم کند. او همچنین ،با استفاده از اطلاعات ناشی از کشف رمز آلمانها، فهمید که دومین قسمت شبکه ی راداری آلمان در وورزبورگ واقع شده است. عکسهای هوایی که در نوابر 1941 گرفته شدند این حدس را تأیید کردند. این رادار دارای آنتنی به قطر 3 متر بود. این رادارها برای کشف بمب افکنهای انگلیسی و هدایت بمب افکنهای شب پرواز لوفت وافه بکار می رفتند. این دو سیستم همدیگر را تکمیل می کردند: فریا یک رادار بردبلند بود اما دقت کمی داشت. وورزبورگ برد کمتری داشت اما دقت آن بیشتر بود. همچنین وورزبورگ این برتری را داشت که کوچکتر از فریا بود و ساخت تعداد زیادی از آن برای دفاع از آلمان ساده تر بود.

    پیش درآمد

    به منظور خنثی کردن وورزبورگ جونز و گروهش نیاز داشتند تا آن را از نزدیک مطالعه کنند یا دست کم قسمتهای مهم آن را در دست داشته باشند. از بختیاری جونز یکی از پروازهای شناسایی توانسته بود چنین راداری را در نزدیکی لوهاور در آن سوی کانال مانش کشف کند. این رادار بر روی تپه ای در شمال روستای برونوال نصب شده بود و نزدیک ترین سایت راداری آلمان به بریتانیا محسوب می شد. درخواستی به دریاسالار لرد باتآن ،فرمانده ی عملیات مختلط، فرستاده شد تا یک حمله ی کماندویی بر علیه این سایت انجام شود. پس از تأیید عملیات در ستادمشترک، مونت باتآن و ستادش کار بر روی نقشه ی عملیاتی را آغازکردند. آنها به سرعت به این نتیجه رسیدند که به خاطر دفاع ساحلی منطقه امکان یک حمله ی مستقیم از سمت دریا وجود ندارد. با این وضعیت، تنها راه حل موجود یک حمله ی کماندویی بود. تلفات این حمله بالا به نظر می رسید و سرعت آن کمتر از آن بود که بتوانند به تأسیسات رادار دست پیداکنند. با باور به اینکه غافلگیری و سرعت عمل تنها راه موفقیت می باشند مونت باتآن به یک حمله ی هوابرد تمایل پیداکرد. در هشتم ژانویه 1942 او با نیروی هوایی تماس گرفت تا امکان یک حمله ی هوابرد را بررسی کند. سرلشکر فردریک برونینگ ،فرمانده ی لشکر اول هوابرد، گمان می کرد که موفقیت در چنین حمله ای روحیه ی افرادش را به شدت بالا خواهد برد و ارزش آنها را ثابت خواهدکرد.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 دی 1392 04:45 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 17 آبان 1392 08:55 ق.ظ نظرات ()

    دیروز   کتاب "تاریخ معماری" دوره ی هنرستان را تورق می کردم که به تصویر بالا برخورد کردم. در زیر آن توضیح داده بود که این تصویر متعلق به یکی از کاشی های سفالین تیسفون است و آرم دانشگاه تهران را از آن اقتباس کرده اند. تا آنجا که من فهمیده ام اصل کاشی در موزه متروپولیتن نیویورک قرارگرفته است(البته مطمئن نیستم ها). آرم دانشگاه توسط دکتر محسن مقدم پیشنهاد شد و مرتضی ممیز آن را طراحی کرده است. برای توضیحات بیشتر اینجا را بخوانید

     

     در ضمن فردا (یکشنبه 19 آبان) در محل خانه ی دکتر مقدم (که اکنون موزه و در اختیار دانشگاه تهران هست) مراسم یادبود ایشان هست که اگر تهران هستید توصیه می کنم حتما بروید. ایشان در زمان زنده بودنشان خانه ی مسکونی خود را به علاوه ی تمام اشیائی که در طول زندگی پربارشان جمع آوری کرده بودند به دانشگاه تهران بخشیدند. وبگاه موزه ی مقدم را می توانید در اینجا ببینید که یکی از معدود وب سایتهای از این دست هست که درست و حسابی طراحی شده است. مخصوصا که یک بازدید پانورامای منحصر بفرد در این وبسایت هست که می توانید توسط آن به تمامی گوشه و کنار این اثر تاریخی سرک بکشید.


    آخرین ویرایش: شنبه 18 آبان 1392 10:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 14 مرداد 1390 07:51 ب.ظ نظرات ()

    هنری شرپنل

    در سال 1784 یک افسر توپخانه انگلیسی به نام هنری شرپنل ( Henry Shrapnel)مهمات جدیدی برای توپخانه اختراع کرد. 19 سال طول کشید تا ارتش بریتانیا به برتری های این اختراع توجه کند و آن را به صورت سازمانی در توپخانه خود بکارگیرد. گلوله های جدید به یاد مخترع اش گلوله های شرپنل (Shrapnel shell)نامیده شدند.

    گلوله های شرپنل اولیه به شکل پوسته ای کروی بودند که حداقل مواد منفجره در آن بارشده بود و داخل آن پر از گلوله های سربی ریز بود. یک فیوز برای انفجار گلوله در بالای سر سربازان دشمن تعبیه شده بود که با عمل کردن آن مواد منفجره داخل پوسته منفجر شده و گلوله های سربی را با سرعت زیاد به تمامی جهات پخش می کرد. بعدها این گلوله ها به صورت استوانه ای ساخته شدند.

    عکس برش خرده از گلوله شرنپل 18 پونندی انگلیسی متعلق به جنگ جهانی اول






    گلوله های شرپنل کشورهای مختلف

    شرپنل از مهماتی بود که به صورتی گسترده در درگیریها و جنگهای چهارگوشه جهان بکارگرفته شد. انفجار این گلوله تأثیر مخرب شدیدی بر روی روحیه افراد داشت. به دلیل ماهیت جنگهای خندقی ، که استفاده از گلوله های عادی توپخانه را سخت می ساخت، شرپنل در معادلات جنگ جهانی اول نقش معنی داری برعهده گرفت. ترکشهای شرپنل پس از انفجار می توانستند سربازان مستقر در کانالها و خندقها را از بالا هدف قراردهند و خسارات سنیگینی بر نیروی انسانی دشمن وارد سازند. پس از آن، پرتابه های ترکش شونده در انواع بمبها، خمپاره ها و نارنجکها نیز استفاده شدند و با پیشرفت تکنولوژی و ساخت مهمات جدید گلوله های شرپنل متعارف از رده خارج شدند. امروزه واژه "شرپنل" برای نامیدن طیف وسیعی از مهمات ترکش شونده بکارمی رود.


    کارخانه ساخت این گلوله

    منبع: دایره المعارف انکارتا

    ترجمه: رضاکیانی موحد

    با همراهی محمدحسین پاز

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


    حمله به کشورهای اسکاندیناوی،نروژ/ عملیات فورتیتود شمالی / نمونه ای از عملیات فریب استراتژیکی در جنگ جهانی دوم


    نبرد دریایی ریورپلات؛The Battle of the River Plate






    آخرین ویرایش: سه شنبه 18 مرداد 1390 11:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 16 تیر 1390 10:00 ب.ظ نظرات ()


    تمبر پستی که در سال 1980 برای یادبود آندره توپولوف در شوروی سابق منتشر شد.

    آندره توپولف (Andrei Nikolayevich Tupolev)ششمین فرزند از هفت فرزند والدینش بود. آندره در سال 1908 در دو دانشگاه روسیه پذیرفته شد؛ مدرسه عالی فنی مسکو و انستیتوی مهندسین راه آهن. توپولوف به مدرسه عالی فنی مسکو پیوست و در سال 1909 مطالعه آیرودینامیک را زیرنظر ژوکوفسکی ،از پیشگامان پرواز روسیه، آغازکرد. در همین دوران بود که آندره یکی از اولین تونلهای بادجهان و اولین تونل باد روسیه را برای آزمایشگاه مدرسه عالی فنی ساخت.

    در سال 1911 توپولوف به انقلابیون پیوست و اندکی بعد دستگیرشد. توپولوف به زادگاهش بازگردانده شد و تا سال 1914 اجازه نیافت که به محیط علمی بازگردد. آندره در سال 1918 به عنوان مهندس مکانیک و با پایان نامه ای درباره هواپیماهای آب نشین فارغ التحصیل شد. در دهه بیست توپولوف در همان دانشگاهی که علم پرواز را آموخته بود به آموزش آیرودینامیک مشغول شد.

    در سال 1929 تلاشهای توپولوف به بنیانگذاری "انستیتو مرکزی آیرودینامیک و هیدرودینامیک" انجامید. وظیفه دفتر طراحی مرکزی این سازمان تهیه طرح هایی برای ساخت بمب افکن ها و هواپیماهای تجاری بود. توپولوف به طرح های تمام فلزی یونکرس ، پیشگام هوانوردی آلمانی، علاقمند بود و سعی داشت تا راه او را ادامه دهد. درهمین دوران بود که توپولف بارقه ای از خلاقیت خود را به نمایش گذاشت. توپولف تی بی-3 اولین بمب افکن سنگین 4 موتوره جهان بود که هیچ ستون نگهدارنده ای برای بالهایش نداشت. طراحی این هواپیما در سال 1926 آغازشد و تا سال 1929 به طول انجامید. این هواپیما توانست 4 رکورد پروازی را در آن زمان بکشند و با اینکه در زمان جنگ جهانی دوم یک هواپیمای منسوخ و کهنه بود بازهم به صورتی گسترده در نقش بمب افکن یا هواپیمای باری بکارگرفته شد. در تابستان 1941 در حدود 25 درصد بمب افکنهای ارتش سرخ را این هواپیما تشکیل می داد. کیفیت توپولف تی بی-3 به اندازه ای خوب بود که آلمانها هواپیماهای غنیمت گرفته شده از چکسلواکی و روسیه را در لوفت وافه به خدمت گرفتند.

     


    دهه 30 برای توپولف با ساخت پرتعدادترین بمب افکن ساخته شده در اواخر دهه سی و اولین هواپیمای مدرنی که به تعداد زیاد در شوروی ساخته شد آغازشد. بمب افکن توپولف-اس.بی اولین پروازش را در سال 1934 انجام داد و بسیاری از آنها در اسپانیا، چین، مغولستان، فنلاند و همچنین در برابر آلمان جنگیدند. زمانی که شعله های جنگ جهانی دوم به شوروی کشیده شدند این بمب افکن ها 94 درصد استعداد ناوگان بمب افکنهای ارتش سرخ را تشکیل می داد. نمونه های غیرنظامی توپولف-اس.بی سالها در خطوط هوایی بلوک شرق پرواز می کردند.


    با گسترش دفاتر طراحی هواپیما در کشور شوراها آندره تصمیم گرفت تا یک دفتر طراحی برای خود تأسیس کند. به هر حال تأسیس این دفتر برای توپولوف خوش یمن نبود چرا که در سال 1937توسط سازمان امنیت استالین به جرم فعالیتهای فاشیستی دستگیرشد و به زندان افتاد.

    دو سال بعد سرویس امنیتی در یکی از آزمایشگاه های مخفی خود در نزدیکی مسکو تعدادی از دانشمندان و طراحان هواپیما را سازمان دهی کرد و آندره نیز به نزد آنان فرستاده شد.عاقبت در سال 1940 توپولوف محاکمه و به ده سال زندان محکوم شد.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 اسفند 1397 11:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3