منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 17 بهمن 1396 01:50 ب.ظ نظرات ()
    از جمله مواردی که قصد داشتیم درباره ش اینجا بحث کنیم و نشد و البته دیگر آلان آش ش از دهن افتاده است یکی هم کتاب دکتر رنانی درباره ی تقابل برنامه های هسته  ای ایران و غرب است.... برای جبران مافات توصیه می کنم که نقد بسیار جذاب دکتر حامد قدوسی را بر کتاب دکتر رنانی عزیز بخوانید.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 17 بهمن 1396 09:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:09 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫روحانی حسن‬‎
    آنهایی که من را می شناسند می دانند که من اصلا با روح دموکراسی، مخصوصا این نوعش که در ایران هست، مخالف هستم. به هرحال در حال حاضر این تنها ابزاری هست که در اختیار من و شما هست که اندکی در وضعیت سیاسی خود دخیل باشیم. به همین دلیل ناچارا!!! امسال به حاج حسن روحانی رای می دهم هرچند که بر سیاستهای اعمال شده توسط دولت ایشان نقد جدی دارم. به شما هم توصیه می کنم که واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا.
    همین دیگه....
    مجموعه یادداشت های من در باب دموکراسی:

    آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 27 بهمن 1395 04:30 ق.ظ نظرات ()
    بحث هایی که امروزه در بین مسئولین درباره ی فساد(و عمدتا فساد اقتصادی) در گرفته و هر گروه و دسته ای تقصیر را به گردن دیگری می اندازد به خوبی نشان می دهد که بحث شیرین فساد دیگر از حالت عرضی درآمده و به جوهر بسیاری از مسئولین تبدیل شده و چون از قدیم فرموده اند که الناسُ علی دین ملکوههم پس بر ما واضح و مبرهن است که فساد بسیاری از مردم را هم (چون مسئولین عزیزمان) آلوده کرده است.
    بچه تر که بودیم وقتی بحث فساد در رژیم ستم شاهی می شد بسیاری از طرفداران پلهوی با این عبارت از خودشان دفاع می کردند که: محمدرضا خودش آدم خوبی بود ولی اطرافیانش فاسد بودند.... خوب این چرت ترین استدلال در میان صناعات خمس است. یعنی اینکه من در عمرم مزخرفتر از این حرف نشنیده ام. مگر می شود کسی سالم باشد و بتوان فساد را در کنار گوش خود ببیند و تحمل کند؟ برای محمدرضا پهلوی مهترین عنصر در میان اطرافیانش سرسپردگی و وفاداری بود و اگر کسی به این درجه می رسید دیگر با فسادهای ریز و درشت او کاری نداشت. بازی های ضد فساد و بگیر و ببندهایی هم که در اوایل دهه ی چهل و اواخر دهه ی پنجاه به راه انداخت چیزی بیشتر از یک سری بازی سیاسی و فریب مردم نبود.
    حالا همه ی این حرفها را از کجا درآورده ام؟ از لابه لای مصاحبه ی پرویز ثابتی (رییس اداره ی امنیت داخلی ساواک) در دوران ستم شاهی که به صورت یک کتاب منتشر شده است. خواندن آن را به همه ی دوستان توصیه می کنم و البته یادآوری می کنم که مطالبی را که خواندید با هیچ دولت و رژیم دیگری (مثلا ونزوئلا و یا کره ی شمالی و...) مقایسه نکنید. تا جایی که من می دانم تاریخ هیچ گاه تکرار نمی شود.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 25 بهمن 1395 08:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 14 بهمن 1395 04:55 ق.ظ نظرات ()
    خال مهرویان سیاه و دانه ی فلفل سیاه
    هر دو سوزانند اما این کجا و آن کجا
    زمانی که ترامپ کارزار انتخاباتی خود را شروع کرد بسیاری در ایران او را پوپولیست خواندند و با دکتر احمدی نژاد مقایسه کردند. من چون معنای دقیق "پوپولیست" را نمی دانم پس کاری هم به حرف این دوستان ندارم ولی وقتی منش ترامپ را با احمدی نژاد مقایسه می کنم شباهت زیادی بین آنها نمی بینم. در حالیکه احمدی نژاد سعی می کرد خود را ناجی تمام دنیا نشان دهد و ادعا می کرد که برای تمامی مشکلات بشریت راه حلی در آستین دارد ترامپ بر روی آمریکا تمرکز کرده و می گوید تا نتوانیم آمریکا را نجات بدهیم نباید در کشورهای دیگر پول خرج کنیم. به همین دلیل به زور هم که شده از خروج سرمایه های آمریکایی جلوگیری کرد. در حالیکه احمدی نژاد بزرگترین افتخارش تأسیس کارخانه ی تولید خودرو در ونزوئلا و ....بود ترامپ از تولید خودروی برند آمریکایی در مکزیک و دیگر کشورها جلوگیری به عمل می آورد. اینکه این کار ترامپ از دیدگاه علم اقتصاد صحیح است یا غلط را البته باید دیگر دوستان که در علم اقتصاد دستی دارند نظر بدهند اما فقط خواستم نشان دهم که مقایسه ی بین این دو نفر چندان هم درست نیست.
    از طرفی احمدی نژاد خودش بچه هیأتی است و در مکتب مدیریتی سپاه پاسداران (بریز و بپاش و نتیجه نگیر) رشد کرده. در نیتجه او نه ارزش پول و سرمایه را می دانست و نه بلد بود که از آن چگونه استفاده کند. تنها فکراقتصادی او این بود که پول چاپ کنیم و در دست وبال ملت و ارگانها ونهادها و ادارات بریزیم تا خودشان مشکل خود را حل کنند. اما ترامپ شاید پولش را از ارث پدری به دست آورده باشد اما همینکه این بادآورده را به باد نداده نشان از شم تجاری او دارد. به هرحال هزاران نفر در جایگاه ترامپ بوده اند و ارث بابا را به فنا دادند. ترامپ ،برخلاف احمدی نژاد، پول دوست و پول پرست است و می داند که چگونه و کجا پول خرج کند/نکند. او آنقدر حساب گر است که ادعا می کند برای دفاع از مرزهای آمریکا باید یک دیوار بسازد و هزینه اش را هم باید مردم مکزیک باید بدهند. چگونه می توان این محاسبات ترامپ را با لشکرکشی بی اسرانجام احمدی نژاد به عراق و سوریه مقایسه کرد؟
     برای مطالعه ی بیشتر خواندن لینکهای زیر توصیه می شود:
    تهدید توییتری ترامپ درباره ی سرمایه گذاری این شرکت در مکزیک،  انصراف فورد
    از سرمایه گذاری در مکزیک، انصراف کرایسلر از سرمایه گذاری در مکزیک
    رضا کیانی موحد
    14 بهمن 95


    آخرین ویرایش: جمعه 18 فروردین 1396 09:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 7 مرداد 1395 05:18 ق.ظ نظرات ()
    بحث نفوذ بحث روز محافلی است که محبت نظامی مقدس جمهوری اسلام را در سینه دارند. اما کار که به مناظره بکشد اوضاع خراب می شود. جائیکه مشاور رئیس جمهور فعلی کل کابینه ی رئیس جمهور قبلی را نفوذی می داند و وزیر کابینه ی قبلی تمامی کابینه ی رئیس جمهور فعلی را عامل دشمن می شمارد.... شاید بهتر باشد مناظره ی دوستان را دانلود کنید و پس از مطالعه خودتان قضاوت کنید. 
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 مرداد 1395 09:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 17 خرداد 1395 08:51 ب.ظ نظرات ()

    بعضی از آدمها در توهم به سر می برند. توهم ربطی به سن و سال و تجربه و سواد ندارد. شاید به نوعی حاصل شرایط زندگی باشد... نمی دانم... شاید هم به وراثت و ژنتیک برمی گردد. به هرحال، هر چه که هست، بعضی از آدمها متوهم هستند. فیلمی که در زیر می بینید ماجرای یکی از همین متوهم هاست. سبکی رزمی در ژاپن وجود  به نام کیای جوتسو. افرادی که به تمرین این سبک می پردازند می گویند که با تمرکز انرژی درونی خود ،و بدون استفاده از مشت یا لگد، می توانند آسیبهای جدی به حریف وارد کنند. همان طور که در قسمت اول فیلم می بینید یکی از اساتید این سبک در حال مبارزه با شاگردان و کارآموزان خود با همین روش می باشد. نتیجه اینکه قرار می شود حضرت استاد با یک فایتر واقعی سر مبلغ کلانی وارد یک مبارزه ی واقعی بشود. پس از امضاء قرار داد هر دو نفر به هم احترام گذاشته و با علامت داور مبارزه آغاز می شود. فایتر ،که جوانی است خوش خلق، ابتدا فکر می کند که حضرت استاد واقعا چیزی در چنته دارد و مقداری محتاطانه رفتار می کند(احتمالا مبارزات خیالی استاد را با شاگردانش دیده بوده). استاد متوهم هم به خیال اینکه واقعا دارای نیروی شگفت انگیز در دستانش می باشد شروع می کند تا با حرکات دست این نیرو را به حریف منتقل کند اما در نهایت تعجب متوجه می شود که نیرویش از کار افتاده و بر حریف کارگر نیست. اندکی بعد حضرت استاد را می بینیم که در کمتر از یک دقیقه بر روی زمین افتاده و از هوش رفته است. نگاهی به مبارزه ی حضرت استاد متوهم و فایتر واقعی بیندازید و اگر فکر می کنید که منظور من سردار جزایری است سخت در اشتباه هستید. من درباره ی هنرهای رزمی بحث می کنم نه سیاستهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران.
    [http://www.aparat.com/v/XQrSz]



    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 خرداد 1395 07:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 ...