جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

از شاه تا امام




لباس جدید حاکم: تعویض تصویر روی دیوار
کاخ نیاوران، تهران،  فوریه 1979

بالاخره یه آدم عاقل پیداشد

۸ توصیه کوتاه و فوری بلیکس به مذاکره کنندگان اتمی

دوستانی که اینجا را مرتب مطالعه می کنند می داند که به ندرت مطلبی را در این سایت/وبلاگ کپی-پیست می کنیم. مطلب زیر از سایت شبکه ی خبری معاند و مزور بی.بی.سی برداشت شده است. اما نظر به اینکه این مطلب توسط یک آدم خبره و به صورت بی غرض و بی طرف نوشته شده است خواندن آن را به دوستان توصیه می کنم. امیدواریم که دیپلماتهای غربی نیز در هنگام مذاکره با مقامات نظام گوشه ی چشمی به این موارد داشته باشند و عقلانیت را جایگزین تعصب های کور کنند.

رضاکیانی موحد

هانس بلیکس، مدیرکل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی نظراتش را درباره مذاکرات اتمی ایران و گروه ۱+۵ با بی بی سی فارسی در میان گذاشته است. این ۸ مورد، اساس نظرات او را تشکیل می‌دهد.

۱. دامنه غنی سازی فراتر از نیاز به ضرر ایران است

باید تلاش شود تا در مورد میزانی از غنی‌سازی که ایران به آن ادامه خواهد داد تفاهمی عملی حاصل شود. باید مشخص شود که برای غنی‌سازی از چه روش‌هایی استفاده خواهد شد و غنی‌سازی تا چه حدی انجام خواهد گرفت. فکر می‌کنم این درک وجود دارد که میزان اورانیوم ۲۰ درصدی موجود برای پاسخگویی به نیازهای قابل پیش‌بینی ایران در آینده کفایت می‌کند و در آینده به غنی‌سازی تا سطح حدود ۵ درصد برای تأمین سوخت مورد نیاز راکتورهای نیروگاه‌ها احتیاج خواهد بود. تفاهم متقابل در مورد این نکته و پیاده سازی قابل راستی‌آزمایی آن خواهد توانست تا حد زیادی از نگرانی‌ها بکاهد. اگر دامنه غنی‌سازی مورد نظر بسیار فراتر از نیازهای عملی ایران تعیین شود، در عمل به ضرر خواست ایران مبنی بر ایجاد اعتماد در مورد صرفا صلح‌آمیز بودن مقاصد غنی‌سازی تمام خواهد شد.

۲. ایران حق دارد به دنبال حدی از خودکفایی باشد

با توجه به دشواری‌هایی که ایران در دهه ۱۹۸۰ برای خرید سوخت هسته‌ای برای راکتور تهران با آنها مواجه بود و انزوایی که این کشور متحمل شده، همه باید بپذیرند که ایران طبیعتا و بطور مشروع حق دارد که به دنبال حدی از خودکفایی باشد.کشورهایی که در حال حاضر قابل اعتماد بودن تعهدات گازی روسیه در قبال اوکراین و اروپا را زیر سوال می‌برند، در موضعی نیستند که تلاش ایران برای تأمین سوخت اورانیوم راکتور نیروگاه‌هایش را به چالش بکشند و ادعا کنند که این کشور باید به تعهدات فعلی یا آتی روسیه برای تأمین سوخت متکی باشد.

هرگونه ادعایی در مورد اینکه ایران باید از بکارگیری انواع جدیدتر سانتریفوژها خودداری کرده، و خود را به استفاده از انواع قدیمی‌تر و کم‌بازده‌تر این دستگاه‌ها محدود کند، ادعایی غیرعقلایی است. این حرف که در راکتورهای جدیدی که ایران ممکن است بسازد، باید از فناوری قدیمی استفاده شود هم به همان اندازه غیرمنطقی است.

۳. حالا دیگر درخواست توقف غنی سازی می تواند افراطی باشد

در یکی از عبارات مهم آن توافق ژنو (طرح اقدام مشترک ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ برابر با ۳ آذر ۱۳۹۲) به یک "برنامه غنی‌سازی با پارامترهایی که مورد توافق دو طرف و سازگار با نیازهای عملی باشد" اشاره شده است. با توجه به اینکه در مقدمه طرح از برنامه غنی‌سازی نام برده شده است، هرگونه موضع‌گیری که بر توقف عملی کامل غنی‌سازی مبتنی باشد، می‌تواند زیاده از حد و افراطی قلمداد شود. در عوض، اگر در پیشنهادی دامنه غنی‌سازی بسیار فراتر از نیازهای عملی معقول پیش‌بینی شود، این هم فراتر از حد خواهد بود.

۴. موضوع تازه مطرح نکنید

طرح اقدام مشترک نوامبر سال گذشته بعد از مذاکراتی نفس‌گیر مورد توافق قرار گرفت. حالا هم مادامی که توافقی جامع بدست نیامده، مطرح کردن مسائل و خواسته‌های تازه کار مناسبی بنظر نمی‌رسد، و نباید در زمینه موضوعات مهمی که این طرح به آنها نمی‌پردازد، جای تیرک‌های دروازه را تغییر داد. به‌عنوان نمونه می‌توان به طرح خواسته‌هایی در زمینه مسائل مربوط به موشک‌ها اشاره کرد. مثال دیگر طرح مطالباتی در زمینه تضمین‌های امنیتی است.

۵. معاهده ها، خدمات بین المللی‌اند نه امر تحمیلی

مطالبات زیاده از حد و از دست دادن فرصت‌ها می‌تواند موانع تازه‌ای ایجاد کند. بدون قبول خواسته غربی‌ها مبنی بر شفافیت بیشتر و عملی شدن نظارت موثر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در سطح بین‌المللی اعتماد ایجاد نخواهد شد. به معاهده پادمان‌ها باید نه به چشم امری تحمیلی، بلکه به‌عنوان خدماتی بین‌المللی نگاه شود. آنها به ایجاد نوعی از اطمینان خاطر کمک می‌کنند که ضمانت هیچ کشوری قادر به ایجاد آن نیست. اما هیچ کشوری که واقعا بر قلمروش مسلط باشد، زیر بار بازرسی‌های سفت و سختی نظیر آنچه در سال ۲۰۰۲ در قطعنامه ۱۴۴۱ شورای امنیت از عراق خواسته شد، نخواهد رفت.

۶. نگرانی های همدیگر را جدی بگیرید

پیش از این بعضی کارشناسان هسته‌ای ایران به‌قتل رسیده اند. چنین اقداماتی به‌حق باعث انزجار خواهد شد و می‌تواند جلوی گفتگوهای بیشتر را بگیرد. افشای تلاش‌های چشمگیر بیرونی برای بی‌ثبات کردن ایران و فراهم کردن زمینه تغییر حکومت این کشور می‌تواند به این تردیدها دامن بزند که گفتگوهای هسته‌ای با حسن نیت دنبال نمی‌شده، و هدف از آن رسیدن به یک راه حل نبوده است. در مقابل، فاش شدن وجود هرگونه تأسیسات هسته‌ای اعلام نشده در ایران، یا هرگونه سند و مدرک قابل اتکایی درباره دست داشتن ایران در اقدامات تروریستی در خارج از این کشور، ادعای ایران در مورد تمایلش به تنش‌زدایی و خلع سلاح را با تردید مواجه می‌کند.

۷. تجربه من: تحقیر نکنید

در طول دوران طولانی فعالیت حرفه‌ایم به‌عنوان دیپلمات یک چیز را به تجربه متوجه شده ام: نباید هیچ فرد، گروه یا کشوری را تحقیر کرد. بحران کوبا در سال ۱۹۶۲ با بیرون کشیدن سلاح‌های هسته‌ای شوروی از کوبا حل شد، اما در مقابل آمریکا هم متعهد شد که سلاح‌های اتمی‌اش را از ترکیه خارج کند. در شرایط ایده‌آل، حل و فصل جنجال‌ها بر سر برنامه هسته‌ای ایران باید با اقدامات اعتماد سازانه دیگری نظیر آغاز گفتگوها درباره ایجاد خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های کشتار جمعی و یا تلاش‌های مشترک برای الزام‌آور شدن موافقت‌نامه منع فراگیر آزمایش‌های هسته‌ای همراه باشد.

بنظر من ایران به‌دنبال گرفتن تأیید کشورهای دیگر برای ایفای نقشی تمام و کمال در منطقه خاورمیانه و جهان است. در این راستا به صلاح این کشور است که نهایت تلاش خود را برای تنش‌زدایی و ایجاد آشتی در منطقه بکار گیرد.

۸. نمی شود به نیت احتمالی حمله نظامی کرد

نکته آخر اینکه در زمانی که انتظار داریم همه طرف‌های مذاکره کننده در مسیر یافتن راه حل از خود انعطاف نشان دهند، کسی نباید درباره طرح‌های جایگزین در صورت شکست گفتگوها صحبت کند. فکر می‌کنم که اکثریت بزرگی از دولت‌ها و ملت‌ها با این ایده موافقند که تهدید به توسل به‌زور یا استفاده عملی از آن باید کلا کنار گذاشته شود. شورای امنیت مجوز انجام چنین اقدامی را صادر نخواهد کرد و مجمع عمومی سازمان ملل هم آن را محکوم خواهد کرد. در قضیه عراق حمله‌ای نظامی علیه سلاح‌های کشتار جمعی انجام گرفت؛ سلاح‌هایی که وجود خارجی نداشتند. در قضیه ایران هم نباید به نیت‌هایی که ممکن است وجود خارجی نداشته باشند، حمله نظامی شود. علاوه بر این، بعد از شروع یک حمله نظامی، هیچکس نمی‌داند که عاقبت آن به کجا کشیده خواهد شد.

چگونه هیتلر جبهه سیاسی استرسا را فرو ریخت؟

 
                                    http://wars-and-history.persiangig.com/image-12-for-editorial-pics-26-jan-2012-gallery-37105485.jpg

زمانی که جنگ دوم جهانی آغاز شد ، آلمان جزو یکی از بزرگترین قدرتهای جهانی به حساب می آمد، اگر تنها از دید پیشرفتگی تجهیزات و فن آوری به کار رفته این مقایسه صورت گیرد و قدرت تولید را در نظر نگیریم بی شک برترین قدرت نظامی را دارا بود.

بعد از پایان جنگ جهانی اول، آلمان یک کشور سوخته و با تلفات و خرابی های زیادی بود . این جنگ نخستین جنگ از جنگهای خانمانسوز به این وسعت بود، دولتهای اروپایی به قدری تلفات داده و ضربه دیده بودند که قراردادی سنگین به نام ورسای را به آلمانی که خود نیز بر اثر این جنگ خسارات مصیبت باری دیده بود تحمیل کردند.

هزاران مارک آلمان ارزش بسیار بسیار پایینی را داشت. جدا از منظر اقتصادی، روحیه و شرافت آلمانی ها تحت قرارداد ورسای  و شکست در جنگ شدیدا شکسته شده بود. از سال 1933 زمانی که نازی ها به قدرت رسیدند تا زمان آغاز جنگ در سال 1939، یعنی به مدت 6 سال، آلمان نه تنها مشکلات اقتصادی را تا حدود زیادی حل کرده و برای 6/5 میلیون بیکار از جمعیت حدود 70 میلیونی آلمان اشتغال به وجود آورد، بلکه ارتش کاملا محدود و کوچک آلمان را دوباره سرپا کرده و خود را برای یک جنگ بزرگ نیز آماده کرد، البته در آن دوره زمانی به علت رکود اقتصادی جهانی ، تمام کشورها درگیر مشکلات اقتصادی بودند و آلمان نیز همانند دیگر کشورها تحت تاثیر به مراتب بیشتری به علت کمبود ذخیره مالی و طلا و کمبود شدید مواد اولیه مواجه بود. قدرتهای بزرگ دنیا اگرچه دوران بد اقتصادی را می گذراندند اما از دید ذخایر طلا و مالی  و مواد اولیه برای رشد صنعتی مشکلی نداشتند.

با نگاهی به آمار آن دوران؛ در سال 1938،  آلمان تنها 1 درصد ذخایر مالی و طلای جهان را در اختیار داشت، در حالی که  ایالات متحده امریکا 54 درصد و بریتانیا و فرانسه هر کدام یازده درصد ذخایر جهانی طلا را در اختیار داشتند. (1)

قدرتهای دیگر به علت غنی بودن خاک خود و یا سرزمینهای ملتهای تحت استعمار خود مشکلی بابت تامین مواد اولیه نداشتند، در حالی که خاک سرزمین آلمان تنها غنی از ذغال سنگ بود و ارزی نیز برای خرید مواد اولیه دیگر وجود نداشت. به همین علت آلمان تصمیم به ساخت مواد اولیه بسیار مورد نیاز خود از طریق مواد اولیه داخلی به مانند ذغال سنگ گرفته و موادی همچون نفت مصنوعی ، پلاستیک، کودهای شیمیایی و ...  در کارخانجات آلمانی شروع به  تولید شدند. تولید این مواد مرهون زحمات تلاش متخصصان و دانشمندان آلمانی و بودجه ی ارزی بود، اما همان طور که در بالا اشاره شد آلمان از منظر ذخیره طلا و مالی خالی بود. این که آلمان چگونه از پس تامین ارز مورد نیاز و حل این مشکلات تا حدودی بر آمد در این مقاله نمی گنجد. ولی باید این را نیز به تفکر و مدیریت دیکتاتور نازی نسبت داد. شرح این وضعیت ما را در درک ارزش کاری که هیتلر در آن مقطع انجام داد بسیار یاری می دهد.

سوالی که مطرح است این می باشد که چگونه هیتلر توانست تحت تحریمها و نظارت کشورهای پیروز جنگ اول و وضعیت اقتصادی که در بالا توضیح داده شد، دوباره چنان ارتش مناسب قدرتمندی و مهم تر از آن تشکیلات کارایی برای اجرای اصول عملیات نظامی تشکیل دهد؟

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :25
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان