جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

یادداشتهای من درباره ی دموکراسی؛قسمت دوم

یادداشت اول

دموكراسی را حكومت مردم بر مردم معنا كرده اند. حكومت همه ی مردم بر همه مردم ،اما، نه خواستنی است و نه عملی. حتی دموكرات ترین حكومتهای دنیا هم برای انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان محدودیتهایی قائل هستند. اولین محدودیت ،كه تقریبا در تمامی دنیای دموكراتیك مشترك است، همانا محدودیت سنی است. هر آدم عاقلی انتظار دارد كه در یك نظام انتخاباتی هم انتخاب شوندگان و هم انتخاب كنندگان به حداقلی از درك و شعور و بلوغ فکری رسیده باشند كه بتوانند قائم به خود و بر اساس مصالح زندگی خود و جامعه ای كه در آن زندگی می كنند در فرآیند انتخابات شركت كنند. حكومت یك بچه ی 5 ساله بر مردم یا انتخاب یك رئیس جمهور توسط یك بچه ی 10 ساله شاید ظاهری دموكراتیك داشته باشد اما كیست كه نداند نهایت مسیر چنین حكومتی چه خواهد بود؟

بسته به این كه در چه كشوری زندگی می كنید و چه فرهنگی دارید قوانین انتخاباتی محدودیتهای دیگری هم انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان اعمال می كنند. داشتن تابعیت ملی، نداشتن سوء سابقه ی قضایی، داشتن سابقه ی روشن مالی و .... به صورت كم وبیش در تمام كشورهای دموكراتیك دنیا اعمال می شوند.

شرط داشتن تابعیت به دموكراسی های آتن و رم باستان بازمی گردد. هر چند كه در دنیای متمدن آتن و رم اولین نمونه های حكومت دموكراتیك بودند اما در هر دو شهر تنها كسانی می توانستند در انتخابات شركت كنند كه شهروند رسمی آتن یا رم محسوب شوند. حق شهروندی البته به این نبود كه زادگاه افراد این شهرها باشد بلكه افرادی شهروند شناخته می شدند كه نسل اندر نسل پدرانشان شهروند آتن یا رم بوده اند. زنان، بردگان و مهاجران شهرها و كشورهای دیگر شهروند رسمی شناخته نمی شدند و در بازی انتخابات به بازی گرفته نمی شدند. البته در انتهای امپراطوری رم این قانون تعدیل شد و افرادی غیر رمی كه خدمت شایانی به رم كرده بودند ممكن بود به شهروندی رم برگزیده شده و حتی در سنای رم به مقامات بالایی دست پیدا كنند. اما قانون دیگری كه در رم اعمال می شد ،و من عقیده دارم كه عدم اجرای این قانون آفت بزرگ دموكراسی های مدرن است، قانون تمكن مالی بود. بر اساس قانون رم همه ی شهروندان ذكور رمی حق شركت در انتخابات را داشتند به شرطی كه از حداقل تمكن مالی برخوردار بودند. یعنی مالمیك افراد توسط مأموران حكومت برآورد می شود و تنها به كسانی اجازه ی شركت در انتخابات داده می شد كه مقدار معینی زمین و دارایی نقدی داشته باشند. این قانون شاید در كشورهای دموكراتیك غربی چندان مورد نیاز نباشد،كه به نظر من هست، اما در ایران حتما باید اجرا شود. با توجه به فشارهای اقتصادی كه بر اقشار فقیر جامعه وارد می شود كاندیدایی كه بتواند با وعده های اقتصادی خود چشم ها را بیشتر خیره كند بیشتر شانس برنده شدن در بازی انتخابات را دارد. از همین رو است كه یك كاندیدا وعده ی افزایش كمكهای مالی به همه ی شهروندان را پیش می كشد. دیگری از اشتغال خانگی سخن می گوید. آن یكی یارانه ی سبز را وعده می دهد و... تا بتوانند رأی بیشتری جمع كنند. این امر البته ظاهر قانونی قضیه است. یعنی هر كاندیدایی حق دارد كه هر چقدر كه دوست دارد وعده و وعید بدهد و در نهایت این مردم هستند كه تصمیم می گیرند كه به چه كسی رأی بدهند یا ندهند. اما این قضیه ممكن است كه جنبه های خاكستری یا سیاه هم به خود بگیرد. در انتخابات گذشته دولت قسمتی از كمكهای كشاورزی خود را موكول كرد به اواخر سال و نزدیك به ایام انتخابات. عمه ی پیر یكی از همكاران كه در دهات قزوین زندگی می كند به اعتراض گفته بود كه در انتخابات بعدی شركت نخواهد كرد چرا كه دولت پولی به او پرداخت نكرده بود. یعنی ممكن است كاندیدایی به گونه ای سعی در خرید آرای اقشار پایین دست جامعه كند كه واضح است كه این عملكرد از روح دموكراسی چقدر فاصله دارد. چنین دموكراسی به جای حكومت مردم بر مردم تبدیل می شود به حكومت عده ای از مردم كه می توانند رأی بیشتری را خریداری كنند بر سایر اقشار مردم. چنین دموكراسی چقدر ارزش دموكراتیك دارد؟

پی نوشت: همین الان برنامه ی تلویزیونی حاج محسن رو دیدم. در دو تا جمله خلاصه ش می کنم: این بنده ی خدا همون جور که بعد از 8 سال جنگیدن از جنگ سردرنیاورد بعد از 20 سال حکومت کردن هنوز هم از حکومت کردن چیزی نمی فهمه. نمونه ش هم ادعاش درباره ی سر دوراهی قرار دادن آمریکا و اعمال فشار به این کشور. بنده ی خدا فکر کرده آمریکا مثلا بحرین یا امارات عربی متحده است.

یادداشت سوم

یادداشت چهارم

یادداشت پنجم

یادداشت ششم

یادداشت هفتم

یادداشتهای من درباره ی دموکراسی؛قسمت اول


ژست دموکرات منشی آنقدر زیباست و چشمگیر که حتی دیکتاتورترین حکومتهای تاریخ هم دست از این ژست برنمی دارند. نمونه ی قدیمی تر آن کشور فروپاشیده ی شوراهاست. اتحادیه کشورهای شورایی سوسیالیست یا همان شوروی [سابق] نامی است که دموکراسی از سر و رویش می بارد. از قضای روزگار در این کشور چندین و چند انتخابات برگزار می شد و مردم وظیفه داشتند که تعداد زیادی از مقامات تصمیم گیرنده ی نظام را با رأی خود انتخاب کنند. البته این کشور که قرار بود بهشت کارگران بر روی کره ی زمین شود علاوه بر انتخابات گولاک و کا.گ.ب و ... هم داشت.

نمونه ی متأخرتر دموکرات منشهای دیکتاتور صفت همین سیدالرئیس صدام حسین تکریتی بود که بارها و بارها با رأی بالای 90درصد مردم عراق به مقام ریاست جمهوری عراق رسید. البته شاید صدام گولاک نداشت ولی به جایش بمب شیمیایی داشت و البته استخبارات. نمونه ی معاصر هم البته سیدالرئیس برادر بشار اسد هستند که خوب این مقام را از پدر به ارث نبردند و خود را نه وارث پدر بلکه وارث رأی میلیونها شهروند سوری می دانند.

قضیه آنقدر حیثیتی شده که شیوخ عرب هم به فکر پارلمانتاریسم افتاده اند و امروزه کشورهایی چون کویت و بحرین دارای مجلس ملی هستند و قانون گذارانشان را با رأی ملت و نه با صلاح دید شیوخ شان انتخاب می کنند. حتی خود ما هم در زمان رضاشاه و پسرش محمدرضاپهلوی دارای سیستم به ظاهر مشروطه و پارلمانی بودیم هر چند که کشور عملا در زمان پدر و پسر به صورت دیکتاتوری اداره می شد.

فکر نکنید که منظور من از این همه مقدمه چینی رسیدن به این جمله بود که: هر کشوری که دارای نظام انتخاباتی است الزاما دموکرات نیست تا بعد بخواهم نتیجه بگیرم که ما هم بله.... نخیر. اصلا و ابدا! یعنی اگر بخواهم واضح تر بگویم باید اعتراف کنم که پس از انقلاب 57 و به برکت رهبری داهیانه ی آیت الله خمینی ایران اسلامی، امروزه دموکراتیک ترین نظام حکومتی جهان را دارد و انتخابات مختلف (شوراها، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، ریاست جمهوری) که تا کنون برگزار شده اند نشان دهنده ی این مدعا می باشند.

به هرحال دموکراسی چیز خوبی است ولی من نمی دانم که به چه دلیل از ریشه و بن با دموکراسی مشکل دارم. بعدتر شاید به این مسئله هم برسیم.

یادداشت دوم

یادداشت سوم

یادداشت چهارم

یادداشت پنجم

یادداشت ششم


یادداشت هفتم

کتاب پاسخ به تاریخ محمدرضا پهلوی


برای بررسی یک موضوع تاریخی و به دست آوردن بهترین دید ممکن باید به مطالعه تمامی منابع و طرفهای معتبر دخیل در قضیه  پرداخت و مدارک و دلایل آنها را نیز بررسی کرد. یکی از جنبه های خوب این امر بالا بردن فرهنگ اندیشیدن مردم جامعه می باشد تا دست از سیاه سفید دیدن موضوعات برداریم. این سیاه سفید دیدن موضوعات جز خونریزی و بیچارگی برای کشور و ملت به بار نیاورده است. با سیاه و سفید دیدن است که دیکتاتوری یک گروه شکل می گیرد و  گروهها و اندیشه های مختلف؛ مخالف خود را خائن می دانند و بر این اساس دست به حذف آنها می زنند. البته این موضوع را نباید دور ساخت که بالاخره هستند تعداد اندکی که در خدمت بیگانگان می باشند و علیه منافع و امنیت ملی کشور خود عمل می کنند. اما این منافع و امنیت ملی و معیارهای تشخیص آن بسیار واضح است و شامل اختلاف نظرات اعتقادی و یا نظرات سیاسی و اقتصادی برای گرداندن کشور نمی شود . باید توجه کرد دیکتاتورهایی که هر خواسته ی خود را در قلمرو امنیت ملی گذاشته اند و از آن سو استفاده می کنند ، دیکتاتوری خود را بر مبنای همین سیاه و سفید دیدن  پایه گذاری کرده اند.
اگر بتوانیم در زندگی خود این دید را کنار بگذاریم و هر عملکرد و تصمیمی را در جای خود بررسی کنیم و از قضاوت کردن آن بر اساس دیگر موضوعات بپرهیزیم دیگر نه تا به این حد مشکلات، خفقانها، تحریفها و کینه های کور وجود خواهد داشت و نه فرصت سازی برای بیگانگان برای دخالت به وجود خواهد آمد.

کتاب پاسخ به تاریخ محمدرضا پهلوی کتابی است که از یک دیباچه و 4 قسمت تشکیل شده است و در آن از ابتدا گذری به تاریخ ایران از دوران باستان تا به سلسله پهلوی می زند و سپس به دوران پهلوی می پردازد. او به مشکلات ایران از جمله ویرانی ها و عقب ماندگی های دوران قاجار اشاره دارد و به تلاش زیادی که صورت گرفت و موقعیت خطیر ایران که در حال تجزیه بود می پردازد. سپس به جنگهای جهانی و تاثیرات آن بر ایران و نقشه های شوم قدرتهای جهانی همچون انگلیس و شوروی پرداخته و در ادامه به جریانات ترور ناموفق خود و درگیری با مصدق و حوادثی که در دوره ی حاکمیت او رخ داده می پردازد .همچنین به انتقاد از گروههای چپ و اسلامی پرداخته و از آنها با عنوان اتحاد لعنتی سرخ و سیاه نام می برد.

در این کتاب او به شرح فعالیتهای اقتصادی و نفتی می پردازد و به برنامه های نظامی و ادوات موجود و نقشه هایی که برای ایران در آینده نزدیک داشت اشاره می کند. از آنجاییکه این کتاب پس از وقوع انقلاب نوشته شده است. در صفحات و بخشهای آخر کتاب به مقایسه آماری و رفتاری حکومت خویش در زمینه های مختلف همچون اقتصادی، آزادی سیاسی و اجتماعی،  حقوق بشر و  قانونمندی با حکومت انقلابی ایران می پردازد و جای جای آن به سخنان و اتهاماتی که توسط  مسئولین و مقامات حکومت جدید ایران به او وارد می شود پاسخ می دهد و به حوادث جاری در داخل کشور پرداخته و نظرات خود را بیان می کند.

خود ایشان در ابتدای کتاب خود اینگونه به معرفی پرداخته است که بدون دخل و تصرف  آن را می خوانید:





این کتاب ابتدا به زبان فرانسه نوشته شد که سپس به زبانهای انگلیسی و فارسی نیز برگردانده شده است. این نکته نیز قابل ذکر است که محتوای این کتاب الزاما نظر و دید ما نیست و شامل کاستی ها و نقصانها ی آن دوره نمی باشد و دیکتاتور بودن ایشان، فساد اقتصادی دربار و مقامات، آلت دست بیگانگان شدن و خفقان سیاسی موجود که در نهایت باعث خروش یک ملت علیه خود و نظام حاکم شد را توضیح نمی دهد. این مطلب تنها از منظر معرفی یک کتاب تاریخی که یک طرف ماجراست، خدمت شما عزیزان تقدیم شده است.





محمدرضا پهلوی در کویرناکاوا همراه با هانری بونیه کتاب پاسخ به تاریخ را می نویسد.



دریافت کتاب



به ما در فیسبوک بپیوندید!



در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


به مناسبت دوازدهم فروردین


جک دیوانه



صدور انقلاب در اندیشه سیاسی آیت الله خمینی


انتخابهای تسلیحاتی ایران

مسابقه تسلیحاتی بعدی؛قسمت سوم


مسابقه ی تسلیحاتی بعدی قسمت دوم

مسابقه ی تسلیحاتی بعدی قسمت اول

INS Sindhuvijay

قدرتهای آسیایی کوچکتر هم ، بدون جاماندن، به این مسابقه ی تسلیحاتی پیوسته اند. در اوایل دهه نود کره ی جنوبی شروع کرد تا اولین زیردریایی از 9 فروند زیردریایی مدرن خود را بر پایه زیردریایی های تایپ-209 آلمانی بسازد. این زیردریایی ها در طی یک دهه کامل شدند. سئول به تازگی 6 فروند زیردریایی تایپ-214 به آلمان سفارش داده است تا به 3 فروندی که قبلا در خدمت بودند بپیوندند. زمانی که این سفارش تحویل داده شود تأثیر آنها قدرت نیروی زیرسطحی کره ی جنوبی را دو برابر خواهد کرد. این کشور همچنین در نظر دارد تا طراحی و ساخت 9 فروند زیردریایی نسل آینده را از آغاز تا پایان خود انجام دهد. برنامه ریزی برای تحویل زیردریایی های جدید در ابتدای دهه 20 قرن حاضر می باشد. این زیردریایی ها دو برابر زیردریایی های تایپ-214 ظرفیت داشته و می توانند در حالیکه در زیر آب هستند به مواضع زمینی دشمن هم حمله کنند. به صورت رسمی، کره ی شمالی به عنوان هدف این برنامه معرفی شده است. به هرحال، توانایی هر سه نسل زیردریایی های کره جنوبی در مسافتهای دور ممکن است با آینده نگری سئول درباره دوران پس از اتحاد با کره ی شمالی و هنگامی که تنشها با ژاپن در دریا بالا گرفت درنظرگرفته شده باشد.

تایوان توانسته است در دهه هشتاد دو فروند زیردریایی کلاس زواردویس از هلند بخرد اما از خرید بیشتر محروم شده است و با این وضعیت چین را رو در رو دارد. در آوریل 2001 جورج بوش با یک فروش تسلیحاتی کلان ،که شامل 8 فروند زیردریایی دیزل-الکتریک بود، به تایوان موافقت کرد. اما تایوان با واقع گرایی پذیرفت که آمریکا دیگر ساخت زیردریایی های متعارف را ادامه نخواهد داد و فشار چین بر دولتهای دیگر آنها را از فروش زیردریایی به تایوان منصرف خواهدکرد. در حالیکه تایوان توانایی ساخت و یا وارد کردن زیردریایی را دارد ظاهرا بر این امر سماجت می کند و سختگیری چین گواهی می دهد آنها ارزش زیردریایی ها را در رویدادهای آینده باور کرده اند.

در جنوب آسیا، کشورهای ساحلی ولی فقیرتر برای جنگهای زیردریایی آغوش بازکرده اند. سنگاپور در دهه 90 چهار فروند زیردریایی بازسازی شده از سوئد خریداری کرده است که می توانند بازده نیروی دریایی این کشور را تا زمان خریداری زیردریایی های جدیدتر افزایش دهند. در سال 2005، سنگاپور با خرید دو فروند زیردریایی دست دوم کلاس آرچر از سوئد موافقت کرده است. با انتظار به اینکه این زیردریایی ها در سال 2010 وارد خدمت شوند آنها را با پیشرانه ی بدون هوا و اژدرهای مدرن مجهز کرده اند. همسایه های سنگاپور نیز وارد رقابت شده اند. مالزی از فرانسه زیردریایی های اسکورپیون خریده است در حالیکه اندونزی قراردادی برای خرید زیردریایی های کلاس کیلو با روسیه امضا کرده است. حتی گزارش شده است که ویتنام ،کشوری که سابقه طولانی در جنگهای زمینی دارد، در حال مذاکره با روسیه است تا از 6 فروند زیردریایی کلاس کیلو بخرد.

کمی دورتر و به سوی جنوب، استرالیا برنامه بلندپروازانه ای برای جانشین کردن 6 فروند زیردریایی کلاس کالینز خود دارد. قرار است اولین زیردریایی جدید در سال 2025 وارد خدمت شود. کانبرا برنامه ریزی کرده است تا اسعتداد ناوگانش را دو برابر کند و از 12 فروند زیردریایی نسل جدید به همراه موشک کروز و پیشرانه ی بدون هوا استفاده کند. انتظار می رود که هزینه این برنامه بیش از 25 میلیون دلار استرالیا در طی 15 سال آینده شود که در نتیجه، این برنامه گران ترین خرید نظامی در طول تاریخ این کشور خواهد بود. با تصدیق اینکه هر تهدیدی برای کانبرا از جانب دریا خواهد بود، استراتژیستهای استرالیایی ازدیاد سریع زیردریایی ها در آسیا را یکی از دلایل اصلی خود برای صرف این هزینه ذکر می کنند.

و هیچ کس نمی تواند از برنامه های کشورهای آسیایی درباره زیردریایی بحث کند مگر اینکه از هندوستان یادی کرده باشد. کشوری با جاه طلبی های بسیار در زیر دریا که چین را به عنوان حریف در روبروی خود می بیند. نه خیلی پیشتر، یک دریاسالار بازنشسته هندوستان اظهار کرد که دهلی نو نمی تواند حضور زیردریایی های هسته ای چینی را در اقیانوس هند تحمل کند. با عنایت به چنین صراحت لهجه ای، هندوستان خود را به عنوان قدرت برتر اقیانوس هند محسوب می کند و ایده ای مشابه دکترین مونروئه را تعقیب می کند. در حوزه ی تاکتیکی و استراتژیکی، این امر بدان معنی است که دهلی نو می خواهد نیروی دریایی قوی تر از بزرگترین نیروی دریایی خارجی بسازد. در حالیکه رهبران چین نشان داده اند که در برابر حضور نیروی دریایی آمریکا نگرانی چندانی ندارند، و آن را اگر مفید نباشد بی ضرر می بینند، اما هند را موضوع دیگری می دانند.

درنتیجه، نیروی دریایی چین در حال خرید زیردریایی های هسته ای شکارچی و مجهز به موشکهای بالستیک است اگرچه موفقیت در دوردست قراردارد. در یک رویارویی هسته ای، هندوستان در برابر چین چندان برتری ندارد چرا که چین می تواند با استفاده از موشکهای هسته ای خود تمام خاک هندوستان را هدف قرار دهد و از یک پایگاه زیردریایی در جزیره هاینان بهره برداری کند. (نیروی دریایی چین اکنون به اولین زیردریایی هسته ای موشک انداز خود ،زیردریایی تایپ-094، افتخار می کند. این زیردریایی در برتری هسته ای چین نسبت به هندوستان نقش اساسی بازی می کند. به عبارت دیگر، برای دهلی نو داشتن زیردریایی هسته ای موشک انداز بازی را تغییر می دهد و اجازه می دهد تا این کشور برای اولین بار تمام خاک چین را تهدید کند.) در حوزه ی زیردریایی های هسته ای حامل موشک، در بهترین حالت محدود توان صنایع نظامی هندوستان است. این حوزه شامل رآکتورهای هسته ای، موشکهای بالستیک مخصوص زیردریایی و کلاهکهای کوچک مورد استفاده در آنها می باشد. به نظر می رسد که هندوستان بر بعضی از این مشکلات در دهه ی آینده غلبه کند اما باز هم زیردریایی های هندوستان مجبورند در سواحل شرقی آسیا نگهبانی دهند تا بتوانند شهرهای مهم چین را تهدید کنند. عبور زیردریایی های موشک انداز هندوستان از دریایی جنوبی چین به سمت سواحل این کشور در شرایط کشتیرانی آسیا تغییری فعالانه ایجاد می کند.

چشم انداز در حوزه زیردریایی های غیر استراتژیک روشن تر است. نیروی دریایی هندوستان قبلا از روسیه زیردریایی های کلاس کیلو خریداری کرده و تحت لیسانس فرانسه چند فروند زیردریایی کلاس اسکورپیون ساخته است در حالیکه امسال از اولین زیردریایی بومی این کشور با نام آریهانت پرده برداری شده است. این زیردریایی قبل از خدمت به عنوان یک زیردریایی کامل به یک سفر آزمایشی اعزام شده است. همانطور که ذکر شد، این کشور زیردریایی نرپا را به عنوان یک کشتی آموزشی برای خدمه زیردریایی هایش از روسیه اجاره کرده ،که از هنگامی که هندوستان آخرین زیردریایی را از شوروی سابق در دهه هشتاد اجاره کرده است، عملیات اندکی را انجام داده است. اینکه کارایی نیروی زیرسطحی هندوستان به چه اندازه است تا سال 2020 معلوم خواهدشد. مانند نیروی دریایی روسیه، نیروی دریایی هندوستان نیروی دریایی یک قدرت زمینی است اگرچه این نیرو یک نیروی دموکراتیک است که خود را در تهدید می بیند و بنابراین ممکن است که بخواهد قدرتنمایی بیشتری در پهنه ی دریا بکند. شاخصهایی که باید مد نظر باشند شامل این نکات هستند: الف- زمانی که زیردریایی های هندوستان در دریا صرف می کنند تنها راه به مهارت رساندن خدمه ی آنهاست.ب- توجه به گزارش حوادث، مشکلات فنی و یا اشتباهات انسانی. ج- توانایی رزمی با آغاز ستیزه در دریا رشد می کند.


به ما در فیسبوک بپیوندید!



در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.









آفتاب آمد دلیل آفتاب


از زمانی که شورشهای مردمی در کشورهای عربی پا گرفت نظام حاکم بر ایران برای اشاره به این خیزش های مردمی از اصطلاح "بیداری اسلامی" استفاده کرده است. این اصطلاح در برابر "بهار عربی" ،که از جانب رسانه هایی مانند الجزیره و دیگر رسانه های غربی بکار برده می شد، باب شد تا نشان دهد که بر خلاف نظر کارشناسان سیاسی دنیا این خیزشها چندان هم برآمده از نیازهای قومی اعراب نیست و بیشتر صبغه ی اسلامی دارد. در بسیاری از سخنرانی ها اعلام شد که حرکت مردمی در این کشورها الگو گرفته از انقلاب 57 ایران است و در حقیقت این قیامها دنباله روی انقلاب اسلامی ایران هستند. مردم مسلمان منطقه از سلطه ی حکومتهای سکولار به تنگ آمده اند و تصمیم گرفته اند تا برای اجرای احکام اسلامی ،شبیه به آنچه که در ایران اتفاق افتاده است، حکومتهای جدیدی را برگزینند.

سالها بود که ریاست محترم جمهور و دیگر مسئولین نظام در حضور دوست و بیگانه اظهار می کردند که هرچند شاید دولتهای مسلمان منطقه به دلیل سلطه ی استعمار غرب روابط خوبی با ایران ندارند اما حساب مردم این کشورها از دولتهایشان جداست و مردم این کشورها به راستی به ایران و به ویژه سیاستهای ضداستعماری این کشور دلبسته اند و با آن احساس همدردی می کنند.

خوشبختانه آفتاب آمد دلیل آفتاب و ثابت شد که این ادعاها چندان هم بی ربط نبوده است. با حرکت خودجوش مردمی در قاهره ثابت شد که مردم مصر در راه خود واقعا دنباله روی ایران هستند و در سرنگون کردن دیکتاتوری مبارک چشم به ایران دوخته اند. اعتراضاتی که به حضور گردشگران ایرانی شد در حقیقت چیزی جز اعلان همبستگی مردم مسلمان مصر با برادران شیعه ی خود نمی باشد. البته من به شخصه انتظار بدتر از اینها را در آینده دارم. به هرحال آنان که به طرفدارانشان مجوز می دهند که به صورت کاملا خودجوش از سفارتخانه ی این کشور و آن کشور بالا بروند باید می دانستند که به صورت ضمنی برای مردم دیگرکشورها مجوز صادر کرده اند که به صورت خودجوش از در و دیوار سفارتخانه شان بالا بروند. ضرب المثلی است که می گوید:آنکه باد بکارد طوفان درو خواهد کرد.

پی نوشت: تصاویر حرکت مردمی مردم مصر را می توانید در اینجا ببینید.

 
  • تعداد صفحات :15
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان