جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

ویپت مارک آ

ترجمه رضا کیانی موحد

Whippet.jpg

ویپت در موزه نظامی بروکسل

ویپت مارک آ تانک ساخت انگلیس متعلق به جنگ جهانی اول بود که به منظور کامل کردن تانکهای کند مارک 5 با استفاده از جابجایی و سرعتشان بکارمی رفتند تا بتوانند خطوط دشمن را بشکافند.

تشریح

این خودروی زرهی برای حملات سریع ساخته شد. بنابراین زنجیر آن با دید مدرنتری نسبت به تانکهای سری 1 تا 5 طراحی شد. آنها مستقیما از لیتل ویلی – اولین نمونه تانک- مشتق شده بودند و فاقد فنر برای سیستم تعلیق بودند. جایگاه خدمه برجکی ثابت به شکل مربع در انتهای بدنه بود. تانک دارای دو موتور در جلوی بدنه بود و هر کدام یک زنجیر را حرکت می دادند. برای حرکت به سمت جلو هر دو موتور درگیر می شدند و برای چرخیدن یکی متوقف شده ودیگری کار می کرد. پس در تئوری راهی ساده برای هدایت تانک یافته بودند ولی درعمل ثابت شد که این راه غیر ممکن است چون هر زنجیر با سرعتی غیر قابل پیش بینی می چرخید. پس ازاینکه اولین بساط اولین آزمایش گسترده شد قابل فهم بود که راننده ها بسیار محتاطانه رشد می کنند و در هر گردش تانک را متوقف می کنند و متوقف کردن هر زنجیر دیگری را بیرون می انداخت. موتورها نیز مستعد ایستادن بودند وقتی که خورشیدی بسیارسریع می چرخید. مخزن سوخت در جلوی بدنه واقع شده بود. سلاحها عبارت بودند از 4 مسلسل هاچکیس 303. که هر کدام یک جهت را پوشش می داد. با وجود تنها 3 خدمه ، مسلسل چی باید که دائم اینور و آنور می پرید و دست آخر توسط فرمانده یاری می شد. بعضی وقتها یک مسلسل چی دیگر را سوارمی کردند و اغلب برای ایجاد فضای بیشتر یک مسلسل را جا میگذاشتند. با توجه به اینکه همه آنها قابل جابجایی بودند، می توانستند تمام اطراف را با تنها یک مسلسل پوشش دهند.

File:Whippet2.jpg

قسمت پشتی یک ویپت در موزه نظامی بروکسل که در 17 آگوست سال 1918 آسیب دید


ادامه مطلب

اشنایدر سی آ1



Schneider CA1

اشنایدر سی آ1 اولین تانک فرانسوی بود. الهام بخش ساخت آن، احتیاج به چیره شدن بر وحشت حاصل از جنگهای خندقی در جنگ اول جهانی بود.

کمپانی اشنایدر یک کمپانی تسلیحاتی بزرگ در فرانسه بود. با داشتن سفارشهای از توسعه تراکتورهای توپخانه سنگین ، در ژانویه سال 1915 شرکت سر طراح خود "بریلی" را برای تحقیق در مورد تراکتورهای زنجیردار به شرکت آمریکایی "هالت" فرستاد و در همان زمان شراکتی در یک برنامه آزمایشی در انگستان داشت. بریلی که قبلا در اسپانیا درگیر طراحی خودروهای زرهی بود -در بازگشت مدیریت شرکت را  متقاعد کرد که مطالعه و توسعه تراکتورهای مسلح زرهی را  براساس شاسی "بیبی هالت" بنیان گذارند. 2 عدد از آنها سفارش داده شد. در جولای سال 1915 این برنامه سرّی ترکیب شد با یک برنامه رسمی که توسعه یک پاره کننده سیم خاردار توسط مهندس "ژان لوئیس برتون" بود.

ادامه مطلب

توسعه ی مخابرات نظامی تا جنگ جهانی اول


 

ارتباطات بیسیم(1895-1914)

توسعه تلگراف بیسیم و رادیو ارتباطات نظامی را یک گام بزرگ دیگر به پیش راند: انقلاب دوم ارتباطات تقریبا نیم قرن پس از اولین انقلاب به وقوع پیوست. اکنون پیامها می توانستند به سرعت و به فواصلی فراتر از دید و در واقع به مکانهایی که سیم کشی نشده بودند ارسال شوند. افسران ارتش بریتانیا و نیروی دریایی سلطنتی، مانند هنری جکسون، از جمله کسانی بودند که پیشگام در تحقیقات درباره توانایی نظامی تلگراف بیسیم، با استفاده از سیستم های ابتدایی در شرایط تجربی میدان نبرد بودند. فرانسویها در سال 1899 یک دستگاه بیسیم را بر روی یک فروند قایق توپدار نصب کردند. واحدهای نظامی آلمان در دهه 1890 توسط هم وطنان خودآدولف  آدولف سلابی وگئورگه فون آرکو یاری شدند. معمولا کشتی های تجاری سریعتر از همتایان نظامی خود بیسیم را بکار می بردند. کارهای مارکونی توسط نیروی دریایی سلطنتی و ارتش بریتانیا دنبال می شد، در حالیکه دیو فارست داشت تجهیزات رادیویی خود را به ارتش آمریکا می فروخت. فسندن ارتباطی گسترده با نیروی دریایی ایالات متحده داشت و اغلب دستگاه های خود را بدون پرداخت حق ثبت اختراع استفاده می کرد. آرمسترانگ یکی از نوآوری های کلیدی خود را در حالی که با واحد مخابرات ارتش آمریکا در فرانسه خدمت می کرد، ساخته و به ارتش اجازه داد تا از اختراعش (مدولاسیون فرکانس FM) به صورت مجانی استفاده کند. فرصتی که رادیو برای "کنترل از راه دور" نیروهای زمینی ایجاد کرده بود به ناوگان دریایی نیز اشاعه پیدا کرد.

برای اولین بار، فرماندهان نیروی دریایی اجازه داشتند تا با کشتی ها و کل ناوگان دریایی در دریاهای دوردست ارتباط برقرار کنند. این امر در ژاپن، و در طی نبرد تسوشیما در سال 1905 اتفاق افتاد و برای اولین بار اهمیت حیاتی استفاده موثر از بیسیم برای کنترل ناوگان جنگی ثابت شد. ناوگان روسیه در این نبرد تقریبا از بین رفته اند. نیروی دریایی سلطنتی و کمی آهسته تر، نیروی دریایی ایالات متحده، مزایای رادیو را برای عملیات دریایی دریافتند، و گسترش و بهبود تجهیزات رادیویی خود را آغازکردند. نیروی دریایی ایالات متحده، که توسط هیئت بیسیم تلگراف از سال 1904 برای هدایت تلاش ها در رسانه ی جدید تعیین شد، تعداد زیادی از ایستگاه های رادیویی را برای بهبود ارتباطات ناوگان خود تأسیس کرد. در حقیقت، نیروی دریایی نقش مهمی در همه تحولات مربوط به فناوری و سیاست گذاری مربوط در آمریکا قبل و در طول جنگ جهانی اول ایفا کرده است. آزمایشگاه بیسیم نیروی دریایی و آزمایشگاه تحقیقات دریایی تبدیل به مراکز توسعه فناوری ارتباطات و آزمایش های کاربردی شدند. اکنون، کشتی ها می توانستند برای درخواست کمک در شرایط اضطراری تماس بگیرند؛ موردی که در حادثه ی تایتانیک در سال 1912 به کار می آمد.

اختراع شده در سال 1904،اصلاح شده در سال 1906 و شناخته شده در حدود سال 1912، لامپ خلاء (یا "دریچه" در اصطلاح بریتانیایی ها) از حدود 1920 تا زمانی که در دهه 1960 توسط ترانزیستور منسوخ شد، به هسته ی مرکزی ارتباطات بیسیم تبدیل شد. به مدت نیم قرن لامپ های خلاء هسته اصلی بیشتر تجهیزات الکترونیکی نظامی را تشکیل می دادند.

بریتانیا، با کمک مارکونی، کابل های تلگراف موجود خود را با توسعه زنجیره ای قدرتمند از فرستنده های ببیسیم در اوایل قرن بیستم تقویت کرد. همچنین آنها در طول جنگ با بوئرها در آفریقای جنوبی استفاده محدودی از بیسیم کردند.

جنگ جهانی اول (1914-1918)

هر دو نوع ارتباط باسیم و بیسیم اولین آزمایش واقعی نظامی خود را در طی جنگ جهانی اول، به ویژه در جبهه غربی، از سرگذراندند. نبردهای Marne در غرب و Tannenberg در شرق اهمیت ارتباطات خوب را برجسته کرد. اما پس از پایان جنگ متحرک در سپتامبر 1914، ارتشها استفاده از رادیوی تاکتیکی خود، تجهیزاتی که هنوز استفاده از آن بسیار دشوار بود، را محدود کردند. فقط در اواخر جنگ، واحدهای خط شکن تجهیزات رادیویی دریافت می کردند. آلمان رادیو را برای ناوگان هوایی خود امتحان کرد، همانطور که هر دو طرف درگیر در اواخر جنگ ادامه داند، در مورد هواپیماها، ابتدا برای فرستادن پیام از زمین به هوا و سپس برعکس از بیسیم استفاده کردند.

تکنولوژی رادیوی نظامی در سال 1914 در هر دو طرف مناقشه ابتدایی بود. آنتن بیسیم هدف آشکاری برای دشمن بود و تجهیزات شکننده، سنگین و آسیب پذیر نسبت به وضع هوا یا اقدامات دشمن بودند. بیسیم چی های آموزش دیده ی اندکی وجود داشت و رادیوها به اندازه کافی در دسترس نبودند. ( یک لشکر آمریکایی با 20،000 سرباز به ندرت بیش از شش دستگاه رادیو حتی در سال 1918 در اختیار داشت.) اما بزرگترین مشکل بیسیم نبودن فرماندهان ارشدی بود که مایل به استفاده از آن در شرایط میدان جنگ باشند و یا به آن اعتماد داشته باشند. با سازماندهی ضعیف در ابتدای جنگ، بیسیم چی ها همچنین از رخنه های امنیتی مانند فرستادن پیام های حیاتی به صورت رمزنشده رنج می بردند. یک نگرانی این بود که تمام سیگنال های رادیویی توسط دشمن شنیده می شد و نیاز به سیستم های موثری برای رمز کردن پیام وجود داشت. بریتانیا استفاده از Fullerphone را در جنگ های خندقی آغازکرد تا امکان  تلفن کردن در فواصل کوتاه با کمترین احتمال شنود شدن را داشته باشد.

در حالی که همه طرفهای درگیر به دنبال "شنود کردن" بودند، بریتانیا به طور موثری جهت یاب رادیویی و تحلیل دقیق ترافیک مخابرات را ،که برای شکستن رمز پیامهای دشمن ضروری بودند، توسعه داد. انگلستان در روزهای نخست جنگ کابل های زیر دریایی آلمان را قطع کرد و دشمن را مجبور به استفاده از فرستادن پیامهای رادیویی کرد که در نتیجه بریتانیایی ها می توانستند آنها را شنودکنند و در نهایت وقتی که توانایی های رمزشکنی شان پیشرفت کرد رمز آنها را بشکنند. با کمک کتابچه های رمز غنیمت گرفته شده از کشتی های آلمانی،  واحد اطلاعات نیروی دریایی سلطنتی و یا کارکنان رمزگشایی اتاق 40، قادر به رمزگشایی بسیاری از پیام های نیروی دریایی آلمان بودند - از جمله "تلگرام بدنام زیمرمن" که از مکزیک می خواست به آمریکا اعلام جنگ بدهد و در نهایت، ایالات متحده را در اوایل سال 1917 وارد جنگ کرد. به هرحال، تا پایان جنگ، رمزنگاری به سختی با مشکلات عملیاتی یکپارچه شد. برای مثال، تلاش های آمریکایی، که بعضی توسط هربرت او یاردلی صورت گرفتند، تنها تا حدی موفقیت آمیز بود.

همچنین نیروهای دریایی در جنگ جهانی اول استفاده ی گسترده ای از بیسیم را برای کنترل ناوگان پراکنده شده در دریاهای وسیع کردند. در سال 1915 درنبرد ژولتند و در بسیاری از نبردهای دریایی دیگر، دریاسالارها اغلب موفق به استفاده از اطلاعات رادیویی نشدند، و با تکیه بر پرچم، که ممکن است در شرایط نبرد واضح نباشد، پیامهای خود را ارسال می کردند. هنگامی که تجهیزات جرقه-شکافی (1917-1916) با تجهیزات بهتر قوسی و پس از آن (1918) با بیسیمهای مجهز به لامپ خلاء جایگزین شدند، بیسیمهای دریایی بیشتر ارزش یافتند. نیازهای جنگی و رشد تجهیزات مورد نیاز، پیشرفت فنی رادیو را سرعت بخشید. تجهیزاتی که با لامپهای خلاء ساخته شده بودند و در سال 1914 کمیاب بودند (زمانی که استفاده از تلگراف بیسیم منسوخ شده ی جرقه-شکافی هنوز هم گسترده بود)، تا سال 1918 استاندارد شدند، و به شدت قابلیت های ارتباط رادیویی را با اضافه کردن صدا به کدهای مورس افزایش دادند. تا سال 1916، زیردریایی های آلمانی که محدود به حمل بیسیمهای موج بلند حجیم بودند، ناچار به ارتباطات بیسیم برد کوتاه (200-300 مایل) بودند. هنگامی که تکنولوژی لامپ خلاء امکان فرستادن و دریافت پیام به فواصل دور را فراهم کرد، زیردریایی ها حملات خود را دورتر و به عمق اقیانوس اطلس کشاندند. هیچ ناخدایی از کم شدن استقلال خود در اثر توسعه ی بیسیم شکرگذارنبود.

بیش از رادیو، تلگراف و خطوط تلفن بودند که ارتباطات واحدهای خط مقدم را با پشت جبهه برقرار می کردند. قسمتی از خطوط تلفن 38،000 مایلی که تا سال 1918 توسط شرکت AT & T طراحی و نصب شد مختص نیروهای نظامی بودند و بقیه ی آنها توسط نفرات واحد مخابرات ارتش استفاده می شدند. دختران جذاب به عنوان اپراتورها کار می کردند تا مردان بیشتری بتوانند وظایف رزمی را برعهده بگیرند. از آنجا که خطوط تلفن می توانستند به راحتی در طی نبرد قطع بشوند، فرماندهی و کنترل موثر بیشتر از گذشته به استفاده از پیکها (گاهی سوار بر اسب، دوچرخه، موتورسیکلت، و یا وسایل نقلیه کوچک) یا کبوتر و سگ های نامه بر، متکی بود. به عنوان مثال، یک کبوتر نامه بر، به نام شر امی، به دریافت پیامی کمک کرد که به عملیات نجات معروف "گردان گمشده" یاری رساند. جنگهای ایستای خندقی در جبهه غربی نیز نیاز به استفاده گسترده از سیگنال توسط وسایل آتش بازی (مانند شلیک منور) و سوت برای انتقال نیروها به داخل و یا خارج از خندقها و یا هشدار از حملات شیمیایی داشت.

یک عنصر جدید در ارتباطات نظامی و جنگ برای اولین بار در تبلیغاتی جنگی و جنگ روانی ظاهر شد. "تبلیغات" یک نوع ارتباط نظامی طراحی شده برای تضعیف روحیه دشمن قبل و در طول عملیات است. تبلیغات سعی می کند تا دستاوردهای نظامی را بدون و یا معمولا در حمایت از عملیات رزمی به دست آورد. در حالی که در میادین جنگی قبل از  قرن نوزدهم از تبلیغات استفاده می شد (بسیاری از منابع تاریخی به تلاش های تبلیغاتی هر دو طرف در جنگ داخلی آمریکا اشاره می کنند)، تبلیغات و جنگ روانی واقعا جایگاه اصلی خود را در طی دو جنگ جهانی به دست  آوردند. با ترسیم درک رو به رشد  تکنیکها و دهشت افکنی، هر دو طرف درگیر شروع به استفاده از انواع مختلف رسانه های ارتباطی برای سست کردن اراده نیروهای دشمن و مردم کشورهایشان کردند. در زمان های گذشته و همچنین بیشتر جنگ های اخیر، تبلیغات در یک شمای مخفی صورت می گرفت. این امر، به عنوان اختلال در فرستنده های رادیویی دشمن به منظور محو پیام هایشان، به شدت به جنگ جهانی دوم گسترش یافت.

نیروهای واحد مخابرات ارتش آمریکا در زمان حضور در اروپا پنجاه برابر بزرگ شدند. این رشد نیاز به پرسنل آموزش دیده و همچنین یک سازمان رسمی تحقیق و توسعه را ایجاد کرد، به همین منظور این واحد پایگاه فورت مونگوات در نیوجرسی را راه اندازی کردند که تا سال 1974 مدرسه ی اصلی مخابرات این کشور را تشکیل می داد. برنامه های آموزشی گسترده در بیشتر کشورها به راه افتاد که اصول مخابرات بیسیم (و باسیم) را به هزاران نفر آموزش داد. این کارکنان آموزش دیده، در کمک به پیشرفتهای صنعت رادیو در سالهای بعدی، نقش مهمی برعهده گرفتند.

مترجم رضا کیانی موحد

منبع:

https://weaponsandwarfare.com/2018/06/12/military-communications-1895-1918/

 

نقش زیردریایی ها در جنگ جهانی اول؛ قسمت دوم و آخر

 از ابتدای سال 1915 ، هنگامی که تلفات کشتی رانی در برابر حملات زیردریایی ها به طور قابل توجهی افزایش یافت، دریاداری بخش قابل توجهی از منابع خود را به جنگ های ضدزیردریایی اختصاص داد، و از دانشمندان، مهندسان، دانشگاهیان و دیگران برای کمک به توسعه راه هایی برای از بین بردن زیردریایی ها کمک خواستبا اعتقاد بر این که بهترین دفاع حمله است، سلاح های اصلی ضدزیردریایی در جنگ جهانی اول ظاهر شدند:

·        شکارچیان سطحی: دریاداری حمل و نقل ابتدا چند فروند، سپس صدها فروند، و بعدتر هزاران فروند کشتی برای مقابله با زیردریایی ها به اقیانوس ها فرستاد. این کشتی ها شامل انواع ناوشکن ها، ناوچه ها، قایق های تفریحی و کشتی های بادبانی مسلح (Q-ships) بودند که به عنوان تله در دریاها ول بودندبرخی از کشتی ها به گیرنده های صوتی غیرفعال مجهز شده بودند، که می توانست سر و صدای موتور یک زیردریایی را در سطح اب تشخیص دهد، اما تنها در صورتی که خود کشتی شکارچی در حال حرکت نباشد.

·        بمبهای زیرآبی: در سال 1916 بسیاری از این کشتی های ضدزیردریایی تهاجمی با یک سلاح جدید به نام بمب زیر آبی مسلح شدندبهترین ازنوع این بمب های زیر آب مشتق شده از مینهای زیر آبی بودند که حاوی 300 پوند TNT یا آماتول بوده و دارای فیوز های هیدرواستاتیکی بودند که می توانست برای انفجار در عمق 40 و 80 فوت و بعدتر تا 50 تا 200 فوت تنظیم شودنداز آنجایی که بمبهای زیرآبی از پاشنه ی کشتی به آب انداخته شده در عمق کم عمق منفجر می شدند، کشتی مهاجم باید حداکثر سرعت را داشت و یا آسیب جدی به پاشنه ی خود را بپذیرد.بنابراین، کشتی های کندرو نمی توانستند از بمبهای زیرآبی 300 پوندی استفاده کنند تا زمانی که فیوز هایی با تنظیم برای عمق بیشتر ساخته شدنددر تمام سال 1916 نیروی دریایی بریتانیا تنها دو زیردریایی را با بمب زیرآبی غرق کرددر سال های 1917 و 1918، هنگامی که بمبهای زیرآبی بهبود یافته بود و بیشتر در دسترس بود، نرخ شکار توسط این سلاح به میزان قابل توجهی افزایش یافت.

·        شکارچیان هوابرد:  زمانی که جنگ آغاز شد، سن صنعت هوانوردی کمتر از ده سال بود. نیروی دریایی سلطنتی در حدود پنجاه فروند هواپیمای آبنشین و هفت فروند کشتی هوایی (زیپلن) برای دیده بانی نیروی دریایی دشمن دراختیار داشت. برخی از این هواپیما به شکار زیردریایی ها اختصاص داده شدند اما، با توجه به عدم اطمینان از موتور، سرعت کم، ظرفیت سوخت و بمب محدود، و عوامل دیگر، بی فایده بودند. با این حال آشکار شد که زمانی که یک هواپیما در نزدیکی یک زیردریایی ظاهر می شد، زیردیایی به عمق آب شیرجه می رود و بی حرکت می شوداز این رو گشت زنی هوایی برای مجبورکردن زیردریایی ها به ماندن در زیر آب سودمند بود و در نتیجه کشتی ها را قادر می ساخت تا منطقه ی خطر را دور بزنند و از حمله جلوگیری کنند. در سال 1915 نیروی دریایی سلطنتی هواپیماهای آب نشین بهبود یافته (کرتیس آمریکایی) و بالن های بیشتری به دست آورداینها با بمبهای 100 یا 520 پوندی با فیوز ضربه ای و یا بمبهای زیرآبی 230 پوندی با فیوز تاخیری، که در عمق هفتاد پا منفجر می شود، مسلح بودند، اما نرخ شکار زیردریایی توسط هواپیما اساسا صفر باقی ماند.

·        زیردریایی های شکارچی: نیروی دریایی سلطنتی بر اساس این نظریه که "دزد را برای گرفتن یک دزد بفرست" آبهای ساحلی آلمان را با زیردریای های مجهز به هیدروفون پرکردگشت های اولیه هیچ شکار تأیید شده ای نداشتند، اما حضور زیردریایی های بریتانیایی در آبهای آلمان، از جمله دریای بالتیک، که در آنجا خدمه ی زیردریایی های آلمان آموزش می دیدند، موجب اضطراب فراوانی شد و روالهای آموزشی را مختل کرداز آغاز سال 1915، زیردریایی های بریتانیایی شروع کردن تا زیردریایی های آلمانی را به تعداد قابل توجهی به اژدرببندنددریاداری طراحی و تولید یک زیردریایی کوچک (کلاس R) را مخصوصا برای شکار زیردریاییها در دستور قرار داد، اما دیگر خیلی دیر شده بوداگر اژدرهای بریتانیایی بیشتر قابل اعتماد بودند، زیردریایی بدون شک می توانستند بسیاری از زیردریایی های آلمانی را از بین ببرند.

·        مینها: از روزهای اول جنگ، هر دو طرف درگیر در جنگ از مین های تماسی که در آب های کم عمق کاشته شده بودند، معمولا برای دفاع و گاهی برای حمله استفاده می کردند. میدان های مین دفاعی برای جلوگیری از نیروهای دشمن از نفوذ به آب های ساحلی برای بمباران ساحل، جلوگیری از حمل و نقل دریایی، و یا حمله ی دشمن کاشته شدند. چنین مین ریزی هایی با توجه به اهداف و برنامه ریزی انجام می شدند و خطوط مخفی امن برای کشتی رانی و نیروی دریایی خودی را در اختیار می گذاشتند. به منظور حمله به کشتی رانی بریتانیا، زیردریایی های آلمانی اغلب به مجبور بودند تا میانهای مین را دورزده و یا با قبول خطر به قلب میدان مین بزنند. بسیاری از زیردریایی ها در میدان های مین بریتانیا گرفتار می شدند و یا به مینهایی می خوردند که جابجا شده یا ول شده بودندمین ریزی تهاجمی پیچیده تر بود و اغلب یا به هدف می خورد و یا بی فایده بود. شناورهای سطحی، تحت پوشش تاریکی و با عجله، مینها را در مسیرهایی مانند خطوط دریایی و یا گاهی اوقات حتی در راه های امن میدان های مین خودی می کاشتند، تا کشتی های دشمن و یا کشتی های تجاری را غافلگیر کنند. بعدا در جنگ، هر دو طرف زیردریایی ها را برای مینگذاری به کار گرفتند و دو سلاح دریایی بسیار خطرناک را با هم ترکیب کردند.

برای جلوگیری از دسترسی زیردریایی های آلمانی به اقیانوس اطلس از طریق کانال انگلیس، بریتانیا خطوطی از مینها را در سراسر کانال از دوور انگلستان، تا کیپ گریس-نز فرانسه کاشت. با این حال، در سال های 1915 و 1916، مینها تماسی بریتانیا معیوب بودند، و تا زمانی که دریاسالاری به کپی و تولید انبوه مینهای استاندارد آلمان نپرداخت میدان "دوور" نتوانست از عبور زیردریایی های آلمانی جلوگیری کند.هنگامی که میدان دوور در نهایت موثر شد، زیردریایی مجبور شدند برای رسیدن به اقیانوس اطلس شمال اسکاتلند را دور بزنند و حدود 1400 مایل (حدود هفت روز) به سفر آنها اضافه شد.

پس از اینکه ایالات متحده وارد جنگ شد و به نیروی دریایی سلطنتی یک نوع مین محرمانه با فیوز مغناطیسی عرضه کرد، متفقین طرحی برای کاشت 200،000 عدد از این نوع مین در سرتاسر دریای شمال از جزایر اورکنی تا ساحل نروژ ریختند. اگرچه نیروهای آمریکایی و بریتانیایی در این بنا به اصطلاح در این دیوار دفاعی حدود 80،000 مین کاشتند، اما بیشتر این مینها نیز معیوب بودند و آسیب اندکی به آلمان ها وارد کردند. با این وجود، مینهای متفقین در همه ی مناطق به عنوان قاتل زیردریایی ها شناخته شدند.

·        استراق سمع: هنگامی که جنگ آغاز شد، ارتباط بیسیم و یا تلگراف بی سیم یک فن آوری نظامی جدید بود که بریتانیا در آن خبره بود. با بهره گیری از امتیاز یک دفترچه ی رمز نیروی دریایی آلمان، که به صورت اتفاقی به دست آمده بود، و همچنین استفاده از کمبود خبرگی در مخابرات و امنیت بیسیمهای آلمان، بریتانیا به طور کامل در ارتباطات نیروی دریایی آلمان نفوذ کرد. بریتانیا ابتدا در روش کشف جهت رادیویی برای شناسایی و شناسایی فرستنده های ساحلی و دریایی آلمان استاد شدند. با استفاده از دفترچه کد به دست آمده، آنها اکثر مخابرات نیروی دریایی آلمان را می خواندند. سرویس استراق سمع دریاداری (معروف به اتاق 40) با استفاده از این اطلاعات پربها را فعال کنید به رهگیری زیردریایی های آلمانی می پرداخت. یک مورخ انگلیسی نوشت که  در اوایل سال 1915، اتاق 40 قدرت مجموع ناوگان زیردریایی آلمان، نرخ رشد آن ... موقعیت هر ناوگان ... تعداد زیردریایی های در حال گشت یا در بندر، و اینکه چه هنگام قرار است به دریا بروند... تلفاتشان، هنگامی که یک زیردریایی به پایگاهش بازنمی گشت، و در اغلب موارد، میزان تهدید [زیردریاییها] در هر منطقه ی خاص را می دانست.


 

ادامه مطلب

جنگ شیمی دانها

 
  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان