منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 7 خرداد 1397 01:02 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 خرداد 1397 09:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 خرداد 1397 12:56 ب.ظ نظرات ()

    هنگامی که جنگ جهانی اول در روزهای ابتدایی آگوست سال 1914 آغاز شد، نیروی دریایی امپراطوری آلمان گسترش کشتی های بزرگش را آغاز نکرده بود. بنابراین ناوگان آبهای آزاد آنقدر قدرتمند نبود تا در مصافی قاطع به مصاف ناوگان بزرگ بریتانیا برود. نیروی دریایی سلطنتی نیز قادر نبود تا یک حمله ی قاطع به نیروی دریایی آلمان در آبهای آن کشور انجام دهد. در پی انسدادی که حاصل شده بود فرماندهان هر طرف در فکر این بودند که در محدوده ی دریای شمال با حیله و فریب حریف را به تله بیاندازند. بنابر این جنگ دریایی این دو قدرت با روشی کنجکاوانه، محتاطانه و غیر قابل پیش بینی به پیش می رفت. بین آن دو تنها یک نبرد بزرگ دریایی ،نبرد ژوتلند، روی داد که کوتاه و بی سرانجام بود.

    در ابتدای جنگ هم آلمان و هم بریتانیا زیردریایی را در نقش یک سلاح تهاجمی بکار بردند. تاخت و تازهای اولیه ی آنها قابل ملاحظه است. زیردریایی های آلمانی 3 رزمناو سنگین و 2 رزمناو سبک بریتانیا را ، با بیش از 2000 نفر تلفات، غرق کردند. زیردریایی های بریتانیایی زیردریایی سبک هلا را غرق کردند. بنابراین هر دو طرف ناچار شدند تا به زیردریایی ها به عنوان یک تهدید جدید خطرناک نگاه کنند و بر اساس آن عکس العمل نشان بدهند. ناوگان بزرگ بریتانیا از پایگاه خود در اسکاپا فلو به آبهای شمال ایرلند رفت. ناوگان دریای آزاد آلمان عملیاتش را به آبهای ساحلی خود محدود کرد.

    بریتانیا یک محاصره ی دریایی را بر علیه آلمان اعمال کرد با این هدف که از رسیدن مواد لازم برای ماشین جنگی آنها جلوگیری کند. حتی کشتی های بی طرفی که مواد غذایی به آلمان می بردند مورد حمله قرار می گرفتند، راهشان سد می شد یا بازگردانده می شدند. در تلافی، نیروی دریایی آلمان به زیردریایی هایش دستور داد تا کشتی های تجاری متفقین را مورد حمله قرار بدهند. در روز بیستم اکتبر 1914، یک زیردریایی آلمانی در آبهای ساحلی نروژ یک کشتی باری بریتانیایی را پس از بازرسی غرق کرد. یک هفته بعد زیردریایی دیگری که در کانال مانش عملیات می کرد بدون اخطار یک کشتی بخار فرانسوی را به اژدر بست که پر از سرباز بود. در حقیقت کشتی توسط 2400 نفر پناهنده ی بلژیکی ،که بسیاری از آنان زن و بچه بودند پر شده بود. خوشبختانه این کشتی غرق نشد.

    این دو زیردریایی به کشتی های تجاری بی دفاعی حمله کردند که نجات بریتانیا وابسته به آنها بود. ممکن بود که جنگ با کشتی های تجاری ویرانگر باشد. بر این اساس، دولت بریتانیا این حملات را غیرقانونی،جنایت آمیز، دزدی دریایی و زشت اعلام کرد. دارندگان کشتی، تجار و شرکتهای بیمه با این شکایتهای هم نوا شدند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 خرداد 1397 08:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 اسفند 1396 04:06 ق.ظ نظرات ()

    قبل از اینکه موشکهای برد بلند وارد کارزار بشوند جنگهای هوایی خلاصه می شد در مانورهایی که دو جنگنده باید انجام می دادند تا بتوانند به موقعیت مناسبی برای شلیک به طرف مقابل برسند. در زیر چند تایی از این مانورها را می بینید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 فروردین 1397 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 12 بهمن 1396 07:12 ب.ظ نظرات ()



     

    جنگ جهانی اول که آغازشد قرار نبود خلبانها به همدیگر شلیک کنند. خلبانها عموما خود را اعضای یک صنف می دانستند و حمله به همدیگر را دور از شئونات صنفی خود می دیدند. به هرحال، جنگ کار خود را کرد و اولین نبرد هوایی با شلیک یک هفت تیر آغاز شد.

     

    هواپیماهای آن زمان عمدتا برای عملیات شناسایی به کار گرفته می شدند و مسلح کردن آنها دشواری های زیادی در پی داشت. نصب مسلسل بر روی یک هواپیما ،به صورتی که بتوان به آن اطمینان کرد و با دقت تیراندازی کرد، در ظاهر ساده ولی در عمل بسیار پیچیده است. نصب مسلسل برای کمک خلبان امکان پذیر بود و بسیاری از هواپیماها کابین کمک خلبان را مسلح کردند. اما هواپیماهایی که تنها یک خلبان داشتند با معضل روبرو شدند. اگر قرار بود مسلسل بر روی بال نصب شود خلبان امکان هدف گیری دقیق نداشت. اگر هم قرار بود خلبان به صورتی دقیق هدف گیری کند تنها راه این بود که مسلسل را بر روی دماغه و دقیقا جلوی خلبان قرار می دادند. در این صورت شلیک تیر همان و از هم دریده شدن ملخ چوبی خود هواپیما همان. در نهایت این آنتونی فوکر هلندی بود که توانست با ابداع یک مکانیزم مکانیکی شلیک مسلسل را از پره های ملخ هواپیما را امکان پذیر کند. فوکر این مکانیزم را بر روی هواپیمای یک باله ی آیندکر نصب کرد و از اینجا به بعد بود که جنگهای هوایی وارد عصر جدیدی گردید.



    Fokker e iv.jpg

    نمونه ی نهایی جنگنده ی آیندکر



    نمونه ی اولیه یونکرس دی.1 معروف به جی.7


    یونکرس دی.1

    اما جنگنده های ابتدایی جنگ جهانی اول هنوز یک اشکال مهم دیگر هم داشتند، بدنه. بدنه ی این هواپیماها از چوب و بال آنها از پارچه ساخت می شد. به همین دلیل این جنگنده ها در برابر آتش دشمن بسیار آسیب پذیر بودند مخصوصا اینکه هیچ حافظتی برای خدمه ی هواپیما ایجاد نمی کردند. اینبار این شرکت یونکرس بود که با ساخت اولین هواپیما با بدنه ی کاملا فلزی مشکل را حل کرد. یونکرس اولین نمونه ی جنگنده اش را در سال 1915 تمام کرد و آن را جی.1 نام نهاد. اما این هواپیما نتوانست برای تولید انبوه توجه وزارت هوانوردی را جلب کند. یونکرس به کار بر روی یک جنگنده ی تمام فلزی ادامه داد و در سال 1917 توانست یونکرس دی.1 را عرضه کند. دی.1 اولین هواپیمای جنگنده ای بود که از بدنه ای تمام فلزی استفاده می کرد و به تولید انبوه رسید. نمونه ی آزمایشی آن ،به نام جی.7، در روز 17 سپتامبر 1917 اولین پرواز آزمایشی خود را انجام داد. پس از آزمایشهای پروازی تغییرات زیادی بر روی آن اعمال شد و هنگامی که مقامات پرواز آن را دیدند 3 فروند دیگر برای آزمایشهای بیشتر سفارش دادند. مدل تغییر یافته جی.9 نامیده شد. آزمایشها نشان دادند که مانورپذیری این هواپیما به عنوان جنگنده ی خط مقدم کافی نیست و در نتیجه 12 فروند از آنها را برای نیروی دریایی سفارش دادند. در نهایت تعداد 41 فروند از این هواپیما ساخت شد که تنها یک فروند از آنها در موزه ی هوافضا در فرودگاه له-بورژه ی پاریس باقی مانده است.

    رضا کیانی موحد

    منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Junkers_D.I

     Junkers D.I (MAE).JPG

    تنها بازمانده ی یونکرس دی.1

    مشخصات

    یونکرس دی.9

    خدمه

    1 نفر

    طول

    7.25 متر

    عرض بال

    9متر

    ارتفاع

    2.6متر

    وزن خالی

    645 کیلوگرم

    بیشینه وزن

    834 کیلوگرم

    پیشرانه

    1 دستگاه موتور 6 سیلندر بی.ام.و خنک شونده با آب

    توان

    185 اسب بخار

    بیشینه سرعت

    176 کیلومتر/ساعت

    سقف پرواز عملیاتی

    6000متر

    نرخ صعود

    3.5 متر/ثانیه

    مداومت پروازی

    1.5 ساعت

    تسلیحات

    2 قبضه مسلسل

     

     

    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 بهمن 1396 10:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 15 دی 1396 09:32 ق.ظ نظرات ()


    جنگ در جبهه ی شرقی با یکی از مانورهای درخشانی آغازشد که جای آنها در جبهه ی غربی خالی بود. نبرد تاننبرگ مهمترین پیروزی تهاجمی آلمان در جنگ، اما فریبنده، بود. بن بست و فرسایش بر جبهه ی شرق هم مانند جبهه ی غرب حاکم شد.

    بازسازی نظامی روسها، پس از جنگ روس و ژاپن، احتیاطهای استراتژیک طرح فون اشلیفن را فرسوده کرد و قبل از اینکه ارتش هشتم آلمان در پروس شرقی زیر حمله قرار بگیرد زمان اندکی [برای آلمان] باقی گذاشت. ارتشهای اول و دوم روسیه به آرامی بسیج شدند، و بر مدافعان پروس شرقی برتری عددی پیداکردند اما جنگلها و دریاچه ها پیشروی های آنها را چندپاره کرد. آنها واحدهایشان را برای حمایت از جناح هایشان به هدر داردند و از خط دوم نیروی ذخیره ی خود استفاده نکردند. در نتیجه، ارتش هشتم، که شامل تعداد زیادی شبه نظامی بود، بر تک تک ارتشهای روس برتری عددی پیدا می کرد. ژنرال پاول فون هیندنبرگ پس از شکست ثبت نشده ی آلمانها در گامبینن (Gumbinnen) (20 آگوست 1914) هدایت ارتش هشتم را در دست گرفت و لودندورف را به عنوان فرمانده ی ستادش انتخاب کرد. دستورات تلگرافی صادرشده برای حفظ وضعیت، همزمان شد با دستورات فرمانده ی ستاد ارتش هشتم و نمونه ای شد از ارزش یک آموزه ی مشترک. همانند جوفره (Joffre) قبل از مارن (Marne)، آلمانها سربازانشان را از یک جناح به وسیله ی قطار به جناح دیگر فرستادند درحالیکه شنود آنها نشان می داد که ارتش اول روسیه عکس العملی نشان نخواهد داد. ارتش اول آلمان به پشت جناح غربی ارتش دوم روسیه چرخید و از پشت آن ها سردرآورد و بعد به شمال پیچید تا کل ارتش دوم را در باریکه ای نزدیک تاننبرگ محاصره کند. فرمانده ی روسها خود را کشت و 100 هزار سرباز روس تسلیم شدند.

     

    با جبهه ی طولانی تر شرقی، هنوز مانورهای نظامی ممکن بود. روسیه متحدین را با نمایش یک تهاجم قبل از بسیج کامل و تهاجم به پروس شرقی و عقب راندن اتریش-مجارستان به شمال کوه های کارپات غافلگیر کرد. فرماندهی عالی اتریش-مجارستان نقشه ی خود را عوض کرد، اول بیشتر سپاهیانش را به سمت صربستان فرستاد، بعد نیروی عمده ی خود را عقب کشید تا در برابر روسها دفاع کند.


    آخرین ویرایش: جمعه 15 دی 1396 01:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 7 دی 1396 11:32 ق.ظ نظرات ()

     

    نبرد در هوا با ظهور تکنولوژی های جدید همراه شد. اولین هواپیما در سال 1903 به پرواز درآمد و تا سالها توانایی های بالقوه ی نظامی آن نادیده گرفته شد. اما در ابتدای درگیریها در سال 1914 ، در هر دو جبهه ی غرب و شرق، زمانی که واحدهای سنتی شناسایی مانند سواره نظام به خاطر قدرت توپخانه ی دوربرد مدرن تحرک خود را از دست دادند، هواپیماهای شناسایی به صحنه آورده شدند.

    در سالهای بعدی، هواپیما برای عملیات زمینی وسیله ای حیاتی شد. هواپیما شناسایی ها را انجام می داد و در سال 1915 با گرادادن دقت توپخانه را افزایش داد. این امر سبب شد تا نیاز به جلوگیری از هواپیماهای دشمن برای انجام ماموریتهای شناسایی حس شود و از اینجا بود که هواپیماهای جنگنده پیداشدند.  اختراع مسلسلهای همزمان که از درون ملخ شلیک می کردند در سال 1915 به آلمانها یک برتری اولیه داد اما پس از آن با وجود چند تجدید حیات پر هزینه مانند آوریل خونبار 1917، برتری عددی متفقین در هوا به آنها تفوق می داد. خلبانهای موفق جنگنده ها تبدیل به تکخال شدند و با تبلیغات جنگی به عنوان شوالیه های آسمانی، قهرمانهای سنتی در عصر جنگهای مکانیزه، معرفی می شدند.

    آدولف پیگو اولین تکخال نیروی هوایی فرانسه

    فوکر ئی.آی اولین جنگنده ی تک سرنشین با مسلسل نصب شده در میان ملخ

    نبردهای دریایی نیز نیاز روز افزونی به هواپیماها داشتند. در سالهای ابتدای جنگ، زیپلنهای نیروی دریایی آلمان به آنها توان بیهمتایی در شناسایی می داد. بعدتر، نیروی هوادریایی سلطنتی و نیروی هوایی سلطنتی هواپیماهایشان را به دریاها اعزام کردند. آنها ابتدا از ناوهایی که هواپیمای آب نشین را به پرواز درمی آوردند استفاده کردند اما بعدها برای شناسایی و حمله به مواضع زمینی دشمن و کشتی ها از هواپیماهایی که از کشتی های جنگی و ناوهای هواپیمابر،که به تازگی اختراع شده بودند، استفاده کردند. هواپیماها و زیپلنهای متفقین نقش مهمی در عملیات بر ضد زیردریایی ها بازی کردند.

    ناو فرانسوی فودره اولین ناو حمل هواپیماهای آب نشین در تاریخ

    ناو هواپیمابر ژاپنی واکامیا اولین حمله ی هوایی از روی ناوهواپیمابر را انجام داد.

     

    عملیات با نیروی هوایی مستقل از هوانیروز یا هوادریا در طی جنگ آغازشد. ریشه ی اصلی این امر بمباران استراتژیک بود. ایده ی اصلی این بود که هواپیما می تواند از خطوط دفاعی دشمن عبور کند مستقیما به منابع درآمد و مراکز صنعتی او حمله کرده و اراده ی او برای مقاومت را هدف بگیرد. این حملات با حملات زیپلنهای آلمانی، و بعدتر بمب افکنهای سنگین گوتا، به بریتانیا آغاز شد، اما بعدتر در سال 1918 با حملات نیروی هوایی سلطنتی به مراکز صنعتی آلمان ادامه یافت.

    یکی از زپلنهای کلاس کیو که در بمباران لندن توسط آلمانها به کار گرفته شدند.

    در سال 1918، قدرت هوایی به عنوان یک بخش یکپارچه از سازمان رزم مدرن برقرار شد. توپخانه ی هدایت شده توسط هواپیما، عملیات بازدارنده و عملایت زمینی نقش مهمی در دفع حملات آلمان در سال 1918 بازی کردند. نیروی هوایی فرانسه با چتر آذوغه و مهمات را به یک تیپ در محاصره شده توسط آلمان رساند. گزارش شده که بیمارستانهای آلمان سربازهایی که با چرخ هواپیماهای جنگنده بمب افکن نیروی هوایی سلطنتی مجروح شده بودند درمان می کردند. هنگام ضدحمله ی متفقین در سال 1918 نیروی هوایی آلمان اولین عملیاتهای ضدتانک را انجام دادند و هواپیماهای تمام فلزی یونکرس را به تعاقب زرهی بریتانیا می فرستاند. متاسفانه، تجربه ی موفق همکاری بین نیروی هوایی و زمینی بریتانیا به سرعت پس از جنگ به فراموشی سپرده شد.

     

    مترجم رضا کیانی موحد

    منبع: اطلس نظامی جهان صفحات 180-181

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 دی 1396 11:46 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4