منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 19 مهر 1394 06:04 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    قسمت چهارم

    تکمیل فرآیند فتح

    اختلافات میان مسلمانان سیسیل ، 878 تا 900

    با وجود پیروزی بزرگ سیراکوز ، استان اسلامی سیسیل اکنون وارد دوره ای از درگیری های داخلی شده بود . مدت کوتاهی پس از سقوط سیراکوز ،  جعفر به دست بردگان خودش کشته شد . احتمالا این کار به تحریک عمو و برادر او صورت گرفت که حکمرانی را پس از جعفر به دست گرفتند . این حاکمان جدید هم در سپتامبر 878 سرنگون شدند و پس از انتقال به افریقیه اعدام شدند .

    ابراهیم دوم مدت کوتاهی پیش از منصوب کردن حسین بن رباح ، از مسلمانان بومی سیسیل ، به حکومت جزیره ، پسرش را به حکمرانی سیسیل گماشت . حسین حمله به استحکامات بازمانده بیزانسی را از سرگرفت . اما این حملات که طی سال های 879 و 880 بر تائورمینا متمرکز بودند ناکام ماندند . بیزانسیان در سال 880 یک ضد حمله محدود ترتیب دادند . دریاسالار بیزانسی ، ناسار طی یک حمله شبانه ناوگان اغلبی در دریای ایونی را شکست داد و به اطراف پالرمو حمله کرد . یک ناوگان اغلبی دیگر هم در پونتا ستیلو شکست داده شد .

    در سال های 881 و 882 تائورمینا بار دیگر مورد حمله قرار گرفت ، اما ارتش مسلمانان به فرماندهی ابوالثوار از بیزانسیان شکست خورد و حمله متوقف گردید . طی سال های 883 تا 885 کاتانیا ، پولیزی ، تائورمینا  و رومتا بارها مورد حمله شدند . این حملات غنایم و خراج های فراوانی نصیب مسلمانان کرد اما به تصرف این مناطق منجر نشد . در سال های 885 و 886 قدرت بیزانسیان در خاک اصلی ایتالیا فزونی گرفت و امپراتور نیکه فوروس فوکاس ارشد سلسله پیروزی هایی بر ضد مسلمانان به دست آورد .

    در سایه این شکست های نظامی جو نارضایتی در میان جامعه مسلمانان سیسیل بالا گرفت و شورش هایی برپا شد . در منابع بعدی این شورش که قیام طبقات پایین بر نخبگان حاکم بود شورش بربرها بر حاکمان عرب توصیف شده است . در دسامبر 886 اهالی پالرمو حاکم شهر سوادة بن خفاجه را از شهر بیرون کردند و او را ناچار کردند به افریقیه بگریزد . ابراهیم دوم اغلبی فرماندار تازه ای فرستاد که توانست وضع را آرام کند و حملات موفقی به ناگان بیزانس در در میلازو ( سال 888 ) ترتیب دهد . این موفقیت مسلمانان سیسیل را قادر ساخت حملات ویرانگری به کالابریا ( انگشت شست در چکمه نقشه ایتالیا ) در خاک اصلی ایتالیا انجام دهند .

    سال بعد سواده بن خفاجه به همراه نیروهای تازه نفس از افریقیه بازگشت و حمله ناموفق دیگری به تائورمینا صورت داد . در مارس 890 شورش دیگری این بار توسط عرب های پالرمو شروع شد که عرب های تازه وارد افریقیه ای همراه خفاجه را هدف قرار داده بود . این شورش با شورش های گسترده ای در خاک خود افریقیه هم زمان بود  ( سال های 894 و 895 ) . حملات مسلمین به قلمرو بیزانس موقتا پایان یافت و میان طرفین صلح برقرار شد . بر اساس قرار داد صلح بیزانسیان متعهد شدند ظرف 40 ماه هزار نفر از اسیران مسلمان را ( در ترتیب هایی که به نوبت یک دسته عرب و یک دسته بربر آزاد می شدند ) تحویل دهند . این معامله نه تنها نشان دهنده موفقیت های نظامی مسیحیان در شرق سیسیل ، بلکه نمایانگر اختلافات شدید داخلی در بدنه ارتش اغلبی بود .

    در سال 898 یک جنگ شدید و گسترده میان عرب ها و بربرهای مسلمان درگرفت . ابوالعباس عبدالله فرزند ابراهیم دوم که پیشتر یک شورش را در افریقیه سرکوب کرده بود  در راس یک ارتش و در تابستان 900 وارد سیسیل شد . درگیری داخلی سیسیل پالرمویی ها را در برابر آگریگنتویی ها قرار داده بود . مذاکره نیروهای های افریقیه ای با مسلمانان بومی سیسیل شکست خورد . ابوالعباس به پالرمو لشکر کشید و آن را در 18 سپتامبر سال 900 گرفت . بسیاری از شورشیان به بیزانسیان در تائورمینا پناه بردند و حتی برخی از آنان به قسطنطنیه رسیدند .

    دینار اغلبی ضرب شده در سیسیل ، 879

     

    ورود ابراهیم دوم و سقوط تائورمینا

    بیزانسیان سعی کردند از شورش پیش آمده بهره ببرند و تمرکز نیرو در مسینا و رجیو را شروع کردند . یک ناوگان کمکی نیز از قسطنطنیه اعزام شد . ابوالعباس شورش را به سرعت سرکوب کرد و به مواضع بیزانسیان در تائورمینا و کاتانیا حمله برد . محاصره کاتانیا در زمستان همان سال پایان یافت و ابوالعباس به پالرمو بازگشت . در بهار سال بعد دمونا مورد حمله واقع شد . برای گیج کردن بیزانسیان ، تعدادی از سپاهیان مسلمان به خاک اصلی ایتالیا یورش بردند . رجیو در 10 جولای تصرف و به طرز وحشیانه ای غارت شد . 15 هزار نفر از ساکنان شهر به بردگی گرفته شدند و مالیات جزیه بر بقیه تحمیل شد . ابوالعباس در بازگشت به سیسیل یک ناوگان بیزانسی را شکست داد و سی کشتی به غنیمت گرفت .

    در ابتدای سال 902 امیر ابراهیم دوم با سعایت زیردستانش و مداخله خلیفه عباسی ناچار به کناره گیری از مقام امیری اغلبیان شد و جایش را به پسرش ابوالعباس داد . خود ابراهیم به سیسیل رفت تا ادامه عملیات را عهده دار شود . تائورمینا پس از محاصره ای طولانی و دریافت نکردن کمک از امپراتوری سرانجام در 1 آگوست 902 به دست ابراهیم افتاد . حملات بعدی ابراهیم به استحکامات باقی مانده بیزانسی در جزیره آن ها را ناچار کرد میان نابودی یا پرداخت باج یکی را انتخاب کنند .

    ابراهیم که خستگی ناپذیر می نمود به عمق خاک اصلی ایتالیا یورش برد . حتی شهر ناپل هم در معرض تهدید او بود . پیشروی ابراهیم با  محاصره کوسنزا متوقف شد . ابراهیم در 24 اکتبر 902 بر اثر اسهال خونی درگذشت . نوه او عملیات را متوقف کرد و به سیسیل بازگشت .


    آخرین ویرایش: شنبه 18 مهر 1394 08:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 15 مهر 1394 06:03 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم


    پیشروی های مسمانان و سقوط انا ،  842 تا 859

    در اواخر سال 842 یا 843 ، مسلمانان با کمک امیرنشین ناپل تواستند شهر مسینا در منهی الیه شمال شرقی جزیره را فتح کنند . در 845 دژ مودیکا نیز سقوط کرد . بیزانسیان که اکنون با خلافت عباسی در صلح بودند از ایالت شمالی خارسیانون در کاپادوکیه ( خاک آناتولی ) به سیسیل نیروی کمکی فرستادند . دو ارتش در نزدیکی بوترا با هم رو به رو شدند . ارتش بیزانسی شکست خرد کننده ای خورد و 10 هزار تن از افرادش را از کف داد . پس از این فاجعه ، موقعیت بیزانسیان به شدت تضعیف شد :  فضل بن جعفر لئونیتینی را با فریب و خدعه در 846 گرفت ،  دژ راگوسا در 848  و پس از تسلیم شدن پادگان آن در اثر قحطی و گرسنگی سقوط کرد و سپس با خاک یکسان شد . در سال های 847 و 848 تلاش بیزانسیان برای پیاده کردن نیرو در اطراف پالرمو شکست خورد و از ده کشتی به کار گرفته شده در عملیات ، هفت فروند در اثر طوفان غرق شدند .

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 13 مهر 1394 10:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 2 مهر 1394 04:02 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    کمک رسانی امارت اموی کوردوبا و مرگ تئودوتوس ، 830

    موفقیت تئودوتوس کامل نشد . در ابتدای تابستان سال 830 یک ناوگان اعزام شده از طرف امارت اموی کوردوبا در آندلس به فرماندهی اصبغ بن وکیل با وجود رقابت های سیاسی میان خلافت عباسی ( حامی اغلبیان ) و امارت اموی به یاری نیروهای اغلبی باقی مانده در سیسیل شتافت . ابن کثیر شمار کشتی های ناوگان مشترک اغلبیان و امویان آندلس را بیش از 300 فروند کشتی ذکر کرده است . تئودوتوس که به تفرقه میان دو نیروی موجود در این ناوگان دل بسته بود با آنان مواجه نشد . پادگان مسلمان مینئو توانست با ناوگان اعزامی ارتباط برقرار کند و نیروی مشترکی با آنان تشکیل دهد . اصبغ به فرماندهی کل نیروی مشترک رسید و به همراه نیروهای تازه نفس افریقیه ای عازم مینئو شد . تئودوتوس ناچار محاصره مینئو را رها کرد و به انا عقب نشست ( جولای یا آگوست 830 ) . نیروی مشترک افریقیه ای – آندلسی شهر کالونیانا ( احتمالا بارافرانکای امروزی ) را محاصره کرد . با این حال بار دیگر طاعون در اردوی مسلمین شیوع یافت و اصبغ و بسیاری دیگر را به کام مرگ کشید . شهر در پاییز همان سال سقوط کرد اما شمار مسلمین چنان کاهش یافته بود که  آنان شهر را رها کردند و به غرب عقب نشستند . تئودوتوس به تعقیب آنان پرداخت و تلفات سنگینی به مسلمین وارد کرد . بیشتر اندلسی ها جزیره را ترک کردند . اما خود تئودوتوس هم در یک درگیری کشته شد .

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 مهر 1394 05:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 24 شهریور 1394 04:02 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    شورش ائوفمیوس

    فرصت مناسب برای تصرف سیسیل با شورش ائوفمیوس ، دریاسالار بیزانسی سیسیل به دست آمد . طبق اطلاعات داده شده توسط منابع تاریخی بعدی و بر اساس یک روایت تخیلی ، ائوفمیوس که شهوت او را برای رسیدن به یک زن راهبه کور کرده بود ، وی را ناچار به ازدواج با خود کرد . برادران او به امپراتور میخائیل دوم شکایت بردند و امپراتور به حکمران سیسیل فرمان داد ماجرا را بررسی کند و در صورت صحت اتهامات ، بینی ائوفمیوس را به عنوان کیفر ببرد . ائوفمیوس که در حال بازگشت از یک حمله به سواحل شمال آفریقا بود فهمید که به زودی بازداشت خواهد شد . به همین دلیل به سیراکوز حمله و آن را اشغال کرد . فرماندار سیسیل به کاتانا پناه برد . ائوفمیوس توانست ظرف مدت کوتاهی پشتیبانی رهبران نظامی جزیره را کسب کند . شورشیان نه تنها حمله نیروهای وفادار به امپراتوری به سیراکوز را در هم شکستند بلکه با تعقیب فرماندار او را از کاتانا هم بیرون راندند ، سپس وی را دستگیر کردند و کشتند . ائوفمیوس خود را امپراتور اعلام کرد . الکساندر واسیلیف ، مورخ ، ماجرای رمانتیک شورش را رد می کند و این شورش را سوءاستفاده ائوفمیوس از تضعیف قدرت مرکزی امپراتوری در اثر شورش ( توماس اسلاو )  و فتح جزیره کرت به دست مسلمانان می داند .

    در همین حال ، ائوفمیوس با فرار یکی از نزدیک ترین و مهم ترین دوستان خود مواجه شد . این فرد که در منابع عربی با نام( بالاتا ) شناخته می شود ( احتمالا نامش افلاطون ، یا همان پلاتو  بوده است ) به همراه پسرعمویش میخائیل که والی پالرمو بود وفاداری خود را به امپراتوری اعلام کردند ، به سیراکوز یورش بردند و با شکست ائوفمیوس او را از شهر بیرون راندند .

    ائوفمیوس مانند یکی از پیشینیان خود ، الپیدیوس ، که بر امپراتور ایرن آتنی شوریده بود ، به همراه تعدادی از هواداران خود به دشمنان امپراتوری در افریقیه پناه برد . با فرستادن یک هیئت به دربار اغلبیان ، ائوفمیوس از زیادةالله ، امیر اغلبی درخواست کمک نظامی کرد و پذیرفت در قبال آن خراجگذار اغلبیان باشد . این فرصتی طلایی برای اغلبیان بود که با مشکلات داخلی ناشی از اختلافات قومی عرب های مهاجر و بربرها  و شورش های ناشی از اختلاف میان نخبگان نظامی مهاجر عرب رو به رو بودند . برخی از روحانیون مذهب مالکی نیز نیز نظام مالیاتی ( غیراسلامی ) و زندگی پرشکوه و اسراف گرانه حاکمان اغلبی را نقد می کردند . در زمان رسیدن ائوفمیوس ، زیادة الله به تازگی یک شورش خطرناک ساله جند ( نظامیان اعزامی عرب از طرف مرکز خلافت ) به فرماندهی منصور تنبوضی را در هم شکسته بود . با اعلام جهاد به منظور گسترش قلمرو اسلامی در مقیاس بزرگ ، که برای اولین بار در شمال آفریقا پس از فتح اسپانیا در دوره اموی صورت می گرفت ، انتقادات روحانیون خاموش می شد . در همان حال انرژی نظامیان اعزامی از طرف خلافت صرف این درگیری می شد و احتمال شورش کاهش می یافت و منابع ثروت و جمعیت جدیدی نیز به دست می آمد .

    اعضای شورای تصمیم گیری زیادة الله در این مورد اختلافاتی داشتند ، اما در پایان سخنان قاضی با نفوذ قیروان ، اسد بن فرات ، که آیاتی از قرآن را برای دفاع از مواضعش به کار گرفت اختلافات را از بین برد . اسد در راس نیروی اعزامی به سیسیل قرار گرفت ، این در حالی بود که او یک قاضی بود و پستش با فرماندهی نظامی سازگار نبود . نیروهای مسلمان ده هزار پیاده و هفت هزار سوار بودند که بیشترشان را عرب های افریقیه و بربرها تشکیل می دادند ، اما احتمالا عرب های اهل خراسان هم همراهشان بودند . ناوگان مسلمان بین هفتاد تا صد کشتی داشت و ناوگان تحت کنترل ائوفمیوس هم به آنان پیوست .

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 مهر 1394 05:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 16 شهریور 1394 06:00 ق.ظ نظرات ()

    بخشی از فتوحات مسلمانان و جنگ  های عرب – بیزانس

     

    زمان وقوع : 827 تا 902 میلادی

    مکان : سیسیل

    نتیجه : فتح سیسیل به دست اغلبیان

    متخاصمین

    امپراتوری بیزانس

    امارت اغلبی افریقیه

    فرماندهان

    بالاتا

    گیوستیانیو پارتیسیپازیو

    تئودوتوس ( کشته شد )

    آلکسیوس موسله

    کنستانتین کونتومیتس

     

    ائوفمیوس ( سردار جداشده بیزانسی که از اغلبیان کمک خواست )

    اسد بن فرات

    محمد بن ابولجواری

    اصبغ بن وکیل

    ابوفهر محمد بن عبدالله

    فضل بن یعقوب

    ابوالاغلب ابراهیم

    ابوالاغلب عباس بن فضل

    خفاجه بن سفیان

    سواده بن خفاجه

    ابوالعباس عبدالله دوم

    ابراهیم دوم

    استعداد رزمی

    ؟

    ؟

    تلفات

    ؟

    ؟

    فتح جزیره سیسیل به دست مسلمین  از سال 827 میلادی شروع شد و تا سال 902 ، سال سقوط آخرین دژ مهم بیزانسیان در جزیره ، تائورمینا  ، به طول انجامید . استحکامات منزوی شده ای در سواحل جزیره باقی ماند ، اما حکومت مسلمانان تا قرن یازدهم و تصرف جزیره این بار به دست نورمن ها برقرار بود .

    هر چند سیسیل از اواسط قرن هفتم میلادی گاه و بیگاه از سوی مسلمانان مورد حمله قرار می گرفت ، این حملات کنترل بیزانس بر جزیره را تهدید نمی کردند . ستاره بخت امرای اغلبی افریقیه در سال 827 و زمانی برآمد که ائوفمیوس ، فرمانده ناوگان مستقر در جزیره بر امپراتوری بیزانس شورید . ائوفمیوس که از وفاداران به امپراتوری شکست خورده و از جزیره بیرون رانده شده بود ، از اغلبیان کمک خواست . اغلبیان که این را فرصتی برای گسترش قلمرو ، تسلط بیشتر بر نیروهای نظامی و کم کردن انتقادات عالمان دینی در مورد مساله جهاد می دانستند نیروهایشان را برای کمک به ائوفمیوس اعزام کردند .

     

    File:Sicily map.svg

    نقشه توپوگرافیک سیسیل

     

    با ورود نیروهای عرب به جزیره ، ائوفمیوس به حاشیه رانده شد . حمله اولیه به پایتخت جزیره ، سیراکوز ، شکست خورد ، اما مسلمانان توانستند ضد حمله های بعدی بیزانسیان را تاب آورند و جاپای خود را در برخی استحکامات جزیره نگه دارند . با کمک تدارکات و نیروهای تازه نفس رسیده از افریقیه و آندلس ، نیروهای مسلمان توانستند شهر پالرمو را تصرف کنند و آن را به عنوان پایتخت بخش تحت تسلطشان در جزیره انتخاب کردند .

    دولت بیزانس برای کمک به ساکنان بومی جزیره چند بار نیروهای کمکی فرستاد ، اما به دلیل درگیری های مرزی با خلافت عباسی در مناطق شرقی امپراتوری و نیروهای عرب ساکن در جزیره کرت در دریای اژه ، نیروی کافی برای بیرون راندن قوای اغلبی از سیسیل در دسترس نبود . در سه دهه بعدی حملات مسلمین به سایر مناطق سیسیل شدت گرفت . استحکامات انا در مرکز جزیره تکیه گاه اصلی بیزانسیان در مقابله با یورش های اغلبی بود ، اما این دژ نیز در سال 859 سقوط کرد . با سقوط انا فشار بر مناطق شرقی جزیره بیشتر شد و سیراکوز پس از محاصره ای طولانی در سال 878 به دست مسلمین افتاد . برخی از دژهای بیزانسی در شمال شرقی جزیره برای چند دهه دیگر هم باقی ماندند و تا قرن 11 میلادی نیز تلاش هایی برای بازپس گیری جزیره رخ داد ، اما تسلط مسلمانان بر جزیره چندان به چالش کشیده نشد .  سقوط آخرین دژ بزرگ بیزانسی ، تائورمینا ، در سال 902 ، در تاریخ به عنوان کامل شدن فتح اسلامی سیسیل در نظر گرفته می شود .

    سیسیل در دوره حکمرانی مسلمین به منطقه ای مرفه تبدیل شد و اندک اندک خود را از افریقیه جدا کرد و به امارتی نیمه مستقل تغییر شکل یافت . جمعیت مسلمان جزیره فتح نورمنی  دهه 1060 را از سر گذراند ،  تحت حکومت شاهان نورمن همچنان ثروت و رفاه خود را حفظ کرد و یک ترکیب فرهنگی منحصر به فرد در سیسیل متولد شد . اما با شکست شورش مسلمانان در دهه 1220 ، آنان به شهر لوسرا در خاک اصلی ایتالیا تبعید شدند .


    آخرین ویرایش: دوشنبه 16 شهریور 1394 07:52 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 18 اسفند 1393 08:06 ب.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    شارل مارتل

    در سال 737 شارل مارتل شاه فرانک ها از مسیر دره رودخانه رن حمله ای به قلمرو امویان در آندلس ترتیب داد . حمله شارل با شکست محاصره ناربون متوقف شد و شارل تنها ضمن بازگشتش شهرهای آرل ، آوینیون و نیمس را تاراج و ویران کرد .

     

    وضعیت شمال شرقی آندلس ، پیرنه و جنوب گل در دوره شورش بربرها (742 - 739 )

    پپن جوان و شارلمانی

    پپن کوتاه پس از راندن مسلمانان از ناربون در سال 759 و عقب راندن آنان به آن سوی پیرنه  طی یک جنگ بی رحمانه هشت ساله توانست برای مدت کوتاهی کنترل آکیتن را به دست گیرد . شارلمانی با ادامه دادن راه پدرش آکیتن را به چند کنت نشین تقسیم کرد ، کلیسا را با  خود شریک ساخت و کنت های بورگوندیایی و فرانک مانند ویلیام گالئونی را بر آکیتن گماشت . تولوز به پایگاهی برای حملات بعدی به آندلس تبدیل شد .

    شارلمانی قصد داشت آکیتن را به یک پادشاهی تحت قیمومت فرانک ها تبدیل کند تا از این راه امنیت مرزهای جنوبی  امپراتوری کارولنژی در برابر حملات مسلمانان تضمین شود . در سال 781 پسر سه ساله شارلمانی ، لویی ، شاه آکیتن اعلام شد تا تحت نظر ویلیام گالئونی که مورد اعتماد شارلمانی بود بر این منطقه حکومت کند .

    عبدالرحمان اول ، اشرافی اموی که از شورشیان عباسی گریخته بود در سال 756 با مخالفت سران محلی رو به رو شد . اما والیان محلی مسلمان به جای کمک خواستن از خلیفه عباسی که قلمروش از آندلس دور بود از فرانک های مسیحی همسایه کمک خواستند . به گفته علی ابن اثیر ، مورخ قرن دوازدهمی کرد تبار ، شارلمانی فرستاده های  سلیمان عربی ، حسین و ابوطور را در دوره روزه داری مسیحی سال 777 به حضور پذیرفت . این افراد حاکمان زاراگوزا ( سرقسطه ) ، گیرونا ، بارسلونا و هوئسکا و دشمن عبدالرحمان اول بودند . امرای مسلمانان در قبال کمک نظامی فرانک ها پیشنهاد کردند با آنان متحد شوند و به فرانک ها اجازه سکونت در قلمرویشان بدهند .

    آخرین ویرایش: یکشنبه 16 فروردین 1394 09:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2