منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 7 خرداد 1397 01:02 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 خرداد 1397 09:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 28 فروردین 1396 02:49 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 فروردین 1396 09:49 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 6 تیر 1395 09:04 ق.ظ نظرات ()
    بمب هسته ای
      A-Bomb-detonation-600x400

    شاید هیتلر امیدوار بود که بتواند یک بمب هسته ای را سوار یکی از موشکهای قاره پیمایش بکند. اگر این چنین بود توجه او چیزی بیشتر از یک رویا نبود.

    نازی ها در طی جنگ جهانی دوم درگیر یک برنامه ی محرمانه ی هسته ای بودند تا یک بمب هسته ای و یک رآکتور هسته ای بسازند اما این طرح هیچگاه به مسیر پروژه ی بمب هسته ای آمریکایی ها نیفتاد. هیتلر منابع کافی برای چنین پروژه ی بزرگی فراهم نکرد.

    بدتر از همه اینکه دانشمندانی که می توانستند در این پروژه مفید باشند به ارتش، نیروی هوایی و نیرویی دریای فرستاده شدند و استعداد آنها هدر رفت. و البته، باورهای ضدسامی نازی ها سببب شد که تعداد زیادی از آنها آلمان را ترک کنند و نه تنها به بمب هسته ای هیتلر کمک نکردند بلکه آمریکایی ها را در ساخت سلاح هسته ای یاری دادند. با توجه به تمام جوانب، تنها ابرسلاحی که می توانست جلوی متفقین را بگیرد همان سلاحی بود که بیشتر از همه مورد بی توجهی هیتلر واقع شد.

    مترجم: رضا کیانی موحد
    منبع

    آخرین ویرایش: دوشنبه 31 خرداد 1395 08:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 24 دی 1394 04:04 ق.ظ نظرات ()
    نهم: ابر توپی که قرار بود لندن را با خاک یکسان کند
    Nazi-Superguns-600x300


    نازی ها قبلا تعداد توپهای غول پیکر ریلی ساخته بودند که در اطراف کانال مانش مستقر بودند و تا 29 مایل برد داشتند. آنها به اندازه ی کافی بدنام بودند اما تنها قسمتی از داستان را تشکیل می دادند. نازیهای قصد داشتند توپهایی بسازند ،و همانطور که در عکس بالا دیده می شود نمونه هایی هم ساختند، که بتوانند تمام خاک اروپا را هدف قرار دهند. این ابرتوپها از روش چند خرجی استفاده می کردند. در این روش پس از شلیک گلوله ی توپ خرج دوم با فاصله ی زمانی کمی منفجر می شود تا سرعت بیشتری به گلوله بدهد.

    آلمانها قصد داشتند تا از 50 قبضه از این ابرتوپها ،که با نام وی-3 هم شناخته می شد، برای بمباران لندن استفاده کنند. این توپها قرار بود در دو تونل بزرگ زیرزمینی در شمال فرانسه نصب بشوند. قرار بود اولین شلیک در اکتبر 1944 انجام شود اما بمباران هوایی متفقین در جولای همان سال با بمب های سنگر شکن تمامی تونلها را از بین برد.

    البته ساخت دو قبضه توپ کوچکتر به اتمام رسید و از آنها برای بمباران لوکزامبورگ (دسامبر 1944 تا فوریه 1945) استفاده شد. البته این حملات چندان هم پر تلفات نبودند: تنها 10 نفر کشته و 35 نفر زخمی شدند. از بین رفتن شبکه های حمل و نقل سبب شده بود تا رساندن مهمات به این توپها غیرممکن شوند.

    با راه اندازی این توپها هیتلر می توانست به راستی متفقین را به دردسر بیاندازد.

    مترجم: رضا کیانی موحد
    منبع:
    https://www.warhistoryonline.com/war-articles/10-most-chilling-nazi-super-weapons-that-hitler-could-have-used-to-win-ww2.html
    آخرین ویرایش: جمعه 23 بهمن 1394 01:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 18 آذر 1394 06:45 ق.ظ نظرات ()

    Live Human Experiments

    نازی ها تنها کسانی نبودند که متهم به اجرای آزمایش بر روی انسانهای زنده و آزمایش بر روی سلاح های بیولوژیک در طی جنگ جهانی دوم بودند. پس از جنگ بسیاری از کهنه سربازهای ژاپنی با داستانهایی از واحد 731 سر رسیدند، هنگی که در طی جنگ مسئول هزاران آزمایش بر روی غیرنظامیان چینی و اسیران جنگی روسی و آمریکایی بود.

    واحد 731 توسط دکتر شیرو ایشی ،که فرمان هزاران آزمایش برای یافتن سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی که بتوان آنها را بر علیه چینی ها بکار برد، هدایت می شد. نفرات این واحد در تعداد زیادی از آزمایشگاه ها، اتاقهای عمل و کوره های آدم سوزی که توسط دولت فراهم شده بود پراکنده بود.

    آزمایشهای این واحد شامل آزمایش امراض بر روی افراد زنده، آزمایش بر روی اجساد در حال پوسیدن و اجرای عمل جراحی باز برای خارج کردن اعضای بدن و آزمایش بر روی آنها بود. اعضای واحد همچنین افراد مورد آزمایش را با میکروبهایی مانند سفلیس و طاعون آلوده می کردند و یا چگونگی واکنش بدن در برابر انجماد را بررسی می کردند.

    این واحد همچنین با ارتش ژاپن در بکارگیری حملات بیولوژیک در چین شریک بود. در یک موردی مخلوطی از برنج و گندم آلوده به کک های ناقل طاعون در جنوب چین رها شدند که باعث مرگ هزاران غیر نظامی چینی شد. حتی محققین دریافته اند که ژاپن قصد داشته با سلاح های میکروبی به آمریکا حمله کند. در یک نقشه قرار بود که یک خلبان کامیکازه در خاک آمریکا هواپیمایش را با میکروب طاعون به زمین بکوبد.

    زمانی که قرار شد ژاپن تسلیم شود به دکتر ایشی دستور داده شد که تا جایی که امکان دارد مدارک واحد 731 را از بین ببرد. دکتر ایشی و چندتن از یارانش پس از جنگ به دادگاه کشانده شدند. گفته می شود که ژنرال مک آرتور توافقی با ژاپنی ها داشت مبنی بر اینکه آنها اطلاعات بدست آوده ازواحد 731 را به آمریکایی ها بدهند و در عوض آنها مصونیت قضایی بگیرند. تنها در  حدود 30 تن از اعضای واحد 731 به دادگاه کشانده شدند که 5 تن از آنها اعدام و بقیه با عفو مشروط آزاد شدند. دکتر ایشی از حکم دادگاه نجات یافت و در مراکز تحقیقاتی نظامی آمریکا مشغول به کار شد.

    بعدتر تعدادی از بازماندگان واحد 731 شروع کردند به تعریف کردن داستانهایشان از دوران جنگ. بعضی از آنها داستانهایی درباره ی آزمایش بر زنان فیلیپینی به صورت زنده برای تحقیق درباره ی بدن زنان تعریف کردند. آنها فکر می کردند که این زنان جاسوس دشمن هستند و بنابر این چنین آزمایشهایی بدون اشکال می باشند. پرستاری باقیمانده ی بدن انسانها را دیده بود که به سگها خورانده می شوند در حالیکه بعضی دیگر بدن غربی هایی را به یاد می آوردند که تکه تکه می شد تا در فرم آلدئید نگه داری شوند.

    پس از جنگ تعداد زیادی قبر دست جمعی یافته شد. در سال 1989 تعداد زیادی استخوان و سلاح شیمیایی دفن شده در استانی که در زمان جنگ در اشغال ژاپنی ها بود یافتند.

    مترجم: رضا کیانی موحد
    منبع:
    http://www.warhistoryonline.com/war-articles/japans-world-war-two-live-human-experiments-revealed.html
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 آذر 1394 12:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 شهریور 1392 04:55 ب.ظ نظرات ()



    وقایع چند روز اخیر بار دیگر این موضوع را یادآوری کرد که تفاوت دنیای امروز با دنیای دیروز تنها در رنگ و لعاب است و قانون، همان قانون جنگل و با زورگویی جدید می باشد. حمله ی اخیر شیمیایی  که به حق کاری جنایتکارانه بوده و توسط هر کسی که صورت گرفته باشد، قویا محکوم است.
    هیچ کشوری امروزه به مانند ایران قربانی همچین سلاح کشتار جمعی نبوده و درد آن را به وسعتی که ما تجربه کردیم درک نکرده است.
    کدام عقل سلیمی می پذیرد ارتشی که دست بالا را در میادین نبرد دارد دست به همچین حماقتی که هر فردی از عواقب آن با توجه به تهدیدهای استفاده از آن آگاه است می زند؟ با استفاده از آن کدام گروه امروز ذینفع است؟ ارتش سوریه یا مخالفان مسلح و تروریستها و حامیان منطقه ای آنان که بعد از نزدیک به 2 سال درگیری در حال شکست و عقب نشینی هر روزه بوده اند؟  باید در اینجا این نکته یادآوری شود که زمانی صدام حسین دست به استفاده بسیار گسترده از سلاحهای شیمیایی زد که در حال شکست در جبهه ها بود و در اظهارات خود پس از سقوط در سال 2003 اعلام کرده بود که سلاح شیمیایی تنها سلاحی بود که می توانست جلوی پیشروی ایرانی ها را گرفته و توده های رزمندگان آنها را نابود کند که همین کار را هم کرد.
    این روزها غربی ها با دو رویی آشنایی استفاده از سلاح شیمیایی را خط قرمز اعلام کرده  و خود را دلسوز حقوق بشر دانسته اند. البته از نظر این کشورها ما 2 نوع حقوق بشر داریم. حقوق بشر خوب و حقوق بشر بد.
    به عنوان مثال آنها نه تنها با حملات بسیار گسترده شیمیایی عراق علیه ایران در طول 8 سال جنگ مخالفت نکردند بلکه حتی اقدام به در اختیار گذاشتن و حمایت از آن نیز کردند. در جنگ ویتنام ایالات متحده آمریکا اقدام به استفاده از عامل نارنجی که نوعی ماده سمی است نمود که تا به امروز هنوز کودکانی ناقص و معلول بر اثر همان سموم به دنیا می آیند.
    اما امروزه در روزهای نخست به کار رفتن گاز شیمیایی در سوریه، آنچنان هول و شوقی برای حمله پیدا کرده اند که حتی قبل از تحقیق و اظهار نظر مسئولان مرتبط همان دقایق اولیه سریعا دولت سوریه را نشانه رفته و طرح حمله ی نظامی را در دستور کار قرار داده بودند.

    چرا دولت سوریه باید دست به استفاده از این سلاح در یک منطقه کاملا محاصره شده و در حال سقوط بزند؟ چرا زمانی که ارتش سوریه در میادین دست بالا را دارد باید دست به این اقدام زند؟ چرا زمانی که دولت سوریه بازرسان سازمان ملل را به سوریه دعوت کرده است و آنها در آنجا حضور دارند باید این اقدام صورت گیرد؟
    در این بین تنها گروههای تروریستی می باشند که با تنگتر شدن هر روزه عرصه بر آنها با این کار می توانند پای ارتش های غربی  را به سوریه باز کرده و در کمترین حالت سناریویی به مانند آنچه در لیبی اتفاق افتاد را اینبار در سوریه پیاده کرده و معادلات را به یکباره بر گردانند.

    گروههای تروریستی در سوریه هر قساوت ممکنی را تا به حال مرتکب شده اند. از ذبح و سر بریدن انسانها و اسیران، کشتارهای دسته جمعی یک روستا به علت عقاید متفاوت، خوردن اعضا و جوارح انسانها، اجرای قوانین سخت و متحجرانه به نام شریعت اسلام و مجازاتهایی مرگ بار برای کسانی که نتوانسته اند اجرا کنند. به عنوان مثال اعدام چندین نفر به علت ندانستن نماز. اعدام تعدادی نوجوان و خردسال به علت شکستن روزه و طاقت نیاوردن سختی روزه و ...
    این رفتارهای وحشیانه از همان اوایل کار صورت می گرفت ولی به طرز جالبی با بایکوت خبری کشورهای منطقه و فرا منطقه ای روبه رو بود و ندای آزادی خواهی برای این تروریستها و مخالفان مسلح در رسانه ها اعلام می شد.
    در اینجا بار دیگر استانداردهای دوگانه کشورهای غربی و حامیان آنها خود را نشان می دهد. کشورهایی که با سوء استفاده از کلماتی همچون حقوق بشر و آزادی و دموکراسی تنها به فکر منافع خویش هستند و این منافع از حمایت از تفکرات القاعده و طالبان در دهه ی 80 در افغانستان تا حمله به افغانستان در یکی دو دهه ی بعد قابل تغییر می باشد.
    از بمباران روستاها در افغانستان و پاکستان به بهانه ی مبارزه با القاعده که در بیشتر مواقع تنها به کشتار مردم بی گناه می انجامد تا حمایت از گروههای تکفیری تروریستی القاعده در سوریه در همان زمان.
    امروز بزرگترین حامیان القاعده در دنیا، کشورهای نزدیک و دوست آمریکا و غرب می باشند. امروزه مرزهای جنوبی ترکیه پایگاه تسلیح و آموزش تروریستهای القاعده در سوریه می باشد که توسط دولت این کشور برپا شده و حمایت می شود. کشوری که یکی از اعضای ناتو می باشد و پشتیبانی آمریکا را دارد. این رفتارهای دوگانه با چه توجیهی صورت می گیرد؟ بمباران در افغانستان و گلباران در سوریه؟ مناطق بسیاری در شمال سوریه در مرز با ترکیه توسط نیروهای القاعده گردانده می شود و حاکمیت آنها در آنجا برقرار می باشد.اما نه تنها مورد حمله قرار نمی گیرند بلکه حمایت همه جانبه مالی، تسلیحاتی و سیاسی نیز می شوند.


    تصاویری از حاکمیت القاعده در سوریه












    این حملات شیمیایی توسط هر گروهی صورت گرفته باشد باید محکوم شده و با آن برخورد شود. ولی به صورت ناباورانه ای تعدادی از کشورهای منطقه و غربی ها  از همان لحظات اولیه این اتفاق سریعا بدون هیچ تحقیقی و بدون ارائه هیچگونه شواهدی، دولت سوریه را مسئول دانسته و طرح حمله نظامی را در دستور کار قرار داده بودند تا بیش از پیش به وجود برنامه ای از پیش تعیین شده توسط آنها برای این حمله شیمیایی و حمله به سوریه اطمینان برده شود. در صورتی که همان طور که در بالا ذکر شد این عمل نه تنها هیچ سودی برای ارتش سوریه نداشته بلکه تنها به سود مخالفان مسلح و تروریستها می باشد.
    در اینجا باید به ادعاهای دولت های ایران و روسیه نیز توجه کرد. با توجه به این ادعا ها گزارشهایی از انتقال گازهای شیمیایی توسط یکی از کشورهای منطقه به تروریستها در سوریه در چند ماه پیش صورت گرفته است که این گزارشها به دولت آمریکا نیز اطلاع رسانی شده بوده است.همین طور دادگاهی در ترکیه که اعلام کرده است شورشیان سوریه اقدام به سفارش و دریافت 10 تن گاز اعصاب سارین از ترکیه کرده اند و تعدادی را مورد پیگرد قانونی قرار داده است. اینها همه شواهدی است که باید قبل از هر اقدام یک طرفه ای آنها را مورد بررسی قرار داد تا مشخص شود چه کسانی این سلاحها را مورد استفاده قرار داده اند.

    اگر این ادعاها صحیح باشد آن زمان باید بیشتر این موضوع را مورد توجه قرار داد که در اختیار قرار دادن سلاح شیمیایی به تروریستهایی که دست به هرحرکت وحشیانه و غیر انسانی تا به حال زده اند چه عواقب وخیمی را در آینده به دنبال خواهد داشت.و آیا جامعه ی جهانی با عاملان آن برخورد خواهند کرد و یا کما فی السابق همان داستان یک بام و دو هوا را تکرار خواهند کرد.

    پیوستن سوریه به کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی قدمی رو به جلو برای خلع سلاحهای کشتار جمعی همه ی کشورها بالاخص اسرائیل می باشد. کشوری که بدون هیچگونه نظارتی به سلاحهای کشتار جمعی دست پیدا کرده و باعث تلاش دیگر کشورهای منطقه برای دست یابی به این سلاحها را فراهم کرده است و متاسفانه باز هم در اینجا ما استانداردهای دوگانه غربی ها و حامیان آنها را در مورد دارندگان سلاحهای کشتار جمعی و خلع سلاح آنها را مشاهده می کنیم.



    نویسنده
    محمدحسین پاز





    آخرین ویرایش: جمعه 13 فروردین 1395 09:02 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4