جمعه 29 بهمن 1389 02:30 ب.ظ نظرات ()


پیش پرده

در سال 1939 یک فیزیکدان برجسته ژاپنی به نام یوشیو نیشینا متوجه اهمیت واکنشهای هسته ای برای ساخت یک سلاح مخرب و قدرتمند شد. نیشینا ،که از همکاران انشتین و دوستان نیلز بور بود، 8 سال قبل اقدام به تأسیس یک آزمایشگاه هسته ای درانیستیتو ریکن در توکیو کرده بود و تحقیقات هسته ای را در ژاپن به صورت عملی درآورده بود. او در سال 1936 یک شتابدهنده هسته ای 26 اینچی و سال بعد یک شتابدهنده 60 اینچی ساخت. یک سال بعد ژاپن از دانشگاه برکلی آمریکا یک شتابدهنده دیگر وارد کرد. بعدها آمریکایی ها مشابه همین شتابدهنده را در تحقیقات مربوط به ساخت بمب هسته ای خود بکارگرفتند.


نیشینا با دور اندیشی متوجه وخامت اوضاع سیاسی در منطقه اقیانوس آرام شده بود و فکر می کرد که اگر آمریکایی ها هم به قدرت تخریبی واکنشهای هسته ای پی ببرند ممکن است که اقدام به ساخت یک بمب هسته ای کرده و شاید که آن را بر علیه ژاپن بکار برند. در حقیقت، در سال 1939 فرانکلین روزولت ،رئیس جمهور وقت آمریکا، دستور داد تا تحقیقاتی مقدماتی در رابطه با سلاح هسته ای انجام شود که همین تحقیقات در نهایت به پروژه مانهاتان و ساخت اولین بمبهای هسته ای تاریخ منتهی شد.


در اوایل تابستان 1940 نیشینا با سپهبد تاکئو یاسودا در یک قطار همسفر شد. یاسودا در آن زمان مسئول دپارتمان هوافضای انیستیتوی تحقیقاتی نیروی زمینی بود. نیشینا با یاسودا درباره امکان ساخت سلاح های هسته ای صحبت کرد اما پروژه بمب اتمی ژاپن تا آوریل 1941 کلید نخورد. در این زمان یاسودا توانست موافقت توگو ،نخست وزیر، را برای تحقیق درباره امکان سنجی بمب هسته ای جلب کند. یاسودا فرمان توگو را به رئیس انیستیتو ریکن ابلاغ کرد و او نیز نیشینا را مسئول پروژه کرد. در آن زمان نیشینا در آزمایشگاه هسته ای خود بیش از 100 محقق دراختیار داشت.


در همین زمان نیروی دریایی ژاپن نیز یک پروژه تحقیقاتی موازی را به پیش می برد. آنها از رهنمودهای فیزیکدانهای دانشگاه سلطنتی توکیو بهره می گرفتند. درنتیجه این فعالیتها، کمیته ای برای سازماندهی تحقیقات هسته ای شکل گرفت که ریاست آن به نیشینا رسید. این کمیته بین ماه جولای 1942 تا مارس 1943 ده نشست برگذار کرد و نتیجه این نشستها به صورت یک گزارش درآمد. نیشینا در گزارشش ذکر کرده بود که ساخت بمب هسته ای امکان پذیر اما "احتمالا آنقدر دشوار است که حتی آمریکا هم نمی تواند در طی دوران جنگ به ساخت آن نائل شود". این نتیجه گیری سبب شد تا نیروی دریایی به بمب هسته ای بی علاقه شود و بر روی توسعه رادار تمرکز کند.

پروژه نی-گو

اما نیروی زمینی عظم خود را جزم کرد و یک پروژه آزمایشی به نام نی-گو را در انیستیتو ریکن به راه انداخت. هدف اولیه پروژه نی-گو به دست آوردن اورانیوم-235 از راه انتشار حرارتی بود. آنها این روش غنی سازی را به جای روشهایی مانند 

جداسازی الکترومغناطیسی، انتشار بخاری یا استفاده از سانتریفوژ بکارگرفتند. در فوریه 1945مقدار کمی مواد خام به دست آمد که شتابدهنده ریکن نشان داد مواد حاصله اورانیوم-235 نیستند. دو ماه بعد آتش سوزی توکیو در اثر بمباران هوایی آمریکایی ها سبب سوختن آزمایشگاه و تجهیزات جداسازی ایزوتوپهای اورانیوم و توقف تحقیقات در این زمینه شد.


از طرف دیگر، تهیه آب سنگین برای ژاپن دشوار بود و تاکئوچی ماسا ،مسئول پروژه جداسازی، حساب کرد که از آب سبک می توان در فرآیند هسته ای استفاده کرد به شرط آنکه اورانیوم را بتوان دست کم تا 10 درصد غنی سازی کرد.

در همین زمان نیروی زمینی و نیروی هوایی برای کشف معادن اورانیوم در چین، کره و برمه دانشمندان هسته ای خود را به این نقاط اعزام کردند. آنها از آلمان هم درخواست کمک کردند و هیتلر دستور داد تا 560 کیلوگرم اکسید اورانیوم ناخالص توسط زیردریایی یو-234 به ژاپن تحویل داده شود. البته یو-234 پس از تسلیم آلمان محموله خود را در میانه راه به آمریکایی ها تحویل داد و خود تسلیم شد.

پروژه اف-گو

در سال 1943 یک فرماندهی دیگر در نیروی دریایی برنامه تحقیقاتی هسته ای خود را در دانشگاه سلطنتی توکیو سازمان داد. این برنامه اف-گو نام گرفت و زیر نظر فیزیکدانی با نام بونساکو آراکاتسو انجام می گرفت. آراکاتسو سالها در کمبریج زیر نظر رادرفورد و در برلین زیر نظر انشتین کارکرده بود. او در کنار نیشینا کارکشته ترین فیزیکدان هسته ای ژاپن به حساب می آمد. از اعضای تیم تحقیقاتی وی می توان به هیدکی یوکاگاوا اشاره کرد که 4 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم برنده جایزه نوبل در رشته شد. یوکاگاوا کسی بود که ذره ریزهسته ای مزون را بر اساس محاسبه کشف کرد و سالها بعد آزمایشها نتایج محاسبات او را تأیید کردند.

در اوایل جنگ، آراکاتسو از واحد تحقیقات شیمیایی نیروی دریایی درخواست کرده بود تا امکانات غنی سازی اوارنیوم را فراهم کنند و موافقت کیتاگاوا ،سرپرست این واحد، را کسب کرده بود. کار غنی سازی آراکاتسو به کندی پیش می رفت اما در انتهای جنگ او توانست یک سانتریفیوژ با سرعت 60000 دور بر دقیقه طراحی کند که امیدوار بود با استفاده از آن بتواند به میزان کافی اورانیوم با غلظت بالا به دست آورد. با تسلیم ژاپن این طرح تنها بر روی کاغذ باقی ماند.

محققان پروژه مانهاتان پس از پایان جنگ اعلام کردند که پروژه اف-گو توانسته است به تولید ماهیانه 20 گرم آب سنگین در تأسیسات کیوشو و کره دست پیداکند.


پس از جنگ


با پایان جنگ نیشینا امیدوار بود تا بتواند از شتابدهنده های موجود برای تحقیقات پزشکی استفاده کند اما به دستور واشینگتن شتابدهنده های ریکن از هم جداشده و در خلیج توکیو غرق شدند. نیشینا در نامه ای اعتراض خود را به آمریکایی ها اعلان کرد و ذکر کرد که این شتابدهنده ها به کار ساخت سلاح هسته ای نمی خورند اما حقیقت این بود که تمامی تجهیزات هسته ای ریکن در حقیقت به پروژه نظامی نی-گو تعلق داشتند. نیشینا ادعا می کرد که برای به پیش بردن تحقیقات هسته ای صلح آمیز خود ناچار بوده است تا بودجه لازم را از نهادهای نظامی علاقمند به این تحقیقات دریافت کند و در حقیقت برای اداره کردن امور مالی تحقیقاتش نیازمند بوده تا پروژه را زیر نظر وزارت جنگ قراردهد. شاید که حق با نیشینا باشد چرا که او در گزارش خود بیان کرده بود که ساخت سلاح هسته ای نه تنها برای ژاپن بلکه برای آمریکا هم امکان پذیر نیست.

شایعات

پس از جنگ خبرنگاری با نام دیود اسنل مقاله ای منتشر کرد که در آن ادعا کرده بود  ژاپن تصمیم گرفته بود تا با دستیابی به بمب هسته ای از آن بر علیه متفقین استفاده کند. اسنل نوشته بود که روسها سه روز پس از کامل شدن آزمایشهای هسته ای ژاپن در سایت کونان آنجا را اشغال کرده بودند و حتی ادعا کرده بود که ژاپنی ها قبل از اشغال کونان در آنجا یک بمب هسته ای را با موفقیت آزمایش کرده اند. او می گفت که اطلاعاتش را از یک افسر ضداطلاعات ژاپنی که ،آن زمان در کونان کار می کرده، گرفته است. آراکاتسو مقاله اسنل را "دروغ پردازی و خیالی" نامید و گفت که تحقیقات هسته ای ژاپن هیچ گاه از سطح آزمایشگاهی فراتر نرفته است. از آن زمان تا کنون دانشمندان و تاریخ نویسان بیشماری امکان آزمایش بمب هسته ای توسط ژاپن را زیر سؤال برده اند. به دلیل اشغال سایت کونان توسط روسها و عدم همکاری آنها با آمریکایی ها هیچ اطلاعاتی از میزان پیشرفت ژاپنی ها در این سایت وجود ندارد ولی احتمالا ،همان گونه که آراکتسو، ذکر می کند فعالیتهای هسته ای ژاپن تنها به آزمایشگاه محدود شده بود.

امروزه

به دلیل فاجعه هسته ای هیروشیما و ناکازاکی مردم و دولتمردان ژاپن از ابتدا مخالف استفاده از سلاح های هسته ای بودند و این کشور از سال 1967 عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای بوده است. با این وجود، بعضی اصرار می کنند که می توان ژاپن را یک قدرت هسته ای نامید. پس از آزمایش هسته ای چین در سال 1964 نخست وزیر وقت ژاپن ،ایساکو ساتو، به لیندون جانسون می گوید که اگر کمونیستها به سلاح هسته ای دست یافته اند ژاپن هم باید چنین سلاحی در اختیار داشته باشد.

با هدایت ساتو ژاپن شروع به تحقیق درباره گزینه های هسته ای مورد امکان کرد. عده ای پیشنهاد می کردند که ژاپن می تواند سلاح های هسته ای تاکتیکی را برای مقاصد دفاعی دراختیار بگیرد و این امر مخالف با قانون اساسی جدید این کشور نیست. یک کمیته تحقیقاتی نتیجه گرفت که کلاهکهای هسته ای تاکتیکی در تعارض با قانون اساسی نیستند اما با توجه به واکنش افکار عمومی و کشورهای خارجی باید سیاست "سلاح هسته ای هرگز" را ادامه داد.

در سال 1969 یک کمیته وزارت خارجه اظهار کرد که حتی اگر ژاپن به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای وفادار باشد باید توان مالی و فنی این را داشته باشد که در هنگام لزوم بتواند در کوتاه ترین زمان سلاح هسته ای بسازد. در نهایت، مجلس ژاپن این معاهده را در سال 1976 و پس از اینکه آمریکا قول داد "در تحقیقات غیرنظامی ژاپن در حوزه هسته ای دخالت نمی کند" تصویب کرد. قرارداد الحاقی این پیمان نیز در سال 1995 توسط ژاپن پذیرفته شد. ژاپن در زمینه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای توسعه زیادی داشته است و امروزه پس از آمریکا و فرانسه سومین کشور دنیا از حیث تولید انرژی هسته ای است. بیش از 40 درصد انرژی برق این کشور توسط نیروگاه های هسته ای تأمین می شود.

قدرت هسته ای دوفاکتو

عده ای از تحلیل گران نظامی و سیاسی اعتقاد دارند ژاپن می تواند در عرض کمتر از یک سال توان هست ای خود را برای ساخت سلاح هسته ای متمرکز کند و از این رو ژاپن را یک قدرت هسته ای دوفاکتو می دانند. ژاپن چرخه کامل تأمیل سوخت هسته ای را داراست و می تواند اورانیوم را تا هر اندازه که بخواهد غنی سازی کند.

طی گزارشی ژاپن در سال 1995 مقدار 4700 کیلوگرم پلوتونیم ،باقیمانده واکنشهای هسته ای، در اختیار داشته است که می توان آن را برای ساخت 700 کلاهک هسته ای بکارگرفت. به علاوه، این کشور یک موشک 3 مرحله ای با سوخت جامد ،مشابه با موشک آمریکایی پیس کیپر ، ساخته است که می تواند به عنوان حامل کلاهک بکارگرفته شود.

در نهایت، با توجه به پوشش چتر هسته ای آمریکا و حمایت سیاسی-نظامی آمریکا از این کشور به نظر نمی رسد که زمامداران و مردم این کشور نیازی به داشتن بمب هسته ای مستقل احساس کنند مگر اینکه تغییر سیاست کره شمالی و چین آینده دیگری را برای منطقه شرق دور رقم بزنند.


 نویسنده:رضاکیانی موحد

منبع:ماهنامه جنگ افزار شماره 74


در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


ایا تا به حال بخش جنگ موزیک ما را مشاهده کرده اید؟  برای دیدن ان در سمت راست وبلاگ درقسمت صفحات جانبی  جنگ موزیک را گوش فرا دهید!