منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 29 آذر 1394 08:39 ب.ظ نظرات ()
    شاهزاده روم،انیمیشن،فیلم،اکران،اخبار هنری، «شاهزاده روم»

    قبل از مطالعه ی این پست بد نیست که اینجا را هم بخوانید.
    با توجه به رشد روز افزون اکران فیلمهای تاریخی ،چه در داخل و چه در خارج ایران، مدتی بود که در نظر داشتم نیم نگاهی به چنین فیلمهایی بیندازم. سوال اصلی ،که تیتر این پست هم هست، در این است که یک فیلم تاریخی تا چه حد تاریخی است؟ یا به عبارت بهتر مؤلف/کارگردان/ فیلم نامه نویس تا چه حد به تاریخ وفادار بوده اند؟ اگر بخواهیم به صورت دم دستی به این سوال پاسخ بدهیم باید بگوییم که "هیچ". هیچ فیلم تاریخی نیست که بتواند کاملا به تاریخ وفادار باشد. حتی اگر دست اندرکاران آن بخواهند که چنین پروژه ای را به انجام برسانند محدودیتهای زیادی وجود دارد که آنها را از این امر باز می دارد.
    به عنوان مثال از محدودیتهایی چون نمونه های زیر می توان نام برد:
    1-محدودیت زمان اکران: سبب می شود فیلم به صورت خلاصه دربیاید. اگر به خاطر داشته باشید فیلم پیغامبر(که در ایران با نام محمد(ص) رسول الله آن را می شناسیم) اشاره ای به جنگهای خیبر و خندق و حنین و ... نداشت.اگر مصطفی عقاد می خواست که به تمام وقایع زندگی حضرت رسول اکرم(ص) اشاره هم بکند نیاز به ساختن یک سریال یا مینی سریال داشت.
    2-محدودیت در منابع تاریخی: کمبود منابع معتبر تاریخی سبب می شود که سازندگان فیلمهای تاریخی ناچار باشند که برای ساختن فیلم شان تا حد زیادی به تخیل روی بیاورند. چنین معضلی را به نوعی می توان در سریال حضرت یوسف(ع) دید.
    3-محدودیتهای دینی-فرهنگی: بعضی فشارهایی که از سوی مردم/نخبگان به فیلم سازان وارد می شود سبب می شود که فیلم ساز در بعضی زمینه ها دست به عصا راه برود. مسائلی چون نمایش حضرت عباس(ع) را چندی پیش در کشور خویش شاهد بوده ایم.
    4- محدودیتهای مالی: که سبب می شود فیلم ساز از بازسازی بعضی از صحنه ها و لوکیشن ها طفره برود.
    5-محدودیتهای دراماتیک: وفادار بودن کامل به تاریخ سبب می شود که در بعضی از موارد یک اثر سینمایی کشش لازم را برای بییننده نداشته باشد و فیلم ساز ناچار باشد تا با اضافه کردن تخیل شیب دراماتیک فیلم را افزایش دهد.
    6- و دست آخر نگاه خاص مؤلف/فیلم ساز به یک شخصیت تاریخی ممکن است که سبب بشود وی بهتر یا بدتر از آنچه که بوده به نمایش درآید. مثلا اگر یک فیلم ساز هندی بخواهد شخصیت نادرشاه افشار را به تصویر بکشد بعید است که همان تصویری را به دست بدهد که یک فیلم ساز ایرانی. بالعکس اگر یک فیلم ساز ایرانی بخواهد فیلمی درباره ی چنگیز خان بسازد فکر نکنم که شباهتی با فیلمی داشته باشد که توسط یک فیلم ساز مغول درباره ی این شخصیت تاریخی ساخته شده است.
    به هرحال اگر واقعا فیلم سازی قصد داشته باشد که یک اثر تاریخی بسازد دست وی چندان هم بسته نیست و می تواند با اضافه کردن چند نقش فرعی، کمی تخیل و کمی داستان پردازی یک روایت تاریخی قابل قبول عرضه کند. به جای خود نمونه هایی از این دست فیلم های تاریخی را معرفی خواهیم کرد.

    اما بحث امروزمان درباره ی فیلم انیمیشن شاهزاده روم...

    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 دی 1394 08:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 9 آبان 1394 09:03 ب.ظ نظرات ()
    راستش من بعید می دانم که از خوانندگان اینجا کسی  جزری را بشناسد، به این دلیل ساده که خود من هم تا دیشب او را نمی شناختم. پس از غور فراوان در زمینه ی رباتیک و تاریخ آن، بالاخره به این قصه پی بردم که بدیع الزمان جزری در حقیقت پدر علم رباتیک به شمار می رود. اینکه ایشان چه کرده و چه ساخته را می توانید در لینک بالا بیابید. نکته ی جالب این است که هنگامی که به دنبال کتاب ایشان ،به نام حیل، می گشتم به آدرس زیر برخورد کردم:
    http://schoolmaster6.blogfa.com/post/393
    من نمی دانم این عزیز مطالب وبلاگش را از متن ترجمه شده ی کتاب مستقیما برداشته یا خودش کتاب را خلاصه کرده اما هر چه هست جالب بود که فهمیدم این آقای جزری علاوه بر رباتیک تخصص ویژه ای در زمینه ی شربت داشته است. از همه جالب تر اختراع نهم بوده که توسط جام وصراحی برای مردم شربت می ریخته است. احتمالا این رباتهای شربتی را در مراسمی مانند عاشورا در خیابان کار می گذاشته اند که به عزاداران شربت و چای و شیر کاکائو بدهند.
    یاد فیلم گنجهای سیرامادره افتادم که تلویزیون خودمان پخش کرد. هنرپیشه ی نقش اول ،هامفری بوگارت، در وضعیتی خراب و کثیف و ژولیده در بار بود که پسری گدا وارد شد و پیله کرد به بوگارت. بوگارت هم که در حال خودش نبود، حتما شربت زیاد خورده بود و کله اش گرم شده بود، با عصبانیت به پسرک گفت: برو وگرنه این آب رو می ریزم توی صورتت!چه کنیم دیگر؟!!! مملکت اخلاقی که می گویند همین است.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 10 آبان 1394 09:38 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 30 شهریور 1394 12:58 ب.ظ نظرات ()
    Samad.jpg

    چه بخواهیم و چه نخواهیم پرویز صیاد یکی از بزرگترین افتخارات فرهنگی ایران در حوزه ی طنز بوده است. البته صیاد را عمدتا با نقشهای طنز در سری فیلمهای صمد می شناسیم ولی نباید از یاد برد که وی علاوه بر هنرپیشگی  دستی هم در ترجمه، کارگردانی، تهیه کنندگی و فیلمنامه نویسی دارد.
    هرچند که نمی توان توانایی های چنین چهره ای را در عالم هنر سینما نادیده گرفت اما متاسفانه بانک جامع اطلاعات سینمای ایران ،که به هرحال بنا بر ادعای خودش باید جامع باشد و سعی می کند که پا جای سایت آی.ام.دی.بی بگذارد ، در زندگی نامه ی این هنرمند فقط کارنامه ی قبل از انقلاب وی را درج کرده اند و انگار نه انگار که این هنرمند پس از انقلاب هم به فعالیتهای هنری خود ادامه داده است. بد نیست که کارنامه ی صیاد را در اینجا یا اینجا هم ببینیم.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 30 شهریور 1394 12:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 12 شهریور 1394 12:44 ب.ظ نظرات ()
    Windtalkers movie.jpg
    اگر مثل من به سینما هم مانند تاریخ جنگ علاقمند باشید به احتمال زیاد فیلم بادگویان را دیده اید. داستان فیلم بادگویان درباره ی تعدادی از افراد قبیله ی سرخپوست ناواهو است که در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان بیسیمچی آموزش می بینند تا با استفاده از زبان عجیب و غریب خود اجازه ی کشف رمزهای مخابراتی را به ژاپنی ها ندهند. البته تا اینجای داستان کاملا واقعی است اما اینکه جان وو چه خزعبلاتی را از خودش سرهم کرده و به داستان اضافه کرده دیگر خود داند. یادم می آید که زمانی که فیلم در آمریکا اکران شد بعضی از کهنه سربازهای جنگ جهانی دوم به این فیلم اعتراض کرده بودند که با واقعیا همخوانی ندارد. به هرحال...
    در کتاب ویرانی دروازه ی شرقی وفیق سامرائی اشاره می کند که صدام هم در زمان حمله ی آمریکایی ها قصد داشت از بعضی قبایل که درون عراق زندگی می کنند به همین منظور استفاده کند. تا چند روز پیش فکر می کردم که حتما صدام فیلم بادگویان جان وو را دیده بوده ولی وقتی که به صورت تصادفی درباره ی زبان سمنانی در اینترنت جستجو می کردم متوجه شدم که این حقه ای بوده که ایران در زمان جنگ با صدام از آن استفاده کرده بود.
    زبان سمنانی
    زبانی است بسیار پیچیده ، و بر خلاف تصور اولیه ی من، با اینکه از خانواده ی زبان ایرانی است اما با فارسی امروزی خیلی فاصله دارد. به هرحال طبق اظهارات اینجا  از زبان سمنانی (سرخه ای)به عنوان زبان رمز بیسیمچی ها استفاده می شده است. من سند مکتوبی در اینباره نخوانده ام لذا اگر دوستان سند یا مأخذی درباره ی استفاده ی سیستماتیک از لهجه ها و یا گویشها در مخابرات رزمی در زمان جنگ با عراق دارند لطف کنند و این حقیر را بی خبر نگذارند.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 شهریور 1394 08:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 7 شهریور 1394 12:37 ب.ظ نظرات ()

    فیلمهای وطنی (به جز معدودی فیلمهای دفاع مقدس) از نظر جلوه های ویژه وضعیت خوبی ندارند. به داستان فیلم مردن به وقت شهریور کاری ندارم ولی دو صحنه ی تصادف در این فیلم به تصویر کشیده شده که کاملا حرفه ای و باور پذیر هستند. برای دست اندر کاران (به ویژه مسئول اجرای این دو صحنه ی زیبا) این فیلم آرزوی موفقیت می کنم و به دوستان توصیه می کنم برای دیدن این دو صحنه هم که شده فیلم را ببینند. برای اینکه یک مرجع مناسب داشته باشید توصیه می کنم که فیلم درپیتی ملودی را هم ببینید و صحنه های تصادف آن را با مردن به وقت شهریور مقایسه کنید(البته اگر حوصله داشتید).
    رضاکیانی موحد
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 شهریور 1394 12:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 19 مرداد 1394 09:49 ب.ظ نظرات ()


    آخرین ویرایش: دوشنبه 19 مرداد 1394 05:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 5 1 2 3 4 5