جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

مردن به وقت شهریور


فیلمهای وطنی (به جز معدودی فیلمهای دفاع مقدس) از نظر جلوه های ویژه وضعیت خوبی ندارند. به داستان فیلم مردن به وقت شهریور کاری ندارم ولی دو صحنه ی تصادف در این فیلم به تصویر کشیده شده که کاملا حرفه ای و باور پذیر هستند. برای دست اندر کاران (به ویژه مسئول اجرای این دو صحنه ی زیبا) این فیلم آرزوی موفقیت می کنم و به دوستان توصیه می کنم برای دیدن این دو صحنه هم که شده فیلم را ببینند. برای اینکه یک مرجع مناسب داشته باشید توصیه می کنم که فیلم درپیتی ملودی را هم ببینید و صحنه های تصادف آن را با مردن به وقت شهریور مقایسه کنید(البته اگر حوصله داشتید).
رضاکیانی موحد

هوالحبیب



ادامه مطلب

ما مسئولیت را فدای اطاعت کرده ایم.

درباره " کتاب وضعیت آخر" زیادمی توان نوشت. آنچه الان به آن پرداخته ام نه اصول روانشناسی مطرح شده در متن کتاب است بلکه قسمتی از حاشیه کتاب است درباره رفتار انسانی هنگامی که مسئولیت اعمالش را برعهده دیگران می گذارد. قضاوت درباره آن را به خودتان واگذار می کنم:


یکی از مخوفترین مقالاتی که اخیرا خوانده ام، نقد کتابی است به قلم دکتر روانشناس رالف گراشاو درباره کتاب سرزمین فاسد: اخلاق اجتماعی آمریکای امروز اثرفرد جی. کوک. به گفته گراشاو:

آنچه اصولا کوک در سرزمین فاسد می گوید، این است که مردم آمریکا امروز اخلاق شخصی را به خاطر یک اخلاق سازمانی و گروهی رها کرده اند. آنها عقاید متفکرانه را به خاطر تطبیق و سازش و محبوبیت کنار گذارده اند. به عبارت دیگر، ما مسئولیت را فدای اطاعت کرده ایم. این داوری وحشتناکی است! ما همیشه می توانیم پشت این حقیقت(این بهانه)مخفی شویم که هیچ نوع مدرک از آمار و ارقام برای فلان کار ندارم، بنابر این اهمیت زیادی ندارد. یا دارد؟

من  در زیر، به تفصیل از مقاله کراشاو نقل قولی را می آورم که در آن گزارش پروژه پژوهشی بخصوصی را ذکر می کند که دکتر استانلی میلگرام در دانشکاه ییل انجام داده است و می تواند روشنگر سوال فوق باشد.

تحقیق استانلی میلگرام در دانشگاه ییل، سرآغازی زیربنایی برای نتیجه گیریهای کوک است. میلگرام یک سلسله آزمایشهای روانشناسی درموضع اطاعت انجام داد. او یک گروه مختلط از بزرگسالان (سنین بین بیست تا پنجاه) از مردم شهر بریج پورت در ایالت کنتیکات را انتخاب کرد. این عده از بین مردم متوسط اداره رو تا کارگر و غیره دستچین شده بودند، و به آنها برای صرف وقتشان در مدت آزمایش ساعتی چندین دلار پرداخت میشد. آزمایش برای این بود که ببینند یک فرد تا چه حد حاضر است در ازاء دستمزد به شخص دیگری صدمه وارد کند-اگرچه، در صورت ظاهر، این آزمایشها به طرز گول زنننده ای تحت عنوان "گروه تحقیقاتی بریج پورت درموضوع روشهای روانشناسی فراگیری" معرفی شده بود.

در این آزمایشها، شاگرد را به یک صندلی برقی می بستند-البته بعد از آنکه معلم در آن قرار می گرفت- و برای نمونه یک شوک ضعیف و بی خطر چهل و پنج ولت وارد سیستم ماشین شوک می کردند تا او را متقاعد کنند دستگاه واقعا با برق کارمی کند. سپس معلم را به اتاق مجاور می بردند، درحالیکه شاگرد در حال امتحان دادن در این اتاق به صندلی بسته بود. برای هر جواب غلطی که شاگرد می داد شوکی با شدت بیشتر از دفعه قبل فرستاده میشد. اما در واقع به شاگرد اصلا شوکی داده نمی شد، یعنی پاسخهای او یک سری نوار از پیش ضبط شده از جوابها، نجواها، نفسبندآمدنها، التماسها و جیغهایی بود که معلم در این اتاق می شنید و نحوه این پاسخها از پیش به وسیله آزمایشگران آماده شده بودند. به طوری که تنها عامل بازدادنده برای جلوگیری از شوک قویتر یا بالاخره حداکثر ولتاژ ماشین شوک ، عاطفه معلم برای درد یک انسان دیگر بود. در حقیقت امر، معلم بود که مورد امتحان قرار می گرفت. از معلم خواسته شده بود تا آنجا که می تواند لیست سوالات را تا انتها از شاگرد بپرسد. درگیری درونی معلم اطاعت از مقامات سیستم آموزشی در مقابل عاطفه خودش بود برای آنکه به انسان دیگری صدمه نزند.

فکر می کنید چند درصد از به اصطلاح معلمین دستورات را مو به مو و تا آخر آنجام داند؟ اما قبل از اینکه حدس بزنید، به چند نمونه از مکالمات معلم نمونه که پای دستگاه ایستاده است گوش کنید:

(150ولت فرستاده می شود.)معلم: می خواهید ادامه بدهم؟ (دستور آزمایشگر مبنی بر اینکه معلم می تواند ادامه دهد.)

(165ولت فرستاده می شود.) معلم: او دارد آنجا فریاد می زند. فشار زیاد است. ممکن است قلب ضعیفی داشته باشد. می خواهید ادامه بدهم؟(دستور آزمایگر مثبت است.)

(180 ولت وارد می شود.) معلم: نمی تواند طاقت بیاورد. من نمی خواهم آن مرد را بکشم. صدای جیغ و ضجه اش را می شنوید؟ نمی تواند طاقت بیاورد. اگر یک اتفاقی افتاد چی؟ مقصودم حرفم را که می فهمید؟ من مسئولیتش را قبول نمی کنم. (آزمایگر مسئولیت را به عهده می گیرد.) بسیار خوب...

(195ولت. 210 ولت. 225 ولت.)

بدون ردخور معلم دستورهای آزمایشگر را اجرامی کرد.

فکر می کنید چند درصد از تقریبا هزار معلمی که در این آزمایشها شرکت کردند تا انتهای دستورات پیش رفتند؟ قبل از آنکه چشمتان به جمله های بعدی بیفتد،حدس بزنید.

ادامه مطلب

آخرین ذهن زیبا

دو سه روز پیش بود که جان نش بزرگ در اثر تصادف فوت کرد. به علت یک سری گرفتاری نتوانستم همان زمان آگهی تسلیتی برایش بنویسم اما حال...
جان نش زندگی با زندگی خود ثابت کرد که بشر باوجود تمام محدودیتهای خود اگر اراده کند به چه پیشرفتهایی که نخواهد رسید. درگذشت وی را به همه ی دوستداران ریاضی و اقتصاد تسلیت می گویم.
پی نوشت:
این
فیلم
را هم ببینید بد نیست هر چند که دری وری زیادی درش گنجانده اند.

ادامه مطلب

کلامات قصار

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%A2%D8%AF%D8%B1%DB%8C%20%D9%87%D9%BE%D8%A8%D9%88%D8%B1%D9%86/love%20in%20afternooon/41XZYR7ARSL.jpg
He who loves and runs away
lives to love another day.

قاعده ش اینه:
هرکی از عشق ش فرار کنه
انقدر زنده می مونه که یه روز دیگه م عاشقی کنه

فرانک فلاناگان (گاری کوپر)؛ عشق در بعد از ظهر
1957
http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%A2%D8%AF%D8%B1%DB%8C%20%D9%87%D9%BE%D8%A8%D9%88%D8%B1%D9%86/love%20in%20afternooon/loveintheafternoon.jpg

 
  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان