منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 8 بهمن 1396 06:42 ب.ظ نظرات ()

    مدتی را که در حال بحث و فحص بودیم فرصت نشد درباره ی بسیاری از رویدادهای روز حرف بزنیم.... از جمله ی مهمترین این اتفاقات فوت ناگهانی مریم میرزاخانی بود که شبی اتفاق افتاد که داشتم از جاده ی چالوس به سمت کرج برمی گشتم.... در فکر بودم یک مرثیه ای  در رثایش بنویسم که به منظره ی زیر رسیدم و گفتم : مریم جان! خوش به حالت که رفتی و بی شعوری این مردم بی شعور بیش از این نمی تواند آزارت بدهد..... تسلیت فوت به برکت فرهنگ نداشته ی مردم ایران زمین به یکباره تبدیل شد به تبریک....

    پی نوشت: این گوسفندان پادار گمان می کنند که چون روی تابلو نوشته کف رودخانه زباله نریزید پس حتما می توانند کف زمین زباله بریزند. حکومتی از نوع سومالی هم از سر این مردم زیاد است.

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 بهمن 1396 06:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 21 آبان 1395 08:26 ب.ظ نظرات ()
    The Experiment Poster
    در سال 1971 یک استاد روانشناسی در دانشگاه استنفورد تصمیم گرفت تا درباره ی رفتار زندانیان و زندانبانان دست به یک آزمایش دست اول بزند. نتایج حاصل از این آزمایش فاجعه بار بود. فیلم زیر نتایج تعجب برانگیز این آزمایش را نشان می دهد. اگر حوصله داشتید آن را از دست ندهید.

    در ضمن بر اساس این آزمایش چند فیلم سینمایی و سریال توسط کشورهای مختلف جهان ساخته شده است که لینک بعضی از آنها را می توانید در زیر ببینید.


    و دست آخر می توانید خلاصه ای از این داستان واقعی را در ویکیپدیا بخوانید.
    آخرین ویرایش: جمعه 21 آبان 1395 09:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 13 خرداد 1395 11:10 ق.ظ نظرات ()


    در رسانه ها از جانب سیدحسن خمینی نقل قولی شده به این مضمون: "انقلاب ما صدور فکر بود نه صدور تفنگ!" من بعید می دونم که ایشان کتاب پدربزرگِ بزرگوارشان ،حضرت آیت الله العظمی خمینی(ره)، را به دقت خوانده باشند. نگاهی به کتاب ولایت فقیه (امیرکبیر1357) بیاندازیم:


    این وظیفه ای است که همه مسلمانان در یکایک کشورهای اسلامی باید انجام بدهند و انقلابات سیاسی-اسلامی را به پیروزی برسانند. ص 41

    به منظور تحقق وحدت و آزادی ملتهای مسلمان بایستی حکومتهای ظالم و دست نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن حکومت عادلانه اسلامی را که در خدمت مردم است بوجود آوریم. ص 42

    شما اسلام را معرفی کنید، برنامه حکومت اسلام را به دنیا برساندی شاید این سلاطین و رئیس جمهورهای ممالک اسلامی متوجه شوند که مطلب صحیح است و تابع شوند. ما که نمی خواهیم از دست آنها بگیریم. هرکدام که تابع و امین باشند سرجایشان می گذاریم. ص 192

    خوب من دیگر مصدع اوقات نمی شوم....

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 خرداد 1395 10:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 18 تیر 1394 09:57 ب.ظ نظرات ()
    از دید این حقیر چیزی بامزه تر و خنده دار تر از این نیست که در یک کشوری در یک گوشه ی دنیا مقامات مسئول بیایند و علنا اعلام کنند که چندین ده بانک و موسسه ی غیرمالی غیرمجاز در حال فعالیت هستند و نه مردم و نه این مسئولین عزیز در پی احقاق حق از دست رفته ی خود نباشند و صدایی از کسی در نیاید....اما همین مردم به خاطر حقی که از مردمی در گوشه ی دیگری از دنیا توسط پسرعموهایشان ضایع شده سالی یکبار با شکم روزه توی خیابان ها بریزند و مرگ بر فلان و درود بر بهمان سربدهند.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 تیر 1394 10:09 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 5 تیر 1394 11:00 ق.ظ نظرات ()

    قسمت نهم

    رضاکیانی موحد

    ظاهرا در ماه مبارک رمضان ،که در رسانه های رسمی جمهوری اسلامی ایران با لقب بهار قرآن معرفی می شود، در انتظار عمل به احکام قرآن نشستن چیزی جز سادگی و بلاهت را نمی رساند.  در نظر گردانندگان محترم این رسانه ها همین که حجم برنامه های دینی را مثلا چند برابر کنیم برای اینکه قرآن را از زمستان وارد نقطه ی اعتدال بهاری کنیم کافی است. اینکه چندین و چند سریال و شوی درپیتی و مزخرف بسازیم و از شبکه یا شبکه های تلویزیونی رسمی حکومتی که خود را ام القرای جهان اسلام می داند پخش کنیم و در آن به صورت غیرمستقیم به آیات و احکام قرآن دهن کجی کنیم نیز البته انشالله به حساب گربه بودن گذاشته خواهدشد.

    سریال معروف ایکس را که می بینید متوجه می شوید که در زیرنویس رسما اعلام کرده عدد ایگرگ را به صورت پیامک به شماره ی زد ارسال کنید تا در قرعه کشی این سریال شرکت کرده و فلان قدر برنده شوید. در صورتی که خداوند متعال در آیه شریفه 90 سوره مبارکه مائده رسما قمار و بخت آزمایی را منع کرده و می‌فرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید»(مائده/90).

    در توضیح ازلام و یا تیرهای قرعه باید گفت که مثلا ده نفر با هم شرط بندى مى کردند و حیوانى را خریدارى و ذبح نموده، سپس ده چوبه تیر که روى هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود، در کیسه مخصوصى مى ریختند، و به صورت قرعه کشى آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون مى آوردند، هفت چوبه برنده به نام هر کس مى افتاد سهمى از گوشت بر مى داشت و پولى در برابر آن نمى پرداخت، ولى آن سه نفر که تیرهاى بازنده را دریافت داشته بودند، باید قیمت حیوان را بپردازند بى آن که سهمى از گوشت داشته باشند، این چوبه هاى تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) مى نامیدند. اسلام خوردن این گوشت ها را تحریم کرده (و آن را در ردیف خوردن خون و خوک و مردار و مانند آن قرار داد). البتّه نه به خاطر این که اصل گوشت حرام بوده باشد، بلکه به خاطر این که جنبه قمار و بخت آزمایى دارد.

    ظاهرا آقایان محترم گرداننده ی شبکه های گوناگون سیما درباره ی بخت آزمایی نظری جز نظر علمای اعلام دارند. از نظر این دوستان هر چیزی که تعداد بینندگان برنامه های مزخرفشان را بالاببرد مباح و بلکه واجب و هر چیز دیگری که از تعداد بینندگان این برنامه ها بکاهد مکروه و بلکه حرام است. بر خلاف نص صریح قرآن و فتوای تمام علمای شیعه (و تا آنجا که من پرس و جو کرده ام علمای اهل سنت) رفتار می کنند، بخت آزمایی (که حرمت آن رسما در قرآن ذکر شده و آیه ی آن را در بالا نوشته ام، رواج می دهند)، باورهای دینی مردم را به سخره می گیرند، رفتارهای غیراخلاقی و ناهنجار را در جامعه رواج می دهند و بعد هم فریاد وااسلاما بر سر می دهند و متاسفانه در ام القرای جهان اسلام کسی نیست که فریادی برآورد و به عزیزان تشر بزند که فأین تذهبون؟

    انشالله که خداوند متعال همگی ما را از شر این وسواس های خناث حفظ بفرماید. آمین

     

    آخرین ویرایش: جمعه 5 تیر 1394 11:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 13 دی 1393 09:01 ق.ظ نظرات ()
    گاهی آدمی به مواردی در خیابان برمی خورد که شاید در نگاه اول چندان مهم نباشند اما اگر اندکی ،و فقط اندکی، عمیق تر به موضوع بنگریم انگشت حیرت باید به دندان بگزیم (به قول قدما) یا اینکه شاخ درمیاوریم ( به قول خودمان) . بالاتر از میدان ونک مدرسه ای است به نام "مدرسه ی قرآنی رازی". توجه فرمودید؟! نخیر! نفرمودید.
    مثالی بزنم تا ذهنتان روشن تر بشود. مثل اینکه در واتیکان یک مدرسه تأسیس بکنیم و اسمش را بگذاریم "مدرسه ی علوم دینی کارل مارکس". ملتفت قضیه شدید؟
    عجب جامعه ای شده! یعنی برای نام گذاری نباید ده دقیقه ای مطالعه بکنیم؟
    آخرین ویرایش: شنبه 13 دی 1393 09:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3