منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 26 تیر 1398 08:42 ق.ظ نظرات ()

    ضعفهای تاکتیکی

    هرچند که استراتژی کلی ایران در ادامه ی جنگ دارای ایراداتی بود اما این ایرادات برای زمین گیر کردن عملیات رمضان کافی نبود. ضعفهای تاکتیکی ایران در حمله به مواضع مستحکم عراق دست به دست ضعف های استراتژی دادند تا جانفشانی های رزمندگان ایرانی به جایی نرسد.

    همان طور که در بررسی مراحل پنج گانه ی عملیات رمضان دیدیم عناصر مشترک در تمام مراحل را می توانیم به شرح زیر فهرست کنیم:

    1-    بازکردن معبر در میادین مین و سیم خاردارهای عراق برای نزدیک شدن به مواضع دشمن بدون تلفات دادن.

    2-    استفاده از تاریکی شب و عدم استفاده از آتش تهیه ی توپخانه برای نزدیک شدن گردان های عمل کننده از معابر بازشده در شب اجرای عملیات.

    3-    حمله ی پیاده نظام به مواضع دشمن و سعی در جداکردن واحدهای آن به جهت دور زدن و محاصره ی آنها

    4-    زدن همزمان خاکریز توسط واحدهای مهندسی رزمی برای محافظت از نیروی پیاده نظام و مقابله با پاتکهای طرف عراقی

    5-    استفاده از خاکریز در جهت حفظ مواضع تسخیر شده توسط نیروی پیاده نظام

    و باز همان طور که دیده شد این تاکتیکها به دلیل اینکه بارها و بارها توسط طرف ایرانی به کار گرفته شدند هر بار با عکس العمل مدافعین عراقی مواجه شدند و در نهایت رزمندگان ایرانی ناچار می شدند تا مواضع متصرف شده را تخلیه کرده و به پشت خطوط دفاعی خود بازگردند.

    لازم به ذکر نیست که محیط مناسب منطقه ی عملیاتی از جهت عوارض زمینی فرصت خوبی را به طرف ایرانی می داد که با اجرای یک حمله ی زرهی به عمق مواضع دشمن نفوذ کرده و این تک زرهی را با همراهی و یاری نیروهای پیاده-مکانیزه تقویت می کرد. در مرحله ی اول هر چند که پیاده نظام وزنه ی بیشتری را در نیروی تک ور ایران داشت اما پشتیبانی خوب زرهی و همچنین استفاده از سوار زرهی در جابجایی پیاده نظام ایران سبب شد تا خط دفاعی عراق در مرکز جبهه شکسته شده و اگر ایران فرصت استفاده از یک تک زرهی مناسب را پیدا می کرد می توانست این موفقیت اولیه را به یک موفقیت ثابت و قطعی تبدیل کند. اما متاسفانه عدم اعتقاد برنامه ریزان نظامی ایران به نیروی زرهی و شکستهایی که در اوایل جنگ بر زرهی ایران وارد شده بود سبب شد تا عملا تفکر تک زرهی کنار گذشته شود و به همان تاکتیکهایی اکتفا بشود که دیگر برای مدافعین عراقی قابل پیش بینی شده بودند. هر چند که عراقی ها هم به دلیل یک سری ضعفهایی که داشتند نتوانستند از ضعف تاکتیکی ایران استفاده ی حداکثری را ببرند اما نشان دادند که می توانند بر روی این ضعفها دست گذاشته و دست کم مواضع از دست داده را بازپس بگیرند.

    این ضعف تاکتیکی تا انتهای جنگ همراه تمامی برنامه های عملیاتی سپاه بود تا اینکه در طی والفجر 8 طلسم شکسته شد و سپاه توانست با عبور غافلگیرانه از اروند رود فاو را فتح کرده و در برابر پاتک های مداوم عراق در منطقه مقاومت کرده و مواضع تسخیر شده را تثبیت کند.

    تاکتیکهای ایستا و عدم تحرک ایران در انتهای جنگ سبب شد تا عراق با شناسایی نقاط ضعف ایران تمام مواضعی را که ایران در خاک عراق تسخیر کرده بود آزاد کند و دست بالا را پیدا کند. تحرک زرهی عراق ، البته به همراه استفاده ی وسیع و گسترده از گازهای شیمیایی گوناگون جهت زمین گیر کردن مدافعین ایرانی، نشان داد که در یک جنگ مدرن جنگ متحرک چه برتری هایی می تواند بر یک جنگ ایستا داشته باشد.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 تیر 1398 08:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 21 تیر 1398 10:22 ق.ظ نظرات ()

    ضعف استراتژی

    همانطور که در قسمت قبلی بیان شد یک سری فرضیات (بعضا درست و بعضا غلط) ایران را به ادامه ی درگیری نظامی با عراق تشویق کرد. در نهایت همانطور که نمودار زیر نشان می دهد نه ایران و نه عراق چاره ای جز نشستن بر پشت میز مذاکره نداشتند اما طرف ایرانی (که فکر می کرد به جایی رسیده است که دست بالا را دارد) به جای آتش بس و مذاکره راهکار ادامه ی جنگ را انتخاب کرد چرا که گمان می کرد شرایط بین المللی و منطقه ای به گونه ای است که برای رسیدن ایران به اهدافش راهکار دیگری ندارد.

     http://s8.picofile.com/file/8366393300/02.png

     اندکی قبل از حمله ی نظامی ایران به سوی بصره قطعنامه ی 514 سازمان ملل متحده صادر شد که از طرفین خواسته بود به درگیریهای نظامی پایان داده و به آتش بس تعهد بدهند اما ایران این قطعنامه را برای رسیدن به صلح پایدار کافی نمی دانستند. دستگاه دیپلماسی ایران از این نکته غفلت کرده بود که هدف از این قطعنامه نه رسیدن به صلح عملی بلکه برداشتن گامی برای محدود کردن عملیات نظامی و در انتها ترغیب طرفین درگیری نظامی به انتخاب راهکارهای سیاسی بود. وضعیت روحی آن زمان سیاستگذاران ایران و قاطبه ی مردم به گونه ای بود که هر گونه پذیرش راهکار سیاسی را به معنای وادادگی و خیانت به آرمانهای انقلاب تلقی می کردند و صداهای اندکی که در راستای پذیرش این قطعنامه در جامعه طنین افکند در جامعه خریداری پیدا نکرد.

    از طرف دیگر دیدیم که بر اساس یک سری موارد نظامی و سیاسی تنها راهکار نظامی ایران برای ادامه ی جنگ حمله به بصره بود. امروز قصد داریم که استراتژی ایران برای ادامه ی جنگ را بیشتر بشکافیم.

    همانطور که همه می دانیم و بارها و بارها به آن اشاره شده است مرحوم هاشمی رفسنجانی ،به عنوان معمار استراتژی نظامی ایران در برابر عراق، شعار جنگ جنگ تا پیروزی را تبدیل کرد به شعار جنگ جنگ تا یک پیروزی. این تعبیر تمسخر آمیز تعبیری است که بسیاری از فرماندهان سپاه در اشاره به استراتژی رفسنجانی از آن استفاده می کنند و منظورشان این است که تا یک زمانی هدف جمهوری اسلامی شکست دادن عراق بود اما رفسنجانی به فرماندهان عالی جنگ گفته بود که اگر شما بتوانید یک جای استراتژیک از خاک عراق را فتح کنید من جنگ را به روشهای سیاسی پایان خواهم داد و دیگر نیازی به ادامه ی جنگ نخواهد بود. اگر مباحث سابق را درباره ی 36 استراتژی کهن چین به یاد داشته باشیم باید بدانیم که این استراتژی جدید تحت هیچ کدام از آن استراتژی ها نبود و در حقیقت رفسنجانی یک استراتژی از خودش ابداع کرده بود که تنها گذشت زمان ثابت کرد استراتژی اشتباهی بوده است. حتی اگر ایران موفق به تصرف بصره، کرکوک، خانقین یا حتی خود بغداد هم می شد دلیل نمی شد که بر این اساس بتوان جنگ را به پایان رساند. بارها و بارها در طول تاریخ کشورهایی مورد تهاجم قرار گرفته و حتی پایتخت آنها هم سقوط کرده اما در نهایت آن کشور جنگ را به موفقیت به پایان رسانده است.

    اما از غلط بودن یا ضعف این استراتژی که بگذریم اشکال اصلی در خود این استراتژی نبود بلکه در اجرای آن بود. دستگاه اداری ایران هیچ گاه در تمامی 6 سال بعدی جنگ نخواست یا نتوانست خود را برای رسیدن به همین تک پیروزی هم آماده کند. وضعیت نیروهای مسلح هیچگاه بهبود پیدا نکرد. سازمان های رزمی ایران بارها و بارها اشتباهاتشان را تکرار کردند. صنایع ایران هیچگاه برای چنین جنگی تجهیز نشدند و عموما از تهیه ی مایتحتاج مورد نیاز این جنگ برکنار ماندند و تنها در اواخر جنگ بود که برای بعضی از آنها تکالیفی در جهت تهیه ی ملزومات جنگ ابلاغ شد. سازمانهای اداری ایران نیز در خدمت اهداف جنگ قرار نگرفتند. هرچند که قرار بود تمام سازمانها و نهادها در خدمت جنگ باشند اما این شعار تنها در مرحله ی حرف باقیماند و جز بعضی نهادهای خاص (مانند جهادسازندگی) هیچ گاه به صورت کامل عملی نشد. دستگاه دیپلماسی کشور کماکان از درک تحولات نظام بین المللی غافل بود و تا انتهای جنگ هیچ حرکت مؤثری در کاهش نفوذ سیاسی بغداد و برعکس افزایش نفوذ ایران نکرد. دانشگاه های کشور همان طور که الان هم به صورت جزایری جدا از نیازهای کشور به فعالیت خود ادامه می دهند در آن زمان هم به صورت مستقل از نیازهای جبهه و جنگ فعالیت می کردند و به جز مواردی اندک و معدود کمتر مواردی می شد که پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در جهت حل مسائل و مشکلات جنگ باشد.

    به صورت خلاصه دستگاه اداری کشور راه خود را می رفت و دستگاه نظامی کشور هم راه خود را می رفت. در نهایت عدم مدیریت صحیح این واگرایی سبب شد تا آن نامه ی معروف دکتر/سردار/حاج آقا رضایی خطاب به امام خمینی (ره) نوشته شود که تمامی موارد بالا را به صورت جزء به جزء شرح داده بود و نشان می داد که دستگاه اداری کشور تا چه حد از تدارک جنگ غافل بوده است.

    در ادامه ی این سلسله درسها به موارد جزئی دیگری هم می پردازیم که بسیاری از آنها ریشه در دیدگاه غلط استراتژیک سیاستگذاران و فرماندهان نظامی ایران دارد.

    با ما باشید

     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 06:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 12 تیر 1398 10:05 ق.ظ نظرات ()
    با اجازه دوستان ما دیروز بعد از ظهر از پایان نامه مون دفاع کردیم و حالا فرصت بیشتری داریم که سلسله درسهای رمضان رو پیگیری کنیم.
    تا حالا دوزاده قسمت قبلی این سلسله درسها درس واقعی نبودند بلکه ما فرصت گذاشتیم و 5 مرحله ی انجام گرفته از این عملیات رو در تابستان 61 خلاصه وار مرور کردیم. از امروز قصد داریم تا بازهم خلاصه وار ببینیم که این عملیات برای نیروهای نظامی ما چه درسهایی دربرداشته و چه مقدار از این درسها عبرت گرفته شده است.
    هدف
    ضرب المثل معروفی هست که میگه معما چو حل گشت آسان شود. اکنون که پس از 37 سال به پشت سر نگاه می کنیم شاید خیلی از ما اجرای عملیات رمضان رو اشتباه بدانیم اما یک بررسی تاریخی منصفانه ما رو ملزم می کنه که خودمون رو جای سیاستگذاران و برنامه ریزان اون موقع ایران قرار بدهیم. با توجه به اوضاع اون روز منطقه و ایران این عملیات نه تنها اشتباه نبود بلکه تنها انتخاب منطقی ایران بود. فقط این انتخاب یک اشکال اساسی داشته که در انتها به آن اشاره می کنم.
    شرایط آن روز ایران وضعیتی بود که فرماندهان ایرانی (هم سپاه و  هم بیشتر فرماندهان عالی رتبه ارتش) مست از غرور شکستهای متوالی عراق شده بودند. ایران در یک سلسله عملیات زنجیر وار که از عملیات شکست حصر آبادان شروع شد و با تصرف مجدد خرمشهر به پایان رسید چندین و چند بار ماشین نظامی صدام را در هم کوبید و تقریبا تمامی زمینهایی را که ارتش عراق در ابتدای جنگ در منطقه ی جنوب اشغال کرده بود بازپس گرفت. همین شکستها منطقا فرماندهان ما را به سوی این نکته راهنمایی کرد که دیگر کار صدام تمام است و تنها یک فشار کوچک لازم است تا نظام سیاسی حاکم بر عراق سرنگون شود. شما حتی اگر به درسهای اول و نقشه های آن دقت بکنید می بینید که هدف عملیات رمضان نه فتح بصره بلکه محاصره ی بصره بوده است و برای فتح شهر برنامه ریزی نشده بود. هم سیاسیون و هم نظامیان ایرانی گمان می کردند به مجرد اینکه نیروی نظامی ایران وارد حومه بصره بشود خود مردم شیعه ی این شهر قیام خواهند کرد و شهر را به برادران شیعی خود واگذار خواهند کرد. به همین دلیل بود که امام خمینی (ره) همزمان با آغاز عملیات اطلاعیه ای خطاب به مردم بصره و شیعیان عراق صادر کرد و خواستار حمایت آنها از عملیات نظامی ایران و شورش بر علیه حکومت عراق شد.
    از طرفی دیگر سیاست خارجی اشتباه ایران سبب شده بود تا سازمانهای بین المللی در برابر جنگ ایران و عراق به انفعال کشیده بشوند و کشورهای عرب منطقه هم (جز سوریه و لیبی) پشت صدام قرار بگیرند. قطعنامه های سازمان ملل و سازمانهایی مثل سازمان همکاری کشورهای اسلامی و .... درباره ی جنگ برای طرف ایرانی راضی کننده نبود چرا که ایران خود را مورد تجاوز نظامی عراق می دانست و ادعا داشت که این سازمانهای بین المللی باید تجاوز صدام به خاک ایران را به شدت محکوم کرده و در جهت محاکمه ی رسمی صدام و گرفتن خسارتهای مادی ایران از عراق گام بردارند. از طرف دیگر ایران حمایت کشورهای عرب منطقه (مخصوصا عربستان سعود و کویت) را دلیل دشمنی و کینه ی اعراب از انقلاب اسلامی می دانست و گمان می کرد که این کشورها صدام را تشویق می کنند تا به جنگ به ایران ادامه بدهد. این دیدگاه سبب می شد تا از دید ایران برای رسیدن ما به حق و حقوقمان هیچ چاره ی سیاسی باقی نمانده باشد و تنها توسل به نیروی نظامی چاره و انتخاب ایران باشد. درباره ی اینکه این دیدگاه سیاسی نسبت به سیاست بین المللل و گروه بندی های منطقه ای درست بوده یا غلط اینجا بحثی نمیکنم اما به هرحال این دیدگاهی بود که در آن زمان هم در میان مسئولان و هم در میان مردم عادی غالب بود و در نتیجه اقدام نظامی ایران در تهاجم خاک عراق را به جهت گرفتن حقوق از دست رفته ی ایران در جنگ توجیه و مشروع می کرد.
    از دید آمادگی نظامی هم شرایط آن زمان برای حمله به خاک عراق مناسب بود چرا که همان طور که ذکر شد بسیاری از مردم عادی فکر می کردند که صدام حق و حقوق ایران را نخواهد داد مگر با توسل به زور و هم اینکه بسیاری از رزمندگانی که در حدود یک ماه پیش در آزادسازی خرمشهر شرکت کرده بودند روحیه ی بالایی داشتند و دوست داشتند که زودتر کار جنگ را فیصله بدهند. جمع این دو فاکتور (ناامیدی مردم از اینکه صدام حق و حقوق ایران را بدهد و روحیه ی بالای رزمندگان) وضعیت آمادگی روحی را برای حمله به خاک عراق در بهترین حالت گذاشته بود.

    آخرین ویرایش: جمعه 25 مرداد 1398 09:56 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 11 خرداد 1398 07:47 ب.ظ نظرات ()
    مرحله ی چهارم عملیات رمضان چیز خاصی برای ذکر کردن ندارد. ساختار نیروی تک ور را می توانید در اینجا ببینید. قرار بود که عملیات با دو فلش موازی شرقی-غربی از بالای آب گرفتگی روبرو به پاسپاه کوت سواری و توسط لشکر نصر سپاه و لشکر 21 حمزه نیروی زمینی ارتش انجام بشود.
    با آبگرفتگی بیشتر منطقه توسط عراق قرار شد که تیپ31 عاشورا به همراه تیپ1 لشکر21 حمزه از روبروی پاسگاه کوت سواری به خطر بزنند و تیپ21 امام رضا (ع) و تیپ3 لشکر21 حمزه از جنوب منطقه ی موسوم به 5 ضلعی حمله کنند. 
    حمله در ساعت 22:40 روز اول مرداد شروع شد اما با دفاع سرسختانه دشمن نیروهای تک ور با تحمل تلفات ناچار به عقب نشینی به مواضع پدافندی خودشان شدند.
    آخرین ویرایش: شنبه 11 خرداد 1398 07:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 7 خرداد 1398 01:57 ب.ظ نظرات ()
    همانطور که در درسهای قبلی ذکر شد در مرحله ی دوم عملیات رمضان لشکر نصر به فرماندهی حسن باقری از همان محوری که در مرحله ی اول لشکر فتح وارد عمل شده بود حمله کرد که این حمله با شکست مواجه شد و قرار شد که مرحله ی سوم عملیات در روز 30 تیر61 آغاز شود. تغییر اساسی که در این مرحله نسبت به مرحله ی دوم به عمل آمده بود این بود که قرار شد لشکر فجر باپشتیبانی دو تیپ از لشکر 77 نیروی زمینی ارتش در محور شمالی لشکر فتح به مثلثهای عراق حمله کرده و مثلثی اول را فتح کند. پس از پاکسازی این لشکر باید تا راس کانال ماهی به پیش می رفت و با احداث یک خاکریز شرقی-غربی جبهه شمالی منطقه را از مرکز جدا می کرد تا لشکر فتح از آسیب ضدحمله ی زرهی عراق در امان بماند. همزمان با لشکر فجر لشکر فتح باید در همان مسیری که در مرحله ی اول پیش روی کرده بود به سمت کانال پرورش ماهی می رفت و با تکیه به کانال در جهت غرب دفاع می کرد. پشتیبانی لشکر فتح با دو تیپ زرهی از لشکر 92 زرهی و یک تیپ پیاده از لشکر 21 نیروی زمینی بود.


    http://s9.picofile.com/file/8361468684/%D8%B0_00%D8%A6%D8%A6%D8%A6nn1.jpg


    در این مرحله به دلیل ابگرفتی روبروی پاسگاه بوبیان عملا قرارگاه نصر از کار افتاده بود و امکان عمل نداشت و قرارگاه قدس در جبهه ی شمالی در مواضع پدافندی قرار داشت. برای اینکه در هنگام درگیری با زرهی عراق اشکالی به پیش نیاید به تمامی واحدها گفته شده بود که هیچ تانک و زرهپوشی را وارد عملیات نکنند و به مجرد روبرو شدن با هر گونه ادوات زرهی آن را منهدم کنند.
    هر دو قرارگاه در ساعت 2:40 صبح روز 30 تیر عملیات خود را آغاز کردند. قرارگاه فجر در ابتدا پیشروی هایی به دست آورد اما در نهایت نتوانستند نفوذ مناسبی در خطوط دشمن انجام بدهند. در میان نیروهای لشکر فتح دو نیروی فتح 1و2و4توانستند به صورت مناسبی در خطوط عراقی ها نفوذ کنند اما واحدهای فتح3و5 به صورت عمیقی در مواضع عراقی ها رخنه کردند و در نهایت با محاصره کردن و انهدام چند تیپ زرهی عراق توانستند در کنار پل های کانال پروش ماهی خود را به کانال برسانند و با همدیگر الحاق کنند.
    http://s9.picofile.com/file/8361461684/%D8%B0_00nn1.jpg
    همانطور که دیده می شود تیپ 25 کربلا خود را به پل کانال رساند و جناح چپ خود را به آبگرفتگی مصنوعی که عراقی ها ایجاد کرده بودند داد. در چناح راست این تیپ تیپ27 حضرت رسول (ص) با عبور از دفاع عراق خود را به کانال ماهی رساند.
    د رمحور شمالی عملیات تیپ17 قم از لشکر فجر توانست با نفوذ به مواضع عراق خود را به خاکریزهای مثلثی برساند اما با فشار عراق و این این نکته که جناح هایش خالی مانده بود مجبور به عقب نشینی شد.
    فتح 1و2 هم با مقاومت عراق و هم با چند میدان مین پیشبینی نشده مواجه شدند و در نهایت مجبور به عقب نشینی شدند. به دلیل اینکه تیپ27 و تیپ25 لشکر فتح به عراق جناح داده بودند و با روشن شدن هوا امکان زدن خاکریز برای تامین جناح راست این دو واحد از دست رفته بود از قرارگاه کربلا به این واحدها دستور عقب نشینی داده شد و در نهایت تا ساعت 8 صبح تمام این واحدها به عقب برگشتند. در این مرحله در حدود 450 تانک عراقی و 145 زرهپوش و خودروی آنها منهدم شد. شکست مرحله ی سوم عملیات رمضان سبب شد تا فرماندهان سپاه ابتکار دیگری را در دستور کار خود قرار دهند تا گره از کار گشوده شود. در قسمت بعدی به این ابتکار خواهیم رسید.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:02 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 3 خرداد 1398 10:34 ق.ظ نظرات ()
    در درسهای قبلی این سلسله دروس دیدیم که عملیات رمضان با یک تک جبهه ای از شرق به غرب برای محاصره ی بصره برنامه ریزی شده بود.
    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg
    طبق نقشه ی بالا قرار بود که حمله از چهار محور اصلی انجام شود که چون عراق در منطقه ی جنوب پاسگاه بوبیان آب انداخت راهکار قرارگاه نصر مسدود شد و عملیات در 3 محور شمالی تر صورت گرفت. به هرحال دو قرارگاه قدس و فتح نوانستند از خاکریزهای مثلثی در شمال عبور کنند و تنها قرارگاه فتح توانست به شمال کانال پرورش ماهی برسد که آن هم با پاتک زرهی عراق مجبور به عقب نشینی شد.
    http://s9.picofile.com/file/8360697384/07.jpg
    در مرحله ی دوم عملیات قرار شد که تعدادی از واحدهای زبده تر لشکر فتح سپاه به قرارگاه نصر واگذار شوند تا عملیات از همان محوری که قرارگاه فتح توانسته بود در مرحله ی اول در آن موفق شود توسط لشکر نصر انجام شود. همانطور که گفته شد این عملیات هم موفق نبود و در نتیجه پس از دو سه روز قرار شد که مرحله ی سوم عملیات رمضان اینبار توسط لشکر فتح سپاه انجام شود. قبل از بررسی مرحله ی سوم عملیات رمضان اول نگاهی به ترکیب نیروی تک ور بیندازیم.
    همانطور که دیده می شود اینبار قرار شد دو لشکر فتح و فجر سپاه وارد عمل شوند. برنامه ریزی شد که لشکر فجر از مثلثیهای اول و دوم حمله کند و پس از پاکسازی مثلثی ها شروع کند به ساختن یک خاکریز شرقی-غربی که باید جبهه شمالی را تامین می کرد تا عراق نتواند دوباره با تک زرهی لشکر فتح را قیچی کند. از جنوب لشکر فجر لشکر فتح سپاه با پشتیبانی عناصری از نیروی زمینی ارتش مجددا مانند مرحله ی اول وارد عمل شده و وظیفه داشت تا با رسیدن به کانال پرورش ماهی فاصله ی پاسگاه زید تا پاسگاه بوبیان را پاکسازی کند و با چسبیدن به کانال ماهی از شرق خود دفاع کند. همانطور که گفته شد جناح راست این لشکر باید توسط خاکریز احداث شده توسط لشکر فجر پوشش داده می شد.
    قرارگاه های قدس و نصر هم باید به ترتیب در شمالی ترین و جنوبی ترین قسمتهای جببه موضع پدافندی می گرفتند.
    در کالک زیر استقرار نیروی تک ور ایران را در مرحله ی سوم عملیات رمضان می بینید
    http://s9.picofile.com/file/8361468684/%D8%B0_00%D8%A6%D8%A6%D8%A6nn1.jpg
    شرح عملیات و وقایعی که روی داد را در درس بعدی پیگیری می کنیم.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 42 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic