منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 19 بهمن 1396 04:38 ب.ظ نظرات ()


    SU-122 TBiU 8.jpg 

    جنگ جهانی دوم جایی بود که اصل بقای اصلح داروین خود را در ادوات زرهی نشان داد. کشورهایی که در زرهی حرفی برای زدن داشتند سعی داشتند با ارائه ی بهترین ماشینهای جنگی حریف را از دور خارج کنند. در این میان آلمان نازی ، پیشتاز زرهی در آن عصر، برگ برنده ای رو کرد: توپهای هجومی. وظیفه ی اصلی توپهای هجومی دفاع از پیاده نظام در برابر واحدهای دشمن در نقش یک توپ خودکششی بود. هرچند که در ابتدا قرار بود که توپهای هجومی پیاده نظام خودی را مشایعت کنند اما با اوج گرفتن جنگ نقش شکارچی تانک نیز به آنها واگذار شد و بسیاری از آنها در واحدهای زرهی بکارگرفته شدند. این راهکار بعدتر توسط بقیه ی قدرتهای زرهی ، از جمله روسیه ی شوروی، در پیش گرفته شد. روسها تعدادی از تانکهایشان را با نصب برجک ثابت به توپهای هجومی تبدیل کردند که موفق ترین آنها را می توان توپ هجومی اس.یو-122 دانست که به یک قبضه توپ 122 میلیمتری مسلح شده بود.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 بهمن 1396 10:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 5 بهمن 1396 02:50 ب.ظ نظرات ()


     روزهای هشتم و نهم مارس 1862 در تاریخ جنگهای داخلی آمریکا روز مهمی بود. در طی این دو روز یک نبرد دریایی بسیار مهم بین نیروی دریایی شمالی ها و جنوبی ها درگرفت که در سرنوشت جنگ بسیار تأثیر گذار بود. اما نکته ی مهم این نبرد دریایی برای من نه اثرات استراتژیک یا تاکتیکی آن بود بلکه اصل قضیه این است که این جنگ اولین نبرد دریایی بین کشتی های آهنین در تاریخ به حساب می آید.

     

    کشتی های جنگی با بدنه ی آهنین در آن زمان اختراعی نو محسوب می شدند. اولین کشتی آهنین کشتی فرانسوی گلوری بود که تنها 3 سال قبل به نیروی دریایی فرانسه تحویل داده شده بود. زمانی که جنگ های داخلی آمریکا شروع شد، هر دو طرف درگیر با اتکاء بر قدرت صنعتی خود شروع کردند تا نیروی دریایی خود را گسترش بدهند و از همین روی ساخت کشتی های آهنین هم در دستور کار قرار گرفت.

    در روز اول نبرد کشتی آهنین جنوبی ها ، به نام ویرجینیا، توانست ضرب شستی به کشتی های شمالی نشان بدهد و آسیب فراوانی به کشتی های کنگره، کامبرلند و مینه سوتا وارد کند. اما تاریک شدن هوا و مجروح شدن تعدادی از خدمه ی ویرجینیا سبب شد تا این کشتی عقب نشینی کند و خود را برای ادامه ی عملیات در فردای آن روز آماده کند. ویرجینیا مجروحینش را در ساحل پیاده کرد و تعمیر قسمت های آسیب دیده ی آن آغازشد. ناخدای ویرجینیا ،کاپیتان بوکانان، از جمله ی مجروحین بود و در نتیجه فرماندهی کشتی در روز دوم نبرد به معاون او ستوان کاتسبی راجر جونز رسید.

    سی.اس.اس ویرجینیا 

    در حالیکه ویریجینیا برای نبرد فردا آماده می شد کشتی آهنین شمالی ها ،به نام مانیتور، توسط ستوان جان ال. وردن به صحنه ی نبرد رسید. شمالی ها امیدوار بودند که توسط مانیتور بتوانند از کشتی های چوبی خود در برابر حملات ویرجینیا حمایت کنند. وظیفه ی اصلی مانیتور حفاظت از کشتی به گل نشسته ی مینه سوتا بود. مانیتور به کنار مینه سوتا رفت و منتشر ماند.

     

    یو.اس.اس مانیتور

    در سپیده دم روز نهم مارس ویرجینیا برای شکار مینه سوتا به راه افتاد. 3 فروند کشتی از اسکادران رودخانه ی جیمز ویرجینیا را همراهی می کردند. مانیتور خود را بین مینه سوتا و ناوگان جنوبی ها قرار داد اما جونز در ابتدا نتوانست مانیتور را به عنوان یک کشتی جنگی تشخیص بدهد. او گمان می کرد که مانیتور یک دیگ بخار است که توسط مینه سوتا یدک کشیده شده است اما زمانی به اشتباه خود پی برد که ناچار بود با مانیتور مصاف بدهد. شلیک اول توسط ویرجینیا انجام شد که از بالای سر مانیتور عبور کرد و به پهلوی مینه سوتا اصابت کرد. مینه سوتا با توپهای کناری خود جواب آتش ویرجینیا را داد و ناخدایش به مانیتور علامت داد تا به ویرجینیا حمله کند.

     


     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 بهمن 1396 03:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 06:41 ب.ظ نظرات ()


    تاریخ: 6-8 نوامبر 1772

    موقعیت: نزدیک پاتریا (یونان امروزی)

    نتیجه: پیروزی قاطع روسیه

    متخاصمین

    امپراطوری عثمانی

    خانات کریمه

    امپراطوری روسیه

    فرماندهان

    نامعلوم

    کونیائف

    استعداد رزمی

    9 فروند ناوچه

    16 فروند قایق توپدار

    7 فروند کشتی جنگی

    تلفات

    تمام ناوچه ها

    10 فروند قایق توپدار

    بدون تلفات

     

    نبرد پاتراس یک نبرد دریایی در طول جنگهای روس-عثمانی(1768-1774) بود. در روز 6 سپتامبر 1772 کونیائف با کشتی های همراهش لیوورنو را ترک کرد و از روز 5 اکتبر به همراه چشمه و گراف اورلوف در اطراف سریگو گردش می کرد. در روزهای 23 و 27 اکتبر تعدادی از کشتی هایی که از ناوگان اورلوف جدا شده بودند به او پیوستند. آنها از یک ناوگان ترک در خلیج پاتراس خبر می آوردند و درنتیجه ناوگان مشترک کونیائف و ویونوویچ جستجوی ناوگان ترکها را شروع کردند. در روز 5 نوامبر آنها به نزدیکی پاتراس رسیدند و در حدود 9 فروند ناوچه (با 30 توپ) و 12 قایق توپدار متعلق به ترکها را دیدند. 4 فروند قایق دیگر در کنار ساحل و در پناه توپخانه ی ساحلی ترکها لنگر انداخته بودند.

    روسها در روز 6 نوامبر حمله ی خود را با کشتی های کوچکتر ناوگانشان شروع کردند چرا که کانال ورودی تنگ بود و حرکت کردن کشتی های کوچکتر در آن راحت تر بود. حمله ی روسها سبب غرق شدن یک فروند ناوچه و 2 فروند قایق توپدار و فرار بقیه ی ناوگان ترکها شد. فردای آن روز حمله ی روسها دوباره تکرار شد ولی اثر مهمی نگذاشت.

    در روز هشتم نوامبر روسها در ساعت 11:30 حمله ی خود را آغاز کردند. نیم ساعت بعد چند فروند از کشتی های عثمانی در حال سوختن در آتش بودند. در نهایت 7 فروند ناوچه و 8 فروند قایق توپدار ترکهای غرق شدند و بقیه ی ناوگانشان فرار کردند. تنها ناوچه ی باقیمانده ی ناوگان عثمانی کمی بعد بازگشت و توسط روسها غرق شد. در روز 15 نوامبر ناوگان روسیه به دریای اژه بازگشت.

     

    ترجمه و تلخیص

    رضا کیانی موحد

    منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Patras

    آخرین ویرایش: جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 20 اسفند 1395 07:59 ق.ظ نظرات ()


    رضا کیانی موحد

    دیوار بزرگ چین، قلعه های سنگی قرون وسطی، ناوهای هواپیمابر و... سازه های عظیمی هستند که به دست انسان ساخته شدند و همگی آنها در خدمت جنگ بوده و هستند. اما شاید مهجورترین و در عین حال یکی از عظیم ترین ساخته های دست بشر که فقط و فقط برای استفاده در جنگ ساخته شده بندر مصنوعی مالبری باشد.

    در روز 19 آگوست 1942 نیرویی تقریبا به استعداد 2 تیپ پیاده و یک گردان تانک در نزدیکی شهر دیپ در فرانسه ی اشغالی به ساحل وارد شدند. اگرچه تهاجم بریتانیا برای اشغال شهر دیپ با شکست روبروشد و مهاجمین تقریبا نیمی از استعداد خود را از دست دادند و عقب نشستند اما این حمله ی نافرجام بی نتیجه هم نبود. در گام اول چرچیل می خواست برآوردی از مدافعین آلمانی و روشهای دفاعی آنها در سواحل شمال اروپا بدست آورد. اینکه تجهیزات دفاعی آلمانها در سواحل چه هستند؟ نیروهای مدافع چه ارتباطاتی با یکدیگر و با نیروهای ذخیره در پشت جبهه دارند؟ در هنگام پیاده شدن نیروی مهاجم این نیروها چگونه واکنش نشان می دهند؟... و دست آخر اینکه زنجیره ی فرماندهی آلمانها چگونه رفتار می کنند؟ سوالاتی بود که این تهاجم باید به آنها پاسخ می دادند. سوال بعدی چرچیل نیازهای عملیاتی (اعم از سلاح، تدارکات، آتش تهیه، پشتیبانی هوایی و...) برای اجرای موفقیت آمیز یک تهاجم آبی-خاکی بزرگ بود. تجهیزاتی که در تهاجم دیپ بکاربرده شدند سبب شد تا چرچیل دستور ساخت طیف وسیعی از تجهیزات (مثلا تانکهای آبی-خاکی) را بدهد تا در تهاجم نهایی متفقین به اروپا بکار برده شوند. اما دلیل سوم تهاجم چرچیل به دیپ اجرای یک عملیات فریب بود. هر کسی که با اصول عملیات آبی-خاکی آشنا باشد می داند که با اشغال یک سرپل مناسب توسط نیروی تک ور تازه مشکلات مهاجمین آغاز می شوند. نگهداری سرپل و دفع ضدحملات مدافعین نیاز به یک تلاش طاقت فرسای لجستیکی از سوی مهاجمین دارد. در اندک زمانی باید حجم عظیمی از سلاح، ادوات زرهی، آذوغه، مهمات و همچنین نیروی تازه نفس در سرپل پیاده بشوند و چنین عملیاتی عملا با کشتی های نسبتا کوچک آبی-خاکی امکان پذیر نیست. چاره ی کار این است که گرفتن سرپل در یک بندر و یا نزدیکی یک بندر انجام شود تا با اشغال تجهیزات بندر بتوان این عملیات پشتیبانی را با دقت و سرعت اجرا کرد.

    اجرای عملیات تهاجی ،موسوم به عملیات جوبیلی، در نزدیک شهر بندری دیپ این پیام را به هیتلر می داد که تهاجم اصلی متفقین در نزدیکی یکی از بنادر بزرگ اروپا اجرا خواهدشد در حالیکه چرچیل قصد داشت پیاده شدن در خاک اروپا را به دور از بنادر این قاره انجام دهد. این تمهید سبب می شد تا هیتلر توجه خود را از سواحل نسبتا دوردست اروپا به سمت بنادر این قاره ببرد و امکانات دفاعی بیشتری را به بنادر اختصاص بدهد. در نتیجه، مهاجمین می توانستند در ساعات اولیه ی تهاجم آبی-خاکی خود سرپلهای لازم را اشغال کرده و گسترش دهند. اما این تمهید همچنان مشکل اصلی را باقی می گذاشت: نیاز به پشتیبانی این تعداد از سربازان و تجهیزات بندری مورد نیاز. برای رفع این مشکل وزارت دریاداری دستور داد تا دو بندر مصنوعی ساخته شود تا پس از اشغال سرپلها توسط نیروی تک ور این بنادر به سواحل اروپا برده شوند و عملیات تخلیه ی مهمات و آذوغه توسط این بنادر مصنوعی صورت پذیرد.



    بنادر مصنوعی ،که نام مالبری را بر آنها نهادند، یکی از جاه طلبانه ترین پروژه های چرچیل در طی جنگ جهانی دوم بود. مالبری-الف باید در ساحل اوماها (برای آمریکایی ها) و مالبری-ب باید در ساحل گولد بیچ (برای بریتانیایی ها و کانادایی ها) نصب می شدند. پس از عملیاتی شدن هر دو بندرگاه باید عملیات تخلیه ی 7هزار تن ماشین آلات و تجهیزات در روز توسط آنها صورت می گرفت.

    هر بندر مالبری از 3 جزء اصلی تشکیل شده بود. جزء اول، موج شکن بود که خود از 3 جزء دیگر تشکیل شده بود. قسمت عمده ی این موج شکن جعبه های بزرگ سیمانی بودند که باید به نزدیک ساحل برده شده و در آنجا غرق می شدند. این جعبه های بزرگ مانند دیواره ای از هجوم امواج آب دریا به درون تأسیسات بندر جلوگیری می کردند. علاوه بر این جعبه ها ،که نام فونیکس بر آنها نهاده بودند، قرار بود تا  با غرق کردن کشتی های اسقاطی این موج شکن کامل تر شود. این موج شکن گوزبری نام گرفت و قرار شد تا 70 فروند کشتی برای آن در نظر گرفته شود. قسمت آخر موج شکن نیز بمباردون نام داشت و از نصب تعدادی قطعات بزرگ فولادی که سطح مقطع صلیبی داشتند و به یکدیگر وصل می شدند ساخته می شد. قطعات بمباردون به کف دریا وصل می شدند و مانند یک دیواره به طول یک مایل عمل می کردند. مجموع قطعات این موج شکن را می توانید در تصویر زیر با حرف A مشاهده کنید.


    http://s3.picofile.com/file/8288994592/Mulberry_harbour.jpg

    نمای هوایی از بندرمالبری و اجزای اصلی آن


    http://s1.picofile.com/file/8288994768/Phoenix_Caisson_D_Day_Mulberry_Harbour_01.jpg

    قطعات غول پیکر فونیکس


    http://s4.picofile.com/file/8288994600/Mulberry_Harbour_Phoenix_Caisson_in_position1.jpg

    قطعات فونیکس در کنار هم و آماده برای غرق شدن



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اسفند 1395 08:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 3 اسفند 1395 09:22 ق.ظ نظرات ()
    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%AC%D9%86%DA%AF%20%D9%81%D8%A7%D9%84%DA%A9%D9%84%D9%86%D8%AF/1150f4289c9b59ffe3e99116752928ba.jpg
    جنگ فالکلند از جنگهایی بود/هست که من همیشه دوست داشتم درباره اش بنویسم ولی متاسفانه کمتر فرصتی پیش آمد که درست وحسابی از خجالت آن دربیایم. فعلا دست به نقد چند عکسی از آن را با هم ببینیم.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 1 اسفند 1395 08:28 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 10 دی 1395 10:24 ق.ظ نظرات ()

    Swordfish (7582559196).jpg

    رضا کیانی موحد

    در قسمت قبلی این مقاله نگاهی داشتیم به هواپیمای دوباله ی هنشل-123 ،طرح موفقی از آلمان، که تا پایان جنگ در خدمت ماند. مقاله ی این ماه را اختصاص می دهیم به یکی از موفق ترین دوباله ی جنگ جهانی دوم یعنی هواپیمای بریتانیایی فیری سواردفیش. شاید امتیاز اصلی غرق شدن نبردناو معروف بیسمارک را بتوان به حساب این هواپیمای اژدرافکن گذاشت.

    هواپیمای دوباله ی سواردفیش(نیزه ماهی) بر اساس هزینه ی شخصی شرکت هواپیماسازی فیری طراحی شد. در آن دوران وزارت هوانوردی به دنبال یک هواپیمای شناسایی می گشت که بتواند برای تصحیح گلوله باران توپهای کشتی های جنگی بزرگ بکار رود. اندکی بعد وزارت هوانوردی وظیفه ی پرتاب اژدر را نیز به مقدورات طرح اضافه کرد. اولین پرواز هواپیمای شناسایی-اژدرافکن در روز 17 آوریل 1934 صورت گرفت. بدنه ی سواردفیش از فلز با پوشش پارچه بود و برای حمل در ناوهای هواپیمابر بالهایی تاشو داشت. سفارش ساخت هواپیماها به صورت انبوه در سال 1935 به فیری رسید و سواردفیش در سال 1936 برای جایگزینی فیری سیل وارد خدمت شد.

    تا سال 1939 نیروی دریایی سلطنتی 13 اسکادران مجهز به سواردفیش مارک-1 در اختیار داشت. تعدادی از آنها را برای استفاده از منجنیق نبردناوها به هواپیمای آبنشین تبدیل کردند تا کشتی بتواند هواپیما را پس از فرودآمدن در دریا از آب بگیرد. اتفاقا یکی از همین هواپیماها توانست محل فرودآمدن گلوله های ناو وارسپایت را با بیسیم گزارش دهد و این ناو با تصحیح توپهایش در طی نبرد نارویک (1940) توانست یک فروند زیردریایی آلمانی را غرق کند.

    تعدادی از سواردفیشها هم بر روی ناوهای هواپیمابر تجاری مستقرشدند. ناوهواپیمابر تجاری کشتی های نفتکش یا کانتیربر بزرگی بودند که به ناوهای هواپیمابر موقتی تبدیل شده بودند تا کاروانهای دریایی را اسکورت کنند. هر یک از این ناوها می توانستند 3 یا 4 فروند سواردفیش را حمل کنند و به پرواز درآورند. تقریبا 2400 فروند سوارد فیش توسط کمپانی های فیری و بلاک برن ساخته شدند که 1080 فروند از این هواپیماها از نمونه ی مارک-2 بودند.

    سلاح اصلی سواردفیش اژدربود اما سرعت کم هواپیما و نیاز آن به تقرب به هدف از فاصله ی دور استفاده از آن را در برابر اهدافی که به خوبی دفاع می شدند سخت کرده بود.روش پرتاب اژدر از سوارد فیش بدین سان بود که ابتدا هواپیما باید به فاصله ی 1500 متری هدف می رسید و با یک شیرجه در ارتفاع 5.5 متری از سطح دریا اژدر خود را رها می کرد. بیشترین برد نمونه های اولیه ی اژدرهای مارک-12 1400 متر بود. اژدر پس از برخورد با سطح دریا در حدود 180 متر به سمت جلو حرکت می کرد و برای رسیدن به عمق مناسب و مسلح شدن نیاز به 270 متر دیگر داشت. بهترین فاصله برای شلیک اژدر فاصله ی 900 متری از هدف بود البته به شرطی که خود هواپیما در این فاصله هدف ضدهوایی های ناو دشمن قرار نمی گرفت. به هرحال، سواردفیش هایی که از ناوهواپیمابر ایلستاریوس برخاسته بودند در روز 11 نوامبر 1940 به بندر تارانتو حمله کردند و 3 نبردناو و یک رزمناو ایتالیایی را از کار انداختند. همین حمله ی موفقیت آمیز الگویی شد برای ژاپنی ها که قصد حمله به پرل هاربر را داشتند.

    در ماه می 1941 یک حمله ی دیگر با سواردفیش ها ،این بار بر علیه نبردناو بیسمارک، صورت گرفت. هواپیماهای برخواسته از ناو هواپیمابر آرک رویال آنقدر آهسته پرواز می کردند که سیستمهای هدایت آتش نبردناو آلمانی را دچار مشکل کردند. دو اژدر شلیک شده توسط سواردفیشها به بیسمارک برخورد کردند که یکی از آنها سکان بیسمارک را از کار انداخت و بیسمارک دیگر پس از آن قادر به تغییر جهت نبود. 13 ساعت بعد بیسمارک در اعماق اقیانوس خوابیده بود.

    اما بخت همیشه هم یار سواردفیشها نبود. در فوریه 1942 آنها به یک نبردرزمناو آلمانی در کانال مانش حمله کردند که همگی در طی حمله با آتش ضدهوایی ناو دشمن از دست رفتند. با ساخت هواپیماهای اژدرافکن جدیدتر سوارفیشها برای نبرد با زیردریایی ها اختصاص داده شدند. آنها را به بمب های زیرآبی یا راکت اندازهای 60 پوندی مسلح کردند و برای بلندشدن از ناوهای هواپیمابر اسکورت به راکتهای کمکی برای برخواستن مجهزشدند. سرعت واماندگی آنها کمک می کرد که در هر شرایط هوایی به هوا برخیزند. سواردفیشها توانستند تا انتهای جنگ 14 فروند زیردریایی دشمن را شکار کنند. قرارشد که دوباله ی آلباکور جایگزین سواردفیش شود اما سواردفیشها تا زمانی که هواپیمای یک باله ی باراکودا به خدمت گرفته شد همچنان به پروازهای عملیاتی خود ادامه دادند. آخرین اسکادران عملیاتی سواردفیشها در روز 22 می 1945،پس از تسلیم شدن آلمان، کنارگذاشته شد و آخرین اسکادارن آموزشی نیز در تابستان 1946 منحل شد. سواردفیش در کشورهای کانادا، هلند و اسپانیا نیز خدمت کرد. تعدادی از آنها همچنان در موزه های اطراف جهان پذیرای علاقمندان هوانوردی هستند.

    مشخصات

    فیری سواردفیش

    خدمه

    3نفر(خلبان، بیسیم چی، دیده بان)

    طول

    10.87  متر

    عرض بال

    13.87 متر

    ارتفاع

    3.76  متر

    سطح بال

    50.4 متر مربع

    وزن خالی

    1,900  کیلوگرم

    حداکثر وزن

    3,500 کیلوگرم

    پیشرانه

    1 دستگاه موتور بریستول پگاسوس به توان 690 یا 750 اسب بخار

    حداکثر سرعت

    222 کیلومتر/ساعت در ارتفاع 1500 متر

    برد

    879 کیلومتر

    1,650

    سقف پرواز عملیاتی

    5,870  متر(19,250  پا)

    نرخ اوج گیری

    6.2 متر/ثانیه

    تسلیحات

    2 قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری ویکرز( 1 قبضه در جلو و 1 قبضه قبضه در عقب)

    8 راکت 60پاوندی آر.پی=3( برای نمونه های مارک-2 و بعدی)

    1 تیر اژدر 760 کیلوگرمی یا یک عدد مین دریایی 700 کیلوگرمی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 دی 1395 10:29 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 40 1 2 3 4 5 6 7 ...