منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 16 آبان 1395 02:28 ب.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    کوشش بعدی روسها، عملیات زحل، تهدید می کرد که تا روستوف ، در دهانه ی رود دن در دریای آزوف، پیشروی کند. اگر این عملیات موفقیت آمیز بود می توانست  گروه ارتش دن را از عقبه اش جدا کند و گروه ارتش الف فیلدمارشال فون کلایست را در قزاق در محاصره قراردهد. مانشتاین چاره ای نداشت جز اینکه بدنه ی اصلی ارتش چهارم زرهی را برای دفاع از روستوف منحرف کند. این امر سرنوشت ارتش ششم فون پاولوس را در استالینگراد ،که دست آخر در دوم فوریه 1943 تسلیم شد، مهر و موم کرد.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:23 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 11 آبان 1395 10:03 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    هنگامی که بالک وضعیت را درک کرد به سرعت به مرکز فرماندهی لشکر 336ام پیاده در نزدیکی ورچنه سولونووسکی رفت. قرار دادن دو مرکز فرماندهی لشکر در کنار هم در آموزه های نظامی آلمان خطا بود و یک هدف مناسب را در اختیار دشمن قرار می داد. به هرحال، بالک فهمید که در نبرد آتی همکاری آنی بین هر دو لشکر حیاتی است و با سیستمهای ابتدایی و غیرقابل اتکای مخابراتی آن روزگار تنها راه همکاری همین است. آلمانی ها آموزه های تاکتیکی شان را چون احکام مقدس نمی دانستند و فرماندهانشان این اجازه را داشتند که در بسته به وضعیت حتی از آموزه هایشان منحرف شوند. بالک هیچ گاه بی میل نبود که این امتیاز را به کار نبرد.

    همانطور که بالک در حال تجزیه و تحلیل فرامین صادرشده از مرکز سپاه بود، فهمید که اگر تهدید جدید روسها آنچنان جدی باشد که پیشروی سپاه به سمت استالینگراد را مختل کند پس به سادگی باید تانکهای روسی را به آن طرف رودخانه می فرستاد ولی دستورات داده شده او را از این عمل به دور نگه داشته بودند. بالک ، به همراه ملنثین ،رئیس ستاد سپاه 48ام زرهی، سعی کرد تا مأموریت لشکر خود را به نابود کردن نیرویهای روسی در این سمت رودخانه عوض کند. این اولین بار بود که بالک و ملنثین با هم همکاری کردند و سرآغازی شد بر همکاری در بیشتر مراحل جنگ.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:22 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 6 آبان 1395 08:48 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    11th Panzer Division logo 2.svg

    نشانه ی مشخصه ی لشکر یازدهم زرهی

    درخواست بالک مورد قبول واقع شد و او با درجه ی سرهنگی به فرماندهی لشکر یازدهم زرهی رسید. هنگامی که او به روسیه رسید وضعیت واحدش ملال انگیز بود. روحیه ی افراد به حداقل رسیده بود. تقریبا تمامی فرماندهان هنگها و گردانها در مرخصی استعلاجی به سرمی بردند. پس از ماه ها نبرد دائم تنها چند واحد دست نخورده باقی مانده بود. بالک باید در حین مبارزه لشکرش را سروسامان هم می داد. در عرض یک ماه لشکر یازدهم زرهی روی پای خود ایستاده بود اما تعداد خودروها و تانکهایش هنوز به 40% استعداد نامی نرسیده بود.

    در طی یکی از اولین روزها بالک اعصاب آهنینش را در جبهه نشان داد. او و آجودانش ،سرگرد فن وبسکی، در خط مقدم زیر آتش توپخانه ی روسها قرار گرفتند. وقتی که داشت با بالک حرف می زد ترکشی به جمجمه اش خورد و بر زمین افتاد. چند روز بعد بالک و افسر عملیاتی اش داشتند یک نقشه را بررسی می کردند که یک هواپیمای روسی آنها را به مسلسل بست و چند گلوله به نقشه ای که بینشان بود اصابت کرد.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 1 آبان 1395 09:02 ق.ظ نظرات ()

    Bundesarchiv Bild 101I-732-0118-03, Hermann Balck.jpg

    دسامبر 1942 برای آلمانها در روسیه فاجعه آمیز بود. ارتش ششم در استالینگراد محاصره شده بود. ژنرال مانشتاین ،فرمانده گروه ارتش دن، نقشه کشیده بود تا با شکستن محاصره توسط حمله ی ارتش چهارم زرهی ،از جنوب شرقی به سمت ولگا، و تک پشتیبانی سپاه چهل و هشتم زرهی، از سمت شمال و گذشتن از رود دن، آنها را نجات دهد. اما قبل از اینکه دو واحد آلمانی دست به دست هم بدهند ارتش پنچم زرهی روسها ،تحت فرمان ژنرال روماننکو، از رود چیر ،از شاخه های فرعی دن، گذشت و در خطوط آلمانها نفوذکرد.

    سپاه چهل وهشتم زرهی ناگهان با نابودی روبرو شد. تنها نیروی موثر رزمی این واحد لشکر یازدهم زرهی بود که تنها چند روز قبل در نزدیک رود روسلاول در بلوروس ،در حدود 400 مایلی شمال غرب عملیاتی شده بود. این واحد هنوز به ستون یک و به تدریج داشت وارد منطقه می شد که با یک مأموریت غیرممکن مواجه شد. اما رسیدن عناصر طلایه دار لشکر به همراه فرمانده ی لشکر ژنرال هرمان بالک ،یکی از بهترین فرماندهان نظامی تاریخ معاصر همراه بود.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:25 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 26 مهر 1395 06:29 ق.ظ نظرات ()


    Image result for gustav adolph infantry

    مترجم: رضا کیانی موحد

    تاریخ به بسیاری از فرماندهان نظامی و ژنرالها پرداخته است: مردانی زیرک که مسیر تاریخ را با ترکیبی از تاکتیکهای درخشان، ابداعات و تهور محض تغییر دادند. ناپلئون ،در خاطراتش پس از تبعید به سنت هلن، می نویسد: قبل از من 7 فرمانده ی بزرگ به دنیا آمده اند. این فرماندهان بزرگ ،به ترتیب زمانی، عبارتند از: اسکندر کبیر، هانیبال، جولیوس سزار، گوستاو آدولف، ویسکونت تورن، شاهزاده اوژن و فردریک کبیر. به هرحال، در این لیست گوستاو آدولف اولین فرماندهی است که تاریخ نویسان او را به عنوان نشانه ای از "عصر جدید" یاد می کنند و این فاصله ی 1600 ساله بین سزار و گوستاو آدولف خالی از یک فرمانده ی بزرگ دیگر است. به چشم بعضی از تاریخ نویسان اینکه قرنها تغییرات در دنیای نظامی گری از یادها رفته است و چرا از گوستاو آدولف به عنوان بنیان گذار انقلاب نظامی یاد می شود به همین دلیل است. این مقاله برای بحث درباره ی این دو نکته و دلایل  له و علیه این دو نکته است. آیا گوستاو آدولف دوم واقعا "پدر جنگهای مدرن" است و آیا اوست که جهان را به سمت "انقلاب نظامی" رهنمون شد؟



     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 مهر 1395 09:01 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 22 مهر 1395 11:35 ق.ظ نظرات ()

    اما وقایع بعدی این سال پرحادثه به ضرر روسها بود که قسمت عمده ی این شکستها به دلایل سیاسی بود. تزار پل قصد داشت تا اوضاع سیاسی ایتالیا را به وضعیت قبل از تهاجم انقلابیون فرانسه برگرداند اما اتریشیها دوست داشتند تا قسمتهایی از شمال ایتالیا ،که توسط سپاه مشترک آزادشده بود، به اتریش ضمیمه کنند. به همین دلیل اتریشها نقشه کشیدند تا سووروف را ،که مانعشان بود، از ایتالیا دور کنند. آنها پیشنهاد کردند که سپاه سووروف به سوئیس آمده و با اتحاد با دیگر قوای روس و اتریش در منطقه به آلمان رفته و با اتحاد با آرشیدوک شارل کار فرانسه را یکسره کنند. اما زمانبندی غلط کار دست اتریشیها داد. کورساکوف روسی در حالی در سوئیس تنها ماند که اتریشیها نیروهایشان را برای حمله به فرانسه از سوئیس خارج کردند و هنوز سپاه سووروف وارد سوئیس نشده بود. در نیتجه ی این خطای استراتژیک، ماسنا از این تعلل به خوبی استفاده کرده و توانست  ژنرال کورساکوف روسی را در نبرد دوم زوریخ (25-26 سپتامبر) شکست دهد. بر خلاف خواسته ی سووروف، پل دستور داد تا سووروف سپاهش را در سوئیس به سپاه شکست خورده ی الکساندر کورساکوف ملحق کند. سووروف در طی حرکت بارها از سوی فرانسویها مورد کمین قرار گرفت تا ماسنا فرصت کافی برای رویارویی با سووروف را پیداکند. درنهایت هنگامی که سووروف به سوئیس رسید ماسنا لشکر 80 هزار نفری اش را آماده رزم بر علیه لشکر 23 هزار نفری سووروف کرد. اکنون سووروف دو راه در پیش روی داشت: عقب نشینی یا نابودی کامل.

    سووروف برای اجتناب از شکست، عقب نشینی خود را از طریق تنگه ی پانیکسار آغاز کرد(6 اکتبر) و در سرما و یخبندان راه خود را بازکرد. ماسنا فکر می کرد که سووروف در گردنه های یخ گرفته ی آلپ به تله خواهد افتاد و تسلیم خواهدشد. در انتها سووروف و سپاهش به شهر کوار در کناره ی رود راین رسید. عقب نشینی استراتژیک او ،که یادآور عبور هانیبال از آلپ بود، سبب شد تا او به عنوان چهارمین و آخرین فرمانده ی کل قوا در ارتش روسیه شناخته شود هر چند که او تقریبا 6هزار نفر از سربازانش را در گردنه های آلپ از دست داد و تقریبا تمامی توپخانه و تجهیزاتش را در طول راه برجای گذاشت.

    پل ،که شکست خود را از چشم اتریشها می دید، دستور داد تا روسها خاک اروپا را تخلیه کنند و در نهایت اتریش را در برابر فرانسوی ها تنها گذاشت.


    سربازان روس گرفتار در آلپ

    در اوایل سال 1800 سووروف به سنت پیترزبورگ بازگشت. پل به وی اجازه ی ملاقات حضوری نداد و سووروف ناتوان و مریض احوال در روز 18 می 1800 جان سپرد. بزرگترین آرزوی او مصاف با ناپلئون بناپارت در میدان نبرد بود، آرزویی که هیچگاه به حقیقت نپیوست.

    افتخارات

    نام کامل و القاب سووروف به صورت زیر است: الکساندر واسیلیویچ سووروف، شاهزاده ایتالیا، کنت ریمنیک، کنت امپراطوری مقدس روم، شاهزده ساردنی، فرمانده کل قوای مسلح روسیه، فیلدمارشال قوای اتریش و ساردنی.

    مدالهای افتخاری که وی به دست آورد عبارتند از: مدال سنت آندرو، مدال سنت جورج، مدال سنت ولادیمیر، مدار سنت الکساندر نوسکی، مدال سنت آنا، مدال سنت جان اورشلیم، مدال ماریا ترزا(اتریش)، مدال عقاب سیاه(پروس)، مدال عقاب سرخ(پروس)، مدال پور له مریت(پروس)، مدار سنت ماریس و سنت لازاروس (ساردنی)، مدال سنت گوبرت(باواریا)، مدال مریم باکره و سنت لازار(فرانسه)، مدال عقاب سفید(لهستان) و مدال سنت استانیسلاس(لهستان)

    میراث

    سووروف در قبرستان الکساندر نوسکی سنت پیترزبورگ دفن شد. بر مزار وی نوشته اند: اینجا سووروف آرمیده است.

    سووروف از سرداران به نام و تاریخ ساز روسیه است. او توانست در بیش از 60 نبرد به پیروزی برسد و هیچگاه نبردی را واگذار نکرد. روشهای تاکتیکی او تأثیر زیادی بر فرماندهان روسی پس از وی داشت. در سال 1900 موزه ای به نام سووروف در سنت پیترزبورگ افتتاح شد. در بسیاری از مناطقی که نبردهای او روی داده است یادبودهایی به نام او نصب شده است. اهمیت نظامی او به قدری بود که در سال 1942 اتحاد جماهیر شوروی مدالی به نام مدال سووروف تعیین کرد که آن را به کسانی اهدا می کردند که به دشمنانی قوی تر از خود حمله می کردند. در شوروی [سابق] 8 دبیرستان نظامی به نام او تأسیس شد. امروزه یک دبیرستان نظامی به نام سووروف در ناگورو-قره باغ وجود دارد.

    سووروف کتابی به نام "علم رسیدن به پیروزی" تألیف کرد و نظرات نظامی خود را در آن بیان کرد. از جمله کلمات قصار سووروف می توان به موارد زیر اشاره کرد:"آنچه که در تمرینات سخت به نظر می رسد در نبرد آسان می شود." یا " گلوله دیوانه است، تنها سرنیزه است که می داند به چه کار می آید" و "خود را هلاک کن تا فرمانده ات را نجات دهی!" سووروف اعتقاد به حمله ی سریع و قاطع داشت. او سربازانش را "برادر" صدا می زد و با آنها می خوابید. شجاعتی که در نبرد داشت به 6 بار زخمی شدن در طی نبردهایش منجر شد.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 مهر 1395 08:55 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 40 1 2 3 4 5 6 7 ...