جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

الکساندر سووروف؛ قسمت چهارم و آخر

اما وقایع بعدی این سال پرحادثه به ضرر روسها بود که قسمت عمده ی این شکستها به دلایل سیاسی بود. تزار پل قصد داشت تا اوضاع سیاسی ایتالیا را به وضعیت قبل از تهاجم انقلابیون فرانسه برگرداند اما اتریشیها دوست داشتند تا قسمتهایی از شمال ایتالیا ،که توسط سپاه مشترک آزادشده بود، به اتریش ضمیمه کنند. به همین دلیل اتریشها نقشه کشیدند تا سووروف را ،که مانعشان بود، از ایتالیا دور کنند. آنها پیشنهاد کردند که سپاه سووروف به سوئیس آمده و با اتحاد با دیگر قوای روس و اتریش در منطقه به آلمان رفته و با اتحاد با آرشیدوک شارل کار فرانسه را یکسره کنند. اما زمانبندی غلط کار دست اتریشیها داد. کورساکوف روسی در حالی در سوئیس تنها ماند که اتریشیها نیروهایشان را برای حمله به فرانسه از سوئیس خارج کردند و هنوز سپاه سووروف وارد سوئیس نشده بود. در نیتجه ی این خطای استراتژیک، ماسنا از این تعلل به خوبی استفاده کرده و توانست  ژنرال کورساکوف روسی را در نبرد دوم زوریخ (25-26 سپتامبر) شکست دهد. بر خلاف خواسته ی سووروف، پل دستور داد تا سووروف سپاهش را در سوئیس به سپاه شکست خورده ی الکساندر کورساکوف ملحق کند. سووروف در طی حرکت بارها از سوی فرانسویها مورد کمین قرار گرفت تا ماسنا فرصت کافی برای رویارویی با سووروف را پیداکند. درنهایت هنگامی که سووروف به سوئیس رسید ماسنا لشکر 80 هزار نفری اش را آماده رزم بر علیه لشکر 23 هزار نفری سووروف کرد. اکنون سووروف دو راه در پیش روی داشت: عقب نشینی یا نابودی کامل.

سووروف برای اجتناب از شکست، عقب نشینی خود را از طریق تنگه ی پانیکسار آغاز کرد(6 اکتبر) و در سرما و یخبندان راه خود را بازکرد. ماسنا فکر می کرد که سووروف در گردنه های یخ گرفته ی آلپ به تله خواهد افتاد و تسلیم خواهدشد. در انتها سووروف و سپاهش به شهر کوار در کناره ی رود راین رسید. عقب نشینی استراتژیک او ،که یادآور عبور هانیبال از آلپ بود، سبب شد تا او به عنوان چهارمین و آخرین فرمانده ی کل قوا در ارتش روسیه شناخته شود هر چند که او تقریبا 6هزار نفر از سربازانش را در گردنه های آلپ از دست داد و تقریبا تمامی توپخانه و تجهیزاتش را در طول راه برجای گذاشت.

پل ،که شکست خود را از چشم اتریشها می دید، دستور داد تا روسها خاک اروپا را تخلیه کنند و در نهایت اتریش را در برابر فرانسوی ها تنها گذاشت.


سربازان روس گرفتار در آلپ

در اوایل سال 1800 سووروف به سنت پیترزبورگ بازگشت. پل به وی اجازه ی ملاقات حضوری نداد و سووروف ناتوان و مریض احوال در روز 18 می 1800 جان سپرد. بزرگترین آرزوی او مصاف با ناپلئون بناپارت در میدان نبرد بود، آرزویی که هیچگاه به حقیقت نپیوست.

افتخارات

نام کامل و القاب سووروف به صورت زیر است: الکساندر واسیلیویچ سووروف، شاهزاده ایتالیا، کنت ریمنیک، کنت امپراطوری مقدس روم، شاهزده ساردنی، فرمانده کل قوای مسلح روسیه، فیلدمارشال قوای اتریش و ساردنی.

مدالهای افتخاری که وی به دست آورد عبارتند از: مدال سنت آندرو، مدال سنت جورج، مدال سنت ولادیمیر، مدار سنت الکساندر نوسکی، مدال سنت آنا، مدال سنت جان اورشلیم، مدال ماریا ترزا(اتریش)، مدال عقاب سیاه(پروس)، مدال عقاب سرخ(پروس)، مدال پور له مریت(پروس)، مدار سنت ماریس و سنت لازاروس (ساردنی)، مدال سنت گوبرت(باواریا)، مدال مریم باکره و سنت لازار(فرانسه)، مدال عقاب سفید(لهستان) و مدال سنت استانیسلاس(لهستان)

میراث

سووروف در قبرستان الکساندر نوسکی سنت پیترزبورگ دفن شد. بر مزار وی نوشته اند: اینجا سووروف آرمیده است.

سووروف از سرداران به نام و تاریخ ساز روسیه است. او توانست در بیش از 60 نبرد به پیروزی برسد و هیچگاه نبردی را واگذار نکرد. روشهای تاکتیکی او تأثیر زیادی بر فرماندهان روسی پس از وی داشت. در سال 1900 موزه ای به نام سووروف در سنت پیترزبورگ افتتاح شد. در بسیاری از مناطقی که نبردهای او روی داده است یادبودهایی به نام او نصب شده است. اهمیت نظامی او به قدری بود که در سال 1942 اتحاد جماهیر شوروی مدالی به نام مدال سووروف تعیین کرد که آن را به کسانی اهدا می کردند که به دشمنانی قوی تر از خود حمله می کردند. در شوروی [سابق] 8 دبیرستان نظامی به نام او تأسیس شد. امروزه یک دبیرستان نظامی به نام سووروف در ناگورو-قره باغ وجود دارد.

سووروف کتابی به نام "علم رسیدن به پیروزی" تألیف کرد و نظرات نظامی خود را در آن بیان کرد. از جمله کلمات قصار سووروف می توان به موارد زیر اشاره کرد:"آنچه که در تمرینات سخت به نظر می رسد در نبرد آسان می شود." یا " گلوله دیوانه است، تنها سرنیزه است که می داند به چه کار می آید" و "خود را هلاک کن تا فرمانده ات را نجات دهی!" سووروف اعتقاد به حمله ی سریع و قاطع داشت. او سربازانش را "برادر" صدا می زد و با آنها می خوابید. شجاعتی که در نبرد داشت به 6 بار زخمی شدن در طی نبردهایش منجر شد.

الکساندر سووروف؛ قسمت سوم

سووروف در ایتالیا

 

سووروف چند سالی  را در املاکش گذارند. او تاکتیکهای جدید ارتش روسیه را نقد می کرد و بعضی از انتقاداتش به گوش پل رسید. سووروف به صورت نامحسوس تحت نظر قرار گرفت و نامه هایش تفتیش می شد. به هرحال در سال 1799 پل ناچار شد که سووروف 70 ساله را دوباره به خدمت بخواند تا در برابر ارتش های انقلابی فرانسه  در ایتالیا صف آرایی کند زیرا متحدین اتریشی پل تنها سووروف را برای فرماندهی ارتش مشترک خود با روسها مناسب می دانستند. قرار شد که 50 هزار نفر سرباز روسی برای اولین بار در تاریخ روسیه وارد مرکز اروپا بشوند و با کمک 60 هزار سرباز اتریشی فرانسوی ها را از مرکز و شمال ایتالیا بیرون کنند. فرانسویها در حدود 60 هزار نفر نیرو در ایتالیا داشتند که البته تعداد زیادی از آنها را مزدوران غیرفرانسوی و متحدین فرانسه تشکیل می دادند.

نبردهای شمال ایتالیا قبل از ورود سووروف به منطقه و توسط اتریشها در روز 26 مارس 1799 و با نبرد ورونا آغاز شد. این نبرد با نتیجه ی مساوی به پایان رسید. پس از ورونا، پال کرَی ،فرمانده ی سپاه اتریش، توانست فرانسوی ها را در نبرد ماگنانو (5 آوریل) شکست دهد. این شکست روحیه ی فرانسوی ها را به شدت تخریب کرد و فرمانده ی آنان ،شیرر، را وادار به عقب نشینی کرد. سووروف با یک راهپیمایی سریع در روز 14 آوریل به ویچنزا رسید و فرماندهی نیروهای مشترک روس و اتریش را در دست گرفت. تمام فرماندهان اتریشی ،و همچنین گراند دوک کنستانتین پسر تزار، تحت فرمان او قرارگرفتند. در این مرحله از نبرد عمده ی قوای او را اتریشی ها تشکیل می دادند. با شکست فرانسوی ها در نبرد ماگنانو سووروف فون کرای اتریشی را به همراه 40 هزار نفر برای محاصره ی 10 هزار سرباز فرانسوی ،که به دژ مانتوآ عقب نشینی کرده بودند، اعزام کرد.


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/firststage.png

نبرد در ایتالیا با یک سری موفقیت برای سووروف آغازشد. در روز 27 آوریل سووروف مورا ،جانشین شیرر، را در نبرد کاسانو شکست داد. مورا سربازان اندکی را در میلان باقی گذاشت و عقب نشست. سووروف قسمتی از قوای اتریشی را به محاصره ی میلان گماشت و 2 هفته بعد به سوی تورین حرکت کرد. میلان در روز 24 می سقوط کرد. در همان روز سقوط میلان شهرهای جنوب دژ مانتوآ نیز به دست اتریشیها افتادند. پس از این موفقیتها شاه ساردنی به سووروف مقام شاهزاده ی خاندان ساووی را اعصا کرد. فون کلانو به همراه 6 هزار نفر به کمک محاصره کنندگان مونتوآ فرستاده شدند و کنت فون بلگراد به همراه 20 هزار نفر از سوئیس فراخوانده شدند که در روز 5 ژوئن به میلان وارد شدند.

همزمان با ورود سووروف به صحنه ی نبرد، مدیران انقلابی فرانسه به ژنرال مک دونالد در ناپل دستور دادند تا نیروهایش را جمع کرده و به کمک سربازان فرانسه به سمت شمال ایتالیا حرکت کند. او تمام نیروهای در دسترس را جمع کرد و در ماه می از فلورانس و رم عبورکرد. مک دونالد به جای حرکت از کناره ی غربی شبه جزیره ترجیح داد تا با عبور از سمت شرق سلسله جبال آپنین، قوای مشترک روس و اتریش را از وسط بشکافد و راه خود را به سمت شمال بگشاید. برای رسیدن به موفقیت بیشتر، مک دونالد از مورا درخواست کرد تا از جنوآ به سمت پیاچنزا حرکت کند تا در آنجا هر دو سپاه دست به دست بدهد. مورآ در مستقر بود. مک دونالد با حرکت خود به سمت شمال غرب توانست یک لشکر اتریشی را در نبرد مودنا (12 ژوئن) شکست دهد. سووروف که اتحاد بین دو ارتش فرانسوی را نزدیک می دید تصمیم گرفت تا ابتکار عمل را در دست گرفته و ابتدا کار مک دونالد را یکسره کند.


ادامه مطلب

الکساندر سووروف؛ قسمت دوم

قسمت اول

جنگ روس و عثمانی(1787-1791)

 

 

از سال 1777 تا 1783 سووروف در کریمه و قفقاز خدمت می کرد. او از سال 1782 تا 1784 نیروهای روسی را در کریمه فرماندهی کرد و از طرف کاترین دوم ارمنیهایی که از کریمه رانده شده بودند دوباره سامان داد و شهر جدیدی برایشان بناکرد که نور نخجوان نام گرفت.

در سال 1787 کاترین شبه جزیره ی کریمه را به خاک روسیه ملحق کرد و آتش جنگ بین روسیه و عثمانی دوباره شعله ورشد. روسها انتظار داشتند که فشار نظامی سبب شود که ترکها الحاق کریمه و قیومیت آنها را بر گرجستان بپذیرند. در عوض، ترکها با تحریک تاتارهای کریمه به شورش پاسخ روسها را دادند. با شروع جنگها اتریشیها به طرفداری از روسها وارد کارزارشدند. در سالهای 1787 تا 1791 سووروف دوباره به جنگ با ترکها فرستاده شد و در نبردهای متعددی به پیروزی رسید.

سووروف دوبار در سالهای 1787 (محاصره اوچاکوف) و 1789(نبرد رود ریمنیک) زخمی شد. در هر دو نبرد یک سپاه اتریشی تحت فرمان شاهزاده یوسیاس ساکس بورگ حضور داشت اما در نبرد آخری سووروف به تنهایی فرمانده تمام قشون متحد بود.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/RussoTurkishWar.png

ادامه مطلب

نبرد چشمه

Chios aivaz.jpg

قسمت از جنگهای روس و عثمانی؛1768-1774

تاریخ: 5-7 جولای 1770

موقعیت: خلیج چشمه

نتیجه: پیروزی قاطع روسها

متخاصمین

عثمانی

روسیه

شورشیان یونانی

فرماندهان

دریاسالار حسام الدین پاشا

حسن پاشا

کافربِی

الکسی گرگویچ اورلوف

جان الفینستون

گریگوری سپیردوف

استعداد رزمی

16 فروند نبردناو

16 فروند کشتی جنگی بزرگ

6 فروند ناوچه

6 فروند زیبک

13 فروند گالی

1300 قبضه توپ در مجموع

9 فروند نبردناو

3 فروند ناوچه

1 فروند بمب انداز

4 فروند کشتی آتش آفکن

4 فروند کشتی تدارکاتی

 

تلفات

12 فروند نبردناو

12 فروند ناوچه و ناو اسکورت

13 فروند گالی

32 فروند کشتی کوچک

دست کم 8000 نفر کشته

1 فروند نبردناو

4 فروند کشتی آتش افکن

534-661 نفر کشته

40 نفر مجروح

 

 

 

پیش زمینه

جنگ بین روسیه و عثمانی در سال 1768 آغازشد و روسیه چند اسکادران از ناوگان دریای سیاه را به دریای مدیترانه فرستاد تا توجه ترکها را از ناوگان دریای سیاه ،که تنها دارای 6 فروند نبردناو بود) منحرف کند. 2 اسکادران روسی به فرماندهی دریاسالار گریگوری سپیردوف و دریابان جان الفینستون، یک مشاور بریتانیایی، تحت فرمان کنت الکسی اورلوف ،فرمانده ی کل ناوگان، به دنبال ناوگان حریف رهسپار دریا شدند.

در روز پنجم جولای 1770 ترکها در خلیج چشمه در غرب آناتولی بودند. جزئیات کامل ناوگان ترکها معلوم نیست اما ناوگانشان شامل 14 تا 16 نبردناو ،شامل رآل مصطفی با 84 توپ، رودوس با 60 توپ و یک کشتی سرفرماندهی با 100 قبضه توپ بود. احتمالا 6 فروند ناوچه، 6 فروند زیبک، 13 فروند گالی و 32 فروند شناور کوچکتر به همراه ناوگان عثمانی بودند. مجموع توپهای این ناوگان به 1300 قبضه می رسید. در حدود 10 فروند نبردناو ،با تعداد 70 تا100 قبضه توپ، در خط اصلی ناوگان عثمانی حرکتی می کردند و در حدود 6 فروند کشتی ها خط دوم را تشکیل می دادند تا اگر شد از فاصله ی بین کشتی های خط اول شلیک کنند. پشت سر اینها ناوچه ها، زیبکها و بقیه ی شناورها حرکت می کردند. فرمانده ی ناوگان عثمانی در چهارمین کشتی از جلو دریاسالار حسام الدین نام داشت و حسن پاشا در کشتی اول بود.

پس از اینکه روسها کشتی های خود را آرایش دادند خط اول کشتی هایشان به سمت جنوب و انتهای قطار کشتی های عثمانی حرکت کرد و سپس به سمت شمال چرخید و به موازات کشتی های دشمن در آمد. الفینستون می خواست که از انتهای شمالی حرکت کرده و کشتی های عثمانی را یک به یک شکار کند. این روش بعدها توسط دریاسالار نلسن در مانند نبرد نیل بکاربرده شد.

 

ادامه مطلب

چند عکس از نبرد مانیل

زمانی که ژاپنی ها به فیلیپین (مستعمره ی آمریکا) حمله کردند و ژنرال داگلاس مک آرتور هنگام فرار از فیلیپین گفت: برمی گردم، ژاپنی ها حرف او را چندان جدی نگرفتند تا اینکه مک آرتور بازگشت. چند عکسی را از نبرد مانیل ببینیم.
Manila Walled City Destruction May 1945.jpg

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :47
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان