منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 4 مهر 1394 02:49 ب.ظ نظرات ()


    حال که نگاهی به ارتش عراق در ابتدای جنگ انداختیم بد نیست که نیم نگاهی هم به این سوی خاکریز بیندازیم. واحدهای نظامی که در زمان مهر59 در برابر تهاجم عراق صف آرایی کرده بودند عبارت بودند از:

    ·        لشکر 16 زرهی قزوین(chieftain) (M113)

    ·        لشکر 81 زرهی کرمانشاه(M60A1) (M113)

    ·        لشکر 92 زرهی خوزستان (M60A1) (M113)

    ·        لشکر 21 پیاده حمزه

    ·        لشکر 28 پیاده سنندج ( دارای یک تیپ زرهی)

    ·        لشکر 64 پیاده ارومیه

    ·        لشکر 77 پیاده خراسان(دارای یک تیپ زرهی)

    ·        تیپ 37 زرهی شیراز

    ·        تیپ 88 زرهی زاهدان(در مرز شرق)

    ·        تیپ 33 پیاده گرگان

    ·        تیپ 84 پیاده خرم آباد

    ·        تیپ 23 نیروی مخصوص(بعدها لشکر23)

    ·        تیپ 55 هوابرد(نوهد)

    ·        گروه 11ام مستقل توپخانه

    ·        گروه 22ام مستقل توپخانه

    ·        گروه 33ام مستقل توپخانه

    ·        گروه 44ام مستقل توپخانه

    ·        گروه 55ام مستقل توپخانه

    آخرین ویرایش: جمعه 3 مهر 1394 09:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 30 شهریور 1394 11:01 ب.ظ نظرات ()

    ترجمه:رضاکیانی موحد


    فردا روزی بود که پس از تهاجم هوایی عراق به ایران اسلامی، نیروی زمینی این کشور از سه محور وارد خاک کشورمان شد. سازمان رزم عراق از قرار زیر بود:

    1.     سپاه اول(بین راوندوز و مریوان)

    a.     لشکر هفتم پیاده

    b.     لشکر یازدهم پیاده(منهای تیپ113 پیاده)

    2.     سپاه دوم(بین قصر شیرین، ایلام، مهران و دزفول)

    a.     لشکر ششم زرهی300 (T-62) (BMP-1)دستگاه

    b.     لشکر نهم زرهی 300 (T-62) (BMP-1)دستگاه

    c.      لشکر دهم زرهی 300 (T-62) (BMP-1)دستگاه

    d.     لشکر دوم پیاده

    e.      لشکر چهارم پیاده

    f.       لشکر ششم پیاده

    g.     لشکر هشتم پیاده

    3.     سپاه سوم(بین دزفول و آبادان)

    a.     لشکر سوم زرهی 300 (T-62) (BMP-1)دستگاه

    b.     لشکر دهم زره 300 (T-62) (BMP-1)دستگاه(ظاهرا این واحد در دو محور عمل کرده)

    c.      لشکر دوازدهم زرهی(ذخیره ی سپاه سوم) 300 (T-62) (BMP-1)دستگاه

    d.     لشکر اول مکانیزه 200 (T-55) (Czech OT-64 APC/BTR-50 APC)دستگاه

    e.      لشکر پنجم مکانیزه 200 (T-55) (Czech OT-64 APC/BTR-50 APC)دستگاه

    f.       تیپ 31ام مستقل نیروی مخصوص منهای دو گردان(یک گردان به لشکر پنجم مکانیزه و دیگری به لشکر سوم زرهی ملحق شده بودند)

    g.     تیپ 33ام مستقل نیروی مخصوص

    h.     تیپ مستقل دهم زرهی(T-72) (BMP-1)

    i.       تیپ مستقل دوازدهم زرهی(T-72) (BMP-1)

    j.       تیپ 113 پیاده (از لشکر یازدهم پیاده)

    منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Order_of_battle_during_the_Iran–Iraq_War

    آخرین ویرایش: دوشنبه 30 شهریور 1394 11:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 5 شهریور 1394 04:31 ق.ظ نظرات ()

    RokossovskyKK.jpg

    رضا کیانی موحد

    آغاز نظامی گری

    کنستانین روکوسوفسکی در ورشو به دنیا آمد اما زمانی که لهستان قسمتی از امپراطوری بزرگ روسیه به شمار می آمد. به همین دلیل بود که آینده ی کنستانتین با آینده ی روسیه تزاری و شوروی [سابق] گره خورد. خانواده ی او از خانواده های سرشناس لهستان بودند و چند افسر سواره نظام در بین اعضای خانواده اش دیده می شد. البته پدر کنستانتین ترجیح داد که به راه آهن ملحق شود و در نتیجه خانواده ی او از ورشو مهاجرت کردند و به روسیه رفتند. کنستانین در 14 سالگی یتیم شد و ناچار شد که برای تأمین مخارج خانواده کارگری کند. با شروع جنگ جهانی اول روکوسوفسکی به هنگ پنجم اژدهاسوار کارگوپولسکی در ارتش روسیه ی تزاری پیوست.

    در طی جنگ جهانی اول کنستانین روکوسوفسکی جایگاه خود را به عنوان یک سرباز و فرمانده ی خوب در ارتش تزاری تثبیت کرد و جنگ را درحالی به پایان برد که به درجه ی افسری رسیده بود. او در طی جنگ جهانی اول دو بار مجروح شد و به مدال صلیب سنت جرج دست پیداکرد. با زبانه کشیدن انقلاب در روسیه، روکوسوفسکی به سرخ ها پیوست و در طی جنگهای داخلی روسیه به فرماندهی یک اسکادران سواره نظام منصوب شد. او در سال 1919 و در نبرد با سلطنت طلبان مجروح شد و به بالاترین مدال آن زمان ارتش سرخ مسکو دست یافت.

    در سال 1921 روکوسوفسکی به فرماندهی هنگ 35 ام مستقل سواره نظام رسید و به مغولستان فرستاده شد. او مأمور بود که دامدین سوخباتار را در مغولستان به قدرت برساند و توانست با کمک نیروهای مغول ژنرال فون اونگرن اشترنبرگ ،که قصد داشت مغولستان را تحت کنترل خود بگیرد، شکست بدهد و در نهایت اولان باتور را تصرف کند. روکوسوفسکی در این نبرد برای بار چهارم مجروح شد.

    در مغولستان بود که کنستانتین با جولیا بارمینان آشنا شد و این آشنایی در سال 1923 به ازدواج آنها انجامید. او در سال 1924 به آموزشگاه عالی سواره نظام لنینگراد فرستاده شد و برای اولین بار در آنجا با ژوکوف آشنا شد. پس اتمام دوره ی آموزشی، رکوسوفسکی به عنوان مستشار نظامی دوباره به مغولستان فرستاده شد. در سال 1929-1930 او در درگیریهای مرزی بین چین و روسیه شرکت کرد.

    فارغ التحصیلان مدرسه ی عالی سواره نظام لنینگراد. نشسته در ردیف دوم از راست به چپ: 1. باگرامیان3.یرمینکو ایستاده در ردیف سوم از چپ به راست:2. ژوکوف 6. روکوسوفسکی.

    در اوایل دهه ی 30 و هنگامی که روکوسوفسکی به فرماندهی لشکر هفتم سواره نظام سامارا رسیده بود در کنار سیمون تیمشنکو و ژوکوف قرارگرفت. در این سمت، ژوکوف فرمانده ی زیردست او و تیمشنکو فرمانده ی بالادست او بودند. سالها بعد و در طی جنگ جهانی دوم کنستانتین زیر دست هر دو نفر خدمت کرد. روکوسوفسکی در آن دوران درباره ی ژوکوف نوشت:

    " دارای اراده ای قوی. قاطع و استوار. اغلب ابتکار عمل را در دست می گیرد و با مهارت از آن استفاده می کند. منضبط. [زیاد] درخواست می کند و بر درخواستهایش پافشاری می کند. بدون گذشت و به اندازه ی کافی غمخوار. سمج. مغرور. به خوبی آموزش دیده. یک فرمانده ی با تجربه... نمی توان از وی در ستاد یا آموزش استفاده کرد چرا که از این گونه مشاغل متنفر است."

    روکسوفسکی از اولین فرماندهان ارتش سرخ بود که به اهمیت بالقوه ی "تهاجم زرهی" پی برد. آموزه ی سنتی ارتش سرخ بر این مبنا بودند که تانکها ،نه به عنوان یک واحد مستقل، بلکه به عنوان نیروی کمکی باید در میان صفوف پیاده نظام پخش شوند. اما رکوسوفسکی مدافع تمرکز لشکرهای زرهی در سازمان یک سپاه زرهی تمام عیار و مستقل بود. این نظریه ی پیشتاز توسط مارشال توخاچوفسکی ارائه شد و از نظر زمانی بر نظرات گودریان آلمانی و دوگل فرانسوی درباره ی جنگ زرهی تقدم داشت. همین طرفداری از نظرات توخاچوفسکی  نزدیک بود که سر کنستانتین را به باد دهد.

    پاکسازی های بزرگ

    در سال 1937 ،و در طی پاکسازی های ارتش سرخ توسط پلیس مخفی استالین، روکوسوفسکی هم به مانند بسیاری دیگر از افسران عالی رتبه مورد سوء ظن قرارگرفت. تصفیه ی توخاچوفسکی و دفاع روکوسوفسکی از نظریات او در مورد جنگ زرهی کنستانتین را در مظان اتهام قرارداد. او متهم بود که با شبکه های جاسوسی لهستانی و ژاپنی در ارتباط است. روکوسوفکی دستگیر شد و زن و دخترش تبعید شدند.

    زندان کرستی در لنینگراد (سنت پترزبورگ امروزی) که مدتی میزبان روکوسوفسکی بود.

    روکوسوفسکی تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا به جرمهایی که متهم شده بود اعتراف کند اما او از اعتراف سرباز زد. در نهایت روکوسوفسکی به جرم خیانت محکوم شد و تا روز 22 مارس 1940 را در زندانی در لنینگراد به سربرد. او پس از آزادی به شرایط زندان و دادگاه اشاره نمی کرد و تنها یکبار به دخترش گفت که برای این همیشه با خود یک رولور حمل می کند که اگر بار دیگر خواستند بازداشتش کنند زنده به دست آنها نیفتد.

    اما با یک اتفاق ورق برگشت و روکوسوفسکی دوباره به خدمت فراخوانده شد. پس از شکست مفتضحانه ی تیموشنکو ،که در آن زمان وزیر دفاع شده بود، از ارتش کوچک فنلاند در جنگ زمستانی استالین ناچار شد تا افسرانی که تجربه ی کافی در زرهی داشتند را دوباره وارد ارتش سرخ کند. این چنین بود که روکوسوفسکی از زندان آزاد شد تا با درجه ی سرهنگی فرماندهی سپاه پنجم سواره نظام را در دست بگیرد. با فتح بسارابی کنستانتین به درجه ی سرلشکری ارتقاء یافت و به فرماندهی سپاه نهم مکانیزه ،تحت فرمان پوتاپوف فرمانده ی ارتش پنجم، رسید.

    عملیات بارباروسا و ضدحمله در دونبو

    گئورگی ژوکوف (وسط) و روکوسوفسکی (راست) در حال خوش آمدگویی به فیلدمارشال مونتگومری (پشت به دوربین) در برلین 12 جولای 1945

    در روز 22 ژوئن 1941 و با آغاز عملیات بارباروسا، تهاجم آلمان نازی به روسیه ی شوروی آغازشد. جنگ با آلمان فرصتی شد تا روکوسوفسکی اتهامات گذشته ی پلیس مخفی استالین را با درایت خود در نظامی گری جواب بدهد. او درباره ی آلمانها نوشت:

    "ارتش آلمان یک ماشین است و [در نهایت] هر ماشینی را می توان شکست."

    در زمان حمله ی هیتلر به روسیه روکوسوفسکی به عنوان فرمانده ی سپاه نهم مکانیزه لشکرهای 35 ام و 20ام زرهی و لشکر 131ام پیاده-مکانیزه را تحت فرمان داشت. او در ضدحمله ای که بعدها به عنوان نبرد برودی معروف شد شرکت کرد. این عملیات مهمترین نبرد تانک از جانب روسها در ابتدای جنگ با ورماخت بود. در پاسخ به عملیات بارباروسا، 6 سپاه مکانیزه ی ارتش سرخ به همراه 2500 دستگاه تانک در غرب اوکراین با 800 دستگاه تانک گروه زرهی اول از گروه ارتش[i] جنوب فیلدمارشال فون کلایست مصاف دادند.

    او برای رسیدن به صحنه ی نبرد ناچار شد تا کامیونهای غیرنظامیان را مصادره کند، تعدادی از سربازانش را بر روی تانکها بنشاند و بقیه را پیاده روانه کند. همین امر سبب شد تا نیروهای روکوسوفسکی از هم جدا بیفتند. واحدهای تحت فرمان روکوسوفسکی از برنامه ی زمانی عملیات عقب افتادند و در روز 26 ژوئن تنها یک واحد طلایه دار او وارد نبرد و در نتیجه تار و مار شد. به او دستور داده شده بود که در لوتسک (واقع در شمال غربی شهر دوبنو) موضوع بگیرد و با هماهنگی سپاه 19ام مکانیزه به سمت جنوب غرب حمله کند. همزمان سپاه مکانیزه ی تحت فرمان ارتش ششم باید به سمت شمال حمله می کرد و با نیروهای روکوسوفسکی در برودی الحاق کند تا لشکر یازدهم پانزر ،که در حال پیشری در شرق دوبنو بود، قیچی شود.

    در روز 25 ژوئن لشکر 131ام پیاده ی روکوسوفسکی توسط لشکرچهاردهم پانزر از مواضع خود عقب رانده شدند اما لشکرهای 35 ام و 20 ام زرهی مهاجمین آلمانی را متوقف کرده و جاده ی لوتسک-دوبنو را بستند هر چند که هنوز بقیه ی نیروهای روکوسوفسکی به میدان نبرد نرسیده بودند. در همان روز عناصری از سپاه 19ام مکانیزه دوبنو را بازپس گرفتند و در شرق مواضع روکوسوفسکی موقتا به پشت لشکر یازدهم پانزر رسیدند و آنها را از بقیه ی واحدهای آلمانی جداکردند. در پاسخ حرکت روسها، لشکر سیزدهم پانزر در روز 26 ژوئن از ایرکوتسک به سمت جنوب ضربه ای وارد کرد و توانست جاده ای را که نیروهای روکوسوفسکی بسته بودند بازکند. درحالیکه پیاده نظام آلمان دوبنو را بازپس می گرفتند، لشکر سیزدهم پانزر به سمت شرق چرخید، سپاه 19ام مکانیزه را عقب زد و با گرفتن شهر روفنو پشت روکوسوفسکی را بست.

    با افزایش مقاومت آلمان میخائیل کیرپونوس ،فرمانده ی جبهه[ii] ی جنوبی، دستور داد تا کل عملیات متوقف شود اما ژوکوف دستور او را لغو کرد و ادامه ی حمله را خواستارشد. با وجود دستورهای متضاد از بالا، روکوسوفسکی دستور ضدحمله ی ژوکوف را زیرپاگذاشت و از فرامین او سرپیچی کرد. خود او درباره ی این سرپیچی نوشت:

    "ما دوباره دستور ضدحمله دریافت کردیم. به هرحال، تعداد نفرات دشمن چنان زیاد شده بود که من مسئولیت لغو حمله را برگردن گرفتم و به مواضع دفاعی بازگشتم."

    با این ضعیت، لشکر هشتم مکانیزه ی ریابیشف هنوز به حمله ی خود از سمت جنوب ادامه می داد و انتظار داشت با روکوسوفسکی دست به دست بدهد چرا که هیچ ارتباطی بین سپاه های روسی وجود نداشت و کسی نبود که به ریابیشف متوقف شدن روکوسوفسکی را اطلاع بدهد.

    در روزهای آتی روکوسوفسکی فشار خود بر آلمانها را در لوتسک بیشترکرد و سعی کرد تا روفنو را در پشت سرآنها بگیرد در حالیکه تهاجم لشکر چهاردهم پانزر را به وسیله ی توپهای ضدتانک خود متوقف کرده بود. تا هفتم جولای تعداد تانکهای روکوسوفسکی از 316 دستگاه به 64 دستگاه کاهش یافته بود.

    این نبرد بر خلاف دیگر نبردهای ابتدای جنگ ،که در آنها مدافعین روسی کاملا فلج شده بودند، یک نبرد برجسته به شمار می رود چرا که بالاخره جبهه ی جنوب شرقی توانست نیروهایش را در یک تلاش واحد سازمان بدهد و ضربه ای ،هرچند اندک، به ورماخت واردکند. به هر صورت عدم تجهیز مناسب، فقدان هماهنگی، ارتباطات و حمل و نقل ناکافی، اختلاف بین فرماندهان عالی رتبه ی ارتش سرخ و از بین رفتن زنجیره ی فرماندهی در واحدهای روسی سبب شد تا با وجود موفقیتهای اولیه، این ضد حمله توسط گروه ارتش جنوب دفع شود و بیشتر واحدهای تک ور روسی نابود شوند.

    نبرد اسمولنسک

    درحالیکه روکوسوفسکی و فرماندهان ارتشهای پنجم و ششم در حال سدکردن راه گروه ارتش جنوب (اوکراین) بودند ارتش سرخ توسط گروه ارتش مرکزی فیلدمارشال فون بوک در بلوروس کاملا از هم فروپاشید. در طی نبرد 17 روزه ی بیالیستوک-مینسک سه چهارم جبهه ی غرب پاولوف از بین رفت. از مجموع 625 هزار سرباز این واحد 290 هزار نفر اسیر شدند و پالوف 1500 قبضه توپ و 2500 دستگاه تانک از دست داد. در روز 30 ژوئن آلمانها به کرانه ی دنیپر رسیدند و به سمت جنب روانه شدند تا شهر استراتژیک اسمولنسک را تصرف کنند. مارشال تیموشنکو در آن زمان باقیمانده ی جبهه ی غرب را در یک خط دفاعی جدید در اطراف اسمولنسک سازمان می داد.

    نمودار نبرد اسمولنسک؛ تهاجم آلمانها با پیکانهای زرد و عقب نشینی روسها با پیکانهای خاکستری نشان داده شده اند.

    10 روز بعد، نبرد اسملونسک با تهاجم گروه ارتش مرکزی فن بوک آغاز شد. ارتش نهم به سمت شمال شرقی و شهر ولیکی لوکی حمله کرد در حالیکه گروه سوم پانزر[iii] تحت فرمان هرمان هوث به سمت شرق حمله می کرد. هوث ویتبسک را فتح کرد تا اسمولنسک را از سمت شمال محاصره کند. گروه دوم پانزر گودریان مستقیما از مسیر اورشا به سمت اسمولسنک حرکت کرد تا با گذشتن از عمق خطوط روسها به سمت مسکو حرکت کند.

    با وجود سرپیچی روکوسوفسکی در طی نبرد دوبنو به وی دستور داده شد که به مسکو بازگردد و فرماندهی ارتش چهارم را برعهده بگیرد. در روز 15 جولای ،همان روزی که روکوسوفسکی دوباره درجه اش را بازپس گرفت، لشکر هفتم پانزر سرلشکر فانک به شهر یارتسوو در پشت اسمولنسک رسید. روز بعد پیاده نظام موتوریزه ی گروه دوم پانزر مدافعین اسمولنسک را پس زد و فاصله ی دو لبه ی گازانبر گروه های پانزر دوم و سوم را به 20 کیلومتر کاهش داد. حرکت های مهاجمین آلمانی سبب شد تا ارتشهای 16ام، 19ام  20 ام روسی عقب نشینی کنند در مثلثی کوچک در معرض محاصره ی کامل قراربگیرند.

    با زوال مدافعین روسی، تیمشنکو مجبور شد تا روکوسوفسکی را از فرماندهی ارتش چهارم بردارد و فرماندهی گروه یارتسوو را به وی بسپارد تا با پیشروی لشکر هفتم پانزر مقابله کند. این گروه ارتش سرهمبندی شده باید از سرپل رودخانه ی وپ دفاع می کرد و از بسته شدن لبه های گازانبر زرهی آلمان جلوگیری کند. استالین هرگونه عقب نشینی را خیانت اعلام کرده بود و مجازات خیانت در ارتش سرخ چیزی جز سپرده شدن به جوخه ی اعدام نبود.

    بر روی کاغذ گروه یارتسوو سازمان رزمی در حد و اندازه ی یک ارتش بود اما هنگامی که روکوسوفسکی به مقر فرماندهی تیموشنکو رسید فهمید که چیزی جز یک ستاد کوچک، چند دستگاه ضدهوایی نصب شده در پشت وانت و یک ماشین دارای بیسیم در اختیار ندارد. او باید از میان واحدهای ذخیره و در حال فرار روسی یک نیروی رزمی واقعی تشکیل می داد. هنگها و لشکرهای سپاه 44ام تفنگدار از اسمولنسک عقب کشیده شدند و تحت فرمان وی قرارگرفتند. اندکی بعد لشکرهای تازه نفس 107ام و 101ام زرهی نیز به نیروهای روکوسوفسکی اضافه شدند.

    در نبردی که بر سر کنترل اسمولنسک درگرفت قسمتهایی از شهر بارها و بارها توسط آلمانها و روسها دست به دست شد درحالیکه روکوسوفسکی دریچه ی نجات مدافعین را بازنگه داشته بود تا در صورت وخیم شدن اوضاع مدافعین شهر بتوانند از این شکاف فرارکنند. روکوسوفسکی نبرد اسمولنسک را چنین تشریح می کند:

    "سپس ما شروع کردیم که با توپخانه به آلمانها حمله کنیم. اول یکجا و بار دیگر یک جای دیگر تا جاییکه این تاکتیک مؤثر شد و سبب شد تا نظم و خودباوری به افسران و سربازان ما تزریق شود. آنها دیدند که واقعا می توانند به دشمن ضربه بزنند که در آن زمان برای آنها انتظار زیادی بود.

    فعالیت ما سبب گیج شدن فرماندهی دشمن ،در جاییکه انتظار آن را نداشت، شد. آنها سربازان ما را در وضعیتی دیدند که نه تنها عقب نشینی نمی کنند بلکه حمله هم می کنند(هر چند که همیشه حملاتشان موفق نبود). این حملات عقاید اغراق آمیزی را در میان نیروهای ما رواج داد و دشمن نتوانست از برتری عددی خود استفاده کند."

    واحدهای روکوسوفسکی روز به روز قوی تر می شدند. در حالیکه مدافعین شهر تحت فشار آلمانها آب می رفتند روکوسوفسکی توانست سربازان فراری را ،که از خط مقدم فرار می کردند، در واحدهای خود سازماندهی کند تا دالان یارتسوو را همچنان بازنگه دارد. عاقبت با منحل کردن ارتش 19ام توسط تیموشنکو لشکر 38ام تفنگدار به او واگذارشد.

    تلاشهای روکوسوفسکی آلمانها را در برابر یک وضعیت بغرنج قرار داده بود. واحدهای تک ور آلمانی از یک طرف زیر ضرب دو ارتش باقیمانده در اسمولنسک قرار داشتند و از طرف دیگر ارتش روکوسوفسکی از بیرون آنها را تهدید می کرد. کمی بعد لشکر هفتم زرهی در یارتسوو به لشکر 12ام زرهی پیوست درحالیکه لشکر 20ام جناح شمالی آنها را حفاظت می کرد اما دفاع روسها ضربه ی زرهی آلمان را خنثی کرد.

    درحالیکه روکوسوفسکی در برابر گروه پانزر سوم هوث مقاومت می کرد گروه پانزر دوم گودریان از جنوب دنیپر به پیشروی خود ادامه می داد تا جناح چپ روکوسوفسکی را دور بزند. در روز 18 جولای لشکر دهم پانزر گودریان وارد شهر النیا در 70 کیلومتری جنوب یارتسوو شد.

    در روز 19 جولای هیتلر دستور داد تا ورماخت پیشروی خود به سمت مسکو را موقتا رهاکند و با چرخش به سمت جنوب پاکسازی اوکراین را تکمیل کنند. در نتیجه، رخنه ی عمیق گودریان به سمت شرق عملا بی نتیجه از کار درآمد و فون بوک تصمیم گرفت که به جای حرکت به سمت مسکو کار مدافعین اسمولنسک را یکسره کند تا پس از آن گروه های پانزر خود را به گروه ارتش جنوب واگذارکند درحالیکه گودریان بی صبرانه می خواست که حلقه ی محاصره بر گرد اسمولنسک را تکمیل کند.

    روکوسوفسکی از تردید فرماندهان ورماخت استفاده کرد و تصمیم گرفت تا بر مهاجمین پیش دستی کند. او با لشکر 107ام زرهی به مقابله با لشکر دهم پانزر ،که از سمت النیا به سمت دروگوبوژ حمله می کرد، برخواست و پس از 3 روز جنگ حمله ی آنها را پس زد.

    در روز 20 جولای ژوکوف دستور یک حمله ی سراسری را در تمام طول جبهه ها صادر کرد تا بلکه ارتشهای به دام افتاده در اسمولنسک رها شوند. گودریان از جنوب النیا و روسلاول و هوث از سمت یارتسوو مورد هجوم قرارگرفتند. نفوذ عمیق سواره نظام روسها در پشت خطوط آلمان در موگیلف خطوط مواصلتی آلمانها را مختل کرد. این حملات سازماندهی نشده چند روزی پیشروی آلمانها را به تأخیر انداخت و تلفات سنگینی به هر دو طرف واردکرد. در روز 24 جولای روکوسوفسکی موقتا لشکر هفتم پانزر ژنرال فانک را از یارتسوو عقب زد. واحدهای پیشتاز زرهی آلمان ،که از پشتیبانی پیاده نظام محروم مانده بودند، تلفات زیادی دادند. هوث و گودریان ناچار بودند که پیاده نظام شان را جلو بکشند تا واحدهای زرهی و مکانیزه ی خود را آزاد کنند و همین امر سرعت حرکت آلمانها را کم کرد.

    در روز 25 جولای گودریان توانست تانکهایش را از مواضع دفاعی آزاد کند و لشکر 17ام پانزر را برای حرکت به سمت شمال و در هم کوبیدن روکوسوفسکی آماده کند. اما لشکر 17ام پانزر آمادگی کافی نداشت و نتوانست به کرانه ی دنیپر برسد. به هر صورت حملات همزمان از جنوب و شمال سبب شد تا روکوسوفسکی نتواند جلوی لشکر 20ام پیاده-مکانیزه ی هوث را بگیرد. این لشکر به کرانه ی شمالی دنیپر رسید و عملا روسها در اسمولنسک به دام افتادند. آنها در روز 28 جولای به شدت جنگیدند تا از حلقه ی محاصره فرارکنند اما نتوانستند. لشکر 101ام زرهی روکوسوفسکی فردای آن روز یارتسوو را بازپس گرفت و چند روزی آنجا را حفظ کرد.

    با وجود تلاشهای روکوسوفسکی او نتوانست دالان را برای ارتشهای در دام افتاده دوباره بازکند هرچند که از به دام افتادن کامل دو ارتش شوروی جلوگیری کرد. هیتلر درباره ی این نبرد نوشت:

    " پیشروی وضعیت در چند روز گذشته، ظهور نیروهای قدرتمند دشمن در مقابل  جناحین گروه ارش مرکزی، مواضع لجستیکی  نیاز گروه های پانزر دوم و سوم به ده روز تجدید قوا ضروری می دارد که رسیدن به اهداف خود را به عقب بیاندازیم."




    [i] - گروه ارتش در ورماخت واحدی متشکل از چند ارتش است که تحت فرمان یک فیلدمارشال قرار می گیرد. هر گروه ارتش بین 400 هزار تا یک میلیون نفر استعداد دارد. گروه ارتش دارای عناصر هوانیروز و توپخانه ی مختص به خود می باشد و از نظر عملیاتی کاملا مستقل از واحدهای دیگر می باشد. در زمان آغاز تهاجم به شوروی ورماخت دارای 3 گروه ارتش در جبهه ی شرقی بود.

    [ii] - جبهه در ارتش سرخ واحد مشابه گروه ارتش در ورماخت بود و از ترکیب چند ارتش تشکیل شده بود.

    [iii] - هر گروه پانزر در ورماخت معادل یک ارتش زرهی به حساب می آید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 شهریور 1394 02:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 22 مرداد 1394 09:07 ب.ظ نظرات ()


    Sherman firefly bovington 2014.JPG

     


    پیش زمینه

    ایده ی نصب توپ 17 پوندی بر روی تانک شرمن در ابتدا توسط وزارت پشتیبانی رد شد. اگرچه ارتش بریتانیا به صورت گسترده ای از تانکهای شرمن استفاده می کرد اما عقیده بر این بود که تانک بومی بعدی جای شرمن را خواهد گرفت. ابتدا تانک کرامول وارد عرصه شد که توپ 75 میلیمتری آن از توپهای 75 میلیتری و 76 میلیمتری آمریکایی نصب شده بر روی شرمن قوی تر بود. تانک بعدی تانک چالنجر آ-30 بود که بر اساس شاسی کرامول ساخته شد و توپ قوی تر 17 پوندی بر روی آن نصب شد. این تانکها ، و تانکهای بعدی مثل کامت و سنچورین باید جایگزین شرمن می شدند و از همین روی نیازی به نصب توپ 17 پوندی بر روی شرمن دیده نمی شد.

    باوجود این، چند تلاش غیر رسمی برای بهینه سازی شرمن توسط توپ 17 پوندی صورت گرفت. اولین تلاش توسط سرگرد جرج برایثی در اوایل سال 1943 انجام شد. با اینکه چالنجر در حال آزمایش شدن بود برایثی اعتقاد داشت که شرمن تانک مناسب تری برای نصب این توپ است. به هرحال برجک کوچک شرمن مانع تلاشهای او شد چرا که سیستم عقب نشینی توپ خیلی بزرگ بود. او در یک تلاش ناامیدانه سیستم عقب نشینی توپ را حذف کرد و آن را در برجک جای داد ولی ضربه ی ناشی از عقب نشینی تمام تانک را به لرزه در می آورد و عملا تانک بلااستفاده شد.

    در میانه ی همان سال سرهنگ دوم ویتریج با تجربه ی جنگ در شمال آفریقا از راه رسید. او که شاهد نبرد نابرابر تانکهای بریتانیایی و آلمانی بود در نبرد غزاله در اثر انفجار تانکش زخمی شد و برای خدمت در خط مقدم نامناسب تشخیص داده شد. ویتریج را به مدت 6 ماه به عنوان مستشار به فورت ناکس آمریکا فرستادند. پس از بازگشت به بریتانیا او به مخالفین چالنجر پیوست و وقتی که فهمید برایثی برای بهینه سازی شرمن تلاش کرده است به یاری او شتافت تا مشکل عقب نشینی توپ را حل کند.

    هنوز چندی نگذشته بود که دفتر طراحی تانک برای آن دو اخطاریه ای فرستاد که به تلاشهایشان خاتمه بدهند. ویتریج از ارتباطاتی که در وزارت دفاع داشت استفاده کرد تا این پروژه را به صورت رسمی ادامه بدهد.

    طراحی

    فایرفلای لشکر هفتم زرهی در هامبورگ 4می 1945

    همزمان یکی از مهندسین شرکت ویکرز به نام کیلبورن نیز بر روی طرح ارتقای شرمن کار می کرد. لوله ی توپ 17 پوندی در زمان شلیک در حدود یک متر عقب نشینی می کرد تا بتواند ضربه ی ناشی از شلیک گلوله را دفع کند. او به جای بهبود دادن سیستم عقب نشینی توپ یکی سیستم عقب نشینی کاملا جدید برای آن طراحی کرد. سیلندرهای سیستم عقب نشینی کوتاهتر در نظر گرفته شد تا بتوان آن را در برجک شرمن نصب کرد. این سیلندرها در دو طرف توپ نصب می شدند تا از برجک عریض شرمن بهترین استفاده را بتوان کرد.

    کولاس توپ نیز 90 درجه چرخید تا گلوله گذاری آن به جای بالا از سمت چپ صورت بگیرد. بیسیم نصب شده در عقب برجک نیز برداشته شد و در پشت برجک در یک جبعه ی فلزی نصب شد.

    اولین مشکلی که کیلبورن با آن روبرو شد گهواره ی توپ بود که باید کوتاه می شد تا توپ در برجک شرمن جاشود و به همین دلیل پایداری توپ از دست می رفت. کیلبورن لوله ی جدیدی برای توپ طراحی کرد که در قسمت ابتدای لوله باریک تر بود و مشکل پایداری آن حل می شد.

    مانتلت جدیدی برای نصب توپ جدید طراحی شد تا گهواره ی دوباره طراحی شده بتواند در آن نصب شود. بهینه سازیها بر روی توپ 17 پوندی به قدری زیاد شد که باید نمونه ی جدیدی از این توپ در کارخانه ساخته می شد.

    کیلبورن مشکلات دیگری نیز در پیش رو داشت. در تانکهای شرمن یک دریچه برای ورود و خروج خدمه در بالای برجک نصب شده بود. اکنون با نصب توپ 17 پوندی گلوله گذار فضای کافی برای فرار از تانک در اختیار نداشت. در نتیجه یک دریچه ی جدید در بالای سر توپچی ایجاد شد. آخرین تغییر کم کردن فضای توپچی به منظور جای دادن گلوله های بیشتر بود. تانک جدید فایرفلای ،کرم شبتاب، نام گرفت. این نام رسمی تانک نبود بلکه به خاطر آتش دهانه ی توپ به آن داده شد. البته این تانک نامهای مستعار دیگری هم داشت اما با همین نام فایرفلای جاودانه شد. فایرفلای از نظر زره و یا تحرک امتیازی بر شرمنهای معمولی نداشت.

    در اکتبر و نوامبر 1943 شور و شوق طرفداران طرح جدید افزایش یافت. گروه ارتش بیست و یکم از تولید تانک جدید آگاه شد. حتی قبل از نهایی شدن آزمایشهای فایرفلای در فوریه 1944 تعداد 2100 دستگاه فایرفلای سفارش داده شد. تأخیر در طرح چالنجر و این واقعیت که برجک کرامول مناسب برای نصب توپ 75 میلیمتری نیست سبب شد تا فایرفلای تنها گزینه ی منطقی نیروهای زرهی بریتانیا باشد. پیگیری پیشرفت پروژه ی فایرفلای به یکی از اولویتهای شخص چرچیل تبدیل شد.

    تسلیحات

    بارگذاری گلوله های توپ 17 پوندی در فایرفلای

    سلاح اصلی تانک فایر فلای یک قبضه توپ 17 پوندی با سرعت دهانه ی بالا بود که مخصوصا برای شکار تانک طراحی شده بود و قوی ترین توپ زرداخانه ی بریتانیا و یکی از قوی ترین توپهای آن زمان بود. قدرت نفوذ این توپ حتی از توپ معروف 88 میلیمتری نصب شده بر روی تایگرهای آلمانی بیشتر بود. گلوله ی شلیک شده توسط توپ 17 پوندی می توانست از فاصله ی 500 متری در 140 میلیمتر فولاد نفوذ کند و از فاصله ی 1000 متری 131 میلیمتر فولاد را با زاویه ی 30 درجه از هم بدرد. با استفاده از گلوله های کفشک دار ضد زره فایرفلای می توانست در فاصله ی 500 متری 209 میلیمتر و در فاصله ی 1000 متری 192 میلیمتر فولاد را با زاویه ی 30 درجه در هم بشکند. از نظر تئوری فایرفلای می توانست بر هر تانک آلمانی چیره شود. البته در عمل گلوله های کفشک دار آن زمان کمیاب بودند و در ضمن دقت زیادی هم نداشتند. قدرت نفوذ آنها در واقعیت 50 میلیمتر کمتر از گلوله های ضد زره معمولی شلیک شده توسط توپهای 76.2 میلیمتری بود.

    اگرچه در زمینه ی نبردهای زرهی فایرفلای از شرمن های معمولی سرتر بود اما در زمینه ی مبارزه با اهداف نرم مانند پیاده نظام، ساختمانها و خودروها گلوله ی مناسبی نداشت. با درگیر شدن در خاک اروپا متفقین متوجه شدند که بیشتر از اینکه با تانکهای سنگین آلمانی روبرو شوند بیشتر با چنین اهدافی درگیر هستند. به همین دلیل واحدهای زرهی متفقین از اینکه به صورت یکدست تمام تانکهایشان را با فایرفلای عوض کنند امتناع کردند. مشکل دیگر فایرفلای حجم زیاد دود و گرد و خاک ناشی از شلیک بود که دیدن نتیجه ی شلیک را برای توپچی سخت می کرد و او ناچار بود که برای تصحیح هدفگیری به فرمانده ی تانک تکیه کند. گرد و خاک پس از شلیک آنقدر بود که تانک با چند شلیک مجبور بود جابجا شود تا خدمه ی آن بتوانند چیزی ببینند. عقب نشینی و آتش دهانه ی توپ سبب تکان خوردن شدید خدمه و کوری موقت آنها می شد. این امر در تمام تانکهایی که به توپهایی با سرعت دهانه ی بالا مسلح شده بودند دیده می شد و پانترها و تایگرهای آلمانی هم همین اشکال را داشتند. برجک تنگ شرمن بارگذاری توپ 17 پوندی را مشکل کرده بود و در نتیجه نرخ آتش فایرفلای از شرمنهای معمولی کمتر بود. چون فایرفلای یک راه حل موقت به حساب می آمد این مشکل را بر طرف نکردند و منتظر ورود به خدمت تانک جدید شدند.

    سلاح دوم فایرفلای یک قبضه مسلسل هم محور با توپ اصلی با کالیبر 0.30 اینچ بود. مسلسل داخل بدنه برای افزایش فضای گلوله های توپ برداشته شد. یک قبضه مسلسل کالیبر 50 هم در بالای برجک نصب شده بود که معمولا توسط خدمه برداشته می شد چرا که دید فرمانده را مختل می کرد.

    فایرفلای به همراه راکت اندازهایی که در کنار برجک آن نصب شده اند.

    در سال 1945 تعدادی از شرمنها به راکت اندازهای 3 اینچی در دو طرف برجک مجهز شدند. بعضی از این تانکها فایرفلای و تعدادی هم شرمن معمولی بودند. این راکتها چندان دقیق نبودند اما در صورت اصابت به هدف مؤثر بودند.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 19 مرداد 1394 05:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 11 مرداد 1394 09:11 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    نبرد نهایی


    کوته تسو کشتی فولادی ساخت فرانسه در خدمت نیروی دریایی سلطنتی

    در روز 20 مارس ناوگان امپراطوری به میاکو رسید اما شورشیان ازو در پی اجرای یک نقشه ی متهورانه برای در اختیار گرفتن ناو زرهپوش کوته تسو بودند. 3 فروند کشتی برای اجرای یک شبیخون به راه افتادند اما در نهایت به خاطر هوای بد، مشکلات موتورخانه و استفاده ی مؤثر ناوگان امپراطوری از گاتلینگ شکست خوردند.

    پس از اینکه ارتش امپراطوری جای پای خود را در جزیره ی اصلی ژاپن محکم کرد در آوریل 1860 یک ناوگان و 7000 نفر سرباز به ازو اعزام کرد. ناوگان امپراطوری در خلیج هاکوداته پیروز شد و دژ گوریوکاکو سقوط کرد. مستشاران فرانسوی جمهوری ازو با وخیم شدن اوضاع به عرشه ی یک کشتی فرانسوی پناه بردند و به فرانسه گریختند. انوموتو نیز در 18 می 1869 تسلیم شد و جمهوری ازو در 27 ژوئن به تاریخ پیوست.

    پی آمدها


    مئیجی امپراطور 16 ساله ی ژاپن  در انتهای سال 1868 حکومت را از کیوتو به توکیو منتقل کرد.

    پس از این پیروزی تمامی ژاپن تحت پرچم امپراطور متحد شد. امپراطور از کیوتو به توکیو منتقل شد. قدرت نظامی و سیاسی تیول داران سنتی ژاپن اندک اندک کاهش یافت و تیول های آنها به تدریج از کنترلشان خارج شده و به صورت استانهایی که استاندارشان توسط دولت مرکزی تعیین می شد درآمد. اصلاحات بزرگی در ساختار اجتماعی صورت  گرفت. امتیازهای طبقات سامورایی ها لغو شد و بسیاری از آنان به فلاکت و تنگدستی افتادند. بعضی از سامورایی ها به مشاغل مدیریتی و تجاری پرداختند و تعدادی از آنها هم جذب ارتش مدرن امپراطوری شدند. افراد خانواده های ساتسوما، چوشو و توسا ،که بیشترین نقش را در وقایع داشتند، به مدت چندین دهه مقامات عالی حکومت را بین خود تقسیم کردند. در سال 1869 معبد یاکوسونی در مقام بزرگداشت قربانیان جنگهای داخلی در توکیو ساخته شد.

    تعدادی از شورشیان طرفدار دیکتاتور نظامی به زندان افتادند اما از با وساطت سایگو تاکاموری، ایواکورا تومومی و پارکز از اعدام نجات یافتند. پارکز اطرافیان امپراطور را متقاعد کرد که اعدام اسرا جلوه ی خوبی به حکومت جدید ژاپن در بین قدرتهای غربی نخواهد بخشید. بعضی از آنها دوباره به حکومت بازگشتند و شخص انوموتو به وزارت آموزش و پرورش رسید.


    مئیجی نوجوان در کنار نمایندگان دول بیگانه


    آخرین ویرایش: یکشنبه 11 مرداد 1394 11:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 29 تیر 1394 09:04 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    درگیری آغاز می شود

     File:TobaFushimiBattle2.jpg

    صحنه ای از نبرد توبا-فوشیمی. نیروهای شوگون در سمت چپ و نیروهای چوشو و توسا در سمت راست هستند. به سلاح های هر دو طرف دقت کنید.

    در روز 27 ژانویه قوای توکاگاوا با قوای متحد چوشو و ساتسوما در نزدیک توبا و فوشیمی (جنوب توکیو) درگیر شدند. قسمتی از نیروی 15هزار نفری شوگان توسط فرانسوی ها آموزش دیده بودند اما بیشتر آنها به صورت سنتی می جنگیدند. قوای مشترک ساتسوما و چوشو استعدادی برابر یک سوم قوای توکوگاوا داشتند اما کاملا مدرنیزه شده بودند و به هویتزرهای آرمسترانگ و تفنگهای مینیه و چند قبضه گاتلینگ مسلح شده بودند. پس از یک شروع بی نتیجه، در روز دوم پرچم سلطنتی به قوای مشترک رسید و یکی از بستگان امپراطور به صورت اسمی فرمانده ی سپاه چوشو و ساتسوما شد. با این وضعیت دیگر ارتش ساتسوما و چوشو نه قوای شورشی بلکه ارتش امپراطور نام گرفتند. به علاوه، فعالیتهای سیاسی دربار سبب شد تا بعضی از لردهای وفادار به دیکتاتور نظامی(لردهای اقوام لودو و تسو)  به ارتش امپراطوری ملحق شوند که در نتیجه کفه ی سلطنت طلبان سنگین تر از قبل شد.

    در روز هفتم فوریه یوشینوبو ،که ظاهرا از تغییرات سیاسی چند روز گذشته افسرده شده بود، سوابر بر عرشه ی یک کشتی نظامی به توکیو بازگشت. ارتش توکوگاوا در اثر فرار یوشینوبو و خیانت لردهای یودو و تسو روحیه ی خود را از دست داد و به سمت توکیو عقب نشست. تسلیم کردن قلعه ی اوزاکا در روز هشتم فوریه نقطه ی پایانی بود بر نبرد توبا-فوشیمی.

    File:SakaiJiken.jpg

    کشته شدن ملوان فرانسوی به دست سامورایی های توسا؛ هشتم مارس 1868.


    آخرین ویرایش: یکشنبه 11 مرداد 1394 11:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 40 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...