منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 1 بهمن 1394 05:57 ق.ظ نظرات ()


    File:Husitsky bojovy vuz replika.jpg

    در جنگهای داخلی بین هوسی ها و شوالیه های آلمانی (حدود سالهای 1420) شورشیان هوسی عنصر جدیدی را به آرایش رزمی خود افزودند: گاری زرهپوش.

    این گاری ها دارای دیواره های چوبی بودند در طرفین خود بودند که در آنها مزغلی برای استفاده از سلاح های آتشین و یا کمانداران تعبیه شده بود. از میان شکاف این مزغلها امکان شلیک تفنگ، توپهای کوچک و یا کمانهای زنبورکی وجود داشت. این گاری ها به شورشیان اجازه می داد تا با حفاظت بیشتری به جنگ شوالیه های زرهپوش آلمانی بروند. استفاده از گاری های زرهپوش در تعداد زیاد اجازه می داد تا فرماندهان هوسی ها بتوانند از آنها به صورت دایره یا مربع در آرایشی دفاعی استفاده کنند یا حتی با دفن قسمتی از آنها در خاک یک دژ موقت چوبی بسازند. این امر اجازه می داد تا از پیاده نظام آموزش ندیده به عنوان یک واحد رزمی بر علیه شوالیه های آموزش دیده استفاده کرد. تاکتیک اصلی هوسی ها عبارت بود از دفاع در برابر تهاجم حریف و پس از آن ضدحمله با پیاده نظام به جناحین دشمن. برای اجرای چنین تاکتیکی حفاظت از پیاده نظام در هنگام تهاجم دشمن اصلی اساسی به شمار می رفته است.


    هر گاری زرهپوش به طور متوسط بین 10 تا 20 نفر خدمه داشت. این خدمه عبارت بودند از 2 نفر راننده، 2 نفر توپچی(با توپ دستی)، 6 نفر کماندار(باکمان زنبورکی)، 4 نفر مسلح به تبرزین،4 نفر مسلح به گرز و 2 نفر سپردار . هر گروه از گاریها دارای 2 عراده گاری بود و هر خط آتش دارای 50 تا 100 عراده گاری زرهپوش.



    پس از شورش هوسی ها روش استفاده از گاری های زرهپوش در میان مزدوران بوهمیایی باقی ماند. مجارها، لهستانی ها و آلمانها از گاری های زرهپوش اقتباس کردند و بسیاری از مزدوران بوهمی به همراه گاریهای زرهپوششان به ارتشهای آنها پیوستند. عثمانی ها هم از این طرح بهره بردند و توانستند با موفقیت آن را در نبرد چالدران بکار بگیرند. ساخت توپهای سنگین تر و استفاده از آنها در نبرد ونزنباخ بر علیه گاری های زرهپوش در سال 1504 به عمر گاری زرهپوش خاتمه داد ولی می توان این گاری ها را اولین نمونه ی تانکهای مدرن به حساب آورد.

    گردآوری: رضا کیانی موحد

    منابع:

    http://myweb.tiscali.co.uk/matthaywood/main/Hussite_Tactics_and_Organisation.htm

    http://myweb.tiscali.co.uk/matthaywood/main/Warwagons.htm#The%20Tabor%20battle%20wagons%20of%20the%20Hussites

    https://en.wikipedia.org/wiki/War_wagon


    آخرین ویرایش: دوشنبه 28 دی 1394 10:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 28 آبان 1394 07:03 ب.ظ نظرات ()
    یکی از دوستان خواننده از ما خواسته اند که منبع خود را درباره ی اینکه رومیها 3 بار تیسفون را فتح کرده اند معرفی کنید. خوب این هم منبع ما:
    https://en.wikipedia.org/wiki/Roman%E2%80%93Persian_Wars
    اگر به جملات پایین که از منبع فوق برداشته شده اند، دقت کنید می بینید که رومی ها چند بار تیسفون را از دست شاهان ایران درآورده اند و بارها تا دروازه های این شهر پیشروی کرده اند.

    The Emperor Trajan invaded Armenia and Mesopotamia during 114 and 115 and annexed them as Roman provinces. He captured the Parthian capital, Ctesiphon, before sailing downriver to the Persian Gulf

    The following year Avidius Cassius invaded Mesopotamia, winning battles at Dura-Europos and Seleucia and sacking Ctesiphon in 165

    In 195–197, a Roman offensive under the Emperor Septimius Severus led to Rome's acquisition of northern Mesopotamia as far as the areas around Nisibis, Singara and the 2nd sacking of Ctesiphon

    Roman Emperor Gordian III advanced down the Euphrates but was repelled near Ctesiphon at the Battle of Misiche in 244



    The Emperor Carus launched a successful invasion of Persia in 283, sacking the Sassanid capital Ctesiphon for the third time

    his provoked a major offensive in 363 by the Roman Emperor Julian, who advanced down the Euphrates to Ctesiphon.[32] Julian won the Battle of Ctesiphon but was unable to take the Persian capital and retreated along the Tigris

    Continuing south along the Tigris, he sacked Khosrau's great palace at Dastagird and was only prevented from attacking Ctesiphon by the destruction of the bridges on the Nahrawan Canal

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 آبان 1394 07:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 19 مهر 1394 06:04 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    قسمت چهارم

    تکمیل فرآیند فتح

    اختلافات میان مسلمانان سیسیل ، 878 تا 900

    با وجود پیروزی بزرگ سیراکوز ، استان اسلامی سیسیل اکنون وارد دوره ای از درگیری های داخلی شده بود . مدت کوتاهی پس از سقوط سیراکوز ،  جعفر به دست بردگان خودش کشته شد . احتمالا این کار به تحریک عمو و برادر او صورت گرفت که حکمرانی را پس از جعفر به دست گرفتند . این حاکمان جدید هم در سپتامبر 878 سرنگون شدند و پس از انتقال به افریقیه اعدام شدند .

    ابراهیم دوم مدت کوتاهی پیش از منصوب کردن حسین بن رباح ، از مسلمانان بومی سیسیل ، به حکومت جزیره ، پسرش را به حکمرانی سیسیل گماشت . حسین حمله به استحکامات بازمانده بیزانسی را از سرگرفت . اما این حملات که طی سال های 879 و 880 بر تائورمینا متمرکز بودند ناکام ماندند . بیزانسیان در سال 880 یک ضد حمله محدود ترتیب دادند . دریاسالار بیزانسی ، ناسار طی یک حمله شبانه ناوگان اغلبی در دریای ایونی را شکست داد و به اطراف پالرمو حمله کرد . یک ناوگان اغلبی دیگر هم در پونتا ستیلو شکست داده شد .

    در سال های 881 و 882 تائورمینا بار دیگر مورد حمله قرار گرفت ، اما ارتش مسلمانان به فرماندهی ابوالثوار از بیزانسیان شکست خورد و حمله متوقف گردید . طی سال های 883 تا 885 کاتانیا ، پولیزی ، تائورمینا  و رومتا بارها مورد حمله شدند . این حملات غنایم و خراج های فراوانی نصیب مسلمانان کرد اما به تصرف این مناطق منجر نشد . در سال های 885 و 886 قدرت بیزانسیان در خاک اصلی ایتالیا فزونی گرفت و امپراتور نیکه فوروس فوکاس ارشد سلسله پیروزی هایی بر ضد مسلمانان به دست آورد .

    در سایه این شکست های نظامی جو نارضایتی در میان جامعه مسلمانان سیسیل بالا گرفت و شورش هایی برپا شد . در منابع بعدی این شورش که قیام طبقات پایین بر نخبگان حاکم بود شورش بربرها بر حاکمان عرب توصیف شده است . در دسامبر 886 اهالی پالرمو حاکم شهر سوادة بن خفاجه را از شهر بیرون کردند و او را ناچار کردند به افریقیه بگریزد . ابراهیم دوم اغلبی فرماندار تازه ای فرستاد که توانست وضع را آرام کند و حملات موفقی به ناگان بیزانس در در میلازو ( سال 888 ) ترتیب دهد . این موفقیت مسلمانان سیسیل را قادر ساخت حملات ویرانگری به کالابریا ( انگشت شست در چکمه نقشه ایتالیا ) در خاک اصلی ایتالیا انجام دهند .

    سال بعد سواده بن خفاجه به همراه نیروهای تازه نفس از افریقیه بازگشت و حمله ناموفق دیگری به تائورمینا صورت داد . در مارس 890 شورش دیگری این بار توسط عرب های پالرمو شروع شد که عرب های تازه وارد افریقیه ای همراه خفاجه را هدف قرار داده بود . این شورش با شورش های گسترده ای در خاک خود افریقیه هم زمان بود  ( سال های 894 و 895 ) . حملات مسلمین به قلمرو بیزانس موقتا پایان یافت و میان طرفین صلح برقرار شد . بر اساس قرار داد صلح بیزانسیان متعهد شدند ظرف 40 ماه هزار نفر از اسیران مسلمان را ( در ترتیب هایی که به نوبت یک دسته عرب و یک دسته بربر آزاد می شدند ) تحویل دهند . این معامله نه تنها نشان دهنده موفقیت های نظامی مسیحیان در شرق سیسیل ، بلکه نمایانگر اختلافات شدید داخلی در بدنه ارتش اغلبی بود .

    در سال 898 یک جنگ شدید و گسترده میان عرب ها و بربرهای مسلمان درگرفت . ابوالعباس عبدالله فرزند ابراهیم دوم که پیشتر یک شورش را در افریقیه سرکوب کرده بود  در راس یک ارتش و در تابستان 900 وارد سیسیل شد . درگیری داخلی سیسیل پالرمویی ها را در برابر آگریگنتویی ها قرار داده بود . مذاکره نیروهای های افریقیه ای با مسلمانان بومی سیسیل شکست خورد . ابوالعباس به پالرمو لشکر کشید و آن را در 18 سپتامبر سال 900 گرفت . بسیاری از شورشیان به بیزانسیان در تائورمینا پناه بردند و حتی برخی از آنان به قسطنطنیه رسیدند .

    دینار اغلبی ضرب شده در سیسیل ، 879

     

    ورود ابراهیم دوم و سقوط تائورمینا

    بیزانسیان سعی کردند از شورش پیش آمده بهره ببرند و تمرکز نیرو در مسینا و رجیو را شروع کردند . یک ناوگان کمکی نیز از قسطنطنیه اعزام شد . ابوالعباس شورش را به سرعت سرکوب کرد و به مواضع بیزانسیان در تائورمینا و کاتانیا حمله برد . محاصره کاتانیا در زمستان همان سال پایان یافت و ابوالعباس به پالرمو بازگشت . در بهار سال بعد دمونا مورد حمله واقع شد . برای گیج کردن بیزانسیان ، تعدادی از سپاهیان مسلمان به خاک اصلی ایتالیا یورش بردند . رجیو در 10 جولای تصرف و به طرز وحشیانه ای غارت شد . 15 هزار نفر از ساکنان شهر به بردگی گرفته شدند و مالیات جزیه بر بقیه تحمیل شد . ابوالعباس در بازگشت به سیسیل یک ناوگان بیزانسی را شکست داد و سی کشتی به غنیمت گرفت .

    در ابتدای سال 902 امیر ابراهیم دوم با سعایت زیردستانش و مداخله خلیفه عباسی ناچار به کناره گیری از مقام امیری اغلبیان شد و جایش را به پسرش ابوالعباس داد . خود ابراهیم به سیسیل رفت تا ادامه عملیات را عهده دار شود . تائورمینا پس از محاصره ای طولانی و دریافت نکردن کمک از امپراتوری سرانجام در 1 آگوست 902 به دست ابراهیم افتاد . حملات بعدی ابراهیم به استحکامات باقی مانده بیزانسی در جزیره آن ها را ناچار کرد میان نابودی یا پرداخت باج یکی را انتخاب کنند .

    ابراهیم که خستگی ناپذیر می نمود به عمق خاک اصلی ایتالیا یورش برد . حتی شهر ناپل هم در معرض تهدید او بود . پیشروی ابراهیم با  محاصره کوسنزا متوقف شد . ابراهیم در 24 اکتبر 902 بر اثر اسهال خونی درگذشت . نوه او عملیات را متوقف کرد و به سیسیل بازگشت .


    آخرین ویرایش: شنبه 18 مهر 1394 08:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 15 مهر 1394 06:03 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم


    پیشروی های مسمانان و سقوط انا ،  842 تا 859

    در اواخر سال 842 یا 843 ، مسلمانان با کمک امیرنشین ناپل تواستند شهر مسینا در منهی الیه شمال شرقی جزیره را فتح کنند . در 845 دژ مودیکا نیز سقوط کرد . بیزانسیان که اکنون با خلافت عباسی در صلح بودند از ایالت شمالی خارسیانون در کاپادوکیه ( خاک آناتولی ) به سیسیل نیروی کمکی فرستادند . دو ارتش در نزدیکی بوترا با هم رو به رو شدند . ارتش بیزانسی شکست خرد کننده ای خورد و 10 هزار تن از افرادش را از کف داد . پس از این فاجعه ، موقعیت بیزانسیان به شدت تضعیف شد :  فضل بن جعفر لئونیتینی را با فریب و خدعه در 846 گرفت ،  دژ راگوسا در 848  و پس از تسلیم شدن پادگان آن در اثر قحطی و گرسنگی سقوط کرد و سپس با خاک یکسان شد . در سال های 847 و 848 تلاش بیزانسیان برای پیاده کردن نیرو در اطراف پالرمو شکست خورد و از ده کشتی به کار گرفته شده در عملیات ، هفت فروند در اثر طوفان غرق شدند .

     

    آخرین ویرایش: دوشنبه 13 مهر 1394 10:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 2 مهر 1394 04:02 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    کمک رسانی امارت اموی کوردوبا و مرگ تئودوتوس ، 830

    موفقیت تئودوتوس کامل نشد . در ابتدای تابستان سال 830 یک ناوگان اعزام شده از طرف امارت اموی کوردوبا در آندلس به فرماندهی اصبغ بن وکیل با وجود رقابت های سیاسی میان خلافت عباسی ( حامی اغلبیان ) و امارت اموی به یاری نیروهای اغلبی باقی مانده در سیسیل شتافت . ابن کثیر شمار کشتی های ناوگان مشترک اغلبیان و امویان آندلس را بیش از 300 فروند کشتی ذکر کرده است . تئودوتوس که به تفرقه میان دو نیروی موجود در این ناوگان دل بسته بود با آنان مواجه نشد . پادگان مسلمان مینئو توانست با ناوگان اعزامی ارتباط برقرار کند و نیروی مشترکی با آنان تشکیل دهد . اصبغ به فرماندهی کل نیروی مشترک رسید و به همراه نیروهای تازه نفس افریقیه ای عازم مینئو شد . تئودوتوس ناچار محاصره مینئو را رها کرد و به انا عقب نشست ( جولای یا آگوست 830 ) . نیروی مشترک افریقیه ای – آندلسی شهر کالونیانا ( احتمالا بارافرانکای امروزی ) را محاصره کرد . با این حال بار دیگر طاعون در اردوی مسلمین شیوع یافت و اصبغ و بسیاری دیگر را به کام مرگ کشید . شهر در پاییز همان سال سقوط کرد اما شمار مسلمین چنان کاهش یافته بود که  آنان شهر را رها کردند و به غرب عقب نشستند . تئودوتوس به تعقیب آنان پرداخت و تلفات سنگینی به مسلمین وارد کرد . بیشتر اندلسی ها جزیره را ترک کردند . اما خود تئودوتوس هم در یک درگیری کشته شد .

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 مهر 1394 05:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 24 شهریور 1394 04:02 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    شورش ائوفمیوس

    فرصت مناسب برای تصرف سیسیل با شورش ائوفمیوس ، دریاسالار بیزانسی سیسیل به دست آمد . طبق اطلاعات داده شده توسط منابع تاریخی بعدی و بر اساس یک روایت تخیلی ، ائوفمیوس که شهوت او را برای رسیدن به یک زن راهبه کور کرده بود ، وی را ناچار به ازدواج با خود کرد . برادران او به امپراتور میخائیل دوم شکایت بردند و امپراتور به حکمران سیسیل فرمان داد ماجرا را بررسی کند و در صورت صحت اتهامات ، بینی ائوفمیوس را به عنوان کیفر ببرد . ائوفمیوس که در حال بازگشت از یک حمله به سواحل شمال آفریقا بود فهمید که به زودی بازداشت خواهد شد . به همین دلیل به سیراکوز حمله و آن را اشغال کرد . فرماندار سیسیل به کاتانا پناه برد . ائوفمیوس توانست ظرف مدت کوتاهی پشتیبانی رهبران نظامی جزیره را کسب کند . شورشیان نه تنها حمله نیروهای وفادار به امپراتوری به سیراکوز را در هم شکستند بلکه با تعقیب فرماندار او را از کاتانا هم بیرون راندند ، سپس وی را دستگیر کردند و کشتند . ائوفمیوس خود را امپراتور اعلام کرد . الکساندر واسیلیف ، مورخ ، ماجرای رمانتیک شورش را رد می کند و این شورش را سوءاستفاده ائوفمیوس از تضعیف قدرت مرکزی امپراتوری در اثر شورش ( توماس اسلاو )  و فتح جزیره کرت به دست مسلمانان می داند .

    در همین حال ، ائوفمیوس با فرار یکی از نزدیک ترین و مهم ترین دوستان خود مواجه شد . این فرد که در منابع عربی با نام( بالاتا ) شناخته می شود ( احتمالا نامش افلاطون ، یا همان پلاتو  بوده است ) به همراه پسرعمویش میخائیل که والی پالرمو بود وفاداری خود را به امپراتوری اعلام کردند ، به سیراکوز یورش بردند و با شکست ائوفمیوس او را از شهر بیرون راندند .

    ائوفمیوس مانند یکی از پیشینیان خود ، الپیدیوس ، که بر امپراتور ایرن آتنی شوریده بود ، به همراه تعدادی از هواداران خود به دشمنان امپراتوری در افریقیه پناه برد . با فرستادن یک هیئت به دربار اغلبیان ، ائوفمیوس از زیادةالله ، امیر اغلبی درخواست کمک نظامی کرد و پذیرفت در قبال آن خراجگذار اغلبیان باشد . این فرصتی طلایی برای اغلبیان بود که با مشکلات داخلی ناشی از اختلافات قومی عرب های مهاجر و بربرها  و شورش های ناشی از اختلاف میان نخبگان نظامی مهاجر عرب رو به رو بودند . برخی از روحانیون مذهب مالکی نیز نیز نظام مالیاتی ( غیراسلامی ) و زندگی پرشکوه و اسراف گرانه حاکمان اغلبی را نقد می کردند . در زمان رسیدن ائوفمیوس ، زیادة الله به تازگی یک شورش خطرناک ساله جند ( نظامیان اعزامی عرب از طرف مرکز خلافت ) به فرماندهی منصور تنبوضی را در هم شکسته بود . با اعلام جهاد به منظور گسترش قلمرو اسلامی در مقیاس بزرگ ، که برای اولین بار در شمال آفریقا پس از فتح اسپانیا در دوره اموی صورت می گرفت ، انتقادات روحانیون خاموش می شد . در همان حال انرژی نظامیان اعزامی از طرف خلافت صرف این درگیری می شد و احتمال شورش کاهش می یافت و منابع ثروت و جمعیت جدیدی نیز به دست می آمد .

    اعضای شورای تصمیم گیری زیادة الله در این مورد اختلافاتی داشتند ، اما در پایان سخنان قاضی با نفوذ قیروان ، اسد بن فرات ، که آیاتی از قرآن را برای دفاع از مواضعش به کار گرفت اختلافات را از بین برد . اسد در راس نیروی اعزامی به سیسیل قرار گرفت ، این در حالی بود که او یک قاضی بود و پستش با فرماندهی نظامی سازگار نبود . نیروهای مسلمان ده هزار پیاده و هفت هزار سوار بودند که بیشترشان را عرب های افریقیه و بربرها تشکیل می دادند ، اما احتمالا عرب های اهل خراسان هم همراهشان بودند . ناوگان مسلمان بین هفتاد تا صد کشتی داشت و ناوگان تحت کنترل ائوفمیوس هم به آنان پیوست .

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 مهر 1394 05:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...