جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

اسلام و علم

انقلاب که شد قرار بر این بود که انسان طراز نویینی ساخته بشود.... قرار نبود که پدربزرگها آمریکا را شیطان بزرگ بنامند و نوه ها و نتیجه در آمریکا ادامه تحصیل بدهند. اول از همه قرار شد که اسامی خیابانها را عوض کنند. اما این مسئله چاره ساز نبود. پس اسامی شهرها رو عوض کردند. اما بازهم این راه حل چاره ساز نشد. بعدترش دانشگاه را بستند و کمی بعدتر در آن انقلاب فرهنگی کردند. انقلاب فرهنگی اما بدون داشتن علوم انقلابی ابتر بود. پس در پی ساختن علوم انقلابی برآمدند و چون انقلاب در دین ریشه داشت به دنبال دینی کردن علوم یا علمی کردن دین رفتند. نتیجه این شد که قرار شد علمای اعلام هجرت کنند از حوزه به دانشگاه و در پیوندی ناگسستنی این مهم را به سرانجام برسانند. پس علما شروع کنند تا مسئله ی بالا را سرانجام برسانند... و چهل سال بعد نتیجه ی این پیوند مبارک را می بینید:

اینجا را بخوانید تا بفهمید وقتی که برادران پاکستانی ما هم خواستند چنین راهی را بروند به کجا رسیدند.

صرف افتخار به گذشته، مشکلات ما را حل نمی کند

یاد داشتی از حجه الاسلام رسول جعفریان استاد دانشگاه و مسئول کتابخانه دانشگاه تهران
سالهای سال است که ما تمدن اسلامی را به بزرگانی چون کندی، فارابی، بیرونی، ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر و تنی چند از بزرگان علم و دانش در دنیای اسلام می شناسیم؛ روی نوآوری ها و تکاپوی های علمی آنها تأکید می کنیم و بویژه این که افکار آنان هزار سال است که تمدن اسلامی را سیراب کرده و شکوه و عظمتی ویژه به ما بخشیده، تأکید می کنیم. در اینجا، و ضمن تأکید این که اینان بهترین های دوره های میانی تاریخ تفکر و تاریخ علم در میان ما هستند، دو نکته دیگر را هم باید مد نظر قرار دهیم. 
نخست آن که بدانیم حاصل تکاپوی علمی و آثار آن در تمدن اسلامی، طی قرون مختلف، چه مقدار بوده، و مهم تر آن که، آیا این میراث علمی، میراثی پویا و متحول متناسب با مفهوم علم و فرضیه و تغییر و پیشرفت علمی بوده، یا آن که بیشتر در فضایی جامد و بی تحرک امتداد یافته است. به نظرم روشن است که با همه عظمتی که این میراث دارد، ما نتیجه روشنی از آن دانش برای ایجاد تحول و انقلاب علمی نگرفته ایم و درجا زده ایم، حالا لازم است بار دیگر تأمل کنیم که اشکال کار در کجا بوده است. 
نکته دیگر این است که در تمدن اسلامی، روشن کنیم اساس این تمدن، روی علم و دانش برگرفته از آثار این بزرگان بوده، یا نوعی دانش توده ای و مردمی سطح پایین در سراسر این تمدن جریان داشته، و هزاران نسخه و اثر از آن شبه علم باقی مانده؛ افکار پوسیده ای که در قالب کتاب و رساله، دست طبیبان و منجمان و قصه گویان بوده و مردم را از آنها سیراب می کرده اند. در این مورد هم ناچاریم اعتراف کنیم تنها بخش اندکی متعلق به خروجی آن اندیشوران نامی در تمدن اسلامی، و اما بخش عمده، مربوط به همان علم توده ای و مردمی است که حاصل و برکشیده هزاران سال اندیشه های علمی عامیانه میان بشر بوده، و بطن اندر بطن در جوامع مختلف امتداد یافته است. 
نکته مهم این است که آن عالمان، می بایست، دانش علمی را به گونه ای سامان می دادند که بتواند این اسکلت فلزی و سخت را که دانش توده ای را حفظ و حراست کرده، بشکنند و تحول و تحرک را در علم پدید آورند، اما چنین اتفاقی نیفتاد و در واقع، پاردایم حاکم بر دانش یونانی هزار سال دیگر هم دوام آورد.
 این که چرا آنها نتوانستند به این نقطه برسند، نکته بسیار مهمی است. در یک کلام، به رغم بزرگی آن افراد، دانش علمی و به طور خاص علوم تجربی ما همان چیزی بود که که بخش مهمش از یونان، و بخش های اندکش از ایران و هند و تجربه های مردمی عرب بهم تنیده شده و محصولی را به عنوان «علوم تجربی» در میان ما شکل داد. بدنه این دانش، و ارکان آن، سبب انقلاب علمی در میان ما نشد، و ما نتوانستیم پارادایم یونانی علوم تجربی و علومی مانند جغرافی و نظیر اینها را تغییر داده و مسیر تازه ای را آغاز کنیم. اگر این انقلاب علمی شده بود که ما باید آثار آن را می دیدیم. چشم که داریم.
بدتر از همه آن که از قرن ششم هجری به بعد، همین تحرک علمی مختصر نیز از بین رفت و با برآمدن اندیشه های شبه عرفانی و تسلط همه جانبه جهان بینی عرفانی بر تمام معرفت بشری، راه علوم تجربی را کاملا سد کرد. ما یک سره به بزرگانی چون فارابی و ابن سینا می نازیم، اما نه تنها آثار خوب آنها برای زمانشان، در دوره بعد نتوانست چارچوب تازه ای برای علوم تجربی بگشایند ـ به مانند آنچه در قرن پانزدهم و شانزدهم و بعد از آن در غرب پدید آمد ـ بلکه چنان جمودی و سکونی بر دانش تجربی ما حاکم شد، که تا هزار سال بعد که حالا باشد، فقط توانستیم به آن افتخار کنیم و به آن ببالیم، اما نتوانستیم هیچ در بسته ای را بگشاییم. زمانی که چراغ علم این بار و دوباره از غرب به این سوی آمد، تسلط و هیمنه آن، چنان ما را به تعجب واداشت که طالب علمان ما، همه مدارس قدیم را کنار گذاشتیم و سراع علوم جدید رفتند. این آثار همان انقلاب علمی است که این بار و مثل دوره ای که یونان میان ما آمد، در میان ما پدید آمد و ما را از گذشته برید. البته مقاومت های بیهوده ای کردیم، و هنوز هم می کنیم و این را به اسم دینی کردن و سنتی کردن علم جدید دنبال می کنیم، اما بیشتر آنچه نوشته می شود، راه به جایی نمی برد. متاسفانه  برخی از ما، مقاومت مان بیشتر است، و با ادبیات عوام پسند، مرتب یاد از عظمت گذشته علمی می کنیم، این که نسخه های این آثار فراوان  است، این که در قرن چهاردهم و بعد از آن آثار ما در اروپا چاپ می شده و ...، اما حقیقت آن است که دنیا راه خود را می رود و علم به سمت گشودن افق های تازه حرکت می کند، بدون این که ملاحظات ما را در نظر بگیرد.

رساله ای عجیب درباره ی تجهیزات رصدی


فرض کنید که در یک طرف رودخانه ای ایستاده اید و قصد دارید تا فاصله ی خانه را که آن طرف رودخانه قرار دارد از خود به دست آورید. ساده ترین راه این است که از یک دوربین دارای فاصله یاب لیزری استفاده کنید تا فاصله ی دقیق خود را از خانه ی مورد نظر به دست آورید. اما اگر فاصله یاب لیزری نداشتید باید از روشهایی که مهندسین عمران و معماری استفاده می کنند استفاده کنید. یعنی باید با تعیین چند نقطه ی مرجع  در این طرف رودخانه که فاصله ی آنها از هم معلوم هستند و استفاده از دوربینهای زاویه یاب و استفاده از یک سری روابط هندسی و مثلثاتی فاصله ی خود را تا خانه ی مورد نظر حساب کنید. حالا سوال دوم این است که اصلا چرا باید این فاصله را بدانیم؟.... دوستانی که با جنگ آَشنا هستند به خوبی می دانند که در بسیاری از موارد لازم است که فاصله تا یک نقطه را بدانیم بدون اینکه امکان دسترسی به آن نقطه را داشته باشیم. مثلا یک دیده بان می خواهد فاصله ی محل تجمع دشمن را گرا بدهد. لازم است که اول مختصات دقیق خود را گزارش بدهد و بعد فاصله ی مورد نظر را به دست آورده و به مختصات خود اضافه کند تا مختصات هدف به دست آید. واضح است که دشمن اجازه ی اندازه گیری مستقیم را به دیده بان نخواهد داد. یا در موارد دیگر افسر هدایت آتش توپخانه ی یک کشتی باید بدون نزدیک شدن به ساحل بتواند فاصله ی کشتی خود تا مواضع دشمن تا خشکی را محاسبه کند تا بتواند آتشی موثر بر علیه دشمن بریزد. ذکر این گونه مسائل را می توان تا ساعتها ادامه داد و مثالهای مختلفی از این گونه موارد زد. نکته ی اصلی این است که برای تخمین فاصله یا باید از روشها تخمینی و تقریبی استفاده کنیم و یا با اندازه گیری زوایا با دوربینهای دقیق مهندسی به یک فاصله ی دقیقتر برسیم.
اما نکته ی تاریخی قضیه در این است که این گونه مسائل نه تنها ما بلکه اجداد ما را هم درگیر خود کرده بودند. در بسیاری از موارد کسانی که به شغلهایی چون معماری، مساحی، هدایت کشتی، هدایت آتش منجنیق، رصد ستارگان و سیارات و ... می پرداختند باید از همین روشهای غیرمستقیم مثلثاتی برای به دست آوردن فاصله ها استفاده می کردند. نکته ی جالب این است که روشهای ریاضی که آنها به کار می بردند مشابه روشهایی است که امروزه ما به کار می بریم. فقط در طی این دوران دستگاه های زاویه یاب پیشرفت کرده اند و البته اساسی ترین پیشرفت آنها مجهز کردنشان به دوربین (تلسکوپ) بوده است. پیشنیان ما با ساخت دستگاه های اندازه گیری گاه ساده و گاه پیچیده سعی می کردند زوایه های مناسب برای اندازه گیری فواصل را به دست بیاورند. این دستگاه ها اشکال و اندازه های مختلف و گوناگونی داشته اند که معروف ترین آنها اصطرلاب است.
دستگاه رصدی ذات الحلق
الان که در حال خواندن این سطور هستید این حقیر در حال تصحیح یک نسخه ی خطی متعلق به عبدالرحمن خازنی هستم که در توضیح روش ساخت این چنین دستگاه ها و نحوه ی کاربرد آنها است. خازنی اندازه گیریهایی که از سیارات و ستارگان به دست آورد در زیج سنجری گرد آوری کرده است. برای دوستانی که شاید خیلی با تاریخ علم آشنا نباشند توضیح می دهم که خازنی هم دوره ی خیام بوده و از جمله کسانی بوده که به همراه خیام تقویم جلالی را استخراج کرده بودند. برای اینکه حس بهتری نسبت به کاری که اکنون مشغول آن هستم به دست بیاورید یک صفحه از این رساله را تقدیم می کنم.

مکتبهای فلسفی در ایران

و بازهم سرآغازهای علم در غرب

من قبلا درباره ی کتاب بسیار خوب لیندبرگ با نام سرآغازهای علم در غرب اینجا صحبت کرده ام. اینک خلاصه ی تمام کتاب ( و نه فقط 3 فصل اول) را در دو فایل پی دی اف تقدیم دوستان می کنم. البته بازهم تاکید می کند که حتما به متن خود کتاب مراجعه بکنید که بسیار جذاب است و گویا.
قسمت اول

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان