پنجشنبه 16 آبان 1398 08:12 ق.ظ نظرات ()
این که چرا کسانی که دم از انسانیت می زنند و وظیفه در برابر جامعه و این حرفها، در برابر بیماری های خطرناکی مثل سارس و ابولا و ایدز هیچ کاری انجام نمی دهند به این خاطر نیست که خدای ناکرده چسبیده اند به مطبها و دکان های عطاریشان یا از بس که سرگرم حجامت و زالو انداختن هستند فرصت نجات دادن مردم را ندارند. نه خیر! اتفاقا این بندگان خدا از خدایشان بود اگر می توانستند که حتی اگر شده یک نفر مبتلا به ابولا یا سارس را درمان کنند تا گوساله پرستان در بوق و کرنا کنند که سروران ما هر بیماری لاعلاجی را قادرند درمان کنند و یک شبه می زدند و کل پزشکان مدرن را به دریا می ریختند. یعنی از نظر پروپاگاندا هم که شده درمان یک نفر ابولایی برای اینان صد هزار برابر ارزش دارد تا درمان مثلا بنده و جناب عالی. پس مسئله مسئله ی جیب من و شما نیست چون ماشاالله این عزیزان از فروش روغن زالو و کف دریا و .... به جیب زده اند. اما چه عاملی باعث می شود که این سروران دست به چنین اقداماتی نزدنند و با الحاوی رازی و القانون سینا به جنگ سارس و ایدز و ابولا نروند؟
حقیقت این است که به قول رضا مارمولک طب سنتی دست و بال ایشان را بسته است. از هر نظر اگر طب سنتی سرآمد انواع روشهای درمانی جهان باشد، که نیست، باید بدانیم که یک طبیب سنتی، یا به قول خودشان حکیم، از نظر تشخیص عاجز است. یعنی طب سنتی وقتی پای تجویز در میان باشد میدان دار است ولی در زمینه ی تشخیص کاملا فشل است. چرایش را الان می گویم.
فرض کنید که شما، زبان م لال، سرطان مغز استخوان گرفته اید. می روید پیش فلان حکیم معروف در حالیکه نه خودتان می دانید چه بیماری دارید و نه ایشان هیچ سابقه ای از شما دارند. حالا قرار است که جناب حکیم باشی دکتر علفیان بیماری شما را تشخیص بدهند. روشهای تشخیص ایشان چیست؟ فهرست می کنم:
  • نگاه کردن به قاروره (یعنی تشخیص بیماری از روی رنگ ادرار)
  • نگاه کردن به زبان (یعنی تشخیص بیماری از روی رنگ زبان)
  • نگاه کردن به رنگ بدن بیمار ( از نظر رنگ پریدگی و سرخ شدن و ...)
  • گرفتن نبض بیمار
  • دست زدن به پیشانی بیمار (که تب کرده یا خیر)
تمام شد. یعنی آدم باید واقعا یک چیزیش بشود که یک پزشک مدرن را که به انواع روشهای تشخیص آزمایشگاهی و رادیولوژی و ام.آر.آی و چه و چه و چه مجهز است ول کند و برود سراغ کسی که با نگاه کردن به رنگ ادرار قرار است بیماری اش را تشخیص بدهد. شما فکر می کنید که حکیم مزبور با تکیه بر این روشهای عهد چپق به احتمال چند درصد می تواند انواع مختلف سرطان را تشخیص بدهد؟ یعنی شما واقعا زندگی خودتان و عزیزانتان را در دست چنین افرادی می گذارید.
از میان پنج روش تشخیص طب سنتی تنها گرفتن نبض بیمار است که دقیق است و آن هم نه به دلیل حذاقت بیش از حد اطبای سنتی است بلکه به دلیل طبیعت نبض است که به صورت منظم می زند و اگر کم و زیاد بشود قابل تشخیص است. این بندگان خدا که هیچ حتی بزرگانشان مانند ابن سینا و رازی هم آنقدر هوشمند نبودند که برای تشخیص تب بیمار دست کم یک دماسنجی چیزی اختراع کنند. یعنی واقعا اگر درجه حرارت بدن بیمار 38 درجه باشد یا 39 درجه چطور تشخیص می دهند این اختلاف یک درجه ای را؟ همین طوری روی هوا؟
طب سنتی 2500 سال است که در حوزه ی روشهای تشخیص بیماری ها درجا زده است و جالب این که مدعیان این نوع طبابت خود را از تمام پزشکان مدرن سر می دانند. درحالیکه انواع زیادی از سرطان را طب مدرن درمان کرده است و روشهایی چون پرتو درمانی و شیمی درمانی جان افراد زیادی را نجات داده اند بد نیست که مدعیان طب سنتی و گوساله پرستانی که صدای این گوساله ی سامری را در فضای مجازی جار می زنند یک بار بیایند و از پیشرفتهای خود در زمینه ی تشخیص بیماری ها و درمان انواع سرطان بگویند. 
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد