منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 31 فروردین 1394 10:22 ق.ظ نظرات ()

    رضاکیانی موحد

     File:ShepherdByzempire1265.jpg

    همسایگی مغولها و حکومتهای تحت الحمایه ی آنها با بیزانس در سال 1265

    گفتیم که به دفعات حاکمانی که از نظر مذهبی دشمن ( و یا دست کم رقیب) هم بودند بر علیه دشمنان خود متحد می شدند. اینبار به سراغ اتحاد بین مغولها و اروپائیان مسیحی در قرون 13 و 14 میلادی می رویم.

    اندک مدتی پس از مرگ چنگیز قدرت نظامی مغولها دچار فرسایش شد. یکی از علتهای این فرسایش تقسیم حکومت بزرگ باقی مانده از چنگیز بین تعدادی از شاهزادگان مغول بود. این شاهزادگان ،که در بین خود رقابت داشتند، همزمان ناچار بودند که با دیگر قدرتهای همسایه نیز نبرد کنند. از همین رو،و بر خلاف سنت چنگیزی که حاکمی را جز به خراجگذاری خود قبول نداشت، ناچار به اتحاد با دیگر دولتها روی آوردند. یکی از موارد اتحاد مغولها اتحاد بین آنها و امپراطوری بیزانس بود. امپراطوری بیزانس که در طی بیش از 10 قرن توانسته بود با روشهایی چون تفرقه بینانداز و حکومت کن و اتحادهای موقت با همسایگان قدرتمندش به حیات خود ادامه دهد اتحاد با مغولها را به فال نیک گرفت چرا که فرصت تنفس بیشتری را برای این امپراطوری کهن فراهم می کرد. نیروی مغول کمکی بود در راه رسیدن به جاه طلبی های بیزانس در جنگهای صلیبی.

    سرآغاز

    پس از نبرد کوزه داغ در سال 1243 امپراطوری ترابوزان تسلیم مغولان شد و دربار نیقیه دژهایش را به حالت آماده باش درآورد. در اوایل دهه 50 بالدوین دوم ،پادشاه بیزانس، سفیری به نام شوالیه بوادیون هایناوت به مغولستان فرستاد. وی از پس از بازگشت به نزد بالدوین رفت و بالدوین سفیر دیگری به نام ویلیام روبراکی را برای ادامه ی مأموریت بوادیون به مغولستان فرستاد. ویلیام پس از بازگشت گزارش داد که سفرایی از دربار نیقیه را در دربار خان مغول ملاقات کرده است.

    قدم بعدی

    امپراطور میخائیل هشتم پس از رسیدن به تاج پادشاهی بیزانس شروع به جستجوی راهی برای اتحاد با مغول ها پرداخت. در آن زمان آیین نسطوری در بین مغولان به شدت گسترده شده بود و مسیحیان امیدوار بودند که بتوانند از نفوذ هم کیشهایشان در بین سرداران مغول به نفع خود و بر ضد مسلمانان استفاده کنند.

    میخائیل در سال 1263 با خان اردوی طلایی یک موافقتنامه امضا کرد و دو تن از دخترانش را به ازدواج خانهای مغول درآورد. در نتیجه، اوفرسویان پالایوجینا به عقد نوقای خان (خان اردوی طلایی) و ماریا پالایوجینا به ازدواج آباغاخان (فرمانده ی ایلخانیان در ایران) در آمدند.

    بر اساس یک نامه از پاپ کلمنت چهارم به تاریخ 1267، آباغا موافقت کرد تا سربازانش را با سربازان پدرزنش متحد کند تا در جنگ های هشتم صلیبی به کمک صلیبیون حاضر در فلسطین بشتابند:

    " شاه فرانسه و ناواره، پرچم مبارزه را به دست گرفته و آماده ی حمله به دشمنان مسیح می شود. شما به ما نوشته اید که دوست دارید تا به نیروهای پدرزن خود (میخائیل هشتم) ملحق شوید تا به یاری لاتینها بشتابید. ما شما را بسیار می ستاییم اما تا از حکمرانان مسیحی نپرسیم نمی توانیم بگوییم که چه راهی را برای شما انتخاب کرده اند. ما پیشنهادهای شما را به آنها ابلاغ خواهیم کرد و پس از روشن شدن افکار آنها شما را از طریق یک پیک مطمئن از تصمیمات آنها آگاه خواهیم کرد."

    نامه ی پاپ کلمنت چهارم به آباغا (1267 میلادی)

    در سال 1265 برکه خان ارتش اردوی طلایی را تحت فرمان نوغای به تاراس فرستاد تا بیزانس مجبور شود سفیر ممالیک ، و شاه سابق سلجوقی ها، کیکاووس دوم را آزاد کند. بر اساس منابع مصری، میخائیل موافقت کرد تا برای خان مغول در روسیه پارچه و منسوجات بفرستد. هنگامی که میخائیل به اهمیت اتحاد با مغولها پی برد با نوغای متحد شد و از وی برای دفع بلغارها کمک گرفت. در سال 1282 یک سپاه مغول به استعداد 4 هزار نفر در قسطنطنیه مستقر شدند تا با حاکم تسالی بجنگند.

    اتحاد در زمان آندرونیکوس دوم

    پس از سال 1295 آندرونیکوس دوم ،در عوض کمک مغول به دفع ترکمنها از مرز بیزانس، به غازان پیشنهاد اتحاد نظامی داد. غازان به پیشنهاد آندرونیکوس پاسخ مثبت داد و قول داد تا از تاخت و تاز مهاجمین به خاک بیزانس ممانعت کند. با مرگ غازان در سال 1308 بیزانسی ها برای او مراسم سوگواری برگذار کردند.

    اولجایتو ،جانشین غازان، نیز به راه غازان ادامه داد. او برای کمک به به بیزانس 40 هزار سرباز در اختیار آنان گذاشت. آندرونیکوس دخترش را به ازدواج توغتوآ درآورد اما در انتهای حکومت آندرونیکوس رابطه ی بین دو قدرت شکرآب شد و مغولها به تاخت و تاز در سرزمینهای بیزانس (1320-1324 میلادی) پرداختند.

    با به قدرت رسیدن آندرونیکوس سوم روابط بیزانس به مغولها بدتر شد. در سال 1341 مغولها تصمیم گرفتند تا به قسطنطنیه حمله کنند و آندرونیکوس مجبور شد تا برای جلوگیری از حمله ی آنها سفیری را به دربار خان مغول بفرستد.

     منبع

    file:///K:/New%20project/Byzantine%E2%80%93Mongol_alliance.htm

    آخرین ویرایش: دوشنبه 31 فروردین 1394 12:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 21 مرداد 1392 09:34 ب.ظ نظرات ()



    در قسمت اول این سلسله مباحث بیان کردیم که در طول تاریخ همواره این رسم نبوده که کشورها (یا حاکمانی) با مذهب یکسان بر علیه یک کشور (یا حکمروای) دیگر متحد شوند. گاه نیز فرصتهایی پیش می آمد که دو فرمانروا با دو مذهب مخالف بر علیه فرمانروایی دیگر که با یکی از آنها هم مذهب بود متحد می شدند.

    در اروپای قرن شانزدهم امپراطوری هابزبورگ قدرت اول قاره به حساب می آمد. این امپراطوری از به ارث رسیدن مناطق گوناگونی در ایتالیا، اتریش، اسپانیا و هلند به یک نفر ،شارل پنجم، تشکیل شده بود. قدرت گرفتن هابزبورگها به قدری برای فرانسه هراس آور بود که پادشاهان فرانسه برای مشغول کردن و محصور کردن آنها حاضر به هر کاری بودند. محاصره شدن فرانسه از دو طرف (اسپانیا و اتریش) از دیدگاه استراتژیک وضعیت وخیمی را برای فرانسه رقم زده بود و فرمانروایان فرانسه با امید به اینکه فشار ترکهای عثمانی در مرکز اروپا سبب خواهد شد تا از فشار هابزبورگها بر فرانسه کاسته شود به سمت اتحاد با ترکها حرکت کردند.

    File:Empire-Roman-Emperor-Charles-V.jpg

    زمینهایی که شارل از اجدادش به ارث برد

    توسعه طلبی ارضی عثمانی در طی قرون چهاردهم تا شانزدهم و وارد شدن آنها به بالکان آنها را به صورت همآوردی جدی برای امپراطوری مقدس رم درآورده بود. این دو قدرت خود را در بهره برداری از بالکان محق می دانستند و منافع ملی خود را در احاطه بر این نقطه از جهان تعریف کرده بودند. البته عثمانی خود را محدود به بالکان نکرده بود و از هر فرصتی برای رسیدن به قلب اروپا استفاده می کرد. به همین دلیل بود که وقتی فرانسه به سمت اتحاد با عثمانی حرکت کرد ترکها با آغوش باز از آنها استقبال کردند. این اتحاد در دنیای مسیحیت با نام "اتحادیه نامقدس" معروف شد و تقریبا تا زمان حمله ی ناپلئون به مصر برقرار بود.


    File:Ottoman empire.svg

    متصرفات عثمانی از قرن پانزدهم تا هفدهم میلادی

    ظاهرا اولین تماس بین دو کشور در زمان لویی یازدهم و با فرستادن سفیری از جانب بایزید دوم صورت گرفت. همانطور که ذکر شد در همین دوران رقیب قدرتمند بایزید ،تیمورلنگ، به دنبال متحدی در میان کشورهای اروپایی می گشت. به هرحال لویی یازدهم از ملاقات سفیر بایزید خودداری کرد و تلاشهای دیپلماتیک ترکها را ناکام گذاشت.

    پس از اینکه فرانسیس اول به پادشاهی فرانسه رسید تصمیم گرفت که به مقابله ی مستقیم با شارل پنجم بپردازد. فرانسیس خود را دارای حقوق قانونی نسبت به پادشاهی قسمتهایی از شمال ایتالیا می دانست و تصمیم گرفت که حق خود را با توسل به زور به دست آورد. به هر صورت شارل در ایتالیا نقاط اتکای فروانی داشت و می توانست تهاجمهای فرانسه را ناکام بگذارد.


    Francis1-1.jpg

    فرانسیس اول


    Titian - Portrait of Charles V Seated - WGA22964.jpg

    شارل پنجم امپراطور روم مقدس


    فرانسیس اول ،که به دنبال متحدی بر علیه هابزبورگهای می گشت، بین سالهای 1522 تا 1525 سفرایی به جانب لهستان و مجارستان ارسال کرد. در نتیجه ی این اقدامات در سال 1524 اتحادی بین فرانسیس اول و زیگیزموند اول ،شاه لهستان، صورت گرفت.

    هنوز مدتی از این اتحاد نگذشته بود که فرانسیس اول در نبر پاویا(24 فوریه 1525) از شارل پنجم شکست سختی خورد و خودش نیز اسیر شد. پس از چند ماه اسارت، فرانسیس ناچار شد تا بر سر میز مذاکره بنشیند و شارل یک صلح کارتاژی را بر او تحمیل کرد. فرانسیس اول معاهده ی پاریس را امضا کرد و رسما دوکنشین بورگوندی و شارولایز را به شارل واگذار کرد و از ادعاهای خود در ایتالیا چشم پوشی کرد. البته فرانسیس به هیچ وجه قصد نداشت که به مفاد این معاهده وفادار بماند و در کمین فرصتی بود تا دوباره با شارل سرشاخ شود. به هر صورت قدرت نظامی کوبنده ی هابزبورگها فرانسیس را مجبور کرد تا به دنبال متحدی خارج از قدرتهای اروپایی آن زمان بگردد؛ سلطان سلیمان قانونی.


    File:Imperial Circles 1512 en.png

    امپراطوری مقدس روم در سال 1512

    File:Western Europe in the Time of Charles V (1525).png

    نقشه ی اروپا پس از جنگ پاویا

    فرانسیس برای اینکه زهر مخالفان داخلی اش را بگیرد توافقنامه ای درباره ی کاپیتولاسیون مردمش در سرزمین فلسطین،که آن زمان تحت سلطه ی عثمانی بود، با سلطان سلیمان امضا کرد تا هدف خود از نزدیک شدن به مسلمانان را حفاظت از مسیحیانی که تحت سلطه ی عثمانی زندگی می کردند جلوه دهد.  تجار فرانسوی ،از قِبَل این توافقنامه، از امتیازهای فراوانی در خاک عثمانی برخوردار شدند. از سوی دیگر اتحاد با فرانسه سبب می شد که وجه ی عثمانی در بین کشورهای اروپایی بالا برود و نفوذ سیاسی این کشور ،به عنوان متحد اصلی یکی از قدرتهای بزرگ، افزایش پیداکند.

    فعالیتهای دیپلماتیک فرانسه سلیمان را در حمله سال 1526 به مجارستان تشویق کرد و نتیجه ی عملیات نظامی سلیمان شکست سنگین مجارها در نبرد معروف موهاکس بود.


    EmperorSuleiman.jpg

    سلیمان قانونی

    اما در نهایت فرانسیس اول دوباره از شارل شکست خورد و در سال 1529 ناچار به امضای قرار داد پیا د دامس شد. سلیمان به تحرکات نظامی خود ادامه داد و در سال 1529 ،و بعدتر در سال 1532، وین ،پایتخت شارل، را محاصره کرد.

    ادامه دارد...

    رضاکیانی موحد


    ادامه ی قسمت دوم


    انتهای قسمت دوم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه