منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 23 تیر 1397 10:34 ق.ظ نظرات ()

    SU-76i self-propelled gun was armed with a 76.2 mm (3 in) S-1 anti-tank gun

    با شروع سال 1941، روسها شروع به استفاده از تعدادی از تانکهای غنیمت گرفته شده از آلمانها بر علیه خود آلمانها کردند. بعضی وقتها توپ این ماشینها را با توپهای روسی عوض کرده بودند. این ابتکاری برای واحدهای خط مقدم بود تا کمبود تجهیزات خود را که ناشی از تلفات سنگین بود جبران کنند. در سال1942، با شروع پروژه اس.جی-122آ وضعیتی متهوارانه پدیدار شد. آن پروژه موفقیت آمیز نبود و در انتهای سال 1942 -که نبرد استالینگراد به روسها اجازه داد که صدها تانک آلمانی را غنیمت بگیرند- آن پروژه رها شد. در ابتدای سال1943 روسها سعی کردند تا از این غنیمتها استفاده کنند. شاسی آنها بدون تغییر ماند اما قسمتهای ثابت خدمه بزرگتر شد و توپهایی مانند آنکه در تی-34 /76 نصب شده بود بر روی آنها کارگذاشته شد.

    Battle of Kursk SU-76i attached to the 5th Guards.

    سلاح جدید اولین بار در ماس1943 آزمایش شد و در نبرد کورسک در برابر صاحبان پیشینش بکاررفت. آنها را در هنگهای توپهای خودکششی –درکنار اس.یو-76 ها- جای دادند. اگرچه قسمت خدمه آنها فراخ بود آما این ماشینها ایرادی مشترک داشتند که تمام تانکهای آلمانی که توسط روسها مورد استفاده قرارمی گرفتند از آن رنج می کشیدند؛ انها بسیار شکننده بودند. از جمله شکایتهای خدمه آنها این بود که اس.یو- 76آی باید در هوای سرد به سختی روشن می شد. در تحت این شرایط، ماشین به سرعت در وضعیتی گرفتار میش د که نیاز به تعمیر پیدا می کرد و بلااستفاده می شد حتی بدون اینکه صاحبان سابقش دخالتی کرده باشند. زمانی که اس.یو-76 در تعدادی معنی دار در سال1943 تولید شد اس.یو- 76آی را در سال1944 برای وظایف آموزشی در نظرگرفتند و از سال1945 آنها را بازنشسته کردند. بعضی از آنها دوباره توسط آلمانها غنیمت گرفته شدند و دوباره بر علیه روسها وارد خدمت شدند.

    نویسنده دومینیک لومایر

    مترجم رضا کیانی موحد

    نیروی محرکه

    قدرت: 300اسب بخار

    قدرت ویژه:14 اسب بخار /تن

    سرعت در جاده:50 کیلومتر برساعت

    برددر جاده:180کیلومتر

    موتور: 1مایباخ

    متفرقه

    وزن:22000 کیلوگرم

    خدمه:4نفر

    تولید

    تعداد:201عراده

    از:مارس1943

    تا:نوامبر1943

    تسلیحات و زره

    1قبضه توپ 76.2میلیمتری با 98گلوله

     

     

    آخرین ویرایش: شنبه 23 تیر 1397 01:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 6 آذر 1393 02:09 ق.ظ نظرات ()


     

    از شرکت کنندگان در جنگ چریکی کشورهای بالتیک

    دوره فعالیت : 1941-1940  ، 1956 – 1944

    منطقه فعالیت : کشورهای بالتیک

    نیروی نظامی : حدود 50 هزار نفر

    متحدان : دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا ، آمریکا و سوئد ، ارتش فنلاند

    دشمنان : ارتش سرخ ، کمیسیون امور داخلی اتحاد جماهیر شوروی   (NKVD)

     

    برادران جنگل پارتیزان های استونیایی ، لیتوانیایی و لتونیایی بودند که طی دوره اشغال کشورهای بالتیک از سوی حاکمان شوروی به هنگام جنگ جهانی دوم و پس از آن جنگی پارتیزانی علیه حکومت کمونیستی به راه انداختند . طی همین دوره در مناطق شرقی اروپا از جمله بلغارستان ، لهستان ، رومانی و بخش غربی اوکراین نیز جنبش های ضدکمونیستی مشابهی در حال فعالیت بودند . ارتش سرخ طی سال های 1940 تا 1941  کشورهای مستقل بالتیک را اشغال کرد و پس از دوره ای از تسلط آلمان نازی ، توانست در عملیات های سال های 1944 و 1945 بازهم کنترل منطقه بالتیک را به دست بگیرد. طی سال های بعد و با شدت گرفتن سرکوب استالینیستی ، بیش از 50 هزار تن از مردم این کشورها برای سازمان دهی مقاومت مسلحانه علیه حاکمان شوروی به مناطق روستایی که در پناه پوشش متراکم جنگلی بود پناهنده شدند .

    واحدهای درگیر در جنبش مقاومت ضدکمونیستی اندازه ها و ترکیب های مختلفی داشتند . از پارتیزان های با فعالیت انفرادی ، واحدهای مسلح صرفا دفاعی ، تا گروه های بزرگ و با سازمان دهی مناسبی که قادر بودند در حجم و مقیاسی بالا با ارتش عظیم شوروی درگیر شوند ، در جنبش مقاومت درگیر بودند .

    پیش زمینه

    ریشه های نام گذاری

    اصطلاح  ( برادران جنگل ) نخستین بار طی انقلاب سال 1905 روسیه در کشورهای بالتیک بر سر زبان ها افتاد . منابع مختلف اشاره می کنند که در این دوره این اصطلاح به دهقانان شورشی یا معلمان مدرسه ای که به جنگل ها پناه می بردند اطلاق می شده است .

    گیر افتادن میان دو قدرت

    استونی ، لتونی و لیتوانی در سال 1918 و پس از فروپاشی امپراتوری روسیه استقلال خود را به دست آوردند . مردم استونی و لتونی که از قرن 12 میلادی تا آن زمان از داشتن کشوری مستقل محروم بودند اکنون با شوق جذب ایده هایی مانند ملی گرایی و حق تعیین سرنوشت می شدند . در همین زمان لیتوانیایی ها کشور مستقل خود را برپا ساختند . لیتوانی تاریخ غنی و پرافتخاری داشت و طی قرن چهاردهم میلادی بزرگترین کشور اروپا به شمار می رفت ، اما از سال 1795 تا پایان جنگ جهانی اول تحت اشغال نیروهای امپراتوری روسیه بود . اعلامیه های دول متفق در جنگ جهانی دوم از جمله منشور آتلانتیک به مردم کشورهای بالتیک که ابتدا اشغال گری شوروی و سپس آلمان نازی را تجربه کرده بودند نوید می داد که پس از جنگ می توانند کشورهای مستقل خود را داشته باشند . لیتوانی بر خلاف لتونی و استونی طی جنگ جهانی دوم شاهد سازمان دهی واحدهای وافن اس اس آلمان نازی از جمعیت بومی خود نبود . در سال 1944 مقامات نازی یک نیروی 20 هزار نفری با تجهیزات ضعیف را تحت عنوان ( نیروی دفاعی قلمرو لیتوانی ) به فرماندهی ژنرال پوویلاس پلشاویچیوس سازمان دهی کردند تا با پارتیزان های کمونیست تحت فرمان آنتاناس سنیچکوس بجنگد . این نیروی تازه تاسیس ملی گرا خود به زودی به تهدیدی علیه حکومت اشغالی آلمان نازی تبدیل شد . اعضای عالی رتبه این نیرو در 15 می 1944 دستگیر شدند و ژنرال پلشاویچیوس به اردوگاه کار اجباری سالاسپیلس در لتونی فرستاده شد . با این حال نیمی از نیروهای نیروی یاد شده با تشکیل واحدهای چریکی به مناطق روستایی پناه بردند تا برای جنگ چریکی علیه ارتش سرخ در جبهه شرق آماده شوند .

    جنگ چریکی در استونی و لتونی تا حدی ریشه در تصمیم هیتلر برای عقب نشینی کامل از استونی در میانه سپتامبر 1944 داشت . فرمان هیتلر به سربازان استونیایی و از جمله  لشکر 20 ام وافن اس اس ( لشکر اول استونی ) اجازه می داد در صورت تمایل در کشور خود بمانند و از آن دفاع کنند . ارتش گروه کورلند متشکل از سربازان بالتیکی از آخرین نیروهای وابسته به آلمان بود که سرانجام در سال 1945 و پس از محاصره شدن در شبه جزیره کورلند تسلیم شد . بسیاری از سربازان استونیایی و لتونیایی و تعداد کمی از سربازان باقی مانده آلمانی طی سال های بعد از جنگ در مناطق روستایی به عنوان برادران جنگل به جنگ علیه شوروی ادامه دادند . برخی نیز به بریتانیا و سوئد گریختند و با همکاری سازمان های اطلاعاتی این کشورها به پشتیبانی از برادران جنگل پرداختند .

    در حالی که  وافن  اس اس درباره ارتکاب جرایم جنگی و جرائم دیگر مجرم شناخته شد و پس از جنگ یک سازمان جنایتکار و ممنوعه اعلام گشت ، محاکمات نورمبرگ به روشنی سربازان وظیفه را از این قاعده مستثنی می کرد :

    (( اعلان های قانونی مبنی بر مجرم بودن در چهارچوب گروه شامل کسانی می شود که رسما و به صورت اداری عضو اس اس بوده اند و با آگاهی از ارتکاب جنایت توسط آن در داخل سازمان باقی مانده اند ، یا شخصا در ارتکاب این جرائم مشارکت داشته اند . اما کسانی که توسط دولت و به اجبار وارد سازمان شده و انتخاب دیگری نداشته اند و در جرائم شرکت نداشته اند از این قاعده مستثنی هستند )) .

    در سال های 1950 - 1949  ایالات متحده در مورد اعضای سابق اس اس در استونی و لتونی قانون زیر را که در 1 سپتامبر 1950 به ثبت رسید پذیرفته بود :

    (( واحدهای وافن اس اس در کشورهای بالتیک در ایدئولوژی ، اهداف ، فعالیت ها و نحوه عضویت با اس اس آلمان نازی وضعیت متفاوتی داشته اند و بنابراین کمیسیون مربوط آن ها را نسبت به دولت ایالات متحده متخاصم نمی داند )) .

    دولت لتونی پس از فروپاشی شوروی سابق  نیز اعلام کرد که لژیون لتونی ، شامل لشکرهای 15 و 19 لتونیایی وافن اس اس ، یک سازمان جنایتکار و همکار نازیسم نبوده است . مارت لار که طی سال های 1994-1992 و 2002-1999  نخست وزیر استونی بود در کتاب خود ،  ( جنگ در میان درختان : تقلای استونی برای بقا 1956-1944 ) ، تبلیغات شوروی مبنی بر راه اندازی مقاومت بالتیک توسط زمین داران بزرگ و افسران نازی را رد کرد و به این نکته اشاره کرد که در صفوف برادران جنگل افراد ضد نازی و پارتیزان های سابق کمونیست هم وجود داشتند .

    با شروع فرایند سربازگیری از طرف ارتش سرخ در کشورهای بالتیک پس از جنگ ، صفوف برادران جنگل از لحاظ اندازه به طرز قابل ملاحظه ای افزایش یافت . در برخی مناطق تنها نیمی از افراد ثبت شده در دفاتر سرباز گیری خود را معرفی کرده بودند . آزار خانواده های افرادی که خود را معرفی نکرده بودند افراد بیشتری را واداشت که به مناطق جنگلی پناه ببرند . بسیاری از افراد فراری سلاح هایشان را نیز همراه خود بردند.

    جنگ تابستانی

    با حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی در 22 ژوئن 1941 ، ژوزف استالین طی یک نطق رادیویی در 3 جولای اعلام کرد در مناطقی که از آن ها عقب نشینی صورت می گیرد سیاست زمین سوخته  اجرا خواهد شد . حدود 10 هزار نفر از اعضای برادران جنگل که خود را به صورت واحدهای گارد ملی در سراسر منطقه سازمان دهی کرده بودند به نیروهای NKVD یورش بردند و ضمن نابود کردن گردان های متعدد و ارتش 8 ام ( به فرماندهی  سرلشکر لیوبوتسو ) 4800 نفر از اعضای این واحدها را کشته و 14 هزار تن دیگر را اسیر کردند . نبرد تارتو دو هفته طول کشید و منجر به انهدام بخش بزرگی از شهر شد . سرانجام برادران جنگل به فرماندهی فردریک کورگ توانستند نیروهای شوروی را از شهر بیرون برانند . تا 10 جولای مناطق جنوبی استونی از سلطه شوروی خارج شده بود . NKVD پیش از عقب نشینی از تارتو 193 نفر از زندانیان را در 8 جولای به قتل رساند.

    ارتش 18 ام آلمان طی روزهای 7 تا 9 جولای از مرز جنوبی استونی عبور کرد . آلمانی ها با همکاری برادران جنگل و دیگر گروه های مسلح بومی به پیشروی خود در استونی ادامه دادند . در شمال استونی  گردان های تخریب چی بالتیک تاثیر بزرگی داشتند و سرانجام آخرین  ناحیه بالتیک هم از دست شوروی سابق خارج شد . نیروهای مشترک آلمانی –استونیایی در 17 آگوست ناروا و در 28 آگوست ، تالین ، پایتخت استونی ، را تصرف کردند . در آن روز و با پایین کشیده شدن پرچم سرخ شوروی ، استونیایی ها توانستند چند ساعت پیش از آن که پرچم رایش در تالین به اهتزاز درآید ، پرچم استونی را بر فراز ساختمان های دولتی ببینند . با خروج نیروهای شوروی ، ارتش گروه شمالی آلمان تمامی نیروهای برادران جنگل و گارد ملی را خلع سلاح کرد . چریک های مناطق جنوبی استونی  در آگوست 1941 بار دیگر و تحت عنوان گارد ملی تجمع یافتند . اعضا ابتدا از حلقه های دوستان نزدیک تشکیل شده بودند . در مرحله بعدی افرادی که پیشتر عضو سازمان های کمونیستی نبودند به عضویت پذیرفته شدند . نیروهای گارد ملی استونی از سازمان دهی  ارتش سابق استونی و نیروهای دفاعی آن پیروی می کردند و تا حدی از قوانین تحمیلی دولت اشغالی آلمان در امان بودند .

    وظایف گارد ملی به این شرح بود :

    -       دفاع از ساحل و مرزها

    -       جنگ علیه خرابکاران و جاسوسان

    -       حفاظت از مناطق حساس نظامی

    -       جنگ با کمونیسم

    -       کمک به پلیس استونی و حفظ امنیت عمومی شهروندان

    -        کمک رسانی به هنگام رخ دادن بلایای طبیعی

    -       آموزش نظامی اعضا و شهروندان بومی

    -       تقویت حس میهن پرستی و احساسات ملی شهروندان

    در 15 جولای ، گارد ملی 10200 نفر عضو داشت . در 1 دسامبر 1941 تعداد اعضا به 40599 رسیده بود . تا فوریه 1944 تعداد اعضا در حدود 40 هزار نفر باقی ماند .

    آخرین ویرایش: دوشنبه 3 آذر 1393 09:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 بهمن 1391 06:36 ب.ظ نظرات ()

    ترجمه و تحقیق: محمد حسین پاز

     


    نبرد سیلویک آخرین نبرد بزرگ در جنگ جهانی دوم در منطقه ی چک و اسلواکی بود. در طی روزهای 11 تا 12 ماه می 1945 ، تنها چند روز پس از امضای تسلیم آلمان،  سربازان آلمانی موجود در منطقه، تلاش برای دفاع از خود در برابر حمله پارتیزانهای چکسلواکی و نیروهای ارتش سرخ شوروی و همینطور سعی بر تسلیم خود به نیروهای آمریکایی در آن نزدیکی کردند. در اولین ساعات 12 می 6 هزار سرباز آلمانی تسلیم ارتش سرخ شدند.



    آمریکاییها و شوروی در جلساتی اقدام به مشخص کردن خطوط مرزی کردند که بر طبق آن مناطق تحت کنترل نازیها  که از کنترل آنها در می آمد توسط این دولتها کنترل شود و هرکسی که در این مناطق اسیر شود سرنوشتش به دست یکی از این 2 کشور می افتاد، به عنوان مثال اگر فردی در مناطق شرقی اسیر می شد به دست روسها سپرده می شد.

    در 7 می به تمام نیروهای آلمانی دستور داده شده بود در موقعیت خود باقی مانده و خود را تسلیم نمایند. اما فیلد مارشال فردیناند شرنر فرمانده  قرارگاه ارتش مرکزی که در بوهمیا (بخش غربی جمهوری چک) قرار داشت برای اجتناب از اسیر شدن نیروها به دست روسها و رفتار وحشیانه آنها، به نیروهای خود دستور داد تا راه خود را به زور به سمت غرب باز کرده و خود را تسلیم نیروهای آمریکایی کنند. نیروهای آلمانی بر طبق دستور حرکت کرده و خود را به خط مرزی تعیین شده توسط متفقین که درغرب بوهمیا قرار داشت رساندند. این خط مرزی بر طبق توافقی بین نیروهای غربی و شوروی برای تقسیم آلمان و مشخص کردن محدوده های تحت کنترل توسط دولتهای پیروز بود.

    از آنجاییکه نیروهای شوروی با خط مرزی تعیین شده چندین روز فاصله داشتند، پارتیزانها دست به عملیاتهایی زدند تا از حرکت آلمانها جلوگیری کنند که اغلب این عملیاتها ناموفق بود و با واکنش نیروهای آلمانی نسبت به مردم محلی مواجه می شد. در این بین چندین زد و خورد نیز بین نیروهای ارتش آزادی بخش روسیه که سعی داشتند هر چه سریعتر به این خط مرزی برسند نیز اتفاق افتاد.

     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 29 بهمن 1391 06:40 ب.ظ
    ارسال دیدگاه