منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 16 آبان 1395 02:28 ب.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    کوشش بعدی روسها، عملیات زحل، تهدید می کرد که تا روستوف ، در دهانه ی رود دن در دریای آزوف، پیشروی کند. اگر این عملیات موفقیت آمیز بود می توانست  گروه ارتش دن را از عقبه اش جدا کند و گروه ارتش الف فیلدمارشال فون کلایست را در قزاق در محاصره قراردهد. مانشتاین چاره ای نداشت جز اینکه بدنه ی اصلی ارتش چهارم زرهی را برای دفاع از روستوف منحرف کند. این امر سرنوشت ارتش ششم فون پاولوس را در استالینگراد ،که دست آخر در دوم فوریه 1943 تسلیم شد، مهر و موم کرد.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:23 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 1 آبان 1395 09:02 ق.ظ نظرات ()

    Bundesarchiv Bild 101I-732-0118-03, Hermann Balck.jpg

    دسامبر 1942 برای آلمانها در روسیه فاجعه آمیز بود. ارتش ششم در استالینگراد محاصره شده بود. ژنرال مانشتاین ،فرمانده گروه ارتش دن، نقشه کشیده بود تا با شکستن محاصره توسط حمله ی ارتش چهارم زرهی ،از جنوب شرقی به سمت ولگا، و تک پشتیبانی سپاه چهل و هشتم زرهی، از سمت شمال و گذشتن از رود دن، آنها را نجات دهد. اما قبل از اینکه دو واحد آلمانی دست به دست هم بدهند ارتش پنچم زرهی روسها ،تحت فرمان ژنرال روماننکو، از رود چیر ،از شاخه های فرعی دن، گذشت و در خطوط آلمانها نفوذکرد.

    سپاه چهل وهشتم زرهی ناگهان با نابودی روبرو شد. تنها نیروی موثر رزمی این واحد لشکر یازدهم زرهی بود که تنها چند روز قبل در نزدیک رود روسلاول در بلوروس ،در حدود 400 مایلی شمال غرب عملیاتی شده بود. این واحد هنوز به ستون یک و به تدریج داشت وارد منطقه می شد که با یک مأموریت غیرممکن مواجه شد. اما رسیدن عناصر طلایه دار لشکر به همراه فرمانده ی لشکر ژنرال هرمان بالک ،یکی از بهترین فرماندهان نظامی تاریخ معاصر همراه بود.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:25 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 21 خرداد 1394 02:09 ق.ظ نظرات ()

    Vatutin.jpg

    قبل از جنگ

    نیکولای فیدروویچ واتوتین در دهکده ای در نزدیکی بلگورود اوبلاست امروزی و در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. او در سال 1920 به ارتش سرخ ملحق و وارد جنگ با پارتیزانهای اوکراینی شد. یک سال بعد او به حزب کمونیست پیوست. در سال 1926 واتوتین به آکادمی نظامی فرونژه رفت و تا یک دهه به مطالعه ی نظامی گری پرداخت. با آغاز تصفیه ی بزرگ استالینی در سال 1937 و کنار گذاشته شدن بسیاری از فرماندهان ارتش سرخ، راه برای پیشرفت  واتوتین بازشد و او به فرماندهی ستاد منطقه ی نظامی کیف منصوب شد. واتوتین فعالیتهای نظامی خود را با فعالیتهای سیاسی اش به خوبی در هم آمیخته بود.

    در روز 23 آگوست سال 1939 با امضای معاهده ی مخفی مولوتوف- ریبن تروپ بین روسیه ی کمونیستی و آلمان نازی این دو قدرت تصمیم گرفتند تا اروپای شرقی و مرکزی را بین خود تقسیم کنند. پس از حمله ی آلمان به لهستان استالین تصمیم گرفت که از شرق وارد لهستان شود و در نتیجه واتوتین در میان برنامه ریزان اشغال لهستان قرارگرفت. او در طی عملیات اشغال لهستان به عنوان رئیس ستاد گروه ارتش جنوب خدمت می کرد.

    File:Ribbentrop-Molotov.svg

    تقسیم لهستان بین آلمان هیتلری و روسیه ی شوروی

    واتوتین در مرحله ی بعدی تقسیم اروپا در سال 1940 و تحت فرمان گئورگی ژوکوف ،فرمانده ی معروف ارتش سرخ، بسارابیا را از رومانی گرفت. به عنوان پاداش برای این عملیات بدون خون ریزی واتوتین به درجه ی سپهبدی ارتقاء یافت و به ستاد کل ارتش سرخ راه یافت. به هرحال مشکل اصلی واتوتین این بود که تجربیات رزمی اندکی داشت و دانش وی درباره ی عملیات رزمی و استراتژی بیشتر نظری بود تا عملی.

    تقسیم رومانی بین آلمان و شوروی بر اساس عهدنامه مولوتوف-ریبن تروپ

    عملیات بارباروسا

    اما ماه عسل بین احزاب نازی  و کمونیست چندان هم دیرپا نبود و دست آخر هیتلر به خاطر عدم اطمینان به استالین تصمیم گرفت که در حمله به دشمن پیش دستی کند. این چنین بود که عملیات بارباروسا در روز 22 ژوئن 1941 کلید خورد. در روز 30ام ژوئن 1941 واتوتین به ریاست ستاد جبهه[i] ی شمال غربی تحت فرمان کوزنتسوف منصوب شد. او در این سمت توانست توانایی هایش را بهتر از قبل نمایش دهد. واتوتین شخصیت خاصی داشت و عمدتا در پی این نبود که موفقیتهایش به رخ بالادستی ها بکشد بلکه بیشتر تمایل داشت تا زیردستان با کفایتش را تشخیص داده و آنها را در سلسله مراتب نظامی بالابکشد. خصوصیت اخلاقی دیگر او بی پروائی اش بود. زمانی که در ابتدای جنگ بیشتر افسران عالیرتبه ی ارتش سرخ واحدهایشان از هم گسیخته بود و میل به دفاع داشتند او به دنبال فرصتی برای عملیات تهاجمی می گشت.

    جبهه ی شمال غربی وظیفه ی حفاظت از لنینگراد را برعهده داشت و از 3 ارتش تشکیل شده بود. این جبهه توسط گروه ارتش[ii] شمال ورماخت و لشکرهای پانزر پیشتاز فون مانشتاین تهدید می شد. واتوتین فرماندهی مدافعین روسی در جنوب نوگورود را برعهده گرفت و آنها را برای تهاجم آماده کرد. او سعی کرد تا یکی از واحدهای بزرگ آلمانی را محاصره کند. ضدحمله ی واتوتین مانشتاین را غافلگیرکرد و او را وادار کرد تا مواضع دفاعی بگیرد. گروه ارتش شمال ناچار شد تا تجدید سازمان کند تا بتواند جلوی تهاجم واتوتین را بگیرد. در اثر ضدحمله ی واتوتین ورماخت فرصت حمله در تابستان را از دست داد در حالیکه روسها فرصت پیدا کردند تا خطوط دفاعی اطراف لنینگراد را بیشتر تقویت کنند. همین ناکامی ورماخت در تصرف لنینگراد یکی از مشکلات کلیدی استراتژی آلمانها در مرحله ی اول جنگ شد و آنها را از برنامه های زمان بندی شده شان عقب انداخت. از سوی دیگر، نتایج عملی آنی ضدحمله ی واتوتین کمتر راضی کننده بود. او ظرفیت نیروهایش را بیشتر از حد برآورد و در نتیجه اهداف جاه طلبانه ای برای آنها تعیین کرد، درحالیکه هماهنگی بین نیروهای روسی و هدایت آنها در طی عملیات بسیار ضعیف بود. به علاوه او زمین سخت منطقه را ،که دفاع آلمانها را تسهیل کرده بود، در برنامه ریزی خود برای حمله به حساب نیاورده بود. بی کفایتی افسران زیردستش ،که بازماندگان بی خاصیت تصفیه ی بزرگ بودند، مشکلات واتوتین را بیش از بیش ساخته بود. تنها استثناء در میان آنها حمله ی درخشان یک سرهنگ گمنام به نام ایوان چرنیاخوفسکی ،فرمانده ی لشکر 28ام زرهی، بود. بعدتر علائق مشترک این دو فرمانده را به دوستانی نزدیک تبدیل کرد.

    عملیات بارباروسا-ضدحمله ی نیمه تمام واتوتین با فلش آبی نشان داده شده است.

    نبرد مسکو

    در طی تهاجم زمستانی روسها در سال 1942 و نبرد مسکو نیروهای واتوتین برای اولین بار از آغاز جنگ نزدیک  بود که 2 سپاه آلمانی را محاصره کنند و به دام اندازند. ارتشهای آلمانی و روسی استعدادی یکسان داشتند. در طی نبرد، واتوتین از تاکتیکهای ابتکاری بهره می گرفت در حالیکه پاسخ آلمانها مبتنی بر تاکتیکهای متعارف بود. ارتش سرخ ،عمدتا به خاطر ضعف نیروی هوایی، قادر به شکستن دفاع آلمانها نبود.


    در آوریل 1942 واتوتین توانست در نهایت رخنه ای در خطوط آلمانها ایجاد کند. ورماخت از فرار نیروهایش از حلقه ی محاصره نتیجه ای اشتباه برداشت کرد: نیروهای تحت محاصره می توانند با توسل به پشتیبانی هوایی دربرابر محاصره ی روسها مقاومت کنند تا نیروهای کمکی از راه برسند. این نتیجه گیری غلط بعدتر منجر به فاجعه ی استالینگراد گردید.




    [i] - جبهه معادل روسی یک گروه ارتش در ورماخت است و به طور متوسط شامل 3 تا 4 ارتش می باشد و بین 400 هزار تا یک میلیون نفر استعداد دارد.

    [ii] - در زمان آغاز عملیات بارباروسا ورماخت دارای 3 گروه ارتش شمالی، مرکزی و جنوبی بود. گروه ارتش شمالی به سمت جمهوری های بالتیک و نهایتا لنینگراد حرکت می کرد. گروه ارتش مرکزی در پی اشغال مسکو بود و گروه ارتش جنوبی به سمت قفقاز و چاه های نفت باکو هدف گیری شده بود.

    [iii] - به استعداد  حدود 50 هزار نفر و 250 دستگاه تانک

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 خرداد 1394 09:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه