منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 18 بهمن 1394 01:18 ق.ظ نظرات ()

    در حدود یک سال پیش بود که حمله ی تروریستی به هفته نامه ی فکاهی شارلی اروپاییان را بهت و حیرت فروبرود. مهمانان ناخوانده ای که به ضرب من بمیرم توانسته بودند جواز ورود به خاک اروپا و اقامت در فرانسه را دریافت کنند بدون اینکه اعتنایی به میهمان نوازی میزبانان خود کنند عنان خود را به دست تعصب دینی-مذهبی خود سپردند و 12 کشته و 10 زخمی در پشت سرخود برجای گذاشتند. اکنون که روزها از این حمله سپری شده شاید با جملاتی از این دست که :"این اقدامات از جمله اقدامات کور داعش است" یا "جنایاتی چون این حمله تنها از دست عمال القاعده برمی آید" خود را تسلی دهیم اما آیا واقع این گونه است؟ آیا تنها داعش و القاعده هستند که به جای منطق و بحث و استدلال سلاح به دست می گیرند و جواب مخالفانشان را با سرب داغ می دهند؟ آیا ما ایرانیان در این گوشه از دنیا از آفات خشونتهای قومی-فرقه ای-مذهبی به دور هستیم؟ شاید خود را واکسینه به فرهنگ و تاریخ خود بدانید اما من بعید می دانم که دانش و فرهنگ و مطالعه و... از ما چیزی جز این که هستیم بسازند. فارغ از اینکه که هستیم و به چه می اندیشیم همگی ما بندگان خداوند خشونت هستیم و اگر خواسته ی خود را با خشونت به دست آوریم بعید است که به راه های دیگر فکر کنیم.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 بهمن 1394 08:17 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 شهریور 1392 04:55 ب.ظ نظرات ()



    وقایع چند روز اخیر بار دیگر این موضوع را یادآوری کرد که تفاوت دنیای امروز با دنیای دیروز تنها در رنگ و لعاب است و قانون، همان قانون جنگل و با زورگویی جدید می باشد. حمله ی اخیر شیمیایی  که به حق کاری جنایتکارانه بوده و توسط هر کسی که صورت گرفته باشد، قویا محکوم است.
    هیچ کشوری امروزه به مانند ایران قربانی همچین سلاح کشتار جمعی نبوده و درد آن را به وسعتی که ما تجربه کردیم درک نکرده است.
    کدام عقل سلیمی می پذیرد ارتشی که دست بالا را در میادین نبرد دارد دست به همچین حماقتی که هر فردی از عواقب آن با توجه به تهدیدهای استفاده از آن آگاه است می زند؟ با استفاده از آن کدام گروه امروز ذینفع است؟ ارتش سوریه یا مخالفان مسلح و تروریستها و حامیان منطقه ای آنان که بعد از نزدیک به 2 سال درگیری در حال شکست و عقب نشینی هر روزه بوده اند؟  باید در اینجا این نکته یادآوری شود که زمانی صدام حسین دست به استفاده بسیار گسترده از سلاحهای شیمیایی زد که در حال شکست در جبهه ها بود و در اظهارات خود پس از سقوط در سال 2003 اعلام کرده بود که سلاح شیمیایی تنها سلاحی بود که می توانست جلوی پیشروی ایرانی ها را گرفته و توده های رزمندگان آنها را نابود کند که همین کار را هم کرد.
    این روزها غربی ها با دو رویی آشنایی استفاده از سلاح شیمیایی را خط قرمز اعلام کرده  و خود را دلسوز حقوق بشر دانسته اند. البته از نظر این کشورها ما 2 نوع حقوق بشر داریم. حقوق بشر خوب و حقوق بشر بد.
    به عنوان مثال آنها نه تنها با حملات بسیار گسترده شیمیایی عراق علیه ایران در طول 8 سال جنگ مخالفت نکردند بلکه حتی اقدام به در اختیار گذاشتن و حمایت از آن نیز کردند. در جنگ ویتنام ایالات متحده آمریکا اقدام به استفاده از عامل نارنجی که نوعی ماده سمی است نمود که تا به امروز هنوز کودکانی ناقص و معلول بر اثر همان سموم به دنیا می آیند.
    اما امروزه در روزهای نخست به کار رفتن گاز شیمیایی در سوریه، آنچنان هول و شوقی برای حمله پیدا کرده اند که حتی قبل از تحقیق و اظهار نظر مسئولان مرتبط همان دقایق اولیه سریعا دولت سوریه را نشانه رفته و طرح حمله ی نظامی را در دستور کار قرار داده بودند.

    چرا دولت سوریه باید دست به استفاده از این سلاح در یک منطقه کاملا محاصره شده و در حال سقوط بزند؟ چرا زمانی که ارتش سوریه در میادین دست بالا را دارد باید دست به این اقدام زند؟ چرا زمانی که دولت سوریه بازرسان سازمان ملل را به سوریه دعوت کرده است و آنها در آنجا حضور دارند باید این اقدام صورت گیرد؟
    در این بین تنها گروههای تروریستی می باشند که با تنگتر شدن هر روزه عرصه بر آنها با این کار می توانند پای ارتش های غربی  را به سوریه باز کرده و در کمترین حالت سناریویی به مانند آنچه در لیبی اتفاق افتاد را اینبار در سوریه پیاده کرده و معادلات را به یکباره بر گردانند.

    گروههای تروریستی در سوریه هر قساوت ممکنی را تا به حال مرتکب شده اند. از ذبح و سر بریدن انسانها و اسیران، کشتارهای دسته جمعی یک روستا به علت عقاید متفاوت، خوردن اعضا و جوارح انسانها، اجرای قوانین سخت و متحجرانه به نام شریعت اسلام و مجازاتهایی مرگ بار برای کسانی که نتوانسته اند اجرا کنند. به عنوان مثال اعدام چندین نفر به علت ندانستن نماز. اعدام تعدادی نوجوان و خردسال به علت شکستن روزه و طاقت نیاوردن سختی روزه و ...
    این رفتارهای وحشیانه از همان اوایل کار صورت می گرفت ولی به طرز جالبی با بایکوت خبری کشورهای منطقه و فرا منطقه ای روبه رو بود و ندای آزادی خواهی برای این تروریستها و مخالفان مسلح در رسانه ها اعلام می شد.
    در اینجا بار دیگر استانداردهای دوگانه کشورهای غربی و حامیان آنها خود را نشان می دهد. کشورهایی که با سوء استفاده از کلماتی همچون حقوق بشر و آزادی و دموکراسی تنها به فکر منافع خویش هستند و این منافع از حمایت از تفکرات القاعده و طالبان در دهه ی 80 در افغانستان تا حمله به افغانستان در یکی دو دهه ی بعد قابل تغییر می باشد.
    از بمباران روستاها در افغانستان و پاکستان به بهانه ی مبارزه با القاعده که در بیشتر مواقع تنها به کشتار مردم بی گناه می انجامد تا حمایت از گروههای تکفیری تروریستی القاعده در سوریه در همان زمان.
    امروز بزرگترین حامیان القاعده در دنیا، کشورهای نزدیک و دوست آمریکا و غرب می باشند. امروزه مرزهای جنوبی ترکیه پایگاه تسلیح و آموزش تروریستهای القاعده در سوریه می باشد که توسط دولت این کشور برپا شده و حمایت می شود. کشوری که یکی از اعضای ناتو می باشد و پشتیبانی آمریکا را دارد. این رفتارهای دوگانه با چه توجیهی صورت می گیرد؟ بمباران در افغانستان و گلباران در سوریه؟ مناطق بسیاری در شمال سوریه در مرز با ترکیه توسط نیروهای القاعده گردانده می شود و حاکمیت آنها در آنجا برقرار می باشد.اما نه تنها مورد حمله قرار نمی گیرند بلکه حمایت همه جانبه مالی، تسلیحاتی و سیاسی نیز می شوند.


    تصاویری از حاکمیت القاعده در سوریه












    این حملات شیمیایی توسط هر گروهی صورت گرفته باشد باید محکوم شده و با آن برخورد شود. ولی به صورت ناباورانه ای تعدادی از کشورهای منطقه و غربی ها  از همان لحظات اولیه این اتفاق سریعا بدون هیچ تحقیقی و بدون ارائه هیچگونه شواهدی، دولت سوریه را مسئول دانسته و طرح حمله نظامی را در دستور کار قرار داده بودند تا بیش از پیش به وجود برنامه ای از پیش تعیین شده توسط آنها برای این حمله شیمیایی و حمله به سوریه اطمینان برده شود. در صورتی که همان طور که در بالا ذکر شد این عمل نه تنها هیچ سودی برای ارتش سوریه نداشته بلکه تنها به سود مخالفان مسلح و تروریستها می باشد.
    در اینجا باید به ادعاهای دولت های ایران و روسیه نیز توجه کرد. با توجه به این ادعا ها گزارشهایی از انتقال گازهای شیمیایی توسط یکی از کشورهای منطقه به تروریستها در سوریه در چند ماه پیش صورت گرفته است که این گزارشها به دولت آمریکا نیز اطلاع رسانی شده بوده است.همین طور دادگاهی در ترکیه که اعلام کرده است شورشیان سوریه اقدام به سفارش و دریافت 10 تن گاز اعصاب سارین از ترکیه کرده اند و تعدادی را مورد پیگرد قانونی قرار داده است. اینها همه شواهدی است که باید قبل از هر اقدام یک طرفه ای آنها را مورد بررسی قرار داد تا مشخص شود چه کسانی این سلاحها را مورد استفاده قرار داده اند.

    اگر این ادعاها صحیح باشد آن زمان باید بیشتر این موضوع را مورد توجه قرار داد که در اختیار قرار دادن سلاح شیمیایی به تروریستهایی که دست به هرحرکت وحشیانه و غیر انسانی تا به حال زده اند چه عواقب وخیمی را در آینده به دنبال خواهد داشت.و آیا جامعه ی جهانی با عاملان آن برخورد خواهند کرد و یا کما فی السابق همان داستان یک بام و دو هوا را تکرار خواهند کرد.

    پیوستن سوریه به کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی قدمی رو به جلو برای خلع سلاحهای کشتار جمعی همه ی کشورها بالاخص اسرائیل می باشد. کشوری که بدون هیچگونه نظارتی به سلاحهای کشتار جمعی دست پیدا کرده و باعث تلاش دیگر کشورهای منطقه برای دست یابی به این سلاحها را فراهم کرده است و متاسفانه باز هم در اینجا ما استانداردهای دوگانه غربی ها و حامیان آنها را در مورد دارندگان سلاحهای کشتار جمعی و خلع سلاح آنها را مشاهده می کنیم.



    نویسنده
    محمدحسین پاز





    آخرین ویرایش: جمعه 13 فروردین 1395 09:02 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 8 دی 1390 07:25 ب.ظ نظرات ()

    رابطه پاکستان با آمریکا را می توان به سه دوره تقسیم کرد: دوران جنگ سرد تا پایان اشغال افغانستان، سالهای بحرانی 1990 تا 1993 و دوران مبارزه مشترک با طالبان.

    در دوره اول پاکستان متحد اصلی آمریکا در جنوب آسیا بود. این کشور به خاطر اتحاد با آمریکا سالانه میلیونها دلار کمکهای غیرنظامی و نظامی از آمریکا دریافت می کرد. با تهاجم شوروی سابق به افغانستان دوستی پاکستان و آمریکا عمیق تر شد. سازمان سیا و سازمان اطلاعاتی ارتش پاکستان ،موسوم به آی اس آی، در بزرگترین عملیات مخفی تاریخ میلیون ها دلار پول و سلاح به مجاهدین افغان دادند و در نهایت توانستند افغانستان را به ویتنامی برای روسها تبدیل کنند.

    اما با توسعه بمب اتمی پاکستان این کشور از چشم آمریکا افتاد. آمریکا در اعتراض به بمب هسته ای پاکستان از تحویل دادن تسلیحاتی که پاکستان قبل از 1990 از آن کشور خریده بود خودداری کرد و حتی پول پرداخته شده برای آنها را پس نداد.

    روابط بین دو کشور همچنان سرد ماند تا اینکه حادثه یازدهم سپتامبر روی داد و جرج بوش پسر به طالبان و القاعده اعلان جنگ داد. در آن زمان پاکستان با اکراه در جنگ با طالبان به آمریکا پیوست و دوباره از کمکهای مالی و نظامی آمریکا برخوردار شد.

    پس از سقوط طالبان روابط دو کشور رو به بهبود بود تا اینکه چند حادثه مناسبات بین پاکستان و آمریکا را به کلی تغییر داد.

    استخوان لای زخم

    زمانی که مجاهدین افغانستان توانستند حکومت کمونیستی وابسته به شوروی را در کابل سرنگون کنند در اسلام آباد دو نگرانی عمده بوجود آمد. نگرانی اول ترس از نفوذ دهلی در افغانستان و تبدیل افغانستان به یک دشمن جدید بود. این ترس با وجود اختلافات ارضی بین دو کشور و ادعای افغانستان بر بعضی مناطق پاکستان چندان هم بی دلیل نبود. نگرانی دوم ترس از نفوذ آشوب به درون مناطق مرزی پاکستان در اثر بی ثباتی افغانستان بود.

    از این رو پاکستان تصمیم گرفت تا گروهی متحد با خود را در افغانستان بر سر کار آورد؛ طالبان. اما حکومت طالبان با تندروی های خود و پناه دادن به تروریستهای القاعده نام خوشی برجای نگذاشت و حملات یازدهم سپتامبر سبب شد تا آمریکا مستقیما با القاعده و متحد اصلی آن ،طالبان، رویاروی شود.

    ژنرال پرویز مشرف از روی ناچاری به ائتلاف ضدتروریسم به رهبری آمریکا پیوست و برعلیه دست پرورده خود در افغانستان وارد جنگ شد اما نگرانی های پاکستان هنوز هم برجای بود. مشرف می ترسید که با خروج آمریکا از افغانستان این کشور به دام گروه های جنگجوی مخالف پاکستان بیافتد و از این روی بازی جدیدی را با آمریکا شروع کرد. مشرف تصمیم گرفت که یک افغانستان متحد و همسو با پاکستان را در آینده تضمین کند. بعدها باراک اوباما قرار دادن تمام تخم مرغها در سبد ژنرال مشرف را از سوی آمریکا اشتباه خواند.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 دی 1390 07:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic