منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 14 مهر 1395 09:53 ق.ظ نظرات ()

    سووروف در ایتالیا

     

    سووروف چند سالی  را در املاکش گذارند. او تاکتیکهای جدید ارتش روسیه را نقد می کرد و بعضی از انتقاداتش به گوش پل رسید. سووروف به صورت نامحسوس تحت نظر قرار گرفت و نامه هایش تفتیش می شد. به هرحال در سال 1799 پل ناچار شد که سووروف 70 ساله را دوباره به خدمت بخواند تا در برابر ارتش های انقلابی فرانسه  در ایتالیا صف آرایی کند زیرا متحدین اتریشی پل تنها سووروف را برای فرماندهی ارتش مشترک خود با روسها مناسب می دانستند. قرار شد که 50 هزار نفر سرباز روسی برای اولین بار در تاریخ روسیه وارد مرکز اروپا بشوند و با کمک 60 هزار سرباز اتریشی فرانسوی ها را از مرکز و شمال ایتالیا بیرون کنند. فرانسویها در حدود 60 هزار نفر نیرو در ایتالیا داشتند که البته تعداد زیادی از آنها را مزدوران غیرفرانسوی و متحدین فرانسه تشکیل می دادند.

    نبردهای شمال ایتالیا قبل از ورود سووروف به منطقه و توسط اتریشها در روز 26 مارس 1799 و با نبرد ورونا آغاز شد. این نبرد با نتیجه ی مساوی به پایان رسید. پس از ورونا، پال کرَی ،فرمانده ی سپاه اتریش، توانست فرانسوی ها را در نبرد ماگنانو (5 آوریل) شکست دهد. این شکست روحیه ی فرانسوی ها را به شدت تخریب کرد و فرمانده ی آنان ،شیرر، را وادار به عقب نشینی کرد. سووروف با یک راهپیمایی سریع در روز 14 آوریل به ویچنزا رسید و فرماندهی نیروهای مشترک روس و اتریش را در دست گرفت. تمام فرماندهان اتریشی ،و همچنین گراند دوک کنستانتین پسر تزار، تحت فرمان او قرارگرفتند. در این مرحله از نبرد عمده ی قوای او را اتریشی ها تشکیل می دادند. با شکست فرانسوی ها در نبرد ماگنانو سووروف فون کرای اتریشی را به همراه 40 هزار نفر برای محاصره ی 10 هزار سرباز فرانسوی ،که به دژ مانتوآ عقب نشینی کرده بودند، اعزام کرد.


    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/firststage.png

    نبرد در ایتالیا با یک سری موفقیت برای سووروف آغازشد. در روز 27 آوریل سووروف مورا ،جانشین شیرر، را در نبرد کاسانو شکست داد. مورا سربازان اندکی را در میلان باقی گذاشت و عقب نشست. سووروف قسمتی از قوای اتریشی را به محاصره ی میلان گماشت و 2 هفته بعد به سوی تورین حرکت کرد. میلان در روز 24 می سقوط کرد. در همان روز سقوط میلان شهرهای جنوب دژ مانتوآ نیز به دست اتریشیها افتادند. پس از این موفقیتها شاه ساردنی به سووروف مقام شاهزاده ی خاندان ساووی را اعصا کرد. فون کلانو به همراه 6 هزار نفر به کمک محاصره کنندگان مونتوآ فرستاده شدند و کنت فون بلگراد به همراه 20 هزار نفر از سوئیس فراخوانده شدند که در روز 5 ژوئن به میلان وارد شدند.

    همزمان با ورود سووروف به صحنه ی نبرد، مدیران انقلابی فرانسه به ژنرال مک دونالد در ناپل دستور دادند تا نیروهایش را جمع کرده و به کمک سربازان فرانسه به سمت شمال ایتالیا حرکت کند. او تمام نیروهای در دسترس را جمع کرد و در ماه می از فلورانس و رم عبورکرد. مک دونالد به جای حرکت از کناره ی غربی شبه جزیره ترجیح داد تا با عبور از سمت شرق سلسله جبال آپنین، قوای مشترک روس و اتریش را از وسط بشکافد و راه خود را به سمت شمال بگشاید. برای رسیدن به موفقیت بیشتر، مک دونالد از مورا درخواست کرد تا از جنوآ به سمت پیاچنزا حرکت کند تا در آنجا هر دو سپاه دست به دست بدهد. مورآ در مستقر بود. مک دونالد با حرکت خود به سمت شمال غرب توانست یک لشکر اتریشی را در نبرد مودنا (12 ژوئن) شکست دهد. سووروف که اتحاد بین دو ارتش فرانسوی را نزدیک می دید تصمیم گرفت تا ابتکار عمل را در دست گرفته و ابتدا کار مک دونالد را یکسره کند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 مهر 1395 09:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 15 خرداد 1395 06:21 ب.ظ نظرات ()



    Suvorov Alex V.jpg

     

    دوران کودکی

    سووروف در یک خانواده برجسته به دنیا آمد. پدرش یک فرمانده ی نظامی و سنتاور بود. شایعاتی وجود دارند حاکی از اینکه اجداد او در سال 1622 از سوئد به روسیه مهاجرت کرده بوند. سووروف در کودکی ضعیف و مریض حال بود و پدرش گمان می کرد که بعدتر او را در یک اداره مشغول کند. به هرحال، سووروف در کودکی زبانهای فرانسوی، آلمانی، لهستانی و ایتالیایی را فراگرفت و به مطالعه ی آثار نظامی و زندگی نامه ی سرداران بزرگ تاریخ پرداخت. او سعی کرد تا بر ضعفهای بدنی خود غلبه کند اما پدرش همچنان او را برای زندگی نظامی مناسب نمی دید. در سن 12 سالگی سووروف با ژنرال گانیبال ،که در همسایگی آنها زندگی می کرد، آشناشد و به شدت او را  تحت تأثیر قرار داد و گانیبال به پدر سووروف اصرار کرد که او را به ارتش بفرستد. در سال 1748 سووروف جوان وارد هنگ گارد جاودان سِمیونوسکی شد و 6 سال در آنجا ماند. او به تحصیل خود ادامه داد تا اینکه در طی جنگهای هفت ساله (1756–1763)  برای اولین بار طعم جنگ را از نزدیک چشید. پس از اینکه او چند بار شجاعت خود را به رخ پروسی ها کشید در سال 1762 و با 33 سن سال به درجه ی سرهنگی نائل شد. پس از آن سووروف را به لهستان فرستادند تا نیروهای تحت فرمان پولاسکی را متفرق کند. او با فتح کارکو در سال 1768 زمینه ساز تقسیم لهستان بین پروس، اتریش-مجارستان و روس شد. در این زمان او به درجه ی سرلشکری رسید.

    جنگ روس  و عثمانی 1768-1774

     

    در همان سال جنگ 6 ساله ی روسها با عثمانی ها آغاز شد و سووروف توانست به موفقیتهای بسیاری ،به ویژه در نبرد کوزلوچا، دست بیابد. در ابتدای جنگ به نظر می رسید که ترکها دست بالا را دارند اما شوروشهای داخلی و ظهور نادرشاه در ایران قدرت آنها را به چالش می کشید. از طرف دیگر پس از سالها برتری تکنیکی اروپایی ها در حال سبقت گرفتن از عثمانی در زمینه ساخت سلاح بودند. روسها حرکت خود را با حمله به مولداوی(1769) آغاز کردند. پس از آن روسها به سمت والاشی چرخیدند و بوخارست را از دست ترکها درآوردند.

    نبرد کوزلوچا(20 ژوئن 1774)

    این نبرد ،که در بلغارستان امروزی صورت گرفت، یکی از نبردهای نهایی و سرنوشت ساز در این سری از جنگهای روس و عثمانی  بود. استعداد ترکها 40هزار نفر و استعداد سپاه روسیه تنها 8 هزار نفر بود اما ترکها به دلیل شکستهای قبلی و تدارکات ضعیف خود روحیه ای شکننده داشتند. سووروف در این نبرد نیروهایش را به 4 دسته تقسیم کرد و به روسها حمله کرد. حمله ی سواره نظام عثمانی توسط روسها متوقف شد درحالیکه سواره نظام روس توانست با حمله به پشت خطوط ترکها توپخانه ی آنها را تصرف کند. ترکها با به جای گذاشتن 3هزار نفر تلفات نبرد را واگذار کردند. این پیروزی یکی از دلایل اصلی نشستن ترکها در پای میز مذاکره بود. اتریش بین دو دولت میانجیگیری کرد و در نتیجه روسها قسمتهایی از قفقاز را از چنگ ترکها درآوردند و کریمه به عنوان یک خان نشین مستقل به یکی از اقمار روسیه تبدیل شد. خود اتریش نیز قسمتی از جنوب گالیسی را به عنوان پیشکش دریافت کرد. آنها سالها بعد کریمه را نیز بلعیدند. در سال 1774 سووروف به درجه ی سپهبدی رسید. او بعدتر نیز ناچار شد که در برابر عثمانی ها مصاف دهد.

    File:Treaty of Küçük Kaynarca.svg

    نتیجه ی جنگ برای عثمانی از دست دادن قسمتهای قرمز-سبز(به نفع روسیه) استقلال کریمه(قسمتهای زرد-سبز) بود


    سرکوب پوگاچوف

    پس از رسیدن به درجه ی سپبهبدی سووروف را برای سرکوب شورش پوگاچِف فرستادند. پوگاچف ادعامی کرد که پیتر سوم به قتل رسیده است. سووروف زمانی به محل درگیریها رسید که پوگاچف توسط دوستان قزاقش تسلیم نیروهای دولتی شده بود و توانست در بازجویی ها حضور داشته باشد. پوگاچف را بعدتر در مسکو گردن زدند.

    مترجم و مولف: رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 14 خرداد 1395 06:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه