جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

گاهشمار حکومتهای اسلامی در اندلس

امویان که اندلس را فتح کردند تا چند قرنی بر این غربی ترین ولایت جهان اسلام حکومت کردند تا اینکه اختلافات درونی سبب فروپاشی حکومت اموی شد و پس از آن حکومتهای دیگری بر سر کار آمدند. گاهشمار زیر خلاصه ای است از حکومتهای حاکم بر اندلس تا زمان سقوط کامل اسپانیا به دست مسیحیان. در مجموع در حدود 8 قرن مسلمانان بر اندلس حکومت کردند.

حوزه های تمدنی دوران اسلامی

رضا کیانی موحد

اندلس: در سال 91 ه.ق طارق وارد خاک اسپانیا شد و توانست بسیاری از سرزمینهای اسپانیا را فتح کند. واژه ی اندلس از طرف مسلمانان به مناطق مسلمان نشین اسپانیا به کار می رود. با از بین رفتن امویان در اندلس مسلمانان به تدریج از مسیحیان اسپانیا و پرتغال شکست خوردند تا اینکه در سال 1452م مسیحیان توانستند آخرین دولت مسلمان(بنی احمر) در اسپانیا را سرنگون کردند.

مغرب: در قدیم کشورهایی که امروزه مغرب و مراکش نامیده می شوند مغرب نامیده می شدند. تونس و الجزایر امروزی به افریقیه مشهور بوده است.

شام: سرزمینهایی که امروزه جزو سوریه، لبنان، فلسطین و قسمتهایی از اردن در گذشته شام نامیده می شدند.

عراق: یک واژه ی پارسی باستان است و عراق بخش اصلی سرزمینهای ساسانیان بوده است. عراق عرب همان عراق فعلی است و عراق عجم قسمتهای مرکزی ایران بوده است.

خراسان: در متون کهن خراسان عمدتا به خراسان بزرگ اطلاق می شود که خراسان امروزی و مناطقی از ترکمنستان را پوشش می داده است.

ماوراء النهر: به سرزمینهای آن طرف رود جیحون گفته می شده است.

خوارزم: جنوب ازبکستان فعلی و شمال ترکمنستان خوارزم محسوب می شده که گاهی قسمتی از خراسان بزرگ محسوب می شده است.

بین النهرین: سرزمینهای بین دو رود دجله و فرات در عراق بوده است. قسمت شمالی بین النهرین جزیره نامیده می شده است.

سغد: مرکز سغدستان در بخارای فعلی بوده است.

آناتولی: در متون کهن بیشتر ارزروم نامیده می شده است و در دوره ی بعد از اسلام بیشتر تحت سلطه ی بیزانس بوده است. در دوره ی اول عباسیان قسمتهایی از اناتولی به دست اعراب افتاد اما بیزانس بعدها قدرت گرفت و توانست بیشتر این مناطق را بازپس بگیرد.

جبال: سرزمینی که مادها در آن قدرت گرفتند، قسمت شمال و غرب سرزمین فعلی ایران بوده است.(زاگرس و جنوب کوه های البرز)

طبرستان و رویان: مازندران و گیلان امروزی

اران: اذربایجان شوروی سابق

مکران: قسمت جنوبی پاکستان و جنوب غربی ایران

رکونکویستا؛قسمت هفتم و پایانی

رکونکویستا؛ قسمت اول

رکونکویستا؛قسمت دوم


رکونکویستا؛قسمت سوم

رکونکویستا؛قسمت چهارم


رکونکویستا؛قسمت پنجم


رکونکویستا؛قسمت ششم


تغییر مذهب و تبعیدها

طی دوره حکومت مسلمین ، مسیحیان و یهودیان مجاز بودند با پرداخت جزیه مذهب خود را حفظ کنند . نپرداختن جزیه مجازات زندان را به همراه داشت .

حاکمان جدید مسیحی مالیات های سنگینی بر غیرمسیحیان تحمیل کردند و در پیمان گرانادا  ( 1491 ) تنها حقوق مورهای ساکن در قلمرو سابق امارت گرانادا را به رسمیت شناختند . در جولای 1492 همه یهودیان ایبری ، حدود 200 هزار نفر ، اجبارا تبعید شدند . سال بعد فرمان الهامبرا که توسط اسقف هرناندو دتالاورا  صادر شده بود پیمان گرانادا را ملغی شده اعلام کرد و مسلمانان را وادار کرد یا به مسیحیت بگروند یا مهاجرت کنند . ملکه ایزبلای اول در سال 1502 اعلام کرد مذهب کاتولیک در پادشاهی کاستیل تنها مذهب قانونی است . پادشاه شارل پنجم نیز در سال 1526 همین قانون را در آراگون اعلام داشت ، اقدامی که شورش مورهای آراگون را در پی داشت . بسایری از مسئولان محلی از فرصت فراهم شده برای ثروت اندوزی استفاده کردند .

 

تفتیش عقاید اسپانیایی

بیشتر نوادگان مسلمانان ایبری که  طی دوره اول تفتیش عقاید اسپانیایی و پرتغالی گرویدن به مسیحیت را بر تبعید شدن ترجیح داده بودند ( موریسکوها ) بعدها و پس از تنش های شدید اجتماعی از اسپانیا اخراج شدند . تبعیدهای اجباری در شرق اسپانیا ( والنسیا و آراگون ) شدت بیشتری داشت . مسیحیان این منطقه خصومت بیشتری با آنان داشتند و موریسکوها را که نیروی کار ارزانی بودند رقیب اقتصادی خود تلقی می کردند . تبعیض هایی که بر موریسکوها روا داشته می شد سبب شورش آنان در سال 1568 شد و در سال 1609 موریسکوها به طور کامل از کاستیل و آراگون اخراج شدند .

آنچه وضع را پیچیده تر می کرد موریسکوهایی ( مسلمانان و یهودیان سابق ) بودند که با مسیحیان اجداد یکسان داشتند   ( خصوصا در میان اشراف ) . سوءظن در وفادارای این افراد و تلاش اشراف برای پنهان کردن این اصل و نسب مایه نگرانی حکومت اسپانیا بود . دادگاه تفتیش عقاید کسانی را که به صورت پنهانی عبادات اسلامی یا یهودی انجام می دادند محکوم به اعدام ، تبعید یا زندان می کرد . بقیه نیز بعدها به طور کامل اخراج شدند .

 

طبقه بندهی ها و پیامدهای بعدی

پیش روی ها و عقب نشینی های دو طرف طبقه های اجتماعی فراوانی ایجاد کرد :

مولادی ها  مسیحیانی بودند که پس از فتوحات اسلامی مسلمان می شدند .

مزرب ها مسیحیان ساکن قلمرو اسلامی بودند .  بعضی از این مسیحیان که بعدها به شمال مهاجرت کردند  با خود آشپزی ، شیوه های کشاورزی و پوشاک مورها را به همراه آوردند  اما همچنان مسیحی کاتولیک بودند .

ماروناها  یهودیانی بودند که به اختیار خود یا به اجبار کاتولیک شده بودند . برخی از آن ها به صورت سری عبادات یهودی خود را انجام می دادند . همه یهودیان اسپانیا در سال 1492 و یهودیان پرتغال در سال 1497 اخراج شدند . یهودیان مسیحی شده هم بعدها قربانی تفتیش عقاید شدند .

مودخارها  مسلمانان ساکن قلمروهای مسیحی بودند .

موریسکوها مسلمانانی بودند که کاتولیک شدند . بیشتر آن ها به صورت پنهانی مسلمان مانده بودند . موریسکوها از هنرمندان موفق و ماهر آراگونی تا کشاورزان فقیر کاستیلی را شامل می شدند . فرمان الهامبرا همه جمعیت موریسکو را ملزم به کاتولیک شدن یا تبعید کرد و اگر نه همه ، بیشینه موریسکوها اخراج شدند .

 

میراث

نمایش های  واقعی ، افسانه ای  و تخیلی از رکونکویستا  موضوع اصلی بخش اعظم ادبیات گالیسیایی – پرتغالی ، اسپانیایی و کاتالانی در قرون وسطا هستند . ( کانتار دژستا ) نمونه ای از این آثار است .

نسب شناسی اشراف زادگان مسلمان و مسیحی نزدیکی اجداد مشترک آن ها را نشان می دهد . برای مثال منصور بن ابی عامر که دوره او اوج قدرت مسلمانان در ایبری بود با آبدا ، دختر  سانچو گراچس دوم ناواری ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام عبدالرحمان شد . عبدالرحمان مشهور به سانچلو شد .

سانچلو ( عبدالرحمان ) پس از مرگ پدرش  به قدرت اصلی در میان مسلمین ایبری بدل شد . صد سال بعد آلفونسوی ششم کاستیلی که از بزرگترین شاهان اسپانیایی قرون وسطا بود پسرش از زیده ، شاهزاده خانم مسلمان سویلی را  جانشین خود تعیین کرد .

رکونکویستا جنگی بود که دوره های طولانی آرامش ، اقدامات عمل گرایانه و بیش از هفت قرن درگیری داخلی میان مسیحیان و مسلمانان را هم در بر داشت  . هویت مذهبی مردم مناطق مختلف در این دوره شاهد تغییر بود .

 

بازآفرینی رکونکویستا در اسپانیای دوره مدرن

امروزه  در فستیوال های  تحت نام ( مورها و مسیحیان ) در شکل های مختلف کاستیلی ، پرتغالی و کاتالانی درگیری های نمایشی و رژه های رنگارنگی با لباس های عجیب و غریب به همراه آتش بازی برپا می شود . این فستیوال ها به خصوص در شهرهای مرکزی و جنوبی مثل والنسیا ، آلکوی ، اونتین ینت و وینا  برپا می شود .


 فستیوال ( مسیحیان و مورها ) در بسیاری از شهرهای اسپانیا جشن گرفته می شود و یادآور رکونکویستاست

ادامه مطلب

رکونکویستا؛قسمت چهارم

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قلمروهای مسیحی در شمال

پادشاهی آستوریا  (924 – 718 )

پادشاهی آستوریا در منطقه کوهستانی کانتابریا ، منطقه ای مرطوب و مرتفع در شمال شبه جزیره ایبری واقع شده بود .

در اواخر قرن 15 میلادی تعداد زیادی پادشاهی و امیرنشین مسیحی در شبه جزیره وجود داشت . نخستین قدرت مسیحی که پس از فتوحات مسلمین شکل گرفت آستوریا بود که توسط کنت پلایو تاسیس شد . پلایو احتمالا پس از شکست پادشاهی ویزیگوت در نبرد گوادالت (711) میلادی به کنت نشین خود بازگشت و پادشاهی خود را بنیان نهاد . با این حال قلمرو پلایو بیشتر پناهگاهی برای چریک های فراری بود تا یک پادشاهی واقعی .

 

در دوران آلفونسوی دوم حملات غارتگرانه فراوانی به نواحی مرزی واردولیا صورت گرفت . شهرهای لیسبون ، زامورا و کویمبرا که تحت تسلط مسلمانان بود مورد حمله قرار گرفتند . قلمرو آلفونسو در غرب تا گالیسیا گسترش یافت .  اما در همان زمان حملات مسلمانان آلفونسو را ناچار کرد پایتختش را به اوویدو منتقل کند . آلفونسو با شاهان کارولنژی و رهبران پامپلونا تماس های دیپلماتیک داشت و حکومتش از طرف پاپ و شارلمانی مورد تایید قرار گرفت .

در سال 813  یا احتمالا یکی دو دهه  بعد ادعا شد استخوان های قدیس سنت جان بزرگ در منطقه ایریا فلاویا ( پادرون کنونی ) پیدا شده اند . بقایای ادعا شده  بعدها به کامپوستلا  منتقل شدند ( احتمالا در اویل  قرن دهم ) . قدرت آستوریا از کوهستان ها به ناحیه لئون منتقل شد و نام پادشاهی به پادشاهی لئون ، یا لئون – گالیسیا  تغییر یافت .

پیکر سانتیاگو تنها یکی از آثاری بود که ادعا شد در شمال غرب ایبری پیدا شده اند . زائران از سایر مناطق ایبری به این منطقه سرازیر شدند . این آمد و رفت ها و تبادل ها از عوامل اصلی شکل گیری مسیحیت اروپایی طی دوره قرون وسطا بود .

با وجود رخ دادن نبردها و درگیری های فراوان ، نه امویان و نه آستوریایی ها توان کافی برای تسلط کامل بر قلمرو های شمالی نداشتند . در دوره رامیرو ، که شهرتش مدیون شرکت در نبرد نسبتا افسانه ای کلاویخو است ، مرز آستوریا کم کم به سوی جنوب حرکت کرد و استحکامات آستوریایی در کاستیل ، گالیسیا و لئون ایجاد شدند . اسکان دوباره مسیحیان در این مناطق طی قرون بعدی پی گیری شد . در سال 924 و با پایتخت شدن لئون ، پادشاهی آستوریا نیز به پادشاهی لئون تغییر نام یافت .

 

پادشاهی ناوار ( 1620 - 824 )

پادشاهی پامپلونا ( بعدها ناوار ) طی دوره رکونکویستا یکی از قدرت های مهم مسیحی شبه جزیره بود . پادشاهی زمانی شکل گرفت که اینیگو آریستا ، از سران محلی ، در سال 824 شورشی بر ضد مقامات محلی فرانک ترتیب داد و در پامپلونا به عنوان شاه انتخاب شد . در این دوره پامپلونایی ها با مسلمانان بنو قاسی منطقه تودلا  همکاری داشتند .

هر چند ناوار تا قرن 11 میلادی و دوران سانچوی سوم (1004 - 1035 ) دولت ضعیفی بود ، نقش فعالی در تحولات شبه جزیره داشت . در دوره اولیه پادشاهی  درگیری های فراوانی با کارولنژی ها رخ می داد . ناوار تا سال 1513 استقلال خود را حفظ کرد . دوره سانچوی کبیر با فتح کاستیل ، لئون ، آراگون و تعدادی کنت نشین دیگر در کاتالونیا  شاهد گسترش قلمرو پادشاهی بود . گالیسیا نیز در همین دوره استقلال خود را کسب کرد  و ناوار بر گاسکونی هم تسلط یافت .

فتح لئون از طرف ناواری ها باعث استقلال گالیسیا شد . البته این وضع دیری نپایید و فردیناند پسر سانچو در حدود سال 1038 گالیسیا را هم به قلمرو ناوار اضافه کرد . با این حال این دوره کوتاه استقلال سبب شد بعدها حاکمان اسپانیا  اسم های لئون و گالیسیا را به همراه هم به کار ببرند ، هر چند گالیسیا دیگر هیچ گاه مستقل نشد .

 

سانتیاگوی ( مورکش )

 


ادامه مطلب

رکونکویستا؛قسمت سوم

قسمت اول

قسمت دوم

سواران و پیادگان

تاکتیک های جنگ سواره ایبریایی  نشان می دهد سواران معمولا نخست به دشمن نزدیک شده و اقدام به پرتاب زوبین می کردند ، سپس به فاصله ای امن عقب می نشستند و همین کار تکرار می شد . پس از تضعیف و درهم ریختن صفوف دشمن به اندازه کافی حمله با نیزه شروع می شد ( نیزه های بلند و تمام فلزی قرون وسطا   ( lance )تا قرن 11 میلادی وارد اسپانیا و پرتغال  نشد ) .

سه نوع شهسوار وجود داشت : شهسواران سلطنتی ، نجیب زادگان و شهسواران عادی . شهسواران سلطنتی نجیب زادگانی بودند که  با شاه خویشاوندی داشتند و دارای  نسب گوتیک محسوب می شدند .

شهسواران سلطنتی تجهیزاتی شبیه اجداد خود داشتند :  زره ، سپر بادبادک شکل ، شمشیر بلند ویژه سواران ،زوبین و نیزه ، و تبر ویزیگوتی . شهسواران نجیب زاده از طبقات اجتماعی بالا بودند ، در حالی که شهسواران عادی هر چند نجیب زاده نبودند ، سرمایه و ثروت کافی برای خرید و نگه داری اسب در اختیار داشتند . این شهسواران در اروپا همتایی شبیه خود نداشتند . آنان میلیشیاهای سواره ای بودند که با فئودال ها رابطه چندانی نداشتند و مستقیما تحت فرمان شاه بودند .

هم شهسواران  عادی و هم نجیب زادگان زره چرمی می پوشیدند و زوبین ، نیزه ، سپرهای گرد ( تحت تاثیر سپرهای مورها )  و شمشیر حمل می کردند .

دهقانان عادی تحت فرمان زمین داران بزرگ به جنگ می رفتند . آنها تجهیزات مناسبی نداشتند . کمان ها ، نیزه ها و شمشیرهای کوتاه آن ها کیفیت چندانی نداشت . دهقانان بیشتر به عنوان نیروی کمکی استفاده می شدند . نقش آن ها در درگیری ها نگه داشتن نیروهای دشمن تا زمان شروع حمله سواره نظام و جلوگیری از حمله پیاده نظام دشمن به سواران خودی بود .

کمان بلند ، کمان ترکیبی و کمان های زنبورکی توسط پیادگان مورد استفاده قرار می گرفتند .

زره ها معمولا از چرم به همراه پولک های فلزی ساخته می شدند . خفتان های فلزی کم یاب بود و برگستوان اسبان در اسپانیا اصلا شناخته شده نبود . کلاه خود های گرد با محافظ بینی  ( برگرفته از کلاه خود وایکینگ ها که در قرون 8 و نهم به مناطق مختلف اروپا حمله کردند ) در ایبری رواج داشت . سپرها معمولا گرد یا بیضی شکل بودند ، اما شهسواران از سپرهای بابادک شکل بهره می بردند . سپرها نقوشی هندسی مانند صلیب و ضربدر  داشتند و از چوب و روکش های چرمی ساخته می شدند .

شمشیرهای آهنی رایج ترین سلاح به شمار می رفتند . سواره نظام از شمشیرهای بلند دو لبه و پیاده های از شمشیرهای کوتاه یک لبه استفاده استفاده می کردند . نیزه ها و زوبین ها طولی بیش از 1.5 متر داشتند .

تبر دو تیغه ای که تیغه ای آهنی و بسیار برنده داشت به منظور استفاده در درگیری نزدیک و یا پرتاب به سوی دشمن طراحی شده بود . گرز و چکش رواج چندانی نداشت ، هر چند نمونه هایی از  دوره قرون وسطا باقی مانده است و ممکن است مورد استفاده برخی سواران ایبریایی بوده باشد .

سربازان مزدور  نیز نقشه برجسته ای در تاریخ نظامی شبه جزیره ایبری داشتند . نورس ها ( جنگوجویان اسکاندیناویایی) ، نیزه داران فلاندری ، شهسواران فرانک ، کمانداران سواره مور و سواران سبک اسلحه بربر  نیروهای مزدور قابل دسترسی بودند که حاکمان ایبریایی از آنان بهره می جستند .

 


ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان