منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 22 مرداد 1394 09:07 ب.ظ نظرات ()


    Sherman firefly bovington 2014.JPG

     


    پیش زمینه

    ایده ی نصب توپ 17 پوندی بر روی تانک شرمن در ابتدا توسط وزارت پشتیبانی رد شد. اگرچه ارتش بریتانیا به صورت گسترده ای از تانکهای شرمن استفاده می کرد اما عقیده بر این بود که تانک بومی بعدی جای شرمن را خواهد گرفت. ابتدا تانک کرامول وارد عرصه شد که توپ 75 میلیمتری آن از توپهای 75 میلیتری و 76 میلیمتری آمریکایی نصب شده بر روی شرمن قوی تر بود. تانک بعدی تانک چالنجر آ-30 بود که بر اساس شاسی کرامول ساخته شد و توپ قوی تر 17 پوندی بر روی آن نصب شد. این تانکها ، و تانکهای بعدی مثل کامت و سنچورین باید جایگزین شرمن می شدند و از همین روی نیازی به نصب توپ 17 پوندی بر روی شرمن دیده نمی شد.

    باوجود این، چند تلاش غیر رسمی برای بهینه سازی شرمن توسط توپ 17 پوندی صورت گرفت. اولین تلاش توسط سرگرد جرج برایثی در اوایل سال 1943 انجام شد. با اینکه چالنجر در حال آزمایش شدن بود برایثی اعتقاد داشت که شرمن تانک مناسب تری برای نصب این توپ است. به هرحال برجک کوچک شرمن مانع تلاشهای او شد چرا که سیستم عقب نشینی توپ خیلی بزرگ بود. او در یک تلاش ناامیدانه سیستم عقب نشینی توپ را حذف کرد و آن را در برجک جای داد ولی ضربه ی ناشی از عقب نشینی تمام تانک را به لرزه در می آورد و عملا تانک بلااستفاده شد.

    در میانه ی همان سال سرهنگ دوم ویتریج با تجربه ی جنگ در شمال آفریقا از راه رسید. او که شاهد نبرد نابرابر تانکهای بریتانیایی و آلمانی بود در نبرد غزاله در اثر انفجار تانکش زخمی شد و برای خدمت در خط مقدم نامناسب تشخیص داده شد. ویتریج را به مدت 6 ماه به عنوان مستشار به فورت ناکس آمریکا فرستادند. پس از بازگشت به بریتانیا او به مخالفین چالنجر پیوست و وقتی که فهمید برایثی برای بهینه سازی شرمن تلاش کرده است به یاری او شتافت تا مشکل عقب نشینی توپ را حل کند.

    هنوز چندی نگذشته بود که دفتر طراحی تانک برای آن دو اخطاریه ای فرستاد که به تلاشهایشان خاتمه بدهند. ویتریج از ارتباطاتی که در وزارت دفاع داشت استفاده کرد تا این پروژه را به صورت رسمی ادامه بدهد.

    طراحی

    فایرفلای لشکر هفتم زرهی در هامبورگ 4می 1945

    همزمان یکی از مهندسین شرکت ویکرز به نام کیلبورن نیز بر روی طرح ارتقای شرمن کار می کرد. لوله ی توپ 17 پوندی در زمان شلیک در حدود یک متر عقب نشینی می کرد تا بتواند ضربه ی ناشی از شلیک گلوله را دفع کند. او به جای بهبود دادن سیستم عقب نشینی توپ یکی سیستم عقب نشینی کاملا جدید برای آن طراحی کرد. سیلندرهای سیستم عقب نشینی کوتاهتر در نظر گرفته شد تا بتوان آن را در برجک شرمن نصب کرد. این سیلندرها در دو طرف توپ نصب می شدند تا از برجک عریض شرمن بهترین استفاده را بتوان کرد.

    کولاس توپ نیز 90 درجه چرخید تا گلوله گذاری آن به جای بالا از سمت چپ صورت بگیرد. بیسیم نصب شده در عقب برجک نیز برداشته شد و در پشت برجک در یک جبعه ی فلزی نصب شد.

    اولین مشکلی که کیلبورن با آن روبرو شد گهواره ی توپ بود که باید کوتاه می شد تا توپ در برجک شرمن جاشود و به همین دلیل پایداری توپ از دست می رفت. کیلبورن لوله ی جدیدی برای توپ طراحی کرد که در قسمت ابتدای لوله باریک تر بود و مشکل پایداری آن حل می شد.

    مانتلت جدیدی برای نصب توپ جدید طراحی شد تا گهواره ی دوباره طراحی شده بتواند در آن نصب شود. بهینه سازیها بر روی توپ 17 پوندی به قدری زیاد شد که باید نمونه ی جدیدی از این توپ در کارخانه ساخته می شد.

    کیلبورن مشکلات دیگری نیز در پیش رو داشت. در تانکهای شرمن یک دریچه برای ورود و خروج خدمه در بالای برجک نصب شده بود. اکنون با نصب توپ 17 پوندی گلوله گذار فضای کافی برای فرار از تانک در اختیار نداشت. در نتیجه یک دریچه ی جدید در بالای سر توپچی ایجاد شد. آخرین تغییر کم کردن فضای توپچی به منظور جای دادن گلوله های بیشتر بود. تانک جدید فایرفلای ،کرم شبتاب، نام گرفت. این نام رسمی تانک نبود بلکه به خاطر آتش دهانه ی توپ به آن داده شد. البته این تانک نامهای مستعار دیگری هم داشت اما با همین نام فایرفلای جاودانه شد. فایرفلای از نظر زره و یا تحرک امتیازی بر شرمنهای معمولی نداشت.

    در اکتبر و نوامبر 1943 شور و شوق طرفداران طرح جدید افزایش یافت. گروه ارتش بیست و یکم از تولید تانک جدید آگاه شد. حتی قبل از نهایی شدن آزمایشهای فایرفلای در فوریه 1944 تعداد 2100 دستگاه فایرفلای سفارش داده شد. تأخیر در طرح چالنجر و این واقعیت که برجک کرامول مناسب برای نصب توپ 75 میلیمتری نیست سبب شد تا فایرفلای تنها گزینه ی منطقی نیروهای زرهی بریتانیا باشد. پیگیری پیشرفت پروژه ی فایرفلای به یکی از اولویتهای شخص چرچیل تبدیل شد.

    تسلیحات

    بارگذاری گلوله های توپ 17 پوندی در فایرفلای

    سلاح اصلی تانک فایر فلای یک قبضه توپ 17 پوندی با سرعت دهانه ی بالا بود که مخصوصا برای شکار تانک طراحی شده بود و قوی ترین توپ زرداخانه ی بریتانیا و یکی از قوی ترین توپهای آن زمان بود. قدرت نفوذ این توپ حتی از توپ معروف 88 میلیمتری نصب شده بر روی تایگرهای آلمانی بیشتر بود. گلوله ی شلیک شده توسط توپ 17 پوندی می توانست از فاصله ی 500 متری در 140 میلیمتر فولاد نفوذ کند و از فاصله ی 1000 متری 131 میلیمتر فولاد را با زاویه ی 30 درجه از هم بدرد. با استفاده از گلوله های کفشک دار ضد زره فایرفلای می توانست در فاصله ی 500 متری 209 میلیمتر و در فاصله ی 1000 متری 192 میلیمتر فولاد را با زاویه ی 30 درجه در هم بشکند. از نظر تئوری فایرفلای می توانست بر هر تانک آلمانی چیره شود. البته در عمل گلوله های کفشک دار آن زمان کمیاب بودند و در ضمن دقت زیادی هم نداشتند. قدرت نفوذ آنها در واقعیت 50 میلیمتر کمتر از گلوله های ضد زره معمولی شلیک شده توسط توپهای 76.2 میلیمتری بود.

    اگرچه در زمینه ی نبردهای زرهی فایرفلای از شرمن های معمولی سرتر بود اما در زمینه ی مبارزه با اهداف نرم مانند پیاده نظام، ساختمانها و خودروها گلوله ی مناسبی نداشت. با درگیر شدن در خاک اروپا متفقین متوجه شدند که بیشتر از اینکه با تانکهای سنگین آلمانی روبرو شوند بیشتر با چنین اهدافی درگیر هستند. به همین دلیل واحدهای زرهی متفقین از اینکه به صورت یکدست تمام تانکهایشان را با فایرفلای عوض کنند امتناع کردند. مشکل دیگر فایرفلای حجم زیاد دود و گرد و خاک ناشی از شلیک بود که دیدن نتیجه ی شلیک را برای توپچی سخت می کرد و او ناچار بود که برای تصحیح هدفگیری به فرمانده ی تانک تکیه کند. گرد و خاک پس از شلیک آنقدر بود که تانک با چند شلیک مجبور بود جابجا شود تا خدمه ی آن بتوانند چیزی ببینند. عقب نشینی و آتش دهانه ی توپ سبب تکان خوردن شدید خدمه و کوری موقت آنها می شد. این امر در تمام تانکهایی که به توپهایی با سرعت دهانه ی بالا مسلح شده بودند دیده می شد و پانترها و تایگرهای آلمانی هم همین اشکال را داشتند. برجک تنگ شرمن بارگذاری توپ 17 پوندی را مشکل کرده بود و در نتیجه نرخ آتش فایرفلای از شرمنهای معمولی کمتر بود. چون فایرفلای یک راه حل موقت به حساب می آمد این مشکل را بر طرف نکردند و منتظر ورود به خدمت تانک جدید شدند.

    سلاح دوم فایرفلای یک قبضه مسلسل هم محور با توپ اصلی با کالیبر 0.30 اینچ بود. مسلسل داخل بدنه برای افزایش فضای گلوله های توپ برداشته شد. یک قبضه مسلسل کالیبر 50 هم در بالای برجک نصب شده بود که معمولا توسط خدمه برداشته می شد چرا که دید فرمانده را مختل می کرد.

    فایرفلای به همراه راکت اندازهایی که در کنار برجک آن نصب شده اند.

    در سال 1945 تعدادی از شرمنها به راکت اندازهای 3 اینچی در دو طرف برجک مجهز شدند. بعضی از این تانکها فایرفلای و تعدادی هم شرمن معمولی بودند. این راکتها چندان دقیق نبودند اما در صورت اصابت به هدف مؤثر بودند.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 19 مرداد 1394 05:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 خرداد 1394 08:00 ب.ظ نظرات ()







    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 6 بهمن 1393 02:06 ق.ظ نظرات ()


    دومنیک لومایر

    رضاکیانی موحد

    در میان تانکهای آلمانی تنها تایگر است که می تواند آوازه پانتر را تحت شعاع قرار دهد. پانتر تقریبا یک سال پس از پسرعموی بزرگتر خود به خط مقدم اعزام شد و ثابت کرد که کاملترین تانکی است که صنایع نظامی آلمان در زمان جنگ تولید کرده اند. با وجود وزن 45 تن، به سادگی می توانست در جاده به سرعت بالای 50 کیلومتر در ساعت برسد و همپای تانکهای بسیار سبکتری مانند تی-34 قرار گیرد. پانتر پاسخ آلمانها به تی-34 روسها بود. بهتر از آن مسلح شده بود و زرهی بسیار قوی تر اشت. تانک آلمانها یک سرو گردن بالاتر از رقبا قرار می گرفت. در جبهه غرب و در برابر شرمنها پانتر یک بلا بود.

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/normandy44.jpg

    نرماندی-1944

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/easternfront1943.jpg

    جبهه شرق-1943

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/102007919.jpg

    پانتر در کنار نارنجک انداز در دشتهای روسیه


    پانتر امتیازی برای حریف نیز بود چرا که از نظر مکانیکی بسیار ضعیف بود و در طی عقب نشینی ها تعداد زیادی تلفات داشت و در لحظات وخیم تعداد تانکهای قابل استفاده بسیار کاهش می یافت. وزن زیاد، حمل و نقل و جابجا کردن آن را سخت و گران می ساخت و در انتها پیچیدگی آن تعداد تولید شده را کاهش داد. 6000 دستگاه که به معنی یک دستگاه پانتر در برابر 7 دستگاه تی-34 یا 8 دستگاه شرمن است. در جمع، با نسبت 1 به15 پانتر شانسی برای پیروزی نداشت. به صورت رسمی پانتر یک تانک متوسط است ولی در عرف آن زمان تانکی با وزن 45 تن را در رده تانکهای سنگین می شناختند.

     

    پانتردی

    بر خلاف آنچه ترتیب الفبا ممکن است نشان دهند، مدل دی اولین سری پانتر بود. پانترآ بعد از آن آمد. این تانک برای اولین بار درصحنه نبرد کورسک -جاییکه به علت کاستی ها، متحمل تلفات وحشتناکی شد- عملیاتی شد. با وجود این، پانتر به زودی نشان داد که یکی از بهترین تانکهای جنگ جهانی دوم است. پانتر به مقدار زیادی از تی-34 های مهیب از نظر سلاح و زره سر بود. نقطه ضعف اساسی آنها آسیب پذیری شان از پهلوها بود و شکنندگی مکانیکی آنها. وقتی پانتر که در مکانی نامناسب و در زمانی نامناسب از کار می افتاد، اگر یدک کشی وجود نداشت باید از دست رفته به شمار می آمد چرا که تعمیر آن در محل غیرممکن بود.

    مشخصات: سه مدل اصلی پانتر مانند همدیگر هستند. جایگاه فرمانده در مدلها متفاوت هستند. به غیر از توپ، دو دریچه برای دید فرمانده وجود داشت. در مدلهای بعدی دوربین دید یک چشمی شد و تنها یک سوراخ ایجاد شد. (با شکاف مسلسل هم محور در سمت راست توپ اشتباه نشود.) دریچه های دوطرف برجک در مدلهای بعدی برداشته شدند.

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/panter-d.jpg

    پانترآ

    تولید دومین سری از پانترها در سپتامبر1943، پس از اینکه پانتردی ارزش خود را نشان داد، شروع شد. بین این دو مدل تنها چند تفاوت کوچک وجود داشت. از سال 1944 به بعد پانترها ،به همراه پانزر-4، ستون فقرات لشکرهای زرهی ورماخت را تشکیل دادند. از تابستان سال1944 تیپهای زرهی به همراه پانزرها-به عنوان نیروی متحرک هجومی- تشکیل شدند. بعدتر ثابت شد که این تغییرات سازماندهی بیهوده است و تانکهای گرانبها را به لشکرهای کلاسیک زرهی بازگشت دادند.

    مشخصات: جایگاه فرمانده و دریچه های جانبی بر روی برجک اجازه می دهد تا به سادگی تفاوت بین مدلهای آ و دی آشکار شود.(باید متوجه بود که آخرین مدلهای دی به جایگاه فرمانده مدل آ مجهز شدند.) به غیر از توپ، تنها یک سوراخ برای دید فرمانده وجود داشت. شکاف دیدبانی در بدنه فرورفته بود تا راننده دیده نشود. در مدل جی آن را با پریسکوپ عوض کردند. محل نصب توپ در مدلهای جی اصلاح شد. در مدل آ، ورقهای زره قسمت عقب تانک در بالای شنی پله پله بودند و در مدل جی مستقیم.

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/Panther_CanadianWarMuseum.jpg

     

     
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 بهمن 1393 06:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 5 آذر 1390 04:32 ب.ظ نظرات ()

    در ابتدای دهه40؛ ایتالیا هنوز قدرتی صنعتی نبود. عواملی چون سوءتدبیر و بی کفایتی رژیم فاشیستی، کمبود مواد خام ونارسایی تدارکات عواملی بودند که در ناتوانی نیروهای زرهی ایتالیا دخیل بودند. حتی فرماندهی عالی ایتالیا نتوانست نقش تانک را در نبردهای مدرن دریابد. باوجود بگوش رسیدن نغمه زیبای "لشکرهای زرهی"، ایتالیایی ها تانکهایشان را معمولا در گردانهای جدا از هم یا به عنوان پشتیبانی پیاده نظام درگیر می کردند.

    تنها چیزی که ایتالیا به فراوانی در اختیارداشت شجاعت در رزم انفرادی بود. در مقایسه با دشمنان و حتی متحدانش، زرهی ایتالیا در جایگاه درجه دوم قرار می گرفت هرچند که آنها با استفاده از منابع ناکافی که در دسترس داشتند بیشترین تعداد تانک ممکن را ساختند.

    ایتالیا از سال1940 تا 1943 ؛ 2000 دستگاه تانک ساخت درحالیکه آلمان در همین دوره 24000 دستگاه تانک ساخته بود. این امر برای ملتی که بیشتر مردمش هنوز کشاورز بودند به معنی یک شاهکار نبود. با تولید حدود 800 دستگاه تانک ام13/40، این تانک بیشترین تولید را در میان تانکهای ایتالیایی داشت. ایتالیا با 1500دستگاه تانک -بیشتر از دارایی انگلیس در سال 1939- وارد جنگ شد. به غیر از فیات3000 که در زمان جنگ اول طراحی شده بود- و 100 دستگاه تانک متوسط درجه دو، بیشتر آنها شبه تانکهایی بودند که کهنگی در آنها واقعیتی پذیرفته شده بود.

    ایتالیایی ها راهی کاملا منطقی برای نام گذاری تانکهایشان داشتند. سه دسته تانک وجود داشت: سبک که با حرف "ال" مشخص شده بود، متوسط که با حرف "ام" مشخص می شد و سنگین که حرف "پی" نشان دهنده آن بود. بعد از این پیشوند؛ یک عدد، وزن تانک را نشان می داد و عدد دوم، سالی که آن تانک به خدمت وارد شد. پسوند می توانست نشان دهنده عملیات خاص باشد به عنوان مثال؛ ال3/35ال اف تانکی سبک با وزن 3 تن بود که در سال1935 وارد خدمت شده و آتش افکن بود. ام13/40 یک تانک متوسط به وزن 13 تن بود که در سال1940 وارد خدمت شد و به همین ترتیب...

    توپهای خودکششی -که در ایتالیا به سِمو وِنته معروف بودند- به نام توپی که بر آنها نصب شده بود شناخته می شدند. سمو ونته 75/18ام42 یک توپ هویتزر 75 میلیمتری ال18 نصب شده بر روی شاسی ام15/42 بود.

    این روش نامگذاری در سال1940 شروع شد. چند مدل قدیمی تر چندین بار تغییر نام دادند. در سال1938 سی وی 35 تبدیل به ال35 و در سال1940 ال3/35 شد.

    تانکها

    در انتهای جنگ اول جهانی، ایتالیایی ها کپی خود را از تانک فرانسوی اف تی17 -که بهترین تانک آن زمان بود- ساختند. این امر قبل از سال 1921 بود که فیات3000 وارد سرویس شد. تا شروع دهه30؛ فیات3000 تنها تانک ارتش ایتالیا بود.

    جنون شبه تانکها در انگلستان شروع شد و پس از آن به دیگر کشورها چون ایتالیا سرایت کرد. ایتالیایی ها بر اساس نقشه های شبه تانک کاردن-لوید یک کپی وفادارانه به نام سی وی29 را ساختند. سپس سی وی33 که سنگین تر بود و پس از آن سی وی35 و ال3/38 ساخته شدند. این مدلها فقط طرح توسعه سی وی33 بودند. این تانکها در جنگ با اتیوپی -سال1935- موفق بودند. آفریقایی ها بدون داشتن سلاحهای ضد تانک، وسیله ای برای مقاومت در برابر این خودروها نداشتند. اما این تصویر در جنگ داخلی اسپانیا به سرعت تغییر کرد. بسیاری از این تانکها به طرفداران فرانکو تحویل داده شد که با سلاحهای ضدتانک و تانکهای روسی -که به جمهوری خواهان داده شده بود- روبرو شدند.

    ام13/40 قبل از نبرد العلمین.

    فیات 3000


     
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 آذر 1390 02:30 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 27 بهمن 1389 11:43 ب.ظ نظرات ()
    تی-34 بهترین تانکی بود که در جنگ دوم جهانی طراحی شد. تی-34 علاوه بر طراحی بسیار عالی ،که بر سادگی و مقاومت در آن تاکید شده بود، ترکیبی ممتاز از قدرت آتش، زره، تحرک و شکل را ارائه می داد. ساخت آن می توانست به صورت انبوه و تعداد زیاد  انجام شود و قابلیت اطمینان به آن در صحنه نبرد زیاد بود و همین دو ویژگی حیاتی نقطه ضعفهای اصلی تانکهای پیشرفته تر آلمانی بودند. تی-34 اصلی ترین سلاح پیروز روسیه در زمان جنگ دوم جهانی بود.

    تی-34 تانکی متوسطی بود که از سری تانکهای سبک قبل از جنگ روسیه منتج شده بود. این تانکهای برای سرعتهای بالا و طی مسافتهای طولانی طراحی شده بودند، نکته برجسته ای که آنها را سلاحی ترسناک برای نفوذ عمیق به قلمرو ساخته بود ،ولی به شدت فاقد قدرت آتش و زره بودند و به همین دلیل به عنوان تانک اصلی میدان مناسب نبودند. بعضی از زره پوشهای چرخدار نظامی امروزی،مسلح به موشکهای ضد تانک و مسلسل ،می توانند به عنوان نوه های موفق تر آن تانکهای جنگی به حساب آیند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 اسفند 1397 10:56 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic