منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 23 بهمن 1398 08:05 ق.ظ نظرات ()
    اصولا آتیش زدن کتاب (یا کتاب سوزان) نات اونلی به خودی خود بد نیست بات آلسو گاهی نص صریح کتاب نبرد من است... من خودم که جوون تر بودم چند بار کتابهایی که درباره ی بشقاب پرنده و مثلث برمودا و ... داشتم برداشتم بردم وسط حیاط آتیش زدم.... 
    حالا یه حاج آقایی یه کتابی رو برداشته سوزونده و فیلم گرفته... خوب پولشو داده... دوست داشته سوزونده.... چار دیواری اختیاری... به کسی مربوط نیس
    من هم اصلا قصد ندارم قضاوت اخلاقی کنم... فقط وسط بسوز بسوز، ایشون جمله ای عرض کردن که با اون جمله کار دارم... اما قبل از دیدن فیلم کتاب سوزان نگاهی بیندازید به حکم دادگاه ویژه ی روحانیت تا اصلا ببینید با چه کسانی سر و کار دارید:
    http://s7.picofile.com/file/8387457868/1424866_476.jpg
    و اما بعد... همان طور که در فیلم دیده می شود ( و یا شنیده می شود) حاج اقا می فرمایند این کتاب را می سوزانند به نمایندگی از طبی که داروهای شیمیایی میده دست مردم (نقل به مضمون)... عارض م خدمت شما که مگه طب سنتی ( یا به قول حاج آقا طب اسلامی یا به قول بعضی طب سنتی-اسلامی) چی میده دست مردم؟ یعنی موادی که از گیاهان و حیوانات و جامدات گرفته می شه و به عنوان دارو دست خلق الله میدن مواد غیرشیمیایی هستند؟ اصلا مگه ماده ی غیرشیمیایی هم داریم؟ تمام موادی که در اطرافمون می بینیم شیمیایی هستند و از حدود 105 عنصر طبیعی ساخته شده اند حالا چه گل گاوزبون باشه چه ال اس دی باشه چه بنگ باشه چه گُل باشه و چه آنتی هیستامین... همه شون از عناصر مختلف شیمیایی ساخته شده اند و بدن انسان در برابر همه ی این مواد مختلف واکنش نشون می ده بدون اینکه نگاه بکنه ببینه این مواد از ریشه ی فلان گیاه گرفته شده باشه یا شاخ کرگدن یا از فلان کارخونه ی دارو سازی...
    اتفاقا بد نیس بدونید که خیلی از این داروهای طبیعی نه تنها کمتر از داروهای به قول حاج آقا شیمیایی اثرات جانبی ندارند بلکه بعضی هاشون حتی کشنده هم هستند. کسی از دوستان هست که درباره ی مضرات داروی گیاهی حاصله از خشخاش شکی داشته باشه؟ یا اونی که از گیاه کوکا می گیرن؟ یا خیلی گیاهان دیگه که میشه باهاشون سم درست کرد؟ اما مردم راس میرن چپ میرن میگن داروی گیاهی دیگه! ضرری نداره که... چی چی رو ضرر نداره؟ طرف گل گاوزبون خورده سر از بیمارستان درآورده.... حالا شما برمیداری سرما می خوری خوددرمانی می کنی... دل پیچه میگیری خود درمانی می کنی... سردرد می گیری خوددرمانی می کنی... اون هم با داروهای گیاهی که کوچکترین اطلاعی از خطرات اونها ندارید...
    مردم ما باید بشینن و یه بار درست و حسابی سنگ خودشون رو با این مسئله وا بکنن... یعنی گمان نکنن که چون فلان دارو از گیاه گرفته شده حتما بی ضرر هست و چون فلان دارو از لابراتور اومده حتما اثرات جانبی داره...
    ***
    غیر از مسائل بالا (که البته خیلی هم مهم هستن) نحوه ی فرآورش داروهای گیاهی هست که باس درباره شون حرف بزنم... دوستان باس بدونن که هر گیاه دارویی  هر جایی ش برای داروسازی مناسب نیس... بعضی از گیاهان برگشون به درد دارو می خوره بعضیا ریشه شون بعضیا ساقه شون و .... یعنی اینکه قضیه خیلی پیچیده تر از اونه که این مدعیان دروغین طب سنتی-اسلامی می گن... البت هر یک از این مواد هم در ساعت و روز مشخصی باس چیده بشن... یعنی مثلا ممکنه برگ یه گل رو باید صبح بچینن و برگ گل دیگه ای رو عصر تا مواد دارویی موجود در اون گل ها در بهترین و مناسب ترین وضعیت باشه... از طرف دیگه بعد از چیدن هم ممکنه کلی عملیات بر روی اونها لازم باشه... مثلا ممکنه بعضی رو باید بلافاصله خشک کنن... بعضی رو توی تاریکی نگه دارن... بعضی رو توی آفتاب و خلاصه... 
    ***
    این وضعیت انقدر پیچیده است که در همون قرن سوم چهارم هجری علم داروسازی در عمل از طب سنتی جدا شد و داروسازها به موارد بالا رسیدگی می کردن... میرفتن دنبال گیاهان دارویی مختلف و در ساعتهای مورد نظر اونها را میچیدن و کارهای لازم رو انجام میدادن و در نهایت در دکه هاشون داروها رو می فروختن به کسانی که نسخه داشتن... این افراد رو صیدلانی یا دارو ساز یا شربت ساز می گفتن (بیرونی یه کتاب جداگانه درباره ی داروسازی یا صیدله داره) ... در خود بیمارستانهای اسلامی هم این افراد قسمت جدایی داشتن که کارش فقط و فقط تهیه ی دارو برای مریضها بوده... یعنی می خوام بگم الان حدود 1200 ساله که کار تهیه ی دارو (در همون طب سنتی-اسلامی که من اصلا قبولش ندارم) تخصصی شده...
    بعد این اساتید خودشون و اطرافیانشون هم دکتر هستن ... هم آزمایشگاه هستن ... هم داروساز هستن ... چطور همچین چیزی ممکنه؟ مگه یه نفر توی چند تا چیز میتونه استاد بشه؟
    خلاصه که همون طور که نیچه گفته: به سراغ اطبای سنتی که میروید شلاق را فراموش نکنید.
    از ما گفتن
    آخرین ویرایش: سه شنبه 22 بهمن 1398 05:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 11 بهمن 1398 09:52 ق.ظ نظرات ()
    چیزی که من رو از اصلاح وضعیت ایران ناامید کرده نه توده ی مردم عادی/عامی ایران بلکه خیل افراد فرهیخته و نخبه ی اون هست. از نخبگان ایرونی، چه اونها که توی ایران زندگی می کنن و چه خارج کشور و چه اونها که مخالف نظام مقدس جمهوری اسلامی هستن و چه مخالف، انتظار می ره که دقیقتر از مردم عادی/عامی بیندیشند، نظر بدن و دنبال راهکارهایی برای رفع مشکلات باشن. اما متاسفانه همین عزیزان به جای اینکه کمکی در اصلاح وضع موجود بکنن خودشون میشن باری بر روی دوش مردم.... نمونه ی جدیدیش رو می تونید در پایین بخونید. این متن پس از مراسم عبادی-سیاسی کتاب سوزان آیت الله تبریزیانتوسط دکتر امیرحسین خالقی و در کانال تلگرامی ایشون منتشر شده است.
    هونداهای طب!
    دیدم هواداران به اصطلاح "طب اسلامی" در حرکتی نمادین یک کتاب مرجع طب مدرن را می سوزانند، ظاهرا نوعی مبارزه نمادین با "طب شیمیایی" است.
    از بی سلیقگی کار که بگذریم، آیا دولت باید جلوی آنها را بگیرد؟ جواب منفی است! اگر مسئله پرمناقشه درمان کودکان (شهروندان بالقوه) را کنار بگذریم، افراد حق دارند نوع درمانشان را انتخاب کنند، حتی اگر این نوع درمان به نظر ما مناسب نباشد. تعداد متقاضیان این نوع درمان زیاد نیست و یحتمل در صورت وضع قانون هم کسی چنین ممنوعیت هایی را جدی نمی گیرد و کار خودش را می کند. وانگهی اعمال ممنوعیت خرج دارد، چرا باید پول عمومی صرف چنین کارهای بی فایده ای شود؟
    این نوع طبابت تا وقتی آزادی دیگری را نقض نکرده است، ایرادی ندارد، اگر کارآمد نبود به مرور هواداران اندکش را از دست می دهد، در غیر این صورت هم که چرا انسان ها را از آن محروم کنیم؟ به قول والتر بلاک بزرگ، مگر همیشه باید قانون بگذاریم که همه از پوشاک ارمانی و خودروهای لوکس استفاده کنند؟ اجازه دهیم هونداها هم کار خودشان را بکنند، در عرصه طبابت و درمان هم قضیه متفاوت نیست، والله اعلم.
    اینکه دکتر خالقی بزرگوار فک کرده که خوب بدن آدم یه جور ماشینه (که هست) و هوندا و جنرال موتورز هم ماشین می سازن (که خب میسازن) و در نتیجه با هر دو ماشین میشه یه جور رفتار کرد نشون میده که ایشون یا مفهوم بدن آدم رو نفهمیده یا مفهوم ماشین رو و یا هر دوشون رو... خدمت ایشون عرض کنم که درسته که بدن آدم هم ماشینه اما اولا که جون داره.... دوما اگه جون ش رو از دست بده نمیشه توش دوباره جون ایمپلنت کرد.... یعنی اینکه قضیه ی جون مردم شوخی بردار نیس... لنت ترمز هم می خوای بخری برای خودش استاندارد داره.... هیچ نظام عاقلی اجازه نمیده مردم کشورش سوار خودرویی بشن که لنت ترمزش استاندارد نداره... بعد ما بیاییم و توی کشورمون اجازه بدیم که کسانی که کارشون استاندارد نداره، داروهایی که تجویز می کنن استاندارد نداره، روشهای درمانی شون استاندارد نداره برای مردم نسخه پیچن و با جون مردم بازی کنن.....
    دکتر خالقی گفته که مردم حق دارن نوع درمانشون رو انتخاب کنن. سوال شخصی من از ایشون این هست که اگر خدای نکرده یکی از بستگان خیلی نزدیک ایشون (مثلا همسرشون)  ویروس کرونا بگیرن و بخوان که مثلا با زالو درمانی با ویروس کرونا مبارزه کنن ایشون چیکار میکنه؟ بی تفاوت می شینه و می گه: شما حق داری نوع درمانت رو خودت انتخاب کنی.....؟
    خداوند مردم ما را از شر این نوع نخبگان نجات بدهند
    آمین

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 بهمن 1398 08:53 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات