منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 23 اردیبهشت 1398 09:12 ق.ظ نظرات ()
    ضد پاتک
    در قسمت سوم این سلسله درسها دیدیم که عملیاتی که در شب 23 ام تیر 61 آغاز شد تنها در یک محور به موفقیت رسید. ظهر24ام مدافعین عراقی با جمع کردن قوای زرهی خود در شمال نیروهای تک ور ایرانی (که به عراقی ها پهلو داده بودند و جناح راستشان کاملا بی دفاع بود) و اجرای یک ضدحمله ی متمرکز سبب شدند که ایران با دادن تلفاتی عقب نشینی کند. نقشه ی پاتک عراق را مجددا ببینید:

    http://s8.picofile.com/file/8360279450/04.jpg

    سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا امکان داشت که به گونه ای از این پاتک جلوگیری کرد؟ پاسخ به این سوال شاید چندان ساده نباشد اما می توان راهکارهایی را در نظر گرفت. اینکه این راهکارها چقدر می توانستند در عمل موفق باشند خود سوال دیگری است که در حال حاضر پاسخی برای آنها وجود ندارد چون دیگر نمی توانیم شرایط آن دوران را بازسازی کنیم مگر با داشتن شبیه سازهای قدرتمند که من دسترسی به آنها ندارم.
    همانطور که در نقشه ی بالا دیده می شود جناح قرارگاه فتح (فتح2یعنی تیپ17 علی بن ابی طالب + تیپ2 لشکر92 زرهی) توانست خود را به شمال کانال پرورش ماهی برساند. در این زمان اگر 2 لشکر زرهی احتیاط در اختیار فرماندهان فتح بود می توانستند با عبور آنها از معبر ایجاد شده در خطوط عراق و چرخش مجدد به سمت شرق و شمال ضربه ای کاری به مدافعین عراقی وارد کنند. نقشه ی ضدحمله ی پیشنهادی من را می توانید در پایین ببینید:
    http://s9.picofile.com/file/8360279484/05.jpg
    یک حرکت زرهی به صورتی که در فلش نشان داده شده بود می توانست مدافعین عراقی را بین چکش تک زرهی فتح و سندان قرارگاه های قدس و فجر در شمال منطقه ی عملیات در هم بکوبد. متاسفانه در این عملیات هیچ ذخیره ی استراتژیکی تعریف نشده بود و لشکر 30 زرهی سپاه که بر روی کاغذ قرار بود به عنوان احتیاط در نظر گرفته شود عملا به صورت دسته های تانک در بین نیروهای پیاده پخش شده بود. به همین دلیل در لحظه ی حساسی که نیاز به یک نیروی احتیاط کارا بود چنین نیرویی در اختیار فرماندهان نبود تا از آن بهره بگیرند.
    در عوض فرماندهان صحنه سعی کردند تا جناح راست فتح را با ایجاد یک خاکریز شرقی-غربی تأمین کنند که در عمل به دلیل فشار زرهی عراق و آتش مستقیم تانکهای عراقی بر روی ماشین آلات راه سازی ایران نتوانستند چنین خاکریزی را در روز روشن و زیر چشم عراقی ها بسازند.
    همزمان با پاتک موفق زرهی عراق در شمال فتح در قسمت جنوبی فتح (فتح4 یعنی تیپ25کربلا+گردان 283 سوارزرهی) که توانسته بودند خود را به یکی از پلهای نصب شده بر روی کانال پرورش ماهی برسانند و با عبور از پل در آن سوی پل سرپلی به دست آوردند نیز با پاتک عراقی ها مواجه شدند. مقاومت فتح4 در اثر پاتک عراق شکسته شد و با نفوذ زرهی عراق در جنوب منطقه ی تحت کنترل قرارگاه فتح امکان داشت که کل نیروهای تک ور فتح محاصره شوند. در نهایت با عقب نشینی تمام واحدهای تحت فرمان فتح به سمت خطوط دفاعی خود (نیم دایره های سیاه رنگ) در کنار جاده ی زید-بوبیان مرحله ی اول عملیات رمضان پایان یافت.
    http://s9.picofile.com/file/8360282650/06.jpg

    به دلیل اینکه قرارگاه ها قدس و فجر در طی مرحله ی اول عملیات موفقیت چندانی کسب نکردند و نتوانستند به اهداف خود برسند از بررسی عملکرد آنها در اینجا خودداری کردیم ولی این توضیح کوتاه لازم است که بدانیم هر دو قرارگاه در مواجه با خاکریزهای مثلثی عراق تلفات نسبتا سنگینی را متحمل شدند تا جائیکه قاسم سلیمانی (سردار سلیمانی در آن زمان فرمانده تیپ41ثارالله بودند) در بیسیم خواستار نیروی کمکی می شود:
    قاسم سلیمانی: فشار دشمن شدید شده.. خسارت سنگینی به تیپ وارد شده است.
    احمد غلامپور(فرمانده لشکرقدس): تیپ شما به هر نحو ممکن باید از مواضع موجود دفاع کند. با احداث خاکریز های بیشتر منطقه پدافندی خود را تقویت کنید.
    قاسم سلیمانی: خاکریز به مقدار کافی هست، ولی نیرویی برای اشغال آن در دستر ما نیست.
    همانطور که دیدید فشار بی امان مدافعان عراقی تلفات زیادی را به نیروی تک ور ایرانی وارد کرد. درباره حجم تلفات وارد شده بر دو طرف بعدتر صحبت خواهیم کرد.


    آخرین ویرایش: جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 08:16 ق.ظ نظرات ()

    سازمان رزم ایران و عراق در ابتدای عملیات رمضان

    ماه مبارک رمضان آغاز شده و برای چون منی این ماه تداعی کننده عملیات رمضان است. در ماه رمضان سال 1361 خورشیدی سیاستمداران و نظامیان ایران تصمیمی گرفتند که جنگ را در خاک عراق دنبال کنند. به همین منظور بزرگترین تمرکز نیرو در منتها الیه جنوب غربی کشور انجام شد تا با تصرف بصره ماشین جنگی صدام به زانو درآید.... اما روند حملات ایران آن طور که انتظار می رفت به پیش نرفت و در نتیجه اولین شکست نظامی ایران پس از فتح خرمشهر رقم خورد. شکستی که بعدها نشان داد عطش ایران برای رسیدن به بصره حاصلی جز کوبیدن بر در بسته ندارد. شکست عملیات رمضان درسهای زیادی را در بر دارد که در چند پست سعی می کنیم به آنها بپردازیم. اما قبل از آغاز بحث لازم است موارد زیر را بدانید.

    1- تحلیل عملیات رمضان بی طرفانه نخواهد بود چرا که به اسناد طرف عراقی دسترسی نداریم. زمانی می توانیم تحلیل درستی از اوضاع ارائه کنیم که بتوانیم اسناد و مدارک نظامی عراقی را نیز بخوانیم و تحلیل کنیم.
    2- تحلیل عملیات رمضان بی طرفانه نخواهد بود چرا که به اسناد نیروی زمینی ارتش خودمان هم دسترسی نداریم.
    3- تحلیل عملیات رمضان بی طرفانه نخواهد بود چرا که از میان صدها سند نیروی زمینی سپاه تنها به معدودی از آنها دسترسی داریم.
    برای اینکه دست خالی از اینجا نروید قبل از هر چیز بد نیست نگاهی بیندازید به سازمان رزم ایران و عراق در طی این عملیات.... در آینده ای نزدیک سیر وقایع و درسهای گرفته شده از این عملیات را مرور خواهیم کرد با این توضیح که این سیر دارای زمان بندی منطقی نخواهد بود.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 09:47 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 2 مرداد 1397 06:37 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: شنبه 30 تیر 1397 06:37 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 18 تیر 1397 12:34 ب.ظ نظرات ()
    یک مطلب درباره ی اقتصاد جنگ از سایت معاند و معارض بی بی سی (لعنت الله علیهم اجمعین) گرفتم که می توانید  اینجا بخوانید.... درسی است بزرگ.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 15 مرداد 1397 09:16 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 13 تیر 1396 10:31 ب.ظ نظرات ()
    دیروز که داشتم دنبال فیلمهای پرواز 655 می گشتم به مناظره ی دکتر زیباکلام و دکتر کوشکی بر سر پیداکردن مقصد این فاجعه رسیدم. خلاصه ی کلام اینکه دکتر کوشکی اعتقاد داشتند که آمریکایی ها از ابتدا ایرباس ایرانی را عمدا ساقط کرده اند چرا که قصد داشتند صلح را به ایران تحمیل کنند و این عمل در حقیقت پیامی بود برای مسئولان ایرانی و دکتر زیبا کلام هم عقیده داشتند که اگر آمریکایی ها از روی عمد این کار را کرده باشند باید در اسناد و مدارکی که پس از تحقیقات زیاد منتشر کردند اشاره می کردند که دستور این اقدام را چه کسی داده است؟
    به نظر من هر دو نفر تا حدودی به حق دارند و تا حدودی هم اشتباه می کنند. اینکه ،بر اساس استدلال دکتر کوشکی، دولت آمریکا ، یا زنجیره ی فرماندهی نظامی آمریکا، به ناخدا راجرز فرمان مستقیم/غیرمستقیم داده باشد که هواپیمای غیرنظامی ایران را ساقط کند تنها از ذهنی بیرون می آید که آلوده به ویروس "تئوری توطئه" شده است. آشکار است که ریگان هیچ دل خوشی از ایران نداشت ولی این دلیل نمی شود که دستور بدهد تا با حمله به غیرنظامیان حیثیت نیروهای نظامی آمریکا خدشه دار بشود.
    از طرف دیگر اینکه مانند دکتر زیباکلام فکر کنیم که آمریکا در این جریان کاملا بی گناه بوده و این حادثه تنها یک رویداد اتفاقی بوده نیز تا حدودی ساده انگاری است. آشکار است که آمریکایی ها ابتدا به درخواست کشورهای عربی منطقه وارد میدان نبرد شدند تا جلوی تحرکات نظامی ایران را برعلیه کشتی رانی بین المللی سدکنند. با سرشاخ شدن نیروهای نظامی ایران در خلیج فارس با نظامیان آمریکایی دو راه حل برای آمریکا بیشتر باقی نمانده بود. اول اینکه نیروهایش را از خلیج فارس خارج کند تا از خطر مقابله ی نظامی مستقیم با ایران کم کند و دوم اینکه در خلیج فارس باقی بماند و ریسک رویاروی شدن با ایران را به جان بخرد. گزینه ی اول گزینه ای بود که به کشورهای متحد آمریکا در منطقه آشکار پیام می داد که متحدشان آنها را تنها گذاشته است و در نتیجه عواقب سیاسی سنگینی برای سیاست خارجی آمریکا در تمام جهان در پی داشت. گزینه ی دوم هم گزینه ای بود که در نهایت توسط سیاستمداران آمریکایی انتخاب شد و همانطور که دیدیم روز به روز بر تنش بین نیروهای نظامی دو کشور افزوده شد. معلوم بود که این تنشها نمی توانند تا روز قیامت ادامه پیدا کنند و بالاخره در جایی باید به انتها می رسیدند. از این رو پیش بینی یک اتفاق از آن نوع که در روز 12 تیر 67 برای هواپیمای ایرباس خطوط هواپیمایی ایران ایر افتاد چندان هم دور از ذهن نبوده است. بالاخره در تمام تنشهای مرزی اینچنینی در طول تاریخ یکی از دو طرف خویشتنداری خود را از دست می داده و فاجعه ای اینچنین را رقم زده است. حالا ممکن بود که به جای هدف قرار گرفتن یک هواپیما یک کشتی باری هدف قرار می گرفت یا یک نفتکش یا.... اما دور از ذهن نبود که در این جو تب آلود بالاخره غیرنظامیانی خواهند بود که متضرر این معامله بشوند.
    پس از دید من می توان هر دو طرف را مقصر دانست. از یک طرف فرماندهان نظامی ایران بدون توجه به حضور کشتی ها و هواپیماهای غیرنظامی در منطقه دهانه ی خلیج فارس را برای کشتی های آمریکایی ناامن کرده بودند. این عزیزان باید می دانستند که وسط دعوا کسی حلوا خیرات نمی کند و ممکن است که دود این ناامنی به هرحال به چشمان غیرنظامیان خودشان هم برود. از طرف دیگر آمریکایی که سیاست خارجی خود را در زمینه ی امنیت انرژی در حال شکست می دیدند به هر خس و خاشاکی دست می زدند تا بتوانند قائله را به سود خودشان تمام کنند. این امر حاصل نشد مگر با دخالت نظامی بیشتر و تهدیدآمیزتر که خوب افزایش تنشها نهایتا جاده صاف کن روی دادن فاجعه ی چون سقوط ارباس ایران ایر شد.
    کشته شدگان پرواز 655 تنها کشته شدگان غیرنظامی درگیری ایران و عراق در طی 8 سال جنگ نبودند. تعداد زیادی از ملوانها و دریانوردان کشورهای بی طرف در پی موشک پرانی های دو طرف کشته شدند و تأسف برانگیزتر اینکه بسیاری از آنها در کشتی هایی بودند که به دولتهای بی طرف تعلق داشتند و در آبهای بین المللی هدف قرارگرفتند. امید که تعقل و صبر در محاسبات سیاسی سیاستمداران در تمامی کشورهای جهان اولویت اول را اشغال کند.
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 تیر 1396 10:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 12 تیر 1396 11:11 ب.ظ نظرات ()
    [http://www.aparat.com/v/AfuzV]
    خدمه ی وینسنس قبل از شلیک به ایرباس ایرانی
    [http://www.aparat.com/v/icl87]

    خدمه ی وینسنس بعد از شلیک به ایرباس ایرانی
    اینجا و اینجا و اینجا را هم ببینید

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 11:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7