منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 12 مهر 1397 09:03 ب.ظ نظرات ()


    امروز، سوم اکتبر، 28 امین سالگرد وحدت دو آلمان شرقی و غربی پس از چندین دهه جدایی می باشد. جدایی که شکافهای معناداری را در بین این مردم ایجاد نمود. همان طور که آلمان غربی از برترین و پیشروترین کشورهای بلوک غرب بود آلمان شرقی نیز در میان بلوک شرق از پیشروترین ها و بهترینها به حساب می آمد. اما فاصله این دو آلمان از یکدیگر بسیار زیاد بود. آلمان غربی به لطف اقتصاد بازار آزاد و فضای رقابت وضعیت بسیار بهتری نسبت به آلمان شرقی که دارای اقتصاد مارکسیستی و دولتی داشت بود. تنها به عنوان مثال می توان نگاهی به خودروسازی 2 کشور انداخت. زمانی که آلمان غربی در حال طراحی و تولید بهترین برندهای خودروسازی دنیا همچون بنز و بی ام و بود، در آلمان شرقی تنها چند مدل خودروی از مد افتاده برای سالیان تحت تولید قرار داشت که معروفترین آنها خودرویی بود که بین آلمانیها به " قابی" معروف است. همین وضع در دیگر صنایع نیز وجود داشت. زمانی که وحدت آلمان فرا رسید. بودجه های سنگینی که حاصل اقتصاد مناطق غربی آلمان بود توسط دولت به مناطق شرقی در این 28 سال تزریق شده است تا این شکاف کمتر گردد.
    در زمینه ی فرهنگ نیز تفاوتهای مشخصی هنوز پس از 28 سال وجود دارد که ماحصل سیاستهای حکومتی متفاوت برای چند دهه می باشد. به عنوان مثال اعتقاد به خدا، مذهب و طریقه ی پوشش در مردم آلمان غربی بیش از آلمان شرقی می باشد و دلیل این امر آموزه های مسیحیت در مدارس آلمان غربی می باشد که در آلمان شرقی وجود نداشت که البته این تفاوت روز به روز کمرنگ تر می شود و یا مسئله ی تعامل فرهنگی با خارجیان که تحمل مردم آلمان غربی بالاتر از مردم نواحی شرقی می باشد.
    موضوع قابل اشاره ی دیگر میزان میهن پرستی می باشد که مردم آلمان شرقی بیشتر از آلمان غربی می باشد، زمانی که مردم آلمان غربی برای سالیان طولانی تحت سرکوفت دوران ملی گرایی و برنامه های آموزشی در تقبیح ملی گرایی و میهن دوستی بودند، آلمان شرقی همچون دیگر ممالک بلوک شرق بر طبل ایدئولوژی، مردم آلمان شرقی و میهن سوسیالیستی می کوبید و آلمان غربی را مسئول و ادامه ی فاشیستهای نازی می نامید. سرودهای حماسی زیادی در آلمان شرقی همچون جماهیر شوروی سروده شد در حالی که در آلمان غربی تنها باید شرم گذشته تبلیغ می شد. جایی که حتی تکان دادن پرچم کشور در غیر از مسابقات ورزشی تابو به نظر می آمد. حتی امروزه نیز به مانند دیگر کشورها استفاده از پرچم ملی آلمان در مناسبتهای گوناگون زیاد به چشم نمی خورد و ممکن است شما را راست افراطی خطاب کنند. دلیل امر سیاستهای آلمان غربی در این چند دهه می باشد. با تمام این احوالات دو آلمان دوباره یکی شده و امروزه پس از نزدیک به سه دهه این تفاوتها تا میزان بسیار زیادی کمتر شده است.

    محمدحسین پاز





    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مهر 1397 09:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 12 خرداد 1396 07:27 ق.ظ نظرات ()

    A camouflaged jet aircraft with a red ring around its nose intake, on display

    پیش زمینه ی تاریخی

    در زمانی که کشمکش های مرزی بین آلمان شرقی و غربی گسترده تر می شد به طور متوسط در ماه 2 هواپیمای ناتو حریم هوایی آلمان شرقی را نقض می کردند و این عمل توسط روسها با تعداد بیشتری هواپیما پاسخ داده می شد. بین ماه های آگوست و سپتامبر 1961،38 تجاوز به حریم هوایی آلمان غربی توسط روسها صورت گرفت. بعضی از آنها عمدا و به منظور بررسی عکس العمل طرف مقابل صورت می گرفت و بعضی نیز اشتباهات ناشی از ناوبری و عدم تعیین دقیق مرز بین دو کشور بود.

    بین پایان جنگ جهانی دوم تا اتحاد مجدد دو آلمان هواپیماهای آلمان غربی ،چه نظامی و چه غیرنظامی، اجازه نداشتند که به برلین غربی پرواز کنند. 3 کریدور هوایی برلین را به دنیای آزاد متصل می کردند به ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا می رفتند و بر روی هواپیماها باز بودند.

    حادثه

    در روز 14 سپتامبر 1961 یک مانور هوایی ناتو با نام رمز "شاه مات" صورت گرفت. به عنوان بخشی از این مانور گردان 32ام شکاری-بمب افکن آلمان غربی ،مستقر در پایگاه هوایی لسچفلد، باید یک مسیر مثلث شکل را از ورزبورگ تا لاون و سپس ممینگن می پیمود.

    2 فروند جنگنده-بمب افکن اف-84 ، به خلبانی پیتر پففرکورن و هانس ابرل، مسیرشان را به دلیل اشکال در قطبنمای پففرکون گم کردند. در پرواز بین ورزبورگ به لاون آنها به قدری گیج شده بوند که شهر لیژ در بلژیک را به جای شهر ریم در فرانسه گرفتند.

    اندکی بعد ایستگاه رادار ناتو در واربورگ این دو هواپیما را در جنوب وستفالی یافت در حالیکه به سمت شرق پرواز می کردند. مسیر آنها از جنوب برلین می گذشت. خلبانها اخطار رادیویی ایستگاه رادار را دریافت نکردند چرا که در حال صحبت با یکدیگر بودند تا موقعیت صحیح شان را بیابند.

    در نهایت هنگامی که جنگنده های به آسمان لایپزیگ رسیدند پففرکورن درخواست کمک کرد. این درخواست توسط متصدی فرودگاه تاگل در غرب برلین شنیده شد. فرودگاه تاگل به آنها اجازه ی فرود داد. در ابتدا این دو هواپیما توسط رادارهای فرودگاه تمپلهوف برلین دیده نشدند چرا که آنها بر روی فرود یک فروند هواپیمای باری دی.سی-6 متمرکز شده بودند. هنگامی که آنها متوجه جنگنده ها شدند که تعداد زیادی از رهگیرهای روسی به دنبال آنها افتاده بودند. یکی از متصدیان کنترل ترافیک هوایی برلین به خلبانهای آلمانی دستور داد که نچرخند و مستقیم به سمت فرودگاه تاگل پرواز کنند.  پوشش ابر زیادی که در آسمان بود سبب شد تا جنگنده های ناتو خود را از رهگیرهای روسی مخفی کنند و با موفقیت در تاگل فرود بیایند.

    عکس العمل ها

    بلافاصله پس از فرود آمدن جنگنده ها در فرودگاه تاگل، مقامات فرانسوی ،که کنترل فرودگاه را در دست داشتند، به روسها توضیح دادند که این هواپیماها به دلیل اشکال فنی مجبور شده اند که در این فرودگاه فرود اضطراری کنند.

    وزیر دفاع آلمان غربی به خاطر این رویداد از سفیر روسیه[شوروی] در بن معذرت خواهی کرد. روسها قبل از  اعتراض رسمی به "تحریک" آلمان غربی چند روزی را سکوت کردند و پس از آن اعلام کردند که در صورت حادثه ی مشابه هر هواپیمای دیگری را که ببینند ساقط خواهند کرد.

    ویلی برانت ،که در آن زمان رهبر حزب مخالف و شهردار برلین غربی بود، این سؤال را مطرح کرد که چگونه دو خلبان توانسته اند در یک زمان حساس رابطه ی بین دو کشور را مختل کنند. قرار شد که تحقیقات سختگیرانه ای نسبت به ماجرا صورت بگیرد. در اولین حرکت فرمانده ی گردان 32ام شکاری-بمب افکن ،بارت، جابجا شد و اعلام شد که هر فرمانده ی نظامی دیگری که مسبب درگیریهای مرزی بشود از واحد خود مرخص خواهدشد. 2 هفته بعد فرمانده ی مافوق بارت ،هارلینگاسن، مجبور شد تا درخواست بازنشتستگی پس از موعد کند. چند تحقیق بیشتر بارت را بیگناه شناخت و در نهایت مجبور شدند او را به واحد خود بازگردانند.

    عواقب

    پس از فرودآمدن جنگنده های در فرودگاه تاگل بلافاصله آنها را در آشیانه ای پنهان کردند و خبرنگاران از عکس برداری از آنها منع شدند. تا سالها بعد گمان می شد که این دو جنگنده با تعویض پرچم و خلبانهای آمریکایی به آلمان غربی بازگشته اند و یا اینکه از هم جداشده اند و به صورت تکه تکه به غرب برده شده اند. فرود آمدن دو فروند هواپیمای باری سی.124 در فرودگاه تاگل این گمان را برانگیخت که شاید جنگنده ها را در دل این دو هواپیمای باری به آلمان غربی بازگردانده باشند. یک تئوری دیگر می گفت که هواپیماها توسط فرانسوی ها پنهان شدند و بعد در زیر خاک دفن شدند تا به صورت اتفاقی در دهه ی هفتاد پیدا شدند. در تصاویر موزه ی نیروی هوایی آلمان در سال 2006عکسهایی از دو هواپیمای دفن شده و کشف شده در فرودگاه تاگل نمایش داده شدند که سرنوشت این دو جنگنده را مشخص می کنند.

    هر دو خلبان از پرواز منع شدند و به واحدهای زمینی فرودگاه لچفلد منتقل شدند. اف-84 های این واحد پس از 80هزار ساعت پرواز در روز 13جولای 1966 بازنشسته شدند.

    حادثه ی 1962

    یازده ماه پس از حادثه ای که برای 2 فروند اف-84 نیروی هوایی آلمان غربی روی داد و روسها تهدید کردند که هر هواپیمایی را که از مرز بین دو کشور بگذرد ساقط خواهند کرد یک فروند هواپیمای سی هاوک نیروی دریایی آلمان ،به خلبانی کونت آنتون وینکلر، هنگامی که به صورت اشتباهی وارد حریم هوایی آلمان شرقی شد توسط میگ-21 های روسی ساقط شد. وینکلر در حال بازگشت از یک پرواز آموزشی از عرشه ی ناوهواپیمابر یو.اس.اس ساراتوگا در اقیانوس اطلس بود که توسط روسها شکار شد. او هواپیمایش را در 45 کیلومتری جنوب غربی برمن فرود آورد در حالیکه هواپیمایش عملا از رده خارج شده بود. وینکلر 4 سال بعد با یک فروند اف-104 سقوط کرد و جان سپرد.

    ترجمه و تلخیص: رضا کیانی موحد

    منبع:

    https://en.wikipedia.org/wiki/1961_F-84_Thunderstreak_incident

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 خرداد 1396 12:07 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 22 خرداد 1394 06:01 ب.ظ نظرات ()




    آماده برای نبرد
    یک گردان مکانیزه سوئدی در سالهای دهه ی 80 میلادی.




    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 10 آبان 1393 05:00 ق.ظ نظرات ()
    پس از فرو ریختن دیوار برلین در نوامبر 1989 و اتحاد دو آلمان در 1990 ، تعدادی زیادی از مردم خانه و کاشانه خود را رها کرده و برای زندگی به آلمان غربی هجوم بردند، پس از گذشت تنها چند ماه، آپارتمانهای بسیاری در آلمان شرقی متروک شده و به صورت خرابه ای در آمده بودند.
    مشکلی به نام کوچک شدن شهرها در ناحیه آلمان شرقی سابق که می توانست تا امروز هم ادامه پیدا کند.







    شهر آیسناخ در جنوب آلمان شرقی ، بهار 1990


    آخرین ویرایش: جمعه 9 آبان 1393 07:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 16 مرداد 1391 10:15 ب.ظ نظرات ()


    در دوران جنگ سرد بیشتر کشورهای دنیا در 2 دسته جای گرفته بودند، بلوک شرق و یا بلوک غرب، ایران نیز به علت موقعیت ژئوپلتیک خود از این قاعده مستثنی نبود،اولین شکاف بین این 2 بلوک و اولین اختلاف و شکاف بین متفقین پس از جنگ جهانی دوم بر سر ایران به وجود آمد و سپس به  کره و دیگر نقاط دنیا کشده شد. پس از حمله ی ناجوانمردانه و غیرانسانی متفقین به ایران و اشغال ایران ، قسمتهای شمالی ایران به اشغال شوروی و قسمتهای جنوبی و مرکزی ایران به اشغال نیروهای انگلیسی و آمریکایی درآمد.  اختلافات بر سر رژیم آینده ایران آغاز شد ولی پس از رایزنی هایی، محمدرضا پهلوی پسر رضاخان پهلوی را بدون توجه به نظر و خواست ملت ایران برای آینده شان به قدرت گماشتند، زمانی که بر اساس پیمان سه گانه قرار بر تخلیه ایران از نیروهای اشغالگر شد روسها حاضر به این کار نبودند، روسها به دنبال منافعی در ایران بودند و از قدیم به دنبال نفت جنوب ایران بوده و دسترسی به آبهای گرم خلیج پارس را در سر داشتند، اما روسها برای تضعیف کردن و کوچکتر کردن ایران در آینده نقشه ی تجزیه قسمتهای شمالی ایران را کشیده تا اگر نتوانند قسمتهای اشغالی خاک ایران را برای همیشه ضمیمه خود کنند حداقل آن را تجزیه کنند تا خطر یک همسایه جنوبی با خاک سرزمینی بزرگ همراه با نفوس زیاد و منابع با ارزش نفتی و معدنی و قدرتمند در آینده را بگیرند. به همین دلیل  دولت ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایتنامه ای علیه شوروی فرستاد که مورد حمایت انگلیسیها بود ولی شوروی کوتاه نیامده و شکایتنامه هایی را علیه انگلیس در مورد دخالت در اندونزی و یونان ارائه داد. پس از مدتی حکیم نخست وزیر ایران استعفا داده و احمد قوام که مورد حمایت چپگراها بود بر سرکار آمد، قوام به نمایندگان ایران در سازمان ملل دستور داد فعلا شکایت را پیگری نکنند و به جای آن به مذاکره 2 جانبه با دولت شوروی روی آورد. بالاخره پس اتفاقاتی از این دست و عقب نشینی نیروهای شوروی و واکنش دولت مرکزی همراه با حمایتهای مردمی، ایران از خطر تجزیه توسط بیگانگان نجات پیدا کرد. (برای اطلاع بیشتر از چرایی شکست ایران در جنگ جهانی دوم به این لینک که توسط رضای خودمان نگاشته شده است مراجعه کنید.)
    اما این پایان ماجرا نبود، دشمنی تقریبا همیشگی روسها با ایران در 2 3 قرن اخیر و طمع آنان برای رسیدن به منابع سرزمینی ارزشمند ایران و نابودی ایران، رژیم گذشته خود را برای جلوگیری از این امر و همچنین جلوگیری از نفوذ کمونیست به ایران متمایل به غرب کرده و تبدیل به متحد منطقه ای آنها شد،  ایران اگرچه هیچگاه به عضویت ناتو در نیامد و خاک ایران از وجود هر نوع پایگاه نظامی بیگانه پاک ماند ولی رابطه ی بسیار نزدیکی از همه جهات با غرب به خصوص آمریکا برقرار کرد. با توجه به ماهیت جنگ سرد ایران به خط مقدم جبهه جنگ احتمالی تبدیل شد که دارای مرز طولانی با شوروی بود. ایران می بایست در صورت آغاز جنگ
    تا زمان رسیدن نیروهای کمکی غربی در مقابل سیل لشگرهای زرهی و پیاده مکانیزه شوروی مقاومت کرده و دست آنها را از رسیدن به خلیج فارس و منابع نفتی جنوب باز دارد.این قدرت بازدارندگی نیازمند تجهیزات نظامی بسیار و تمرینات منظم می بود.
    فیلمی که در زیر مشاهده می کنید مربوط است به تمرین نظامی مشترک ایران و آمریکا در اپریل سال 1964 در ایران به نام  مانور "دلاور" برای مقابله با تهدیدات نظامی نیروهای بیگانه در خاک ایران و منطقه خلیج فارس. در این تمرین نظامی تیپ 101 هوابرد آمریکا همراه با تجهیزات سنگین هزاران کیلومتر را طی کرده و عملیاتی مشترک را با نیروهای ایرانی تحت پشتیبانی جنگنده های نیروی هوایی 2 کشور به انجام می رسانند، چتربازان هر 2 کشور در نزدیکی پایگاه هوایی دزفول پرش کرده و توسط جنگنده های پایگاه درفول پشتیبانی می شوند. همچنین تفنگداران دریایی و نیروی دریایی 2 کشور نیز در جزیره خارک و منطقه خلیج پارس وارد عمل می شوند. این تمرین نظامی یکی از بزرگترین تمرینات و مانورهای نظامی قرن اخیر بود که امروزه کمتر کسی از آن اطلاع دارد و به فراموشی سپرده شده است.

    محمدرضا پهلوی به همراه ژنرال آمریکایی در کویری در ایران در طی تمرین مشترک نظامی


    در زیر می توانید فیلم مورد نظر را ببینید.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آذر 1391 09:02 ق.ظ
    ارسال دیدگاه