منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 27 دی 1398 09:32 ب.ظ نظرات ()
    28 زوئن 1914 ، سارایوو؛ ولیعهد اتریش در حال بازدید از این شهر (که در آن زمان قسمتی از امپراطوری اتریش-مجارستان بود) توسط یک صرب متعصب ترور می شود. اتریش برای صربستان ضرب الأجلی تعیین کرد تا قاتلین ولیعهد را دستگیر کرده و تحویل این کشور بدهد. پس از اتمام مهلت ضرب الأجل، و عدم توجه به آن توسط صربها، دولت اتریش رسما به صربستان اعلان جنگ می کند و نیروهای نظامی خود را وارد مرزهای صربستان می کند. متحد اصلی صربستان اما خرس بزرگ اروپا است: روسیه. روسیه بلافاصله به اتریش اعلان جنگ می کند و در نتیجه آلمان (که در آن زمان متحد اتریش-مجارستان بود) به روسیه اعلان جنگ می کنند و فرانسه و بریتانیا هم (که متحد روسیه بودند) به آلمان اعلان جنگ می کنند و در نهایت عثمانی (که متحد آلمان بود) به روسیه و فرانسه و بریتانیا اعلان جنگ می کند و جنگ جهانی اول یا جنگ بزرگ آغاز می شود.
    اما عواقب شوم این جنگ خانمان برانداز در حوزه ی اروپا نماند. قدرتهای منطقه ی خاورمیانه بلافاصله نیروهای خود را وارد خاک ضعیف ترین کشور منطقه کردند: ایران. برای اینکه وضعیت ژئوپولتیک ایران را در آن زمان بفهمید بد نیست نگاهی به نقشه ی زیر بیندازید:
    http://s7.picofile.com/file/8385181542/2d92f4c6e5893212113dda63b496a6a1.jpg
    همانطور که دیده می شود شرق و جنوب ایران در اشغال نظامی بریتانیا، شمال در اختیار روسیه و غرب ایران تحت حکومت عثمانی بود. هر سه قدرت خاک ایران را با آغاز جنگ در اروپا صحنه ی ترکتازی خود کردند؛ صدها فرسنگ دورتر از خاک اروپا. زمانی که روسها از یک طرف، ترکها از یک طرف و انگلیسیها از طرف دیگر وارد خاک ایران شدند به خود زحمت ندادند که از هیچ ایرانی نظر خواهی کنند. آنها به یک بهانه وارد ایران شدند: امنیت. اینکه چرا هر سه قدرت امنیت خود را در لگدکوب کردن مردمی می دیدند که رسما در جنگ جهانی اعلان بی طرفی کردند و حتا کوچکترین شانسی نداشتند که از خود دفاع کنند سوالی است که پاسخ آن را در جای دیگر خواهم داد. 
    فعلا به نتیجه ی جنگی برسیم که واقعا سزاوار لقب "جنگ تحمیلی" است. نتیجه ی درگیری کشورهای اروپایی فرسنگها دور از خاک ایران برای حفظ امنیت شان این بود: فرزندان بی پدر شده، خانواده های از هم پاشیده، زنان بی شوهر، دخترهای هتک حیثیت شده، اقتصاد از هم پاشیده، زیربناهای تخریب شده، شهرهای ویران شده، دهات خالی شده، زمینهای بایرشده و در یک کلام: نکبت، بلا و مصیبت
    چشمان خود را ببندید و سفری در زمان کنید. خود را در میانه ی جنگ جهانی اول فرض کنید. سوال: واقعا آیا اگر روسیه، بریتانیا و عثمانی وارد خاک ایران نمی شدند امنیت شان به خطر می افتاد؟ در حالیکه میلیون ها میلیون سرباز در اروپا همدیگر را قتل عام می کردند، قدرتهای بزرگ هزاران تن بمب شیمیایی را بر سر هم می ریختند، بمب افکنها و بالنهای بزرگ شهرهای غیرنظامی را زیر بمباران خود له می کردند واقعا درگیری نظامی این سه قدرت در خاورمیانه و در خاک یک کشور بی طرف برای آنها امنیت بوجود می آورد؟
    تصور کنید که در آن زمان زندگی می کردید و شغلتان خوانندگی بود اگر می خواستید برای غمخواری در اندوه سترگی که به بهانه ی امنیتِ همسایه های قدرتمندتان بر پدران و پدربزرگان تان وارد شد ترانه ای بخواندید چه می خواندید جز این ترانه:
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    ما در سرزمینی زندگی می کنیم سراسر سختی، سراسر درد، لبریز از فتنه
    زمامداران این زمانه توافق کرده اند، که اتحادی بین بشریت صورت نگیرد
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    همه آواره و پناهنده شده ایم در این جهان
    از راست و چپ هر دو چشم گریان است
    خدا به دادمان برسد
    درود بر شما
    با کمال احترام می گویم
    حیف است وطن ما نابود شود
    یا به سرقت رود، به خدا قسمت حیف است
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    یک قلب صاف و صاده پاک و وفادار است
    آیا نمی دانید این چنین قلبی دوستدار بشریت است
    دوستدار تمام انسان هاست
    زمامداران این زمانه توافق کرده اند که اتحادی بین ما صورت نگیرد
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    چشمان خود را بازکنید و دگر بار ببندید. ایین بار خود را جای کودک عراقی بگذارید. در روز نهم آوریل 2003 حکومت بعثی صدام با حمله ی آمریکا و بریتانیا به عراق سقوط کرد. فروپاشی سریع سازمان اداری عراق همان وضعی را برای عراق ایجاد کرد که 90 سال قبل از آن برای ایران ایجاد شده بود. قدرتهای منطقه ای به بهانه ی امنیتِ مردم خود به صورت مستقیم و غیرمستقیم عملیات نظامی خود را در عراق آغاز کردند. بسیاری از مردم عراق به طرفداری از ایران، عربستان سعودی، قطر، ترکیه و اسرائیل مسلح شدند و شروع کردند به کشتار یکدیگر: کرد در برابر سنی، سنی در برابر شیعه، شیعه در برابر کرد، برادر در برابر برادر.
    امروز که این نوشته را می خوانید سال 2020 میلادی است و نتیجه ی دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم نظامی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در عراق مشابه است با وضعیت ایران در زمان جنگ جهانی اول، در یک کلام: نکبت، بلا و مصیبت. ترانه ای که در بالامتن آن را خواندید و می توانید آن را در اینجا ببینید گوشه ی کوچکی است از درد و رنج مردمی که داشتند زندگی خود را می کردند ولی زمانه با آنها خوب تا نکرد. 

    برای سوم بار چشمان ت را ببند و تصور کن اگر جرج بوش به جای حمله به عراق اول تصمیم گرفته بود که به ایران حمله کند شاید این ترانه را امروز فرزند تو می خواند. شاید آنکه آواره بود همسر تو بود. 
    هموطن انصاف داشته باش. به جای اینکه شریک درد و غم همسایه ی خود بشوی باری بر دوش آنها نگذار به بهانه ی امنیتِخودامنیتِ خانواده ات را در ناامنی همسایه ات نیاب. امنیت چیزی نیست که کیلومترها دورتر از خاک وطن ت آن را بیابی. 
    روا مدار که سیاستمداران کشورت به بهانه ی امنیت، تو را شریک دخالتها ی نظامی خود در خاک همسایه کنند. پشتیبانی خود را دریغ کن از آنکه می گوید اگر ما در عراق عملیات نظامی نکرده بودیم الان فلانی و بهمانی در خاک ایران بودند. چشمان ت را بازکن هموطن؛ اندکی ، فقط اندکی انصاف داشته باش.
    رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 21 آبان 1398 10:37 ب.ظ نظرات ()
    به لینک زیر مراجعه کنید
    https://farsi.euronews.com/2019/11/11/how-many-iranians-perished-during-first-world-war
    آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آبان 1398 10:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 20 آبان 1397 10:08 ب.ظ نظرات ()
    اینجا را بخوانید.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 آبان 1397 10:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 24 مهر 1397 06:00 ب.ظ نظرات ()



    نبرد نخست ایپرا(Yepres) یکی از نبردهای جنگ جهانی اول می باشد که در سال 1914 در منطقه ای در بلژیک به نام ایپرا بین طرفهای درگیر در جبهه غربی در مدت 2 ماه به وقوع پیوست. جنگ جهانی اول نخستین جنگی بود که ارتشهای بزرگ مجهز به سلاحهای عصر انقلاب صنعتی به نبرد با یکدیگر پرداختند. تجهیز به این سلاحها و توسعه ی همزمان آنها نتایج این جنگها را غیر قابل پیشبینی کرده و به بن بست کشانده بود. زیرا تجهیز میادین نبرد به انواع استحکامات دفاعی هر نوع سلاح تهاجمی را خنثی می کرد. استفاده دفاعی از توپخانه و تیربارها ی متعدد در سنگرهای خندقی دست برتر را بر هر نیروی تهاجمی داشت، همین طور جبران تلفات بالای انسانی ارتشها که هفته ها طول می کشید باعث حرکت کند و به بن بست کشیده شدن نبردها می شد. نبرد ایپرا را می توان به طور کل به دو قسمت تقسیم کرد. قسمت اول تهاجم بریتانیایی ها، فرانسویها و بلژیکیها به خطوط دفاعی آلمانها بود که از 12 تا 18 اکتبر طول کشید که ره به جایی نبرده و توسط آلمانها پس زده شد. فردای آن روز از 19 اکتبر، اینبار آلمانها به خط زدند و حمله ی آنها تا 2 نوامبر به طول انجامید که از 30 اکتبر با دو نبرد دیگر آرمنتیرز(Armentières) و مسینز(Messines) ترکیب شد که تا 22 نوامبر این درگیریها ادامه داشت که پس از تلفات سنگین دو طرف که به قیمت جان هزاران نفر تمام شد آلمانها توانستند مقدار کمی در زمین پیشروی داشته باشند. تمام این نبردها در کنار ایپرا در منطقه فلاندرز بلژیک صورت گرفت. از 19 اکتبر تا 22 نوامبر هیچ کدام از دو طرف نتوانستند به سرعت نیروهای خود را در فلاندرز حرکت داده تا به یک پیروزی قاطع برسند. در ماه نوامبر دیگر نفس همه بریده بود. ارتشهای کاملا خسته، کمبود مهمات، روحیه پایین نیروها که حتی بعضی واحدها دیگر از دستورات پیروی نمی کردند وضعیتی بود که وجود داشت. در تمام پاییز برای هفته ها نیروهای متفقین تنها در حال دفع هجوم های آلمانیها به خطوط دفاعیشان بودند. تلفات بسیار سنگین بود به طوری که حدود 70 درصد نیروهای شرکت کننده از بین رفتند. تنها در نبرد ایپرا که یکی از نبردهای ناحیه فلاندرز بود آلمانها 46,765 نفر و متفقین 58,155 نفر تلفات دادند.

    فیلمی که مشاهده می کنید میزان خرابی ها، خندقها، تانکهای رهاشده و گودالهای روی زمین که جای گلوله های توپخانه می باشد در این منطقه را پس از جنگ نشان می دهد.


    [http://www.aparat.com/v/ia4RV]
    آخرین ویرایش: سه شنبه 24 مهر 1397 09:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 26 مرداد 1397 09:48 ق.ظ نظرات ()

    ترجمه رضا کیانی موحد

    Whippet.jpg

    ویپت در موزه نظامی بروکسل

    ویپت مارک آ تانک ساخت انگلیس متعلق به جنگ جهانی اول بود که به منظور کامل کردن تانکهای کند مارک 5 با استفاده از جابجایی و سرعتشان بکارمی رفتند تا بتوانند خطوط دشمن را بشکافند.

    تشریح

    این خودروی زرهی برای حملات سریع ساخته شد. بنابراین زنجیر آن با دید مدرنتری نسبت به تانکهای سری 1 تا 5 طراحی شد. آنها مستقیما از لیتل ویلی – اولین نمونه تانک- مشتق شده بودند و فاقد فنر برای سیستم تعلیق بودند. جایگاه خدمه برجکی ثابت به شکل مربع در انتهای بدنه بود. تانک دارای دو موتور در جلوی بدنه بود و هر کدام یک زنجیر را حرکت می دادند. برای حرکت به سمت جلو هر دو موتور درگیر می شدند و برای چرخیدن یکی متوقف شده ودیگری کار می کرد. پس در تئوری راهی ساده برای هدایت تانک یافته بودند ولی درعمل ثابت شد که این راه غیر ممکن است چون هر زنجیر با سرعتی غیر قابل پیش بینی می چرخید. پس ازاینکه اولین بساط اولین آزمایش گسترده شد قابل فهم بود که راننده ها بسیار محتاطانه رشد می کنند و در هر گردش تانک را متوقف می کنند و متوقف کردن هر زنجیر دیگری را بیرون می انداخت. موتورها نیز مستعد ایستادن بودند وقتی که خورشیدی بسیارسریع می چرخید. مخزن سوخت در جلوی بدنه واقع شده بود. سلاحها عبارت بودند از 4 مسلسل هاچکیس 303. که هر کدام یک جهت را پوشش می داد. با وجود تنها 3 خدمه ، مسلسل چی باید که دائم اینور و آنور می پرید و دست آخر توسط فرمانده یاری می شد. بعضی وقتها یک مسلسل چی دیگر را سوارمی کردند و اغلب برای ایجاد فضای بیشتر یک مسلسل را جا میگذاشتند. با توجه به اینکه همه آنها قابل جابجایی بودند، می توانستند تمام اطراف را با تنها یک مسلسل پوشش دهند.

    File:Whippet2.jpg

    قسمت پشتی یک ویپت در موزه نظامی بروکسل که در 17 آگوست سال 1918 آسیب دید


    آخرین ویرایش: جمعه 26 مرداد 1397 12:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 11 مرداد 1397 09:36 ق.ظ نظرات ()


    Schneider CA1

    اشنایدر سی آ1 اولین تانک فرانسوی بود. الهام بخش ساخت آن، احتیاج به چیره شدن بر وحشت حاصل از جنگهای خندقی در جنگ اول جهانی بود.

    کمپانی اشنایدر یک کمپانی تسلیحاتی بزرگ در فرانسه بود. با داشتن سفارشهای از توسعه تراکتورهای توپخانه سنگین ، در ژانویه سال 1915 شرکت سر طراح خود "بریلی" را برای تحقیق در مورد تراکتورهای زنجیردار به شرکت آمریکایی "هالت" فرستاد و در همان زمان شراکتی در یک برنامه آزمایشی در انگستان داشت. بریلی که قبلا در اسپانیا درگیر طراحی خودروهای زرهی بود -در بازگشت مدیریت شرکت را  متقاعد کرد که مطالعه و توسعه تراکتورهای مسلح زرهی را  براساس شاسی "بیبی هالت" بنیان گذارند. 2 عدد از آنها سفارش داده شد. در جولای سال 1915 این برنامه سرّی ترکیب شد با یک برنامه رسمی که توسعه یک پاره کننده سیم خاردار توسط مهندس "ژان لوئیس برتون" بود.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 15 مرداد 1397 08:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات