منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 6 آذر 1397 08:05 ق.ظ نظرات ()
    دوستان تهرانی از دست ندهند این برنامه را

    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آذر 1397 02:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 12 اردیبهشت 1393 08:50 ق.ظ نظرات ()

    دوستان توجه کنند که این مطلب رو از وی.او.اِی برداشتم بدون هیچ کم و زیادی. اعتراضی اگر دارید همان جا
    درج کنید:

    یک پژوهش جدید می گوید «حفصه بنت عمر»، یکی از زنان پیامبر اسلام، نقشی بنیادین در ویرایش و تدوین قرآن داشته و احتمالا یکی از اولین افرادی بوده که نسخه مکتوبی از قرآن را نگهداری کرده است.

    وبسایت مدیوالیست در گزارشی که به تازگی منتشر کرده می گوید تا همین اخیرا، پژوهشگران در زمینه ریشه های اسلام عمدتا بر مردان پیرو پیامبر تمرکز داشته اند. اما برخی مورخان معتقدند که زنان نقش مهمی در خیزش دین اسلام در شبه جزیره عربستان داشتند.

    رقیه خان، رئیس مطالعات اسلامی دانشگاه کلرمونت، در تازه ترین گزارشش که در نشریه آکادمی علوم مذهبی آمریکا منتشر شده می گوید حفصه، یکی از زنان محمد، پیامبر اسلام، ویراستار عمده قرآن بود.

    خانم خان در گزارش خود درباره نحوه به کتاب درآمدن قرآن در نیمه قرن هفتم توضیح می دهد. درباره نحوه مکتوب شدن آیات قرآن که عمدتا به شکل شفاهی بین مسلمانان دهان به دهان منتقل می شد نیز دو حدیث عمده وجود دارد که در هر دوی آن ها، حفصه بنت عمر، نقش پررنگی دارد.

    حفصه دختر عمر ابن خطاب بود. عمرابن خطاب یکی از حامیان عمده پیامبر اسلام و از خلفای اسلام بود. حفصه حدود سال ۶۲۵ با پیامبر اسلام ازدواج کرد و چهارمین همسر او شد. شواهد نشان می دهد که رابطه شان گرم نبود بطوری که حتی پیامبر او را برای مدتی طلاق داد. منابع حاکی است که حفصه بسیار باهوش و باسواد بود. یکی از منابع حتی می گوید که او شوهرش را بر سر درستی شماری از آیه های قرآن، به چالش کشیده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 16 خرداد 1393 05:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 27 اسفند 1392 03:22 ق.ظ نظرات ()

    رسول الله صلى الله علیه وسلم: «و همانا شما را از نوحه و شیون نهی می کنم» (جامع احادیث الشیعة: ۳/۳۷۲).
    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 20 تیر 1391 06:02 ق.ظ نظرات ()


    و پیغامبر علیه السلام آن روز بشارت به مدینه فرستاد و مردم را گرد کرد هم آنجا به لشکر گاه و از ایشان مشورت خواست از بهر غنیمت. گفتا: چه گویید و چه صواب بینید این خواسته را و این اسیران را. عمربن الخطاب برپای خواست و گفت: یا رسول الله! من آن بینم که این اسیران را همه بکشی و هر کسی را بفرمایی تا اسیر خویش را بکشد. علی را بگوی تا عقیل را بکشد و حمزه را بگوی تا عباس را بکشد تا خدای تعالی داند که این مشرکان را در  دل ما هیچ مهر و محبت نیست و هر کسی کس خویش را به دست خویش بکشد تا کسی بیگانه او را نکشد که عداوت خیزد؛ و این خواسته همه به زیر زمین اندر کنند.

    پس از آن اسیران که آنجا نشسته بودند یکی عباس بود مر عمر را گفت: یا عمر قطعت الرحم قطع الله رحمک. رحم ببریدی یا عمر خدای تعالی رحم ترا ببراد. و پیغامبر را علیه السلام آن تدبیر عمر ناخوش آمد. دیگر باره گفت مشورت کنید تا چه ببینید؟ عبدالله بن رواحه مردی بود از مبارزان انصار، گفت: یا رسول الله! من آن بینم که یکی وادی بنگری و پر از هیزم کنی و آتش اندر افگنی و این غنمیت را بسوزی، و این اسیران را بدان آتش اندازی تا بسوزند. عباس دیگر باره همان سخن گفت که عمر را گفته بود؛ و باز پیغامبر را آن تدبیر ناخوش آمد، گفت: چه تدبیر کنید؟ ابوبکر گفت: یا رسول الله! این همه عمّان و عم زادگان و خویشاوندان تواند و از آن ما اند، و ما را خدای عزو جل بر ایشان ظفر داد. اکنون ما را برایشان رحم باید کردن وایشان را به خواسته بازباید فروختن، که ایشان مهتران اند و توانگران و خواسته دارند، هر کسی تن خویش باز خرند تا ایشان آزاد شوند، و مسلمانان را از آن قوت بود و مؤنت. پیغامبر را علیه السلام این تدبیر خوش آمد و تبسم کرد و گفت: یا ابابکر! مثل عمر چنان است که جبریل علیه السلام. هر کجا عقوبت و بلا بود از خدای تعالی حق تعالی او را فرستد، چنانکه قوم لوط و قوم فرعون، و مثل تو از فریشتگان چون میکایل است که هر کجا خدای تعالی رحمت خواهد، او را فرستد. باران او آورد، و رحمت بر قوم یونس او آورد و عذاب بگردانید و یونس را از شکم ماهی بیرون آورد. و مثل تو از پیغامبر چنان است که ابراهیم علیه السلام که از رحمت بر خلق گفتا: فمن تبعنی فانه منی و من عصانی فانک غفور رحیم. و مثل عیسی علیه السلام که گفت: ان تعذّبهم فانهم عبادک و ان تغفرلهم فانک انت العزیز الحکیم. و مثل عمر از پیغامبران چنان است که نوح علیه السلام که گفت: ربّ لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا، و چون موسی که گفت: ربنا اطمس علی اموالهم و اشدد علی قلوبهم فلایومن حتی یروا العذاب الالیم.

    پس پیغامبر علیه السلام گفت: هر دو نیک گفتید. اکنون صبر کنیم تا خدای تعالی چه فرماید. پس خدای تعالی هم در آن مجلس آیت فرستاد. قوله تعالی، و کان لنبی ان یکون له اسری حتی تثخن فی الارض تریدن عرض الدنیا. و به شریعت پیشینگان اندر ایدون بود که غنیمت را به آتش بسوختندی یا اندر زمین پنهان کردندی چنانکه هیچ کس ندانستی و دست بدان نرسیدی، و اسیران را بکشتندی و به زیر زمین اندر کردندی آن همه پیغامبران پیشین چونکه شما طمع کردید اندر آن. قوله تعالی، تریدون عرض الدنیا و الله یرید الاخره. خدای تعالی ثواب آن جهان شما را دهد، شما این جهان خواهید. قوله تعالی: لولا کتاب من الله سبق لمسّکم فیما اخذتم عذاب عظیم. اگر نه آن بودی که قضای خدای عز و جل رفتستی و بنشسته استی که این غنیمت به دین اسلام حلال کند، شما را عذاب فرستادمی بزرگ بدانکه آهنگ دنیا کردید و طمع خواسته کردید. پس پیغامبر علیه السلام چون این آیت برخواند گفت: اگر شما را عذاب آمدی، از شما جز عمر نرستی. پس خداوند سبحانه و تعالی دیگر آیت فرستاد قوله تعالی، فکلوا مما غنمتم حلالا طیبا. پس خدای تعالی ایشان را غنیمت حلال کرد، و حکم ابوبکر را رضی الله عنه بپسندید و بر آن حکم او شریعت برآن نهاد.

    تاریخنامه طبری

    نشرالبرز تصحیح محمد روشن

    چاپ سوم 1373

    صفحات 136-138

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 تیر 1391 06:02 ق.ظ
    ارسال دیدگاه