منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 20 خرداد 1396 10:02 ق.ظ نظرات ()
    یک کتاب سوپرقدیمی بخوانید و لذت ببرید.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1396 07:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 11:14 ق.ظ نظرات ()

    نبرد یرموک؛ قسمت اول


    میدان نبرد

    میدان نبرد در 65 کیلومتری جنوب شرق بلندی های جولان که میان فلسطین ، سوریه و اردن  قرار دارد و نیز شرق دریاچه طبریه واقع شده است. نبرد در دشت یرموک درگرفت. دشتی که بخش غربی اش به یک دره با عمق 200 متر که با نام وادی الرقاد شنخته می شود ختم می شد. این دره به رودخانه یرموک که شعبه ای از رود اردن محسوب می شود منتهی می شود. جریان آب این رودخانه بسیار تند و عمق رودخانه نیز بالاست. در شمال دشت ناحیه جابیه و در شرق آن نیز تپه های عزرا قرار دارند هر چند این تپه ها خارج از محدوده اصلی نبرد بودند. در واقع، تنها یک نقطه سوق الجیشی در میدان نبرد وجود داشت. یک تپه به ارتفاع 100 متر مشهور به تل الجمعه( مکان گردآمدن).  این تپه برای نیروهای مسلمانی که روی آن گرد آمدند میدان دید خوبی از دشت یرموک فراهم می کرد. عبور از دره نزدیک دشت در سال 636 راه های کمی داشت : یک پل اصلی که اکنون در حوالی روستای کفرالمآء قرار دارد. از لحاظ تدارکاتی دشت یرموک دارای منابع آب و علوفه مناسبی برای هر دو طرف نبرد بود. همچنین یک مکان عالی برای مانورهای سواره نظام به شمار می آمد.

    ترکیب نیروها

    بیشتر مورخین اولیه اسلامی شمار لشکریان مسلمان را بین 24 هزار تا 40 هزار نفر و شمار بیزانسیان را بین 100 هزار تا 200 هزار نفر برآورد کرده اند. تخمین های مدرن متفاوت هستند: بیشتر مورخان جدید شمار سپاهیان بیزانسی را 80 هزار تا 120 هزار نفر و عده کمی  هم بین 15 و 20 هزار تا 50 هزار نفر دانسته اند. ارتش مسلمین نیرویی بین 24 تا 40 هزار نفره برآورد می شود. این تخمین ها بر پایه برآورد توانایی لجستیکی طرفین، توان طرفین برای ادامه نبرد و محدودیت های موجود برای عرب ها و رومیان استوار است. در هر حال بیشتر مورخان معتقدند لشکر بیزانسیان برتری عددی چشمگیری بر لشکر مسلمین داشته است.

    ارتش راشدین

    طی شورای جنگی ، فرماندهی میدان نبرد از طرف ابوعبیده به خالد واگذار شد. پس از واگذاری فرماندهی ، خالد سپاهیان مسلمان را به 36 واحد پیاده و 4 واحد سواره تقسیم کرد. خود خالد به همراه ملتزمین شخصی و گارد متحرکش  به عنوان ذخیره باقی ماندند.

    سپاه به وضعیت (( تابعه)) درآمد : یک صف آرایش محکم و دفاعی پیاده نظام.

    سپاه به صورت یک صف 12 کیلومتری که به جانب غرب پیش می رفت  درآمد. جناح چپ در طول رودخانه یرموک حرکت می کرد،جناح راست در جاده جابیه قرار گرفت و از راه بلندی های تل الجمعه به سوی شمال می رفت. بین این جناح ها  شکاف های قابل توجهی وجود داشت که امکان می داد با ارتش بیزانس در یک صف 13 کیلومتری درگیر شود. قلب سپاه تحت فرماندهی ابوعبیده جراح در بخش چپ و شرحبیل ابن حسنه در سمت راست بود. فرماندهی جناح چپ سپاه بر عهده یزید و جناح راست نیز بر عهده عمروعاص  قرار داشت. هر سه قسمت مذکور دارای واحدهای ذخیره سواره نظام  بودند تا در صورت عقب رانده شدن دست به ضدحمله بزنند.

    جناح چپی که پشت قلب سپاه حرکت می کرد شامل گارد متحرک تحت فرمان خالد بود. اگر خالد در حین نبرد دچار مشکل می شد، فرماندهی  این گارد به ضرار ابن ازور سپرده می شد. در طول نبرد ممکن بود خالد از سواران ذخیره اش به نحو موثری  نیز استفاده کند. خالد چندین  دیده بان را نیز اعزام داشت تا تحرکات بیزانسیان را به دقت زیر نظر داشته باشند. در پایان جولای سال 636 واهان جبله را به همراه سواران سبک اسلحه اش به عنوان طلایه جلو فرستاد، اما آنان توسط گارد متحرک عقب رانده شدند. پس از این درگیری به مدت یک ماه تصادمی بین طرفین رو نداد.

    تسلیحات مسلمین

    کلاه خودهای آبکاری شده شبیه کلاه خودهای ساسانی در نبرد استفاده می شدند. جوشن نیز به همراه کلاه خود در محافظت بخش های حساس صورت به کار گرفته می شد. چکمه های ضخیم چرمی شبیه  صندل های رومی نیز توسط سربازان مسلمان به طور گسترده ای استفاده می شد. زره های چرمی ضخیم و زره های بافته شده نیز مورد استفاده بودند. سربازان پیاده معمولا نسبت به سواران زره های مقاوم تری داشتند. سپرهای بزرگ چوبی و ترکه ای نیز مورد استفاده قرار می گرفت. نیزه های پیاده ها حدودا 2.5 متر و نیزه های سواران  تا 5.5 متر طول داشت. شمشیرهای کوتاه پیاده نظام  و شمشیرهای بلند شبیه شمشیرهای ساسانی در جنگ به کار گرفته شد. شمشیرهای بلند بیشتر توسط سواران استفاده می شد. کمان های مورد استفاده حدود دو متر طول داشتند، شبیه کمان های بلند معروف انگلیسی. حداکثر برد کمان های سنتی عربی حدود 150 متر بود. کمانداران عرب هر چند فاقد توانایی های کمانداران سواره بودند، اما توانایی خود برای شکست یورش های سواره نظام سبک را به خوبی ثابت کرده بودند.

    لشکر بیزانس

    چند روز پس از تجمع نیروهای مسلمان در یرموک، ارتش بیزانس که طلایه آن نیروهای سبک اسلحه غسانی بودند پیش آمد و در ناحیه وادی الرقاد اردوگاه مستحکمی برپا کرد. جناح راست ارتش بیزانس در انتهای جنوب دشت قرار داشت،حدود یک مایل دورتر از دره وادی الالان و نزدیک رودخانه یرموک. جناح چپ در طرف شمال و نزدیک تپه های جابیه قرار داشت و نسبتا بی دفاع بود. واهان ارتش امپراتوری را به جانب شرق و در صفی سیزده کیلومتری آرایش داده بود و سعی می کرد تمام ناحیه بین گلوگاه یرموک در جنوب و جاده رومی به طرف مصر در شمال را پوشش دهد و وظیفه پوشش سایر شکاف ها را به لشکرهای دیگر داده بود. سواره نظام سنگین منظم رومی یا کاتافراکت ها میان هر چهار لشکر سپاه تقسیم شده بود.آرایش به شیوه ای بود که پیاده نظام در صف مقدم و سواره نظام به عنوان نیروی ذخیره به کار می رفت. واهان نیروهای جبله را که سواران سبک با  ترکیبی از اسب و شتر بودند را به عنوان طلایه به پیش فرستاد تا از ارتش اصلی تا هنگام ورودش حفاظت کنند. منابع مسلمان به این نکته اشاره می کنند که مردان گرگوری با  زنجیرهایی به هم متصل شده بودند تا نشان دهند تا دم مرگ خواهند جنگید و فرار برایشان معنی ندارد. این زنجیرها هم چنین مانعی برای سواران دشمن به شمار می رفت. مورخان مدرن بر این اعتقادند که بیزانسیان از آرایش قدیمی رومی -یونانی ،که در آن سربازان شانه به شانه هم و با سپرهای قفل شده به هم می جنگیدند، بهره بردند. در این آرایش در هر گروه حدود بیست سرباز با سپرهایشان مانع برخورد پرتابه های دشمن می شوند.

    تسلیحات بیزانسیان

    سواران بیزانسی از نوعی شمشیر بلند مشهور به اسپاتیون، نیزه های سبک معروف به کونتاریون و کمان و تیردان هایی با چهل پیکان استفاده می کردند. سواره نظام سنگین مشهور به اسکوتاتوی از شمشیرها و نیزه های کوتاه استفاده می کرد. نیروهای سبک اسلحه و کمانداران بیزانسی سپرهای کوچکی به همراه داشتند. زره سواره نظام از یک جوشن که تا زانو امتداد داشت همراه با کلاهخودهای آویز دار تشکیل می شد. همچنین محافظ گلو و صورت نیز به همراه داشت. پیاده نظام نیز دارای جوشن ، کلاه خود و محافظ ساق پا بود. زره های صفحه ای سبک و زره پولکی نیز به طور وسیعی استفاده می شد.

    تنش در ارتش بیزانس

    استراتژی خالد  در عقب نشینی از مناطق تصرف شده و جمع آوری نیروهایش در یک نقطه برای نبردی قاطع بیزانسیان را ناچار کرد در پاسخ پنج لشکرشان را ادغام کنند. بیزانسیان مدتها بود به دلیل عدم توانایی لجستیکی لازم مایل به درگیری های مقیاس بزرگ و نبردهای سرنوشت ساز نبودند. دمشق نزدیک ترین پایگاه تدارکاتی در دسترس بود، اما منصور حکمران دمشق قادر به پشتیبانی از ارتش عظیمی که در یرموک گرد آمده بود نبود. گزارش هایی از درگیری ساکنان محلی با سربازان به دلیل کمبود مواد غذایی  ( زمان درگیری  اواخر تابستان بود) وجود داشت. برخی از درباریان بیزانسی واهان را به دلیل عدم پیروی از  توصیه هراکلیوس برای  پرهیز از درگیری  بزرگ با عرب ها به خیانت متهم می کردند. البته با توجه به تجمع سپاهیان عرب در یرموک واهان گزینه دیگری در اختیار نداشت. روابط میان فرماندهان ارتش بیزانس چندان دوستانه نبود. میان واهان، تریتوریوس، جاراجیس و بوکینیتور منازعه قدرت وجود داشت. جبله با وجود آشنایی فراوانش به منطقه و وضعیت محلی نادیده گرفته می شد. جو بی اعتمادی میان عرب ها، ارمنی ها و یونانیان  وجود داشت. اختلاف دیرینه میان فرقه های مسیحی  نیز سبب شعله ور شدن  تنش های پنهان می شد. این مسایل سبب عدم طرح ریزی و اجرای مناسب شد ، که نتیجه ای جز شکست فاجعه بار برای بیزانس نداشت.

    نبرد

    برای داشتن درکی بهتر از  توصیف نبرد ، لازم است ابتدا با وضعیت لشکرهای متخاصم آشنا شد. خطوط نبرد میان مسلمین و بیزانسیان به چهار بخش تقسیم می شد: جناح های چپ  و راست ، بخش های چپ و راست مرکز سپاه.

    واهان از جانب هراکلیوس توصیه شده بود تا زمانی که درهای مصالحه باز است با عرب ها وارد نبرد گسترده نشود. شاید این دستوربه این دلیل بود که نیروهای یزدگرد در عراق هنوز آماده نبرد نشده بودند. واهان ابتدا گرگوری و سپس جبله را برای مذاکره اعزام کرد اما تلاشهای آنان بیهوده بود. پیش از نبرد واهان خالد را نیز برای مذاکره دعوت کرد که نتیجه مشابهی دربرداشت. مذاکرات نبرد را یک ماه به تاخیر انداخت. در همین حال خلیفه عمربن خطاب(رضی الله عنه) که لشکریانش در قادسیه در حال تهدید امپراتوری ساسانی بودند فرمانده اش سعد ابن ابی وقاص را موظف به انجام مذاکراتی با یزدگرد و فرمانده سپاهش رستم فرخ زاد  و دعوت آنان به اسلام کرد. این به احتمال زیاد یک اقدام تاکتیکی بود که عمربن خطاب(رضی الله عنه) در حال انجام آن در جبهه ایران بود. در همین زمان او برای خالد نیروی کمکی اعزام کرد. این نیروی 6 هزار نفره که غالبا از اهالی یمن بودند، شامل هزار نفر از صحابیان پیامبر و حدود 100 نفر از افراد حاضر در جنگ بدر و تعدادی از افراد برجسته مانند زبیر ابن عوام ، ابوسفیان و همسرش هند بنت عتبه  می شد.

    عمربن خطاب(رضی الله عنه) نخست قصد داشت رومیان را در هم بشکند و به همین منظور بهترین نیروهایش را مامور این کار کرد. ورود پیاپی نیروهای کمکی عرب بیزانسیان را نگران کرد. آنان هراسان از ادامه رسیدن نیروهای کمکی و افزون شدن نیروی سپاهیان مسلمان به این نتجه رسیدند که چاره ای جز حمله ندارند. نیروهای کمکی اعزامی به یرموک در قالب دسته های کوچک اعزام می شدند تا این تصور میان بیزانسیان به وجود بیاید که ورود این نیروها دائمی است و روحیه شان تخریب شود. همین تاکتیک به طرز مشابهی در قادسیه نیز به کار گرفته شد.

    روز اول

    نبرد در 15 آگوست سال 636 آغاز شد. با طلوع آفتاب دو لشکر با فاصله ای حدود یک مایل در برابر یکدیگر صف آرایی کردند. در منابع اسلامی چنین آمده است که پیش از آغاز نبرد، جورج که فرمانده یکی از واحدهای بیزانسی در سمت چپ مرکز سپاه بود، به  سپاهیان اسلام پیوست و مسلمان شد. گفته می شود او همان روز در حالی که در سپاه اسلام می جنگید کشته شد. ابتدا، بیزانسیان  چند تن از پهلوآنان خود را برای نبرد با همتایان مسلمانشان فرستادند. مبارزان مسلمان شمشیرزنان و نیزه اندازان ماهری بودند که در کشتن فرماندهان حریف به منظور تخریب روحیه دشمن مهارت خاصی داشتند. در میانه روز و پس از کشته شدن چند تن از بزرگان سپاه بیزانس در نبرد تن به تن ، واهان فرمان یک حمله محدود توسط یک سوم از پیاده هایش را داد، به این منظور که استراتژی و قدرت سپاهیان مسلمان آزموده شود و شاید نیز با توجه به برتری محسوس عددی و تسلیحاتی بتوان خطوط مسلمین را درهم ریخت. با این وجود این نقشه ناکام ماند. بسیاری از سربازان امپراتوری  قادر به تحمیل برتری عددی خود بر کهنه سربازان مسلمان نبودند. درگیری نسبتا  ملایم بود، سوای برخی نقاط که در آن ها شدید شد. واهان سایر نیروهایش را وارد نبرد نکرد و با غروب آفتاب هر دو طرف درگیری را متوقف  و به اردوگاه های خود بازگشتند.




    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 7 خرداد 1391 07:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 11:14 ق.ظ نظرات ()


    زمان وقوع :15-20 آگوست 636

    محل وقوع : نزدیک رودخانه یرموک

    نتیجه : پیروزی قاطع خلفای راشدین

    تغییرات در قلمروها : منطقه ساحلی شامات ( شامل فلسطین ، لبنان و بخش هایی از سوریه امروز) به تصرف مسلمین در آمد

    طرفین

    خلفای راشدین

    امپراتوری بیزانس ؛ پادشاهی غسانی

    فرماندهان

    خالد ابن ولید

    ابوعبیده جراح

    عمرو بن عاص

    شرحبیل  ابن حسنه

    یزید ابن ابوسفیان

    تئودور تریتیریوس ( در نبرد کشته شد)

    واهان

    جبله ابن ایهم

    دیریان (کشته شد )

    بوکینیتور

    گرگوری

    استعداد

    15000 تا 40000 در تخمین های مدرن

    24000 تا 40000 در تخمین های قبلی

    15000 تا 100000 در تخمین های مدرن

    100000 تا 400000 در تخمین های قبلی

    تلفات

    4 هزار کشته

    45% افراد ( بیش از 50 هزار کشته ) در تخمین های مدرن

    70 هزار تا 120 هزار کشته در تخمین های قبلی

     

    نبرد یرموک  یک نبرد بزرگ  بود که میان نیروهای مسلمان تحت فرمان خلفای راشدین و ارتش های امپراتوری روم شرقی ( بیزانس ) درگرفت. این نبرد شامل یک رشته درگیری بود که طی شش روز در آگوست سال 636 میلادی و در کنار رودخانه یرموک (امروزه  در مرز میان سوریه و اردن  و در جنوب شرق دریاچه طبریه ) به وقوع پیوست. نتیجه نبرد پیروزی کامل مسلمین و پایان سلطه بیزانس بر سوریه بود. نبرد یرموک از نبردهای قاطع و تاثیرگذار در طول تاریخ به شمار می رود و به عنوان نخستین موج بزرگ از فتوحات مسلمین پس از وفات محمد (ص ) شناخته می شود .همچنین می توان آن را آغازگر ورود اسلام به مناطق مسیحی دانست.

    به منظور بررسی پیشروی سپاهیان عرب و بازپس گیری مناطق از دست رفته ، امپراتور هراکلیوس در می 636 نیروی بزرگی را به مناطق ساحلی شامات اعزام کرد.همگام با حرکت ارتش بیزانس ، نیروهای مسلمان با عقب نشینی از سوریه تمامی نیروهای خود را در تپه های یرموک که با عرستان فاصله چندانی نداشت گرد آوردند و پس از رسیدن قوای کمکی ارتش بیزانس را ،که برتری عددی چشم گیری  بر آنان داشت،  شکست دادند. نبرد یرموک همچنین به عنوان یکی از پیروزی های چشم گیر خالد بن ولید شناخته می شود. پیروزی ای که جایگاه او را به عنوان یکی از برجسته ترین فرماندهان و تاکتیسین های  جنگ سواره در تاریخ  استوار می کند.

    مقدمه

    طی نبردهای ساسانیان و بیزانسیان در سال 610 هراکلیوس پس از سرنگونی فوکاس، امپراتور بیزانس شد. در همین دوران نیروهای ساسانی بین النهرین را تصرف کردند و در سال 611 با تصرف سوریه وارد خاک آناتولی شده و شهر قیصریه را تصرف کردند.

    هراکلیوس توانست در 612 ایرانیان را از آناتولی بیرون براند اما در سال 613 که حمله بزرگی را در خاک سوریه علیه ایرانیان شروع کرد به سختی شکست خورد. طی دهه بعد ایرانیان موفق به فتح فلسطین و مصر نیز شدند. در همین حال، هراکلیوس در حال بازسازی ارتش خود و مهیا شدن برای ضدحمله بود. نه سال بعد و در سال 622 ، سرانجام هراکلیوس حمله اصلی خود را آغاز کرد. پس از پیروزهای های خیره کننده او بر ایرانیان و متحدانشان در قفقاز و ارمنستان، هراکلیوس در سال 627 یورشی زمستانی بر ایرانیان را در بین النهرین آغاز کرد و با کسب یک پیروزی قاطع در نبرد نینوا  پایتخت دولت ساسانی ،تیسفون، را تهدید کرد.

    خسرو دوم ( خسروپرویز ) شاهنشاه ایران ، که پس  از این  اتفاقات ناگوار پی در پی  قدرت خویش را از دست داده بود  توسط جمعی از اشراف که تحت رهبری پسر خودش بودند سرنگون و کشته شد. پسر خسرو بلافاصله درخواست صلح داد و توافق کرد که نیروهای ایرانی از تمامی متصرفاتشان در امپراتوری بیزانس  عقب نشینی کنند. هراکلیوس همچنین طی مراسم باشکوهی صلیب مقدس مسیحیان ( صلیبی که گفته می شود مسیح را بر آن مصلوب کردند)  را در سال 629 به اورشلیم بازگرداند.

    در همین زمان تحولات سیاسی سریعی در شبه جزیره عربستان در حال وقوع بود. جایی که اسلام ظهور کرد و محمد (ص) توانست تمامی عربستان را در حدود 630 تحت  یک نظام سیاسی واحد درآورد. با وفات پیامبر در ژوئن 632 ، ابوبکر(رضی الله عنه) به عنوان خلیفه و جانشین وی انتخاب شد. بلافاصله پس از جانشینی ابوبکر(رضی الله عنه) ، مشکلات متععدی سربرآوردند. تعدادی از قبایل عرب دست به شورش علیه ابوبکر(رضی الله عنه) زدند و او نیز با اعلان جنگ بدآنان پاسخ داد. طی جنگ هایی که با عنوان جنگ های رده شناخته می شوند، ابوبکر(رضی الله عنه) موفق شد در سال های 632 و 633 تمامی عربستان را بار دیگر تحت فرمان حاکمیت مرکزی شهر مدینه درآورد.

    با سرکوبی شورش های داخلی، ابوبکر(رضی الله عنه) فتوحات خارجی را با حمله به عراق آغاز کرد. با اعزام  برجسته ترین فرمانده نظامی  عرب ،خالد بن ولید، عراق طی یک سلسله لشکرکشی های موفق علیه ایرانیان  به تصرف عرب ها  درآمد. با تصرف عراق توسط خالد  اعتماد به نفس ابوبکر(رضی الله عنه) فزونی یافت  و در فوریه 634  وی فرمان فتح سوریه را به ارتش های عرب ابلاغ داشت.

    حمله مسلمین به سوریه  مجموعه ای از نقشه های به خوبی طرح ریزی شده و حساب گرانه بود که به جای جنگیدن صرف ، استراتژی را برای  مقابله با نیروهای دفاعی بیزانس مدنظر قرار می داد. به زودی ثابت شد نیروهای مسلمان برای جنگیدن با قوای انبوه بیزانسیان بیش از حد کم شمارند و بنابراین فرماندهان میدان تقاضای نیروی کمکی کردند. به فرمان ابوبکر(رضی الله عنه) خالد به همراه نیروهای کمکی از عراق عازم شام شد و فرماندهی عملیات را بر عهده گرفت. در جولای 634 بیزانسیان در نبرد اجنادین شکست سختی متحمل شدند. دمشق در سپتامبر 634 سقوط کرد ، سپس آخرین پادگان بزرگ بیزانس در فلسطین طی نبرد فحل  منهزم و غارت شد.

    خلیفه ابوبکر(رضی الله عنه) در سال 634 درگذشت. جانشین او عمربن خطاب(رضی الله عنه) درنظرداشت که پیشروی عمیق تری را در داخل سوریه به منظور گسترش قلمرو اسلام ترتیب دهد. با وجود این که لشکرکشی های پیشین تحت فرمان خالد موفق بودند ، عمربن خطاب(رضی الله عنه) فرماندهی را به ابوعبیده سپرد.

    پس از پاکسازی جنوب فلسطین ، مسلمین راه خود را به سمت شمال ادامه دادند. بعلبک و طبریه بدون مقاومت چندانی سقوط کردند و مسلمین در آغاز سال 636 شهر حمص را نیز به تصرف درآوردند. از اینجا بود که مسلمین یورش خود بر مناطق ساحلی شام را آغاز کردند.

    ضد حمله بیزانس

    با تصرف حمص ، مسلمین اکنون با شهر حلب امروزی و انطاکیه ،که هراکلیوس در آنجا اقامت داشت، فاصله چندانی نداشتند. هراکلیوس که زنگ هشدار را با این شکست های پی درپی به وضوح دریافت کرده بود خود را برای یک ضدحمله و بازپس گیری مناطق از دست رفته آماده می کرد. در سال 635 یزدگرد سوم شاه ایران به بیزانسیان پیشنهاد اتحاد داد. هراکلیوس دخترش را به عقد یزدگرد درآورد (در برخی روایات نوه اش را) ، این رسمی رومی بود که از دیرباز برای پیمان بستن با متحدان به کار می رفت. در حالی که هراکلیوس  برای ضدحمله در سواحل شام آماده می شد یزدگرد نیز همزمان قصد انجام ضد حمله در عراق را داشت که به خوبی طرح ریزی شده بود. هنگامی که در می 636 هراکلیوس ضدحمله اش را شروع کرد یزگرد از انجام عملیات همزمان عاجز ماند ،شاید به دلیل تزلزل در ارکان دولتش، و نقشه ای که می توانست یک پیروزی بزرگ بیانجامد به شکست منتهی شد. عمربن خطاب(رضی الله عنه) توانست هراکلیوس را در یرموک به سختی شکست دهد و سپس  یزدگرد را فریب داده و در هم بکوبد. سه ماه بعد یزدگرد نیروی عمده اش را در نبرد قادسیه از دست داد که منجر به از دست رفتن کامل کنترل دولت ساسانی بر مناطق غربی امپراتوری شد.

    آماده سازی های بیزانسیان از اواخر سال 635 شروع شد و در می 636 هراکلیوس نیروی بزرگی در اختیار داشت که در شمال سوریه و شهر انطاکیه تمرکز یافته بودند. این نیرو از بیزانسیان، اسلاوها، فرانک ها، گرجی ها، ارامنه و عرب های مسیحی تشکیل شده بود. نیروی مشترک به پنج سپاه تقسیم شد که فرماندهی مشترک آن را تئودور تریتوریوس بر عهده داشت.

    واهان که یک ارمنی و فرمانده سابق پادگان حمص بود نیز به فرماندهی کل لشکر برگزیده شد و تحت فرمان خود نیز یک لشکر تماما ارمنی  به همراه داشت. بوکینیتور که یک شاهزاده اسلاو بود سپاهی از اسلاوها و جبله ابن ایهم شاه اعراب غسانی نیز لشکری از عرب های مسیحی را رهبری می کردند. سپاهیان باقیمانده که تماما اروپایی بودند نیز تحت فرمان گرگوری  و دیریان  قرار گرفتند. هراکلیوس نیز از انطاکیه بر عملیات نظارت داشت. منابع بیزانسی نیکتاس ، پسر فرمانده ایرانی شهربراز را نیز از فرماندهان نبرد به شمار آورده اند اما مشخص نیست او کدام بخش از این ارتش را فرماندهی می کرده است.

    در همین زمان ارتش مسلمین نیز به  چهار بخش تقسیم شده بود: یک لشکر تحت فرمان عمروبن عاص در فلسطین ، یک لشکر در اردن تحت فرمان  شرحبیل، نیروی مستقر در دمشق و قیصریه به فرماندهی یزید ابن ابوسفیان و دیگری تحت فرمان ابوعبیده و با همراهی خالد در حمص. از آنجا که نیروهای مسلمان در مناطق مختلف پراکنده بودن هراکلیوس به فکر بهره گیری از این موقعیت و حمله افتاد. هراکلیوس علاقه ای به نبرد صف آرایی شده و بزرگ نداشت بلکه قصد داشت نیروهای مسلمین را در لشکرهای مجزا و پیش از این که با هم یکی شوند با نیروی بزرگ خویش مورد حمله قرار دهد و آنان را یک به یک منهدم کند. با وادار کردن مسلمین به عقب نشینی و یا با نابودی لشکرهای آنان به صورت مجزا هراکلیوس می توانست قلمرو خود را باز پس گیرد.

    نیروهای کمکی تحت فرمان  کنستانتین سوم پسر هراکلیوس به کمک شهر محاصره شده قیصریه فرستاده شدند تا قوای یزید را به دام بیندازند. سپاهیان بیزانس در میانه های ژوئن سال 636 از شهر انطاکیه  و شمال سوریه حرکت خود را آغاز کردند.

    ارتش بیزانس تحت نقشه زیر حرکت می کرد:

    سپاهیان عرب مسیحی سبک اسلحه تحت فرمان جبله از حلب به سمت حما پیش روی می کردند تا ارتش اصلی مسلمین را در حمص نگهدارند.

    دیریان باید به یک حرکت جناحی بین جاده حلب و ساحل می پرداخت  و از غرب به حمص نزدیک می شد تا به جناح چپ قوای راشدین  که توسط جبله در حمص میخ کوب شده بودند حمله کند.

    گرگوری از راه بین النهرین و شمال شرقی به جناح راست مسلمین یورش می برد.

    بوکیناتور از راه ساحل به بیروت یورش می برد و شهر دمشق را که اینک دفاع ضعیفی داشت از راه غرب  مورد حمله قرار می داد تا سپاه اصلی مسلمین در حمص کاملا به محاصره بیفتد.

    نیروهای واهان به عنوان ذخیره در راه حمص-حما موضع می گرفتند.

    استراتژی مسلمین

    مسلمین با پرس و جو از اسرای رومی از آماده سازی های هراکلیوس مطلع شدند. با درک موضوع احتمال شکست و نابودی لشکرهای پراکنده شده توسط نیروهای دشمن، خالد تقاضای تشکیل یک شورای جنگی داد. در این شورا خالد از ابوعبیده خواست تا نیروهای مستقر در فلسطین و شمال سوریه را به مرکز سوریه منتقل کند و سپس تمامی لشکریان مسلمان را در یک ناحیه گردآورد.

    ابوعبیده فرمان به تجمع نیروها در یک دشت بزرگ در نزدیکی جابیه  را داد که مکان مناسبی برای نبرد سواره بود و همچنین رسیدن قوای کمکی از جانب خلیفه عمربن خطاب(رضی الله عنه) را آسان می کرد. این موقعیت هم چنین این فایده را داشت که در صورت شکست مسلمین به پایگاه اصلیشان در نجد عقب نشینی کنند. به مردمی نیز که قبلا جزیه پرداخت کرده بودند پولهایشان بازپس داده شد. با این حال، پس از استقرار در جابیه نیز نیروهای مسلمان تحت حملاتی از جانب نیروهای غسانی قرار داشتند و ماندن در این موضع با توجه به این که پادگان بزرگ بیزانسی مستقر در قیصریه نیز ممکن بود به آسانی نیروهای مسلمان را که با ارتش بزرگ بیزانس درگیر می شدند مورد حمله ناگهانی قرار دهد مخاطره آمیز می نمود.

    با توصیه خالد نیروهای مسلمان به درعا و دیرایوب عقب نشستند تا شکاف میان گلوگاه یرموک و دشت های حرا را پوشش دهند. این جا بود که مسلمین در بخش شرقی دشت یرموک اردوگاه های خود را برپاکردند. این جایگاه یک موقعیت دفاعی خوب به شمار می رفت و مسلمین و بیزانسیان را به یک نبرد قاطع و رودررو رهنمون می شد که بیزانسیان پیشتر از آن پرهیز می کردند. طی این مانورها تنها یک درگیری کوچک میان طلایه داران ارتش بیزانس و سواره نظام سبک تحت فرمان  خالد رخ داد.


    ترجمه : احمد فرصتی

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 09:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه