چهارشنبه 14 مرداد 1394 08:36 ق.ظ نظرات ()

نظریه های نظامی و به کارگیری آن ها

گسترش مقیاس جنگ

ارابه در جنگ های چین باستان عامل مهمی بود .  مدت ها پیش کاربرد آن در خاورمیانه منسوخ شده بود . اما در آغاز دوره امارت های جنگاور  تمایل بیشتری به طرف آرایش های بزرگ پیاده نظام جلب شد .  شاید دلیل عمده این امر اختراع کمان زنبورکی بود .  این مساله دو تاثیر عمده داشت ، نخست این که توان نظامی نجیب زادگان ارابه سوار  کاهش یافت و حکومت ها ناچار شدند برای تامین پیاده نظام به توده دهقانان روی آورند . این تحول به نوبه خود منجر شد ساختار دولت ها از آریستوکراسی ( دولت تحت نفوذ نخبگان محلی و نجبا ) به یک دولت بوروکراتیک ( دیوان سالار )  تغییر شکل یابد .  دوم این که حجم ارتش ها به شکل چشم گیری افزایش یافت . ارتش سلسله ژو برای ساقط کردن خاندان شانگ در نبرد مویه در  حدود سال 1046 پیش از میلاد از 45 هزار سرباز و 300 ارابه تشکیل شده بود ، در حالی که در دوره امارت های جنگاور استعداد نظامی امارت های مختلف چنین تخمین زده می شود :

امارت چین : 1 میلیون پیاده نظام ، 10 هزار سواره نظام و 1000 ارابه

امارت چو : شبیه امارت چین

امارت وی : 200 تا 360 هزار پیاده نظام  ، 200 هزار نیزه دار ، 100 هزار نفر نیروی تدارکاتی ، 600 ارابه ، 5 هزار سوار

امارت هان : در مجموع 300 هزار نفر

امارت چی : چند صد هزار نفر نیرو

در مورد تعداد نیروهای شرکت کننده در نبردهای بزرگ چنین آمارهایی داده شده است :

نبرد مالینگ : 100 هزار کشته

نبرد ییچوئه : 240 هزار کشته

گفته می شود ژنرال بای چی از امارت چین مسئول مرگ 890 هزار نفر از نیروهای دشمنانش بوده است .

بسیاری از محققان معتقدند در این آمارها اغراق صورت گرفته است  ( آمارها قانع کننده نیستند ، این آمارها برای جوامع کوچک بیش از اندازه بزرگ هستند ، به سربازان بر حسب تعداد دشمنانی که می کشتند جایزه پرداخت می شد ، شاید یکی از دلایل این آمارها این باشد که سلسله هان سعی داشت دوران پیش از خود در تاریخ چین را دورانی خون بار و جهنمی نشان دهد ) . سوای اغراق ها ، در هر حال حجم درگیری ها در این دوره بزرگتر شده بود . خون ریزی ها و هرج و مرج دوران امارت های جنگاور  چراغ راهی برای آینده چین شد که در آن جامعه چین به یکپارچگی تمایل بیشتری نشان داد .

 


کلاه خود برنزی از امارت یان

توسعه نظامی

دوران امارت های جنگاور عصر طلایی ابتکار و اختراع در عرصه علوم نظامی بود . کاربرد سلاح های آهنی و سواره نظام در چین نخستین بار در این دوره پدیدار شد .  این ابتکارات تا حد زیادی در دوره بهارها و خزان ها ریشه داشتند . در دوره امارت های جنگاور استفاده از سواره نظام و پیادگان گسترش یافت و ارابه ها اهمیت خود را از دست دادند . استفاده گسترده از پیاده نظام جنگ ها را هر چه بیش تر پرتلفات کرد و به نوبه خود سبب تضعیف قدرت اشراف و تک محورگرایی هر چه بیشتر شاهان شد .  از این دوره به بعد طبقه اشراف در چین از شکل جنگاوری خود فاصله گرفت و بیشتر شکل طبقه باسواد و روشنفکر را در جامعه چین به خود گرفت .

هر امارتی به نوبه خود سعی داشت شمار بیشتری سوار ، پیاده و ارابه وارد میدان کند .  دولت های دیوان سالار این عصر ناچار بودند سیستم تدارکات رسانی پیچیده ای برای تامین نیازهای قوای مسلحشان ایجاد کنند . اندازه ارتش ها از چند ده هزار تا چند صد هزارنفر متفاوت بود . کاربرد آهن گسترش یافت و کم کم جای برنز را در صنعت و اسلحه سازی گرفت . بیشتر سلاح ها و زره های این عصر از آهن ساخته می شدند .

اولین واحدهای سواره نظام بومی چین در سال 307 پ . م و طی اصلاحات نظامی شاه وولینگ از امارت ژائو پدیدار شدند . این واحدها لباس و کمان های شبیه به بیابانگردان شمالی داشتند . با این حال ارابه جنگی هنوز به کار می رفت ، هر چند قدرت تاکتیکی سواره نظام مدل جدید را نداشت .

کمان زنبورکی سلاح دوربرد محبوب این دوره بود . تولید انبوه این سلاح آسان بود و برای کاربردش نسبت به کمان های بلند و ترکیبی به آموزش کمتری نیاز بود . همین امر آن را به یک سلاح تاثیرگذار تبدیل کرد .

سربازان پیاده از سلاح های مختلفی استفاده می کردند که محبوب ترینشان  تبرهای تیغه خنجری بودند .  این تبرها طول های متفاوتی بین 9 تا 18 فوت داشتند ( بین 2.7 تا 5.5 متر ) . این تبرها در حقیقت نیزه هایی بودند که سر تغییر شکل یافته ای داشتند . تبرهای تیغه خنجری سلاح های محبوبی بودند ، خصوصا در امارت چین که این تبرها را در طول 18 فوتی می ساختند .

اندیشه نظامی

دوره امارت های جنگاور برای استراتژی نظامی دوره ای طلایی بود ، از هفت اثر کلاسیک تفکر نظامی در چین ، چهار مورد در این دوره نگاشته شدند :

هنر جنگ ،  منسوب به سون تزو که یک اثر تاثیرگذار در عرصه تاکتیک و استراتژی نظامی است

ووزی ، منسوب به وو چی ، یک کارمند دولت و فرمانده نظامی در امارت های چو و وی

وی لیائوزی ، از مولفی ناشناس

روش های سیما ، منسوب به سیما رانگجو ، از فرماندهان نظامی امارت چین

 

فرهنگ و جامعه

دوره امارت های جنگاور عصر جنگ های بزرگ ،اصلاحات دیوان سالاری و نظامی بود . دولت ها در تلاش برای تحکیم هر چه بیشتر قدرتشان بودند که به تضعیف و در نهایت نابودی قدرت دربار ژو منجر شد .

به سبب نیاز به الگوهای جدید حکمرانی ، نظریه های فلسفی جدیدی نیز پدید آمدند که بعدها به  ( صد مکتب اندیشه ) مشهور شدند . مشهورترین این مکاتب عبارت بودند از : موهیسم که توسط مو زی معرفی شد ، کنفوسیوسیسم که توسط منسیوس و خون زی تبلیغ می شد ،  قانون گرایی که شانگ یانگ و هان فیزی سردمدار آن بودند و سرانجام تائوئیسم که لائو تسه مبلغ اصلیش به شمار می رفت .

دولت ها تلاش داشتند برتری خود را نه تنها در عرصه نظامی که در نمایش دربارها و فلسفه مورد حمایت خویش نیز نشان دهند .

تفکر کنفوسیوس با تلاش متفکرانی مانند منسیوس در این دوره سعی داشت به فلسفه اصلی حکومت داری تبدیل شود . در این تفکر حکومت همراه با فضایلی مانند مهربانی و حق گرایی می توانست با کسب رضایت مردمی چه در امارت خود و چه در امارت های همسایه  نیاز به جنگ را مرتفع کند . اما تلاش منسیوس برای قانع کردن حاکمان به این امر ناکام ماند . حاکمان امارت ها چنین روشی را در دوران جنگ صلاح نمی دیدند .

موهیسم توسط مو زی (468 تا 376 پ . م ) معرفی شد . مو زی بر این باور بود که تغییر در محیط سبب تغییر در رویکرد مردم می شود . همین امر در مورد حاکمان هم وجود دارد و به همین سبب باید نسبت به تغییرات محیط هشیار بود .  مو زی به شدت مخالف جنگ و نظامی گرایی بود و در همان حال در تاکتیک های دفاعی نظامی یک نابغه به شمار می رفت .  با کمک های او امارت کوچک سونگ توانست در برابر حملات چند باره امارت چو به خوبی مقاومت کند .

لائو تسه در فلسفه تائوییستی خود بر این اعتقاد بود که طبیعت انسان نیک است و با بازگشت به وضعیت طبیعی می تواند به کمال برسد . لائو تسه معتقد بود انسان های بالغ نیز مانند بچه ها ساده و معصوم هستند و توسعه تمدن بوده است که آنان را با آلوده کردن به طمع و فریبکاری فاسد کرده است . تائوییسم بر خلاف مکاتب دیگر در پی تاثیرگذاری بر حاکمان نبود و لائوتسه  خود بارها دعوت های دولت چو را برای احراز مقام وزارت رد کرده بود .

قانون گرایی در سال 338 پ . م توسط شانگ یانگ مطرح شد و همه تعالیم دینی و فلسفی دیگر را رد کرد . در تفکر قانون گرایی حکومت بر مردم فقط با قوانین سفت و سخت ممکن بود . مجازات های سنگین در نظر گرفته می شد و حتی گاهی خانواده ها به صورت گروهی تقاص جرم یک فرد را پس می دادند . اصلاحات رادیکالی اعمال شد و نظام طبقاتی جامعه شکلی جامد و تغییر ناپذیر به خود گرفت . کشاورزان به فعالیت هر چه بیشتر تشویق شدند  و شرکت در عملیات های نظامی  پاداش خاص خود را داشت . مجازات ها در صورت تخطی از قوانین  همه طبقات را در بر می گرفتند و حتی شاه هم استثنا نبود . امارت چین این فلسفه را پذیرفت و در نتیجه به یک دولت مرکزگرا و با سازمان دهی قوی تبدیل شد  که دستگاه دیوان سالاریش بر اساس میراث خونی و خاندانی برپا بود . دوران امارت های جنگاور شاهد رشد دولت های مرکزگرا و دیوان سالار بود . همین اصلاحات بودند که سبب قدرت گیری امارت چین شدند و سرانجام  آرزوی چین یکپارچه را در سال 221 پ . م به ثمر رساندند .