جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

صرف افتخار به گذشته، مشکلات ما را حل نمی کند

یاد داشتی از حجه الاسلام رسول جعفریان استاد دانشگاه و مسئول کتابخانه دانشگاه تهران
سالهای سال است که ما تمدن اسلامی را به بزرگانی چون کندی، فارابی، بیرونی، ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر و تنی چند از بزرگان علم و دانش در دنیای اسلام می شناسیم؛ روی نوآوری ها و تکاپوی های علمی آنها تأکید می کنیم و بویژه این که افکار آنان هزار سال است که تمدن اسلامی را سیراب کرده و شکوه و عظمتی ویژه به ما بخشیده، تأکید می کنیم. در اینجا، و ضمن تأکید این که اینان بهترین های دوره های میانی تاریخ تفکر و تاریخ علم در میان ما هستند، دو نکته دیگر را هم باید مد نظر قرار دهیم. 
نخست آن که بدانیم حاصل تکاپوی علمی و آثار آن در تمدن اسلامی، طی قرون مختلف، چه مقدار بوده، و مهم تر آن که، آیا این میراث علمی، میراثی پویا و متحول متناسب با مفهوم علم و فرضیه و تغییر و پیشرفت علمی بوده، یا آن که بیشتر در فضایی جامد و بی تحرک امتداد یافته است. به نظرم روشن است که با همه عظمتی که این میراث دارد، ما نتیجه روشنی از آن دانش برای ایجاد تحول و انقلاب علمی نگرفته ایم و درجا زده ایم، حالا لازم است بار دیگر تأمل کنیم که اشکال کار در کجا بوده است. 
نکته دیگر این است که در تمدن اسلامی، روشن کنیم اساس این تمدن، روی علم و دانش برگرفته از آثار این بزرگان بوده، یا نوعی دانش توده ای و مردمی سطح پایین در سراسر این تمدن جریان داشته، و هزاران نسخه و اثر از آن شبه علم باقی مانده؛ افکار پوسیده ای که در قالب کتاب و رساله، دست طبیبان و منجمان و قصه گویان بوده و مردم را از آنها سیراب می کرده اند. در این مورد هم ناچاریم اعتراف کنیم تنها بخش اندکی متعلق به خروجی آن اندیشوران نامی در تمدن اسلامی، و اما بخش عمده، مربوط به همان علم توده ای و مردمی است که حاصل و برکشیده هزاران سال اندیشه های علمی عامیانه میان بشر بوده، و بطن اندر بطن در جوامع مختلف امتداد یافته است. 
نکته مهم این است که آن عالمان، می بایست، دانش علمی را به گونه ای سامان می دادند که بتواند این اسکلت فلزی و سخت را که دانش توده ای را حفظ و حراست کرده، بشکنند و تحول و تحرک را در علم پدید آورند، اما چنین اتفاقی نیفتاد و در واقع، پاردایم حاکم بر دانش یونانی هزار سال دیگر هم دوام آورد.
 این که چرا آنها نتوانستند به این نقطه برسند، نکته بسیار مهمی است. در یک کلام، به رغم بزرگی آن افراد، دانش علمی و به طور خاص علوم تجربی ما همان چیزی بود که که بخش مهمش از یونان، و بخش های اندکش از ایران و هند و تجربه های مردمی عرب بهم تنیده شده و محصولی را به عنوان «علوم تجربی» در میان ما شکل داد. بدنه این دانش، و ارکان آن، سبب انقلاب علمی در میان ما نشد، و ما نتوانستیم پارادایم یونانی علوم تجربی و علومی مانند جغرافی و نظیر اینها را تغییر داده و مسیر تازه ای را آغاز کنیم. اگر این انقلاب علمی شده بود که ما باید آثار آن را می دیدیم. چشم که داریم.
بدتر از همه آن که از قرن ششم هجری به بعد، همین تحرک علمی مختصر نیز از بین رفت و با برآمدن اندیشه های شبه عرفانی و تسلط همه جانبه جهان بینی عرفانی بر تمام معرفت بشری، راه علوم تجربی را کاملا سد کرد. ما یک سره به بزرگانی چون فارابی و ابن سینا می نازیم، اما نه تنها آثار خوب آنها برای زمانشان، در دوره بعد نتوانست چارچوب تازه ای برای علوم تجربی بگشایند ـ به مانند آنچه در قرن پانزدهم و شانزدهم و بعد از آن در غرب پدید آمد ـ بلکه چنان جمودی و سکونی بر دانش تجربی ما حاکم شد، که تا هزار سال بعد که حالا باشد، فقط توانستیم به آن افتخار کنیم و به آن ببالیم، اما نتوانستیم هیچ در بسته ای را بگشاییم. زمانی که چراغ علم این بار و دوباره از غرب به این سوی آمد، تسلط و هیمنه آن، چنان ما را به تعجب واداشت که طالب علمان ما، همه مدارس قدیم را کنار گذاشتیم و سراع علوم جدید رفتند. این آثار همان انقلاب علمی است که این بار و مثل دوره ای که یونان میان ما آمد، در میان ما پدید آمد و ما را از گذشته برید. البته مقاومت های بیهوده ای کردیم، و هنوز هم می کنیم و این را به اسم دینی کردن و سنتی کردن علم جدید دنبال می کنیم، اما بیشتر آنچه نوشته می شود، راه به جایی نمی برد. متاسفانه  برخی از ما، مقاومت مان بیشتر است، و با ادبیات عوام پسند، مرتب یاد از عظمت گذشته علمی می کنیم، این که نسخه های این آثار فراوان  است، این که در قرن چهاردهم و بعد از آن آثار ما در اروپا چاپ می شده و ...، اما حقیقت آن است که دنیا راه خود را می رود و علم به سمت گشودن افق های تازه حرکت می کند، بدون این که ملاحظات ما را در نظر بگیرد.

تخریب دانش تجربی در کتاب جامعه شناسی 2 آموزش و پرورش برای کلاس یازدهم

رسول جعفریان
آموزش و پرورش چه قدر کار خوبی کرده است. کتابهای درسی خود را به صورت پی دی اف روی وبسایت Talif.sch.ir گذاشته و شما می توانید آنها را دانلود کرده و مطالعه کنید. هوس کردم، جامعه شناسی 2 را که مربوط به پایه یازدهم، دوره متوسطه و چاپ سال 1396 است ملاحظه کنم. فصل های متنوعی داشت. فصل دوم آن فرهنگ معاصر غرب و نظام نوین جهانی بود. صفحات 36 ـ 43. اول فکر کردم این بخش را مرحوم فردید نوشته است. از قدیم با این مبانی آشنا بودم. همانها که از سی سال پیش هم در آموزش پرورش با حضور دو دهه ای بلکه بیشتر آن استاد عزیز در سازمان پژوهش و تدوین کتابهای درسی بود. بعد که اسامی مولفین را دیدم، آن مقدار که شناختم، متوجه شدم که دقیقا همان خط است. معلوم است این دولت جدید، حتی به اندازه سر سوزنی در این چهار سال، بر این امور نظارتی ندارد. آنچه به آن علاقه داشتم این بود که در تعریفی که از غرب شده، از دانش جدید چه گفته شده است. جملات کوتاه، کوبنده و از سر تا ته غرب را نجس وبحران زده، دنیاگرا و ضد ارزشهای انسانی معرفی کرده است. حتی علم جدید هم که تیتر یکی از بخشهاست، البته با عنوان «روشنگری و علم جدید» و دقیقا همان مبانی فردیدی، یک کلمه از «علم جدید» و ستایش آن، در آن نیست که به عکس است. البته انبیاء هم روشنگرند، این را گفته تا شما تصور نکنید با کلمه روشنگری دشمن هستید. اما بلافاصله با همان گفتمان پیش از آن در این که غرب همه اش بی دینی است، نفی وحی است، رویکرد دنیوی است، و... یک سره این عبارات تکرار شده است. پس علم جدید کجاست؟ ما چطور به بچه هایمان لااقل همان مبانی صد و پنجاه سال قبل سید جمال را بگوییم که علم چیز خوبی است؟ این هم نیست، به عکس، علم تجربی جدید، «علم تجربی سکولار» است. یعنی دانش فیزیک و شیمی هم سکولار می شود. جای مرحوم سید منیرالدین و اخیرا آقای میرباقری خالی که بحث تراکتور سازی اسلامی هم به میان آید. در باره علم تجربی می گوید: «این نوع علم، توان داوری در باره ارزشها و آرمانهای انسانی را ندارد» بنابر این باید علمی را یعنی نوعی فیزیک و شیمی درست کنیم، که بتواند ارزشهای انسانی و الهی را نشان دهد. وقتی این تعریف از علم در ذهن صدها هزار دانش آموز بیاید، چه رغبتی به علم جدید خواهد بود؟ آیا شما دانشی در حوزه علوم تجربی دارید که به قول خودتان سکولار نباشد، یا در دانشگاه همه اش باید علم و دانش جدید آمده از آن طرف آب را تدریس کنید. به نظرم این کتاب، و این بخش آن، نوعی نفرت پراکنی علیه دانش جدید است، و اگر کسی در هر مقامی در مملکت از علم و ا همیت آن می گوید، بداند که با این روشها، هیچ گاه علم ترقی نخواهد کرد. فرهنگستان علوم و ریاست محترم آن هم بداند که با این رویه، ول معطل است و بهتر است فرهنگستان را هم به محلی برای تبدیل علوم تجربی سکولار به علوم تجربی ارزشی تبدیل کند. البته من هم با این شعارها آشنا هستم. ما می خواهیم علومی داشته باشیم که الهی باشد .... مگر ما نمی خواهیم؟ اما اینها چه ربطی به دانش تجربی جاری در دنیا دارد که یک جوی آن از ما نیست و همه ما مجبوریم بخوانیم. لااقل آن را تحریف نکنیم و دست بچه هایمان بدهیم. رئیس جمهور که روز اول مهر آن سخنرانی می کند، بهتر است بنگرد که زیردستان آو چگونه با عقل و روح و تربیت علمی بچه های ما بازی می کنند.  بنده کاری به دین و اخلاق در غرب ندارم، مقصودم علوم تجربی است که نباید این طور زیر دست و پای این عبارات نفرت پراکن نسبت به علم، له شود.

تمدن کولر آبی

Image result for ‫رسول جعفریان‬‎
متن زیر از استاد رسول جعفریان ،استاد تاریخ در دانشگاه تهران والبته معمم، هستش که در کانال تلگرامشون منتشر کردند.... بخوانید و عبرت بگیرید: 
امروز باز گرفتار کولر آبی بودم، کاری هم از پیش نبردم. دقت کردم، این یکی شکل و شمایلش عوض شده بود اما چون مجبور شدم بازش کنم، دیدم هیچ تغییری، بله هیچ تغییری نکرده است. جالب است که دیروز اعلام شد که بحث آب در کشور، بحث امنیتی شده است. آن وقت، در همین حال، این کولر آبی در کشور، بخش بزرگی از آب را تلف می کند. مطلب زیر را ششم تیرماه نود و سه نوشتم:
از هفتاد سال قبل که کولر آبی در ایران رواج یافته، تا به امروز، ظاهر و باطنش هیچ گونه تغییری نکرده است. این دستگاه آب پاش یا به عبارتی آب حروم کن، همچنان با همان سیستم قدیمی کار می کند. طی این سالها نه در مصرف آب آن صرفه جویی شده و نه در برق و نه حتی شکل و شمایل آن و نه صدایش.
به نظر شما نام این جمود در یک صنعت ساده را چه می توان گذاشت؟ این که ما  یک کولر آبی را هفتاد سال نگاه داشته ایم، بدون آن که شرکت یا شرکت های سازنده سر سوزنی تغییر در آن بدهند، این چه معنایی دارد؟ ناتوانیم، نمی خواهیم، فکر نمی کنیم. قانعیم ... چی؟
حال به کولر های گازی جدید کره ای نگاه کنید که در طول کمترین زمان، چندین نسل عوض کرده و فقط طی این پنج سال گذشته، چندین تغییر مهم به لحاظ کیفیت، مصرف برق، ایجاد سرمایش یا گرمایش، اندازه و... در آن ایجاد شده است. این تمدن با آن تمدن چه فرقی دارد؟
این در حالی است که ما معتقد هستیم علوم اولین و آخرین را در اختیار داریم، و در این زمینه، اظهاراتی از ما سر می زند که مرغ هوا هم از آن خنده اش می گیرد. گویی تمام عالم نیازمند معلومات ما هستند. فقط این سخن مهم ترین سخنران ما را در طول 35 سال گذشته  نگاه کنید:  .... رئیس ستاد ... با بیان این که یکی از مهم ترین دغدغه هایی که در عرصه تبلیغ وجود دارد کم توجهی به عرصه تفسیر است افزود: باید برای همه وزرات خانه ها یک کتاب تفسیر نوشته شود. به عنوان مثال بنده برای مسأله راه و ساختمان 500 آیه تفسیری گردآوری کردم که به حالات مختلف ساختمان و ویژگی های یک ساختمان از نظر اسلام می پردازد که تاکنون کمتر به آن توجه شده است (خبرآنلاین)
اگر در قرآن پانصد آیه در باره راه و ساختمان باشد، طبعا با این همه تخصص های متنوع، باید چند آیه در باره هر یک از مسائل تخصصی و علمی موجود در عالم در قرآن آمده باشد؟ 
سالها با دادن این امید به مردم که همه علوم از متون دینی استخراج می شود، هم به حیثیت دین لطمه زدیم و هم در عمل با تعطیل کردن عقل مردم کاری از پیش نبردیم. اگر هم در جایی اقدامی در جهت پیشرفت صورت گرفته، جایی بوده که مسیر علمی زندگی بشر که همان عقل خدادادی است، توانش را به کار انداخته و کاری انجام داده است.
حالا با این تمدن کولر آبی چه کنیم؟
رسول جعفریان
پی نوشت: ایشان بسیار آدم روشن و خوش فکر و با مطالعه ای هستند که توصیه می کنم نوشته هایشان را با دقت بخوانید البته اگر به تاریخ علاقه دارید. 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان