منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 14 مهر 1396 02:08 ب.ظ نظرات ()

     

    با پایان جنگ جهانی اول ژاپن سعی کرد تا عنصر زرهی را به نیروی زمینی خود اضافه کند. اولین گام آنها در ساخت تجهیزات زرهی کپی کردن از روی تانکچه ی انگلیسی گاردن لوید بود. این تانکچه تایپ-94 نام گرفت. زرهپوشهای سبکی مانند تایپ-94 ،هرچند که سلاحی کوچک و زرهی اندک داشتند اما برای استفاده در شرق آسیا بسیار مناسب بودند. قدم بعدی ژاپنی ها ساخت یک تانک سنگین بومی بود. این تانک سنگین تایپ-87 نام گرفت ولی از بخت بد در زمانی ساخته شد که ژاپنی ها یک موتور بومی مناسب برای آن نداشتند. به همین دلیل پس از ساخت یک نمونه ی آزمایشی پروژه ی آن کنار گذاشته شد و طراحی تانکهای سبک تری در دستور کار قرار گرفت.

    در سال 1931 ژاپنی ها تانک تایپ-89 را به صورت انبوه تولید کردند. تایپ-89 اولین تانک واقعی ژاپنی ها بود. پس از آن در سال 1938 تانک تایپ-97 وارد کارزار شد و به تانک استاندارد نیروی زمینی ژاپن تبدیل شد. بهینه سازی های زیادی بر روی تایپ-97 صورت گرفت تا بتواند به عنوان یک تانک مناسب با همآوردهای غربی و شرقی خود رویارویی کند. بهترین بهینه سازی بر روی تایپ-97، تانک تایپ-4 بود که آنقدر دیر وارد معرکه شد که دیگر بود و نبودش در جنگ اثری نداشت.

    تایپ-94

    تایپ-87

     

     

    تایپ-89

    هنگامی كه روشن شد ساخت یک تانك سنگین بومی در ژاپن امکان پذیر نیست، پروژه ی تایپ-89 کلید خورد. در حقیقت، تایپ-89 اولین تانكی است كه طراحی آن كاملا در ژاپن انجام شد هرچند که طراحی آن بر اساس تانك مارك سی انگلیسیها ،که ژاپن آنها را در سال 1927 خریده بود، صورت گرفت.

    قرار شد تا بدنه ی تایپ-89 سبک تر از تایپ-87 ساخته شود و به همین دلیل به جای آهن از فولاد در ساخت آن استفاده شد. بدنه ی تایپ-89 كمی قدیمی و نسبت به برجك و توپ كوتاه نصب شده بر آن بزرگ به نظر می رسد. به علت قیمت بالای بنزین ژاپنی ها کار بر روی یک موتور دیزل را آغاز کردند و پس از تولید 113 دستگاه تایپ-89 با موتور بنزینی تعداد 291 دستگاه تایپ-89 را با موتور دیزلی تولید کردند. در حقیقت، تانک تایپ-89 اولین تانک تاریخ با پیشرانه ی دیزل است که به تولید انبوه رسید. تایپ-89 جدید بسیار شبیه مدل اصلی است اما جایگاه فرمانده آن بزرگتر بوده و دریچه خروج آن دو تكه است. در تولیدات اولیه از بدنه ی مدل اصلی استفاده شد ولی بعدا بدنه را دوباره طراحی كردند و مسلسل را در سمت چپ قرار دادند.

    سلاح اصلی تایپ-89 یک قبضه توپ 57 میلیمتری ،برای حمایت از پیاده نظام، بود و 2 مسلسل 6.5 میلیمتری سلاح اصلی را پشتیبانی می کردند. توپ اصلی می توانست در یک زره به ضخامت 20 میلیمتر در فاصله ی 500 متری نفوذکند.

    طراحی تایپ-89 در سال 1929 تمام شد و تولید انبوه آن در سال 1931 آغاز شد. تایپ-89 در زمان آغاز جنگ با چین (سال1932) آماده ی نبرد بود و برای اولین بار در نبرد با چینی ها به خدمت گرفته شد. ژاپنی ها اولین هنگهای زرهی مستقل خود را با این تانکها تشکیل دادند. هرچند که قبل از آغاز جنگ در اقیانوس آرام این تانك منسوخ شده بود اما ژاپنی های تا سال 1945 آن را در چین و آسیا بكارگرفتند.

    تایپ-89

     

    تایپ-97

    تجربیات رزمی ارتش ژاپن در منچوری نشان داد که تایپ-89 کندتر از آن است که بتواند واحدهای پیاده موتوریزه را همراهی کند. طراحی یک تانک جدید برای پشتیبانی پیاده نظام در سال 1937 به ثمر نشست و اولین نمونه ها توسط کارخانه ی تانک سازی میتسوبیشی در توکیو ساخته شد. هرچند که تایپ-97 در ابتدا گران قیمت به نظر می رسید ولی با آغاز جنگ دوم با چین ساخت آن را در اولویت قرار دادند.

    وزن این تانک به 14 تن می رسید و توسط یک موتور دیزل به توان 170 اسب بخار جابجا می شد. سلاح اصلی آن یک توپ 57 میلیمتری با سرعت دهانه ی پایین برای مقابله با پیاده نظام دشمن بود. دو قبضه مسلسل سلاح های ثانویه ی تایپ-97 را تشکیل می دادند. ضعف این توپ در نبرد با تانکهای روسی در طی زد و خوردهای مرزی ژاپن با روسها در مغولستان سبب شد تا یک توپ 47 میلیمتری با طول بیشتر و سرعت دهانه ی بالاتر برای تایپ-97 طراحی و ساخت شود. این نمونه ی جدید شینهوتو نامیده شد.

    از سال 1942 به بعد تولید تایپ-97 متوقف شد و شینهوتو جای آن را در خط تولید گرفت. در حدود 300 دستگاه از تایپ-97 های استاندارد نیز با تعویض برجک تبدیل به شینهوتو شدند. تا سال 1943 ،که تولید شینهوتو متوقف شد، جمعا در حدود 2100 دستگاه تایپ-97 ساخت شد. از نظر تعداد، تایپ-97 رکورد دار تانکهای ژاپن در جنگ جهانی دوم می باشد. این تانك در تمام دوران جنگ تانك اصلی ژاپن ماند. اگرچه تایپ-97 برای جنگ با چین مناسب بود اما در برابر تانكهای روسی و غربی حرفی برای گفتن نداشت.

    تایپ-97

     

    شینهوتو

     

    آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 09:03 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 20 مرداد 1395 07:28 ق.ظ نظرات ()

    8-عملیات ششم

    یکی از گروهان های ما در حالیکه زمین مرتفعی را اشغال کرده بود مورد حمله قرار گرفت و از موضع خود به عقب رانده شد. پشت این موضع ما 3 دستگاه تانک سبک متعلق به گردان داشتیم به علاوه ی 3 دستگاه تانک سبک از یک جوخه ی تانک. این 6 دستگاه تانک بلافاصله در یک ضدحمله مورد استفاده قرارگرفتند. ما موفق شدیم دشمن را از مواضع اشغالی عقب برانیم و آنجا را مجددا تصرف کنیم.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 مرداد 1395 09:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 24 تیر 1395 08:46 ق.ظ نظرات ()

    5-عملیات سوم

    خطوط دفاعی این نبرد در دست سربازان فرانسوی بود. آلمانها یک تک جبهه ای با استفاده از پیاده نظامی که توسط آتش مستقیم تانکهای همراهشان پشتیبانی می شدند بر ربائو اجرا کردند(تصویر4). چند دستگاه پانزر-6 در این حمله استفاده شدند. به صورت همزمان آلمانها از سمت شمال و غرب با پیاده نظام به فید حمله کردند. ربائو در طی صبح تسخیر شد. تانکها از میان میدان مین عبور کردند و طبق نقشه ی 4 حرکت کردند. پس از دورزدن کوه کسایرا آنها کوششی برای حمله به روستای سیدی بوزید ،که مرکز فرماندهی فرانسوی ها بود، نکردند اما مستقیما به سمت گذرگاهی که از کوه فید می گذشت تاختند. حرکت آنها از میان فضای باز بزرگی که بین کسیرا به سمت فید بود کاملا آهسته بود. هنگامی که تانکهای آلمانی به فاصله ی 1000 تا 2000 یاردی روستای فید رسیدند شروع کردند به بمباران روستا و عبورکردن. پس از حدود 30 دقیقه آنها وارد روستا شدند. خطوط دفاعی سمت دیگر گذرگاه این چنین در محاصره ی کامل افتاد.

    .

    تصویر-4

    6-عملیات چهارم

    ما در حال تصرف تپه ی سی (تصویر-5) بودیم و با پیاده نظام به تپه ی ای حمله کرده بودیم. حمله به تپه ی ای موفقیت آمیز بود و چند اسیر گرفتیم. اگرچه ما تنها چند قبضه مسلسل سبک، مسلسل دستی و خمپاره سبک داشتیم هنگامی که تپه ی ای را تصرف کردیم بلافاصله آتش خود را متوجه تپه ی بی کردیم. پس از چند دقیقه یک پرچم سفید بر فراز تپه ی بی برافراشته شد و سربازان دشمن شروع به تسلیم کردن خود کردند. هنگامی که پای ما به تپه ی بی رسید 2 دستگاه تانک تانک آلمانی از یک دره باریک بیرون آمدند و به سمت تپه ی ای شلیک کردند. تسلیم شدن دشمن در تپه ی بی متوقف شد. سپس تانکها نیروهای ما را عقب زدند و ما تپه های ای و بی و اسرا را از دست دادیم. تانکها با مسلسل و گلوله های انفجاری با قدرت بالا (کالیبر 47 میلیمتر) به ما شلیک می کردند. از آنجایی که ما هیچ سلاح ضدتانکی نداشتیم ناچار شدیم به تپه ی سی بازگردیم.

    به عبارت دیگر، تاکتیکهای آلمان شامل پنهان کردن چند تانک در یک موقعیت دفاعی بود تا بتوانند یک ضدحمله را اجرا کنند. ضدحمله موفقیت آمیز بود چرا که ما وقتی به موقعیت رسیدیم تنها مسلسل، تفنگ و خمپاره داشتیم. در نتیجه، آلمانها دارای برتری زرهی و آتش نسبت به ما بودند.

    تصویر-5

    یک ناظر نظامی آمریکایی در این عملیات اشاره کرد که یک طرح حمله باید اقدامات دفاعی را نیز برای نگه داشتن زمین تصرف شده و اطمینان از توقف ضدحمله را دربر داشته باشد و این اقدامات باید به صورت خودکار شامل دفاع در برابر زرهی نیز باشد.

    7- عملیات پنجم

    یا یک موضع دفاعی را در رملها، کاکتوسها و دماغه ی کوه حمرا تصرف کرده بودیم(تصویر-6). دشمن کوه لسودا، سیدی بوزید و ارتفاعات شرق و جنوب سیدی بوزید را در اختیار داشت. فاصله ی حمرا تا لسودا در حدود 10 مایل بود.

    در صبح گاهان 6 دستگاه تانک آلمانی به نقطه ای که با ضربدر در نقشه مشخص شده پیشروی کردند و به چند مایلی مواضع ما رسیدند. تانکها در نزدیک هم صف بندی کردند. ما آتش توپخانه را بر روی آنها ریختیم و آنها عقب رفتند تا از برد توپخانه ی ما خارج شدند. آنها تمام روز در نزدیکی مواضع ما مانور کردند و جلو و عقب رفتند اما به مواضع ما نزدیک تر نشدند. در ساعت 15:00 تعداد تانکها به حدود 12 دستگاه رسید. آنها هنوز درکنار هم بودند و سعی می کردند تا با جابجا شدند توجه ما را به خود معطوف کنند اما به سمت ما پیشروی نمی کردند. کمی بعد از ساعت 15:00 یک ستون بزرگ شامل 20 تا 30 دستگاه تانک در جناح چپ ما کشف شد که به سمت ما پیشروی می کرد. آنها به قدری آهسته حرکتی می کردند که گرد و غباری به هوا برنخیزد. آنها از هر جانپناه در دسترسی استفاده می کردند و عموما از زمینها پست عبور می کردند. این جابجایی باید چند ساعتی وقت گرفته باشد. اندکی پس از آن یک ستون شامل حدودا 15 دستگاه تانک که به آهستگی به سمت جناح راست ما حرکت می کردند کشف شد. آنها از هر جانپناه و پوشش قابل دسترس استفاده کردند. هیچ پیاده نظام یا توپخانه ای با این تانکها همراه نبود. این یک حمله ی زرهی خالص بود. تا زمان تاریک شدن هوا نبردی بین تانکهای دشمن و شکارچیان تانک (خوشبختانه چند دستگاه در دسترس بود)، آتشبار 37 میلیمتری و چند تانک متوسط ما درگرفت. هنگامی که نبرد تانکها شروع شد پیاده نظام ما عقب کشیده شد. در این عملیات 2 تانک ما از دست رفت و دشمن 6 دستگاه تانک از دست داد. به ما دستور داده شد که یک موضع دفاعی دیگر بیابیم که این جابجایی در نیمه شب شروع شد.


    تصویر6

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 تیر 1395 08:46 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 17 تیر 1395 09:16 ب.ظ نظرات ()
    قسمت اول

    عملیات دوم( الف)

    پس از چند روز باران تند، حرکت در میان صحرا بسیار دشوار شد. خودروها ،از هر نوع، در خطر فرورفتن در گل بودند. ما یک کوه را اشغال کردیم (تصویر3). در سمت چپ ما یک رودخانه ، سپس یک دشت باز عریض و سپس یک شاهراه بود. پس از شاهراه یک دشت دیگر و یک رشته کوه بزرگ بود.

    در حدود 15 دستگاه تانک آلمانی حمله کردند و به صورت ستونی به فاصله ی 10 یارد از یکدیگر از شاهراه پایین آمدند. آنها با سرعت 2 یا 3 مایل بر ساعت حرکت می کردند و پیاده نظام آلمان با آنها هماهنگ بودند. آلمانها محتاط بودند. به نظر می رسید که آنها به هر بته یا عارضه ای که ممکن بود یک توپ در آن مخفی شود شلیک می کنند در حالیکه هیچ سرباز آمریکایی یا انگلیسی در این قسمت خاص بین کوه و رشته کوه وجود نداشت. در جناح راست تانکهای دشمن، بین شاهراه و رشته کوه، پیاده نظام آلمان با آرایش دشتبان پیشروی می کردند و تمام فضای بین شاهراه و رشته کوه را پوشش می دادند. آنها به پیشروی خود ادامه دادند و نهایتا در جهت مجزالباب از دید دور شدند. تانکها به پیشروی خود به سمت پایین شاهراه ادامه دادند اما هنگامی که به تقاطع یک جاده که به سمت رودخانه می رفت رسیدند 4 دستگاه تانک آلمانی به سمت پلی که روی این جاده بود حرکت کردند. آنها در میان جاده ایستادند و به بعضی از تانکهای متوسط ما که در کنار رودخانه موضع گرفته بودند حمله کردند. قبل از عقب نشینی، تانکهای آلمانی ظاهرا آنقدر تیراندازی کردند که مهماتشان به آخر رسید. تا آنجا که من می دانم هیچ آسیبی به تانکهای ما و یا آنها وارد نشد. فاصله ی بین خطوط دفاعی ما تا شاهراه بیشتر از آن بود که آتش ضد تانک را بکار بگیریم. فاصله ی پل تا تانکهای ما در برد موثر بود.

     





    تصویر-3

    4-عملیات دوم (ب)

    ما در جلوی مواضع دفاعی خود یک میدان مین ایجاد کرده بودیم که از رودخانه تا یک آبکند گسترده شده بود. بیرون از آنچه که یک تپه ی بزرگ بود. بین رودخانه و تپه آلمانها حرکت کردند تا به مواضع ما حمله کنند. آنها با امواج پشت سر هم پیاده نظام حمله کردند که هر موج یک قسمت از یک ستون یا جوخه بود. در میان آرایش پیاده نظام آنها 10 تا 15 تانک پانزر3 و پانزر4 پراکنده شده بود که به همراه پیاده نظام پیشروی می کردند و مستقیما به سمت مواضع ما تیراندازی می کردند. زمین بسیار مرطوب بود و تانکها بسیار آهسته حرکت می کردند. در حقیقت، بعضی وقتها به نظر می رسید که به ندرت جابجا می شوند.

    آنها به مواضع ما در نزدیک میدان مین، جایی که متوقف شدند  و لحظه ای ما را گلوله باران کردند، نزدیک شدند. سپس آنها به سمت چپ چرخیدند و به موازات میدان مین حرکت کردند و در جناح راست ما ناپدید شدند. به خاطر وضعیت اضطراری، ما قسمتی از میدان مین را در نور روز درست کرده بودیم و ممکن بود که آنها موقعیت دقیق آن را بدانند. پیاده نظام به همراه تانکها حرکت کردند تا اینکه در فاصله ی کوتاهی از میدان مین متوقف شدند. در این نقطه پیاده نظام دشمن توسط آتش ما از هم گسیخت و به سمت تپه ها حرکت کرد و در سمت راست ما ناپدید شد.

    به خاطر تهدید در سمت دیگر رودخانه (عملیات 2الف) برای دور زدن جناحین ما، به یک موضع دفاعی جدید عیب نشینی کردیم. با شروع شب دیگر تماسی با دشمن نداشتیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 تیر 1395 09:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 10 تیر 1395 07:10 ق.ظ نظرات ()


    الف- مقدمه

    نوشته ی زیر درباره ی تاکتیکهای زرهی بکارگرفته شده توسط آلمانها در تونس توسط فرمانده ی یکی از گردانهای پیاده نظام ارتش ایالات متحده گردآوری شده است. آنها در برابر حملات مختلط تانکها و پیاده نظام آلمان مصاف دادند و از آن کشاکش درسهایی گرفتند که توسط سربازان ما بکاربرده شدند. به هرحال نباید نتیجه گرفت که روشهای آلمان یا آمریکا که در اینجا توضیح داده شده اند استاندارد می باشند. این روشها برای رویارویی با وضعیتهای خاص تطبیق داده شده اند. مانند همیشه، عوامل محلی و تصمیمات فرماندهان باید در محاسبات وارد شوند.

    ب- عملیات اول

    در یک موقعیت ما از بخشی از صحرا دفاع می کردیم و جناح چپ ما به یک رودخانه و جناح راست ما به یک کوه می رسید.

    آلمانها پس از چند روز قطع آتش توپخانه، به شرقی ترین قسمت خط دفاعی ما توسط امواج پشت سر هم پیاده نظام حمله کردند. هنگامی که این حمله به موفقیت نرسید آنها از بمب افکنها شیرجه رو استفاده کردند و تپه ی دوم را ،که مانع حمله آنها شده بود، با هواپیما به مسلسل بستند. این حملات شکافی در خطوط ما ایجاد نکرد پس آنها با تانک هایشان حمله کردند.

    12 دستگاه تانک بین جناح چپ ما و رودخانه حمله کردند و 6 دستگاه به سوی خمیدگی خط ما روی آوردند و 20 دستگاه دیگر به سمت جناح راست ،بین جناح راست گروهان سوم و کوه، حمله کردند.

    گروهی که شامل 20 دستگاه تانک بود به یک گروه 12 تایی ،که به سمت جلو حرکت می کرد، و یک گروه 8 تایی که در اطراف گروهان سوم کار می کردند تقسیم شده بود. حرکت تانکها بسیار کند و محتاطانه بود.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 تیر 1395 07:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 19 آذر 1394 08:11 ب.ظ نظرات ()

                


    متاسفانه وضع ادوات نظامی کلاسیک ایران ،همچون بخش زرهی، در قیاس با همسایگان و دنیای امروز عقب افتاده می باشد. به علت سیاستهای سالیان گذشته و تحریمها ، دولت جمهوری ایران قادر به خرید تجهیزات به روز نظامی نبوده است اما تلاشهایی برای بومی سازی، نگه داری ادوات موجود و تولید داخلی ادوات نظامی صورت گرفته است.  این تلاشها نیازمند نیروی انسانی و اجتماعی مناسب، زیرساختهای مربوطه و سرمایه گذاری سنگین می باشد تا پس از سالیان به نتیجه رسند. از آنجایکه نظام اداری ایران به علت اقتصاد ضعیف و فساد گسترده با کمبود بودجه مواجه بوده و همچنین دارای ساختار مدیریتی نامناسب در بعضی قسمتها برای پیشبرد اهداف بوده است، شاهد پیشرفت در همه ی زمینه ها نبوده ایم.  به علت اولویت بندی خاص دکترین نظامی ایران، ابتدا نیروی موشکی به عنوان عنصر بازدارنده و سپس انواع موشکهای ضد تانک و کروز ضد کشتی توسعه داده شده اند و پس از آن سیستمهای پدافند هوایی این رشد سریع را تجربه نموده اند.

    همان قدر که صنایع نظامی ایران در زمینه پهپاد، انواع موشک( چه کروز و چه بالستیک) و سیستمهای پدافند هوایی به موفقیتهای به روز و خوبی رسیده است، در زمینه زرهی( چه سبک و چه سنگین) و عناصر راهبردی نبرد کلاسیک دارای عقب ماندگی های جدی می باشد. داشتن یک تانک با سیستمهای الکترونیکی و دفاعی به روز نیازمند سرمایه گذاری بالا می باشد و چه بهتر که به طراحی یک پلاتفرم مشترک برای تولید خودروهای مختلف زرهی اقدام شود. اما تا آن زمان و برای این جبران این عقب ماندگی. ایران نیازمند به روزرسانی و خرید گسترده فوری در بخش نیروی هوایی و ادوات زرهی نیروی زمینی می باشد. زیرا در حال حاضر نیز به خصوص در این دو بخش شکافها و عقب ماندگی های جدی نسبت به همسایگان و قدرتهای جهانی وجود دارد. و بر فرض داشتن نیروی انسانی و تامین سرمایه گذاری و اطمینان از حصول نتیجه، با وضع فعلی در بهترین حالت نزدیک به دو دهه بعد به نتیجه و تولید انبوه خواهند رسید. به همین علت فرماندهان نظامی ایران اعلام به بررسی خرید این ادوات از روسیه نموده اند. بنابر اعلام فرمانده نیروی زمینی ارتش نمایندگانی برای بررسی و خرید تانک "تی-90 ام اس" به روسیه خواهند رفت.

    اما به نظر نگارنده بهتر است قبل از اقدام به هر خریدی، به روز رسانی تانکهای فعلی را مد نظر قرار دهند و به تجهیز سیستمهای جدید و به روز الکترونیکی و دفاعی بپردازند. تعداد زیادی تانک تی-72، چیفتن و... در نیروی زرهی ما وجود دارند که به معنای واقعی حرفی در برابر ساده ترین تهدیدات ضد زره امروزه ندارند. به روزرسانی سیستمهای این تانکها باعث هزینه کمتر و مجهز شدن در کمترین زمان می باشد. به خصوص در اوضاع آشفته و غیر قابل پیشبینی امروز منطقه این امر بسیار حیاتی می باشد.

    تانک تی-90 در حقیقت نمونه ارتقا یافته و توسعه یافته ای از تی-72 می باشد و در ابتدا هم تی-72 نام گذاری شده بوده است ولی به دلایلی همچون خدشه دار شدن نام تی-72 در شکست سنگین عراق در مقابل ائتلاف آمریکا در زمان صدام حسین، نام آن تی-90 گذاشته شد. بسیاری از عناصر و تجهیزات این 2 تانک یکسان بوده و یک تی-72 به روز شده تفاوتهای بسیار جزیی و کمی با تانک تی-90 دارد.

    امروزه تمامی تجهیزات زرهی سنگین و سبک ما نیاز به ارتقا دارند. این به روزرسانی باید در سه بخش اصلی قدرت آتش، تحرک و حفاظت صورت بگیرد .که هرکدام از این بخشها دارای زیر سامانه های مختلفی می باشند 

    قابل ذکر است که تی-90 نیز امروزه شانس کمی در مقابل جدیدترین پرتابه های ضد زره دارد. نه تنها تی-90 بلکه تمامی تانکهای امروزه به این وضع دچار شده اند و تنها تانکهای دارای حفاظت زرهی فعال می توانند در مقابل این پرتابه ها مقاومت نمایند. به همین دلیل نسل جدید تانکها در حال تجهیز به این حفاظت زرهی فعال می باشند. این حفاظت به این صورت می باشد که خودروی زرهی با شناسایی پرتابه شلیک شده به سمت خود، به سمت آن پرتابه های فیزیکی و یا پالسهای مغناطیسی فرستاده و پیش از رسیدن پرتابه و برخورد به هدف، منهدم می شود. تانک تی-90 شاید نیاز امروزه ما را تامین نموده و در مقابل تهدیدات حال حاضر مقاومت داشته باشد ولی برای یک دهه ی آینده تانکی عقب افتاده خواهد بود. به همین دلیل جدیدترین تانک روسها به نام آرماتا طراحی شد که به زودی در خط تولید برای نیروهای مسلح روسیه قرار خواهد گرفت. به همین دلیل خرید گسترده تانک "تی- 90 ام اس" زیاد معقول به نظر نمی رسد بلکه به روزرسانی تانکهای موجود و در کنار آن خرید حساب شده تعدادی "تی-90 ام اس"می تواند راهگشای عقب افتادگی موجود باشد.


    محمدحسین پاز
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 آذر 1394 08:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3