منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 18 مهر 1396 02:23 ب.ظ نظرات ()

     تایپ-1

    تانك تایپ-1 قدم بعدی در بهینه سازی تانک تایپ-97 بود. سلاح اصلی تایپ-1 همان توپ 47میلیمتری بود که بر روی شینهوتو نصب شد و اگرچه سرعت دهانه بالایی داشت هنوز هم در برابر شرمنها عاجز بود. اندازه ی بزرگتر آن و صفحه ی آهنی صافی كه در جلوی بدنه نصب شده است آن را از شینهوتو متمایز می كند. تایپ-1 اولین تانک ژاپنی ها بود که به صورت استاندارد مجهز به بیسیم بود. موتور جدید میتسوبیشی توان 240 اسب بخار برای تایپ-1 فراهم می کرد.

    طراحی تایپ-1 در سال 1941 تمام شد اما نیاز صنایع کشتی سازی ژاپن به فولاد تولید آن را تا سال 1943 عقب انداخت. در مجموع 170 دستگاه تانک تایپ-1 ساخت شد. تحلیل رفتن توان صنعتی ژاپن در انتهای جنگ تولید انبوه این تانك را ناكام گذاشت. این تانکها را به دفاع از سرزمین اصلی ژاپن اختصاص دادند که با تسلیم شدن ژاپن فرصت عرض اندام در میدان جنگ را نیافتند.

     

    تایپ-1

    تایپ-3

    ارتش ژاپن در طول جنگ همچنان مبه دنبال یک رقیب مناسب برای شرمن های آمریکایی می گشت اما تا آمده شدن تانک جدید نیاز به یک راه حل موقف داشتند. در نتیجه، آنها دوباره به سراغ بهینه سازی تایپ-97 رفتند. تانك تایپ-3 توسعه ی یافته ی تایپ-97 با برجكی بزرگتر بود كه به یک قبضه توپ 75 میلیمتری ،الهام گرفته از یک توپ فرانسوی، مسلح شده بود. گلوله های ضدزره این توپ می توانستند با شلیک از فاصله ی 1000 متری در 65 میلیمتر فولاد نفوذ کنند.

    این تانك تقریبا به خوبی شرمن ها بود اما تنها چند دستگاه از آن ساخته شد و در سال1944 وارد خدمت شد. آنها را تنها در ژاپن بكارگرفتند تا در برابر هجوم دشمن به خاك اصلی ژاپن مقاومت كند و در نتیجه آنها هم مانند تایپ-1 فرصت جنگیدن پیدا نکردند. تایپ-3 آخرین تانکی بود که ژاپنی ها تولید کردند که تا انتهای جنگ در خط تولید باقیمانده بود.

    تایپ-3

    تایپ-4

    تایپ-4 آخرین تیر ترکش صنایع تانک سازی ژاپن بود و قرار بود که از پس شرمن بربیاید. توسعه ی تایپ-4 در سال1942 ،و بر اساس تایپ-97 و نصب یک توپ 57 میلیمتری، آغازشد. در جولای1943، روشن شد كه باید این توپ را كنار بگذارند و طراحی تانك را با یك توپ ضدهوایی 75 میلیمتری بلندتر از سر بگیرند. اولین نمونه تا قبل از 1944 ساخته نشد و در نهایت تنها 2 دستگاه از تایپ-4 ها تکمیل شدند. پروژه ی ساخت تایپ-4 از سطح آزمایش فراتر نرفت. همزمان با تایپ-4 طراحی یک نمونه ی بزرگتر با نام تایپ-5 نیز در دستور کار قرار داشت که تنها یک نمونه ی آزمایشی از آن ساخت شد. با ساخت تایپ-5 پرونده ی ساخت تانک بومی برای ارتش ژاپن در زمان جنگ جهانی دوم برای همیشه بسته شد.

    تایپ-4

    آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 09:04 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 14 مهر 1396 02:08 ب.ظ نظرات ()

     

    با پایان جنگ جهانی اول ژاپن سعی کرد تا عنصر زرهی را به نیروی زمینی خود اضافه کند. اولین گام آنها در ساخت تجهیزات زرهی کپی کردن از روی تانکچه ی انگلیسی گاردن لوید بود. این تانکچه تایپ-94 نام گرفت. زرهپوشهای سبکی مانند تایپ-94 ،هرچند که سلاحی کوچک و زرهی اندک داشتند اما برای استفاده در شرق آسیا بسیار مناسب بودند. قدم بعدی ژاپنی ها ساخت یک تانک سنگین بومی بود. این تانک سنگین تایپ-87 نام گرفت ولی از بخت بد در زمانی ساخته شد که ژاپنی ها یک موتور بومی مناسب برای آن نداشتند. به همین دلیل پس از ساخت یک نمونه ی آزمایشی پروژه ی آن کنار گذاشته شد و طراحی تانکهای سبک تری در دستور کار قرار گرفت.

    در سال 1931 ژاپنی ها تانک تایپ-89 را به صورت انبوه تولید کردند. تایپ-89 اولین تانک واقعی ژاپنی ها بود. پس از آن در سال 1938 تانک تایپ-97 وارد کارزار شد و به تانک استاندارد نیروی زمینی ژاپن تبدیل شد. بهینه سازی های زیادی بر روی تایپ-97 صورت گرفت تا بتواند به عنوان یک تانک مناسب با همآوردهای غربی و شرقی خود رویارویی کند. بهترین بهینه سازی بر روی تایپ-97، تانک تایپ-4 بود که آنقدر دیر وارد معرکه شد که دیگر بود و نبودش در جنگ اثری نداشت.

    تایپ-94

    تایپ-87

     

     

    تایپ-89

    هنگامی كه روشن شد ساخت یک تانك سنگین بومی در ژاپن امکان پذیر نیست، پروژه ی تایپ-89 کلید خورد. در حقیقت، تایپ-89 اولین تانكی است كه طراحی آن كاملا در ژاپن انجام شد هرچند که طراحی آن بر اساس تانك مارك سی انگلیسیها ،که ژاپن آنها را در سال 1927 خریده بود، صورت گرفت.

    قرار شد تا بدنه ی تایپ-89 سبک تر از تایپ-87 ساخته شود و به همین دلیل به جای آهن از فولاد در ساخت آن استفاده شد. بدنه ی تایپ-89 كمی قدیمی و نسبت به برجك و توپ كوتاه نصب شده بر آن بزرگ به نظر می رسد. به علت قیمت بالای بنزین ژاپنی ها کار بر روی یک موتور دیزل را آغاز کردند و پس از تولید 113 دستگاه تایپ-89 با موتور بنزینی تعداد 291 دستگاه تایپ-89 را با موتور دیزلی تولید کردند. در حقیقت، تانک تایپ-89 اولین تانک تاریخ با پیشرانه ی دیزل است که به تولید انبوه رسید. تایپ-89 جدید بسیار شبیه مدل اصلی است اما جایگاه فرمانده آن بزرگتر بوده و دریچه خروج آن دو تكه است. در تولیدات اولیه از بدنه ی مدل اصلی استفاده شد ولی بعدا بدنه را دوباره طراحی كردند و مسلسل را در سمت چپ قرار دادند.

    سلاح اصلی تایپ-89 یک قبضه توپ 57 میلیمتری ،برای حمایت از پیاده نظام، بود و 2 مسلسل 6.5 میلیمتری سلاح اصلی را پشتیبانی می کردند. توپ اصلی می توانست در یک زره به ضخامت 20 میلیمتر در فاصله ی 500 متری نفوذکند.

    طراحی تایپ-89 در سال 1929 تمام شد و تولید انبوه آن در سال 1931 آغاز شد. تایپ-89 در زمان آغاز جنگ با چین (سال1932) آماده ی نبرد بود و برای اولین بار در نبرد با چینی ها به خدمت گرفته شد. ژاپنی ها اولین هنگهای زرهی مستقل خود را با این تانکها تشکیل دادند. هرچند که قبل از آغاز جنگ در اقیانوس آرام این تانك منسوخ شده بود اما ژاپنی های تا سال 1945 آن را در چین و آسیا بكارگرفتند.

    تایپ-89

     

    تایپ-97

    تجربیات رزمی ارتش ژاپن در منچوری نشان داد که تایپ-89 کندتر از آن است که بتواند واحدهای پیاده موتوریزه را همراهی کند. طراحی یک تانک جدید برای پشتیبانی پیاده نظام در سال 1937 به ثمر نشست و اولین نمونه ها توسط کارخانه ی تانک سازی میتسوبیشی در توکیو ساخته شد. هرچند که تایپ-97 در ابتدا گران قیمت به نظر می رسید ولی با آغاز جنگ دوم با چین ساخت آن را در اولویت قرار دادند.

    وزن این تانک به 14 تن می رسید و توسط یک موتور دیزل به توان 170 اسب بخار جابجا می شد. سلاح اصلی آن یک توپ 57 میلیمتری با سرعت دهانه ی پایین برای مقابله با پیاده نظام دشمن بود. دو قبضه مسلسل سلاح های ثانویه ی تایپ-97 را تشکیل می دادند. ضعف این توپ در نبرد با تانکهای روسی در طی زد و خوردهای مرزی ژاپن با روسها در مغولستان سبب شد تا یک توپ 47 میلیمتری با طول بیشتر و سرعت دهانه ی بالاتر برای تایپ-97 طراحی و ساخت شود. این نمونه ی جدید شینهوتو نامیده شد.

    از سال 1942 به بعد تولید تایپ-97 متوقف شد و شینهوتو جای آن را در خط تولید گرفت. در حدود 300 دستگاه از تایپ-97 های استاندارد نیز با تعویض برجک تبدیل به شینهوتو شدند. تا سال 1943 ،که تولید شینهوتو متوقف شد، جمعا در حدود 2100 دستگاه تایپ-97 ساخت شد. از نظر تعداد، تایپ-97 رکورد دار تانکهای ژاپن در جنگ جهانی دوم می باشد. این تانك در تمام دوران جنگ تانك اصلی ژاپن ماند. اگرچه تایپ-97 برای جنگ با چین مناسب بود اما در برابر تانكهای روسی و غربی حرفی برای گفتن نداشت.

    تایپ-97

     

    شینهوتو

     

    آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 09:03 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 20 مرداد 1395 07:28 ق.ظ نظرات ()

    8-عملیات ششم

    یکی از گروهان های ما در حالیکه زمین مرتفعی را اشغال کرده بود مورد حمله قرار گرفت و از موضع خود به عقب رانده شد. پشت این موضع ما 3 دستگاه تانک سبک متعلق به گردان داشتیم به علاوه ی 3 دستگاه تانک سبک از یک جوخه ی تانک. این 6 دستگاه تانک بلافاصله در یک ضدحمله مورد استفاده قرارگرفتند. ما موفق شدیم دشمن را از مواضع اشغالی عقب برانیم و آنجا را مجددا تصرف کنیم.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 مرداد 1395 09:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 24 تیر 1395 08:46 ق.ظ نظرات ()

    5-عملیات سوم

    خطوط دفاعی این نبرد در دست سربازان فرانسوی بود. آلمانها یک تک جبهه ای با استفاده از پیاده نظامی که توسط آتش مستقیم تانکهای همراهشان پشتیبانی می شدند بر ربائو اجرا کردند(تصویر4). چند دستگاه پانزر-6 در این حمله استفاده شدند. به صورت همزمان آلمانها از سمت شمال و غرب با پیاده نظام به فید حمله کردند. ربائو در طی صبح تسخیر شد. تانکها از میان میدان مین عبور کردند و طبق نقشه ی 4 حرکت کردند. پس از دورزدن کوه کسایرا آنها کوششی برای حمله به روستای سیدی بوزید ،که مرکز فرماندهی فرانسوی ها بود، نکردند اما مستقیما به سمت گذرگاهی که از کوه فید می گذشت تاختند. حرکت آنها از میان فضای باز بزرگی که بین کسیرا به سمت فید بود کاملا آهسته بود. هنگامی که تانکهای آلمانی به فاصله ی 1000 تا 2000 یاردی روستای فید رسیدند شروع کردند به بمباران روستا و عبورکردن. پس از حدود 30 دقیقه آنها وارد روستا شدند. خطوط دفاعی سمت دیگر گذرگاه این چنین در محاصره ی کامل افتاد.

    .

    تصویر-4

    6-عملیات چهارم

    ما در حال تصرف تپه ی سی (تصویر-5) بودیم و با پیاده نظام به تپه ی ای حمله کرده بودیم. حمله به تپه ی ای موفقیت آمیز بود و چند اسیر گرفتیم. اگرچه ما تنها چند قبضه مسلسل سبک، مسلسل دستی و خمپاره سبک داشتیم هنگامی که تپه ی ای را تصرف کردیم بلافاصله آتش خود را متوجه تپه ی بی کردیم. پس از چند دقیقه یک پرچم سفید بر فراز تپه ی بی برافراشته شد و سربازان دشمن شروع به تسلیم کردن خود کردند. هنگامی که پای ما به تپه ی بی رسید 2 دستگاه تانک تانک آلمانی از یک دره باریک بیرون آمدند و به سمت تپه ی ای شلیک کردند. تسلیم شدن دشمن در تپه ی بی متوقف شد. سپس تانکها نیروهای ما را عقب زدند و ما تپه های ای و بی و اسرا را از دست دادیم. تانکها با مسلسل و گلوله های انفجاری با قدرت بالا (کالیبر 47 میلیمتر) به ما شلیک می کردند. از آنجایی که ما هیچ سلاح ضدتانکی نداشتیم ناچار شدیم به تپه ی سی بازگردیم.

    به عبارت دیگر، تاکتیکهای آلمان شامل پنهان کردن چند تانک در یک موقعیت دفاعی بود تا بتوانند یک ضدحمله را اجرا کنند. ضدحمله موفقیت آمیز بود چرا که ما وقتی به موقعیت رسیدیم تنها مسلسل، تفنگ و خمپاره داشتیم. در نتیجه، آلمانها دارای برتری زرهی و آتش نسبت به ما بودند.

    تصویر-5

    یک ناظر نظامی آمریکایی در این عملیات اشاره کرد که یک طرح حمله باید اقدامات دفاعی را نیز برای نگه داشتن زمین تصرف شده و اطمینان از توقف ضدحمله را دربر داشته باشد و این اقدامات باید به صورت خودکار شامل دفاع در برابر زرهی نیز باشد.

    7- عملیات پنجم

    یا یک موضع دفاعی را در رملها، کاکتوسها و دماغه ی کوه حمرا تصرف کرده بودیم(تصویر-6). دشمن کوه لسودا، سیدی بوزید و ارتفاعات شرق و جنوب سیدی بوزید را در اختیار داشت. فاصله ی حمرا تا لسودا در حدود 10 مایل بود.

    در صبح گاهان 6 دستگاه تانک آلمانی به نقطه ای که با ضربدر در نقشه مشخص شده پیشروی کردند و به چند مایلی مواضع ما رسیدند. تانکها در نزدیک هم صف بندی کردند. ما آتش توپخانه را بر روی آنها ریختیم و آنها عقب رفتند تا از برد توپخانه ی ما خارج شدند. آنها تمام روز در نزدیکی مواضع ما مانور کردند و جلو و عقب رفتند اما به مواضع ما نزدیک تر نشدند. در ساعت 15:00 تعداد تانکها به حدود 12 دستگاه رسید. آنها هنوز درکنار هم بودند و سعی می کردند تا با جابجا شدند توجه ما را به خود معطوف کنند اما به سمت ما پیشروی نمی کردند. کمی بعد از ساعت 15:00 یک ستون بزرگ شامل 20 تا 30 دستگاه تانک در جناح چپ ما کشف شد که به سمت ما پیشروی می کرد. آنها به قدری آهسته حرکتی می کردند که گرد و غباری به هوا برنخیزد. آنها از هر جانپناه در دسترسی استفاده می کردند و عموما از زمینها پست عبور می کردند. این جابجایی باید چند ساعتی وقت گرفته باشد. اندکی پس از آن یک ستون شامل حدودا 15 دستگاه تانک که به آهستگی به سمت جناح راست ما حرکت می کردند کشف شد. آنها از هر جانپناه و پوشش قابل دسترس استفاده کردند. هیچ پیاده نظام یا توپخانه ای با این تانکها همراه نبود. این یک حمله ی زرهی خالص بود. تا زمان تاریک شدن هوا نبردی بین تانکهای دشمن و شکارچیان تانک (خوشبختانه چند دستگاه در دسترس بود)، آتشبار 37 میلیمتری و چند تانک متوسط ما درگرفت. هنگامی که نبرد تانکها شروع شد پیاده نظام ما عقب کشیده شد. در این عملیات 2 تانک ما از دست رفت و دشمن 6 دستگاه تانک از دست داد. به ما دستور داده شد که یک موضع دفاعی دیگر بیابیم که این جابجایی در نیمه شب شروع شد.


    تصویر6

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 تیر 1395 08:46 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 17 تیر 1395 09:16 ب.ظ نظرات ()
    قسمت اول

    عملیات دوم( الف)

    پس از چند روز باران تند، حرکت در میان صحرا بسیار دشوار شد. خودروها ،از هر نوع، در خطر فرورفتن در گل بودند. ما یک کوه را اشغال کردیم (تصویر3). در سمت چپ ما یک رودخانه ، سپس یک دشت باز عریض و سپس یک شاهراه بود. پس از شاهراه یک دشت دیگر و یک رشته کوه بزرگ بود.

    در حدود 15 دستگاه تانک آلمانی حمله کردند و به صورت ستونی به فاصله ی 10 یارد از یکدیگر از شاهراه پایین آمدند. آنها با سرعت 2 یا 3 مایل بر ساعت حرکت می کردند و پیاده نظام آلمان با آنها هماهنگ بودند. آلمانها محتاط بودند. به نظر می رسید که آنها به هر بته یا عارضه ای که ممکن بود یک توپ در آن مخفی شود شلیک می کنند در حالیکه هیچ سرباز آمریکایی یا انگلیسی در این قسمت خاص بین کوه و رشته کوه وجود نداشت. در جناح راست تانکهای دشمن، بین شاهراه و رشته کوه، پیاده نظام آلمان با آرایش دشتبان پیشروی می کردند و تمام فضای بین شاهراه و رشته کوه را پوشش می دادند. آنها به پیشروی خود ادامه دادند و نهایتا در جهت مجزالباب از دید دور شدند. تانکها به پیشروی خود به سمت پایین شاهراه ادامه دادند اما هنگامی که به تقاطع یک جاده که به سمت رودخانه می رفت رسیدند 4 دستگاه تانک آلمانی به سمت پلی که روی این جاده بود حرکت کردند. آنها در میان جاده ایستادند و به بعضی از تانکهای متوسط ما که در کنار رودخانه موضع گرفته بودند حمله کردند. قبل از عقب نشینی، تانکهای آلمانی ظاهرا آنقدر تیراندازی کردند که مهماتشان به آخر رسید. تا آنجا که من می دانم هیچ آسیبی به تانکهای ما و یا آنها وارد نشد. فاصله ی بین خطوط دفاعی ما تا شاهراه بیشتر از آن بود که آتش ضد تانک را بکار بگیریم. فاصله ی پل تا تانکهای ما در برد موثر بود.

     





    تصویر-3

    4-عملیات دوم (ب)

    ما در جلوی مواضع دفاعی خود یک میدان مین ایجاد کرده بودیم که از رودخانه تا یک آبکند گسترده شده بود. بیرون از آنچه که یک تپه ی بزرگ بود. بین رودخانه و تپه آلمانها حرکت کردند تا به مواضع ما حمله کنند. آنها با امواج پشت سر هم پیاده نظام حمله کردند که هر موج یک قسمت از یک ستون یا جوخه بود. در میان آرایش پیاده نظام آنها 10 تا 15 تانک پانزر3 و پانزر4 پراکنده شده بود که به همراه پیاده نظام پیشروی می کردند و مستقیما به سمت مواضع ما تیراندازی می کردند. زمین بسیار مرطوب بود و تانکها بسیار آهسته حرکت می کردند. در حقیقت، بعضی وقتها به نظر می رسید که به ندرت جابجا می شوند.

    آنها به مواضع ما در نزدیک میدان مین، جایی که متوقف شدند  و لحظه ای ما را گلوله باران کردند، نزدیک شدند. سپس آنها به سمت چپ چرخیدند و به موازات میدان مین حرکت کردند و در جناح راست ما ناپدید شدند. به خاطر وضعیت اضطراری، ما قسمتی از میدان مین را در نور روز درست کرده بودیم و ممکن بود که آنها موقعیت دقیق آن را بدانند. پیاده نظام به همراه تانکها حرکت کردند تا اینکه در فاصله ی کوتاهی از میدان مین متوقف شدند. در این نقطه پیاده نظام دشمن توسط آتش ما از هم گسیخت و به سمت تپه ها حرکت کرد و در سمت راست ما ناپدید شد.

    به خاطر تهدید در سمت دیگر رودخانه (عملیات 2الف) برای دور زدن جناحین ما، به یک موضع دفاعی جدید عیب نشینی کردیم. با شروع شب دیگر تماسی با دشمن نداشتیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 تیر 1395 09:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 10 تیر 1395 07:10 ق.ظ نظرات ()


    الف- مقدمه

    نوشته ی زیر درباره ی تاکتیکهای زرهی بکارگرفته شده توسط آلمانها در تونس توسط فرمانده ی یکی از گردانهای پیاده نظام ارتش ایالات متحده گردآوری شده است. آنها در برابر حملات مختلط تانکها و پیاده نظام آلمان مصاف دادند و از آن کشاکش درسهایی گرفتند که توسط سربازان ما بکاربرده شدند. به هرحال نباید نتیجه گرفت که روشهای آلمان یا آمریکا که در اینجا توضیح داده شده اند استاندارد می باشند. این روشها برای رویارویی با وضعیتهای خاص تطبیق داده شده اند. مانند همیشه، عوامل محلی و تصمیمات فرماندهان باید در محاسبات وارد شوند.

    ب- عملیات اول

    در یک موقعیت ما از بخشی از صحرا دفاع می کردیم و جناح چپ ما به یک رودخانه و جناح راست ما به یک کوه می رسید.

    آلمانها پس از چند روز قطع آتش توپخانه، به شرقی ترین قسمت خط دفاعی ما توسط امواج پشت سر هم پیاده نظام حمله کردند. هنگامی که این حمله به موفقیت نرسید آنها از بمب افکنها شیرجه رو استفاده کردند و تپه ی دوم را ،که مانع حمله آنها شده بود، با هواپیما به مسلسل بستند. این حملات شکافی در خطوط ما ایجاد نکرد پس آنها با تانک هایشان حمله کردند.

    12 دستگاه تانک بین جناح چپ ما و رودخانه حمله کردند و 6 دستگاه به سوی خمیدگی خط ما روی آوردند و 20 دستگاه دیگر به سمت جناح راست ،بین جناح راست گروهان سوم و کوه، حمله کردند.

    گروهی که شامل 20 دستگاه تانک بود به یک گروه 12 تایی ،که به سمت جلو حرکت می کرد، و یک گروه 8 تایی که در اطراف گروهان سوم کار می کردند تقسیم شده بود. حرکت تانکها بسیار کند و محتاطانه بود.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 تیر 1395 07:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4