منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 21 آذر 1395 08:18 ب.ظ نظرات ()

    یکی از دوستان می پرسید که علت جنگ روسیه و آلمان در جنگ جهانی دوم(یا به نوعی حمله ی هیتلر به شوروی سابق) چه بوده است؟خوب پاسخ دادن به این سوال ساده دست کم به اندازه ی چند رساله ی دکترا کار می برد اما من به قسمتی از این سوال ،یعنی یکی از علتهای حمله ی هیتلر به روسیه، می پردازم که کمتر درباره ی آن اظهار نظر شده است.
    همواره در طول تاریخ قدرتهای بزرگ برای در امان ماندن از شر همسایگی کشورهای کوچکی را به عنوان کشور حائل بین خود قرار می داده اند. این کشورهای حائل نقش یک ضربه گیر را بین دو قدرت بازی می کرده اند و سبب می شدند تا اصطکاک ، و در نتیجه رویارویی نظامی، بین قدرتها به حداقل برسد.
    از سوی دیگر هنگامی که چنین کشوری وجود نداشت و یا از میان می رفت دو قدرت همسایه ی هم می شدند و بالاخره پس از چندی ناچار می شدند که در میدان جنگ از خجالت هم در بیایند. نمونه های تاریخی برای اثبات این نظریه زیادند ولی من به چند مورد معدود اشاره می کنم و تحقیق بیشتر را بر عهده ی خودتان می گذارم.
    مورد اول: حکومت لخمی ها در حیره
    پادشاه لخمی ها یک حکومت تحت الحمایه ی دولت ساسانی بود که فرمانروایان آن اعراب بنی لخم بودند و در شهر حیره مستقر بودند. این کشور از اعرابی که در مرزهای ایران و بیزانس مستقر شده بودند و سالها رفت و آمد با این دو امپراطوری بزرگ آنها را تا حدودی متمدن کرده بود ساخته شد تا مرزهای امپراطوری ساسانی را از دست اندازی های گاه و بیگاه اعراب بیابانگرد به دور نگه دارد. از بین رفتن این حکومت توسط خسروپرویز و تعیین یک فرماندار ایرانی سبب شد تا حائل بین اعراب بیابانگرد و امپراطوری ساسانی از بین برود و نتیجه ی این خطای سیاسی خسرو دوم در زمان حکومت ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما) آشکار شد.

    در نقشه حکومت لخمی ها را با رنگ یاسی می توانید ببیند. در کنار آنها غسانی ها هستند که همین نقش لخمی ها را برای امپراطوری بیزانس بازی می کردند.
    مورد دوم: غسانی ها در شام
    غسانی ها در جنوب شام (اردن امروزی) همان نقشی را برای بیزانس بازی می کردند که لخمی ها برای ساسانی ها. بر خلاف اطلاعات اغلب ناقص و غلطی که در کتابهای تاریخی مسلمانان آمده جنگهای زمان پیامبر(ص) نه با روم بلکه با همین غسانی ها(فی المثل سریه ی موته) بوده است. یعنی غسانی ها نقش حائل را در برابر تهاجم اعراب تازه قدرت گرفته در جزیره العرب بازی می کردند. با از میان رفتن این حکومت به دست اعراب مسلمان راه های بیزانس بر مسلمانان گشوده شد و چندی نگذشته بود که بیزانسی ها باید در برابر تهاجم اعراب در حوالی فلات آناتولی از خود دفاع می کردند.
    مورد سوم: قراختائیان در آسیای میانه
    قراختایان پادشاهی قومی از نژاد زرد بود که در آسیای میانه تشکیل شد و در قرن سیزدهم میلادی حائلی بین امپراطوری تازه به قدرت رسیده ی مغول در شرق و امپراطوری خوارزمشاهیان در غرب بود. با تقسیم سرزمین قراختاییان بین چنگیز و محمد خوارزمشاه این دو قدرت همسایه ی هم شدند و بدون داشتن یک حائل چندی بعد کشمکش بین آنها چنان بالاگرفت که چاره ای جز جنگ نداشتند. نتیجه ی جنگ هم که برای دوستان روشن است.

    موقعیت قراختائیان در قرن دوازدهم و سیزدهم
    مورد چهارم: جداشدن افغانستان از ایران
    افغانستان ، یا دست کم قسمتهای غربی آن به مرکزیت هرات، همواره بخشی از خراسان بزرگ به حساب می آمد و قسمتی از خاک ایران محسوب می شده است. پس از پایان جنگهای هفت ساله و سیادت تدریجی امپراطوری بریتانیا بر هندوستان سیاستگذاران بریتانیا که شاهد تاخت و تازهای نادرها و محمودها به هندوستان بودند تصمیم گرفتند که با ایجاد یک کشور حائل بین ایران و هندوستان از تازش های آتی فرمانروایان ایران به هندوستان جلوگیری کنند. سیاستهای استعماری انگلستان در زمان محمد شاه آغاز شد و در زمان ناصرالدین شاه با استفاده از قایقهای توپدار به بار نشست و افغانستان طی معاهده ی پاریس برای همیشه از ایران جدا شد تا به صورت یک سپر دفاعی برای بریتانیا در برابر روسیه و ایران عمل کند.

    نقشه ی ایران قبل از جداشدن افغانستان و قسمتهایی از سیستان و بلوچستان در زمان قاجاریه
    مورد چهارم: لهستان و جنگ جهانی دوم
    قبلا گفتیم که طبق یک موافقتنامه ی محرمانه بین آلمان نازی و روسیه ی استالینی خاک لهستان و کشورهای بالتیک بین این دو قدرت تقسیم شد. آلمان و روسیه پیمان عدم تجاوزی منعقد کردند که خیال آلمان را از تهاجم روسها از سمت شرق راحت می کرد. پس هیتلر توانست با خیال راحت وارد لهستان شود و از طرف دیگر روسیه هم وارد خاک لهستان شد و توانستند این کشور را از میانه بردارند. اما از بین رفتن همین کشور حائل سبب شد تا پس از اینکه هیتلر از حمله به جزیره ی انگلیس ناامید شود پیکان حمله ی خود را به سوی شرق بگرداند و به روسیه حمله کند.
    A photo of a German and a Soviet officer shaking hands at the end of the invasion of Poland
    دست دادن افسر نازی و روسی در خاک لهستان

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 آذر 1395 09:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 28 آبان 1394 07:03 ب.ظ نظرات ()
    یکی از دوستان خواننده از ما خواسته اند که منبع خود را درباره ی اینکه رومیها 3 بار تیسفون را فتح کرده اند معرفی کنید. خوب این هم منبع ما:
    https://en.wikipedia.org/wiki/Roman%E2%80%93Persian_Wars
    اگر به جملات پایین که از منبع فوق برداشته شده اند، دقت کنید می بینید که رومی ها چند بار تیسفون را از دست شاهان ایران درآورده اند و بارها تا دروازه های این شهر پیشروی کرده اند.

    The Emperor Trajan invaded Armenia and Mesopotamia during 114 and 115 and annexed them as Roman provinces. He captured the Parthian capital, Ctesiphon, before sailing downriver to the Persian Gulf

    The following year Avidius Cassius invaded Mesopotamia, winning battles at Dura-Europos and Seleucia and sacking Ctesiphon in 165

    In 195–197, a Roman offensive under the Emperor Septimius Severus led to Rome's acquisition of northern Mesopotamia as far as the areas around Nisibis, Singara and the 2nd sacking of Ctesiphon

    Roman Emperor Gordian III advanced down the Euphrates but was repelled near Ctesiphon at the Battle of Misiche in 244



    The Emperor Carus launched a successful invasion of Persia in 283, sacking the Sassanid capital Ctesiphon for the third time

    his provoked a major offensive in 363 by the Roman Emperor Julian, who advanced down the Euphrates to Ctesiphon.[32] Julian won the Battle of Ctesiphon but was unable to take the Persian capital and retreated along the Tigris

    Continuing south along the Tigris, he sacked Khosrau's great palace at Dastagird and was only prevented from attacking Ctesiphon by the destruction of the bridges on the Nahrawan Canal

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 آبان 1394 07:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه