منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 30 آذر 1393 03:33 ب.ظ نظرات ()


    بزرگترین تهدید برای رنسانس نظامی، خارج از مرزهای اروپا قرار داشت. وسعت امپراطوری عثمانی در طی قرن شانزدهم و تحت حکومت سلطان سلیمان قانونی دوبرابر شد. سواره نظام عثمانی از اتریش تا اسپانیا در حال تاخت و تاز بودند. فواصل زیاد، توسعه عثمانی را محدود کرده بودند اما به هرحال  نهادهای نظامی آنها رو به رکود بود.

    عثمانی در نظامی گری راهی متفاوت از کشورهای غربی را پیمود. سلاطین عثمانی بر کشوری یکپارچه فرمان می راندند. امتناع وی از به رسمیت شناختن دیگر قدرتهای اروپایی به درگیری های دامنه داری بین جهان مسیحیت و اسلام انجامید. ارتش عثمانی بازتابی از تمرکزگرایی سیاسی این کشور بود. تحقیقات معمول از بحثهای تاکتیکی که ارتش اتریش را قبل از نبرد موهاکس (29 آگوست 1526) زمین گیر کرده بود اجتناب می کنند. ترکها از ترکیب یک حمله استراتژیک ،که به صورتی ویرانگر در عمق سرزمین دشمن اجرا می شد، به همراه تاکتیکهای دفاعی استفاده می کردند. ینی چری ،پیاده نظام حرفه ای که از سلاح های پرتابی بهره می برد، هسته اصلی نیروی رزمی ترکها تشکیل می داد. آنها در نبرد  در پشت خطی از گاری ها یا توپخانه ،که به هم زنجیر شده بودند، سنگر می گرفتند. سواره نظام فئودال به صورت هلالی جناحین ینی چری را فرامی گرفتند در حالیکه سواره نظام گارد سلطان به عنوان ذخیره استفاده می شود. نیروهای چریکی مواضع مقدم عثمانی را پوشش می دادند و دشمن را برای یک حمله جبهه ای ترغیب می کردند. زمانی که سازمان رزم دشمن در هنگام تعاقب چریکها یا بر اثر تیراندازی ینی چری ها به هم می ریخت ضد حمله ترکها با استفاده از سواره نظام یا گارد سلطان از جناحین صورت می گرفت. تاکتیک ترکها قدرت دفاعی پیاده نظام و توپخانه را با چابکی و انعطاف پذیری سواره نظام صحرانشین ترکیب می کرد. آنها از نبرد در کوزوو (1389 م) تا نبرد کرستس(1596 م) تغییر اندکی در تاکتیکهایشان دادند. ترکها سلاح گرم را بکار گرفتند اما در ارتش آنها سلاح گرم نه بسیار ضروری بود و نه ترکها آن را به صورت انحصاری در اختیار داشتند. تاکتیکهای آنها در برابر اتریشی ها (که از سلاح گرم استفاده می کردند) در نبرد موهاکس و در برابر ایرانی ها(که از سلاح گرم استفاده نمی کردند) در جنگ چالدران (23 آگوست 1514) کارگر افتاد.

    قدرت مطلق سلطان بر مرگ و زندگی سربازانش و روحیه ای که اسلام در آنها دمیده بود برای ارتشهای دیگر ،که تفرقه بین شان بزرگترین علت موفقیت عثمانی بود، امری غریب بود. ممالک شریک در خیانت [بر علیه سلطان] در نبرد مرسی دابیک (دوم آگوست 1516) در هم شکسته شدند. بیش از نیمی از ارتش اتریش در نبرد موهاکس حاضر شدند در حالیکه اتریشی های مسلمان شده در وین (1529) در کنار سلیمان می جنگیدند. بزرگترین مشکل زمانی روی داد که فرانس ،شاه فرانسه، با چشم و همچشمی توجه شارل پنجم را از دفاع وین منحرف کرد و حوزه مدیترانه را به آشوب کشاند. گالی های عثمانی با خدمه ای زیاد و بدنه ای ضعیف برد کمی داشتند. یک اتحاد با فرانسه به آنها اجازه داد تا زمستان را در بندر مارسی پهلو بگیرند و از آنجا به سواحل اسپانیا و ایتالیا یورش ببرند. این امر زمانی که هابزبورگ در حال محکم کردن مرکز خود در دانوب در دهه 1530 بود سبب شد تا جناحین این امپراطوری تحت حمله واقع شود. اشغال مالتا یک پایگاه دائمی برای حضور ناوگان عثمانی در غرب مدیترانه فراهم کرد. به هرحال، استحکامات جزایر و دفاع جانانه شوالیه های سنت جان ،آخرین باقیمانده های شوالیه های صلیبی، جلوی پیشرفت های عثمانی را گرفتند. در نبرد دریایی لپانتو (هفتم اکتبر 1571) ائتلافی از کشورهای مسیحی به برتری عثمانی در دریا پایان دادند. ناتوانی ترکها از محاصره دریایی توانایی آنها را در تهاجمهای بعدی کاهش داد.

    لپانتو بزرگترین نبرد دریایی بود که پس از نبرد آکسیوم روی داد. این نبرد از نظر تاکتیکی چیز خاصی ندارد و تنها افول قدرت نظامی ترکها را نشان می دهد. مسیحیان از زره های بیشتر، شمشیرهای بلندتر و کمان و نیزه و تفنگهای فتیله ای بهره می گرفتند. 1800 توپ نیروی دریایی متفقین توانست 750 توپ بی کیفیت تر عثمانی را از عرصه خارج کند. ترکها همچنین از واکنش نشان دادن به پیشرفتهایی که در جنگهای زمینی صورت گرفته بود عاجز بودند. ترکیب ینی چری و سواره نظام سبک اسلحه توانست ارتش های متفرق اتریش و مملوک را شکست دهد اما تاکتیک ثابت آنها ضعیف تر از نیزه داران کهنه کاری بود که توسط تفنگهای فتیله ای پشتیبانی می شدند. کارشناسان نظامی دهه 1590 ذکر می کنند که ارتشهای غربی در جستجوی نبرد با عثمانی ها بودند چرا که یک بار ینی چری ها را به عقب رانده بودند. ینی چری بعدها فرسوده تر شد، یک منصب نظامی موروثی، از نظر ینی چری های همیشه درحال تمرد جالبتر بود تا تمرینهای نظامی متحرک مانند  پیاده نظام غربی. مانند دیگر اقتصادهای دستوری، امپراطوری عثمانی به کندی با تغییرات فنی کنار می آمد و فقط اروپاییان مسلمان شده را برای طراحی و استفاده از توپخانه بکار می گرفت.

    تمرکز جغرافیایی و سیاسی توسعه عثمانی را محدود می کرد. گارد شخصی سلطان پایه شکست ناپذیری ترکها بودند و او تنها می توانست در یک جبهه آنها را بکارگیرد. امتیازی که از یک عملیات نظامی گرفته می شد ممکن بود سال دیگر که سلطان به جبهه ای دیگر لشکر می کشید از دست برود. با رشد امپراطوری، سلطان نمی توانست در فصل کوتاه بهار، که مناسب عملیات نظامی بود، تصمیم قاطعی بگیرد. وین به دلیل دوری اش از استانبول نجات پیدا کرد. سلیمان در می 1529 وارد منطقه جنگی شد اما عملیات محاصره تا اکتبر آن سال شروع نشده بود و بیدرنگ پس از بارش اولین برف زمستان به آن خاتمه داده شد. ارتشهای عثمانی نمی توانستند در زمستان بجنگند چرا که اسبها می مردند و ینی چری دست به شورش برمی داشت. سواره نظام برتر آنها به سادگی دشتهای باز اتریش و سوریه را زیر پاگذاشت اما در مناطق کوهستانی سوریه و ارمنستان تلفات سنگینی را متحمل شدند. استحکامات سنگر بندی شده، ترکهای پرتلاش اما ناآگاه به دانش محاصره را به مبارزه می طلبید. رودس به دلیل استفاده از باروت سقوط کرد و فاماگوستا به دلیل خیانت. محاصره یک آزمایش اساسی برای ارتشهای قرن شانزدهم بود چرا که نبرد صف آرایی شده در شرق و غرب به ندرت روی می داد. محاصره بی نتیجه وین و مالتا نشانه اوج قدرت عثمانی بود. مرگ سلیمان به دلیل اسهال خونی در طی محاصره شهر زیگت (آگوست تا سپتامبر 1566) به بزرگترین خطر خارجی برای اروپا به مدت 400 سال پایان داد.


    http://wars-and-history.persiangig.com/map/chalidarn/lepanto-battle.jpg

    نبرد لپانتو از حضور پایدار عثمانی در غرب مدیترانه جلوگیری کرد. این نبرد بزرگترین پیروزی گالی های پارویی در دریا به مدت 2000 سال و همچنین آخرینشان بود.


    http://wars-and-history.persiangig.com/map/chalidarn/chaldiran-battle.jpg

    عثمانی ها از تاکتیکی یکسان در برابر اتریشی ها، ممالیک و ایرانی ها بهره می گرفتند. آنها گاری ها حمل آذوقه را در کنار هم ردیف می کردند و پیاده نظام حرفه ای شان را در پشت آن جای می دادند. پوشش آتش آنها و توپخانه حمله دشمن را در هم می شکست و یک فرصت برای حمله سواره نظام سبک اسلحه ترکها فراهم می کرد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آذر 1393 01:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 28 مرداد 1392 09:03 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم بخش اول

    مدیترانه نقطه ی ثقل کشاکشها

    در اوایل قرن شانزدهم یکی از دزدان دریایی مدیترانه با نام خیرالدین بارباروسا ،به همراه برادرانش، به اردوی عثمانی پیوست و خود و ناوگانش را در اختیار سلطان سلیمان قرار داد.

    در سال 1534 یک ناوگان عثمانی به درخواست فرانسیس اول شروع به حمله به سواحل ایتالیا ،که در اختیار هابزبورگها بود، کرد. دریاسالار فرانسوی ،بارون دو سنت بلانکارد، ناوگانش را به ناوگان بارباروسا در الجزیره ملحق کرد تا با هم به جزیره ی ایبیزا حمله کنند. پس از عدم موفقیت در این حمله آنها به سواحل اسپانیا حمله کردند و با فرارسیدن زمستان به بندر مارسی رفتند. آنها پس از آن به تونس رفتند و پس از فتح تونس دوباره نوک پیکان حمله ی خود را به سمت سواحل ایتالیا بازگرداندند. شارل اول به تازشهای ناگهانی دریایی ترکها پاسخ داد و یک سال بعد توانست تونس را مجددا اشغال کند.


    Barbarossa Hayreddin Pasha.jpg

    خیرالدین الدین بارباروسا

    سنت بلانکارد زمستان 1537-1538 را به همراه ناوگانش در استانبول گذارند. در سپتامبر 1538 بارباروسا در نبرد پروزا یک پیروزی قاطع بر علیه ناوگان شارل بدست آورد.

     در سال 1544 دریاسالار جدید فرانسه ،با نام کاپیتان پولین، با سلیمان قانونی ملاقات کرد. ناوگان مشترک دو کشور در طی حرکت به سمت استانبول به سواحل غربی ایتالیا حمله کردند و 6000 نفر اسیر گرفتند. پولین پس از دیدار با سلیمان به تولون بازگشت.

    تهاجم گاز انبری به ایتالیا

    با وجود عملیات دریایی عملیات زمینی کنار گذاشته نشد. در سال 1533 سلیمان 100هزار دوکاتی به فرانسیس اول داد و فرانسیس توانست با این پول انگلیسی ها و تعدادی از ایالات آلمان را برعلیه شارل پنجم متحدکند.

    در سال 1535 و در طی مذاکرات بین سفیر فرانسه در قسطنطنیه ،ژان دولا فوره، با وزیر قدرتمند سلطان سلیمان ،ابراهیم پاشا، قرار شد که عثمانی و فرانسه به صورت همزمان وارد خاک ایتالیا شوند و به سلطه ی هابزبورگها در این کشور خاتمه دهند. طبق نقشه قرار بود تا فرانسه نیروهای خود را از سمت لمباری و عثمانی از سمت ناپل وارد ایتالیا کنند.

    در سال 1536 فرانسیس با حمله به ساووآ جنگ را آغاز کرد. ناوگان مشترک ترک-فرانسه در مارسی لنگر انداخته بود و جنوا را تهدید می کرد. فرانسیس در آوریل همان سال به میلان و جنوا رسید و خیرالدین بارباروسا به بنادر هابزبورگ در اطراف ایتالیا حمله می کرد. فرانسیس در نهایت توانست تا ریولی در خاک ایتالیا پیشروی کند.

    یک سال بعد بارباروسا در حال حمله به جنوب ایتالیا ،ناپل، بود و فرانسیس اول با سربازانش در شمال این کشور به سر می برد. سلیمان ارتش 300 هزار نفری خود را وارد آلبانی کرد تا آنها را از طریق دریا وارد خاک ایتالیا کند. در نهایت ضعف برنامه ریزی طرفین از الحاق دو ارتش جلوگیری کرد و فرانسیس به جای ایتالیا به سمت هلند(ایالتهایی که در دست هابزبورگ بود) لشکر کشید. سلیمان هم از جنوب ایتالیا خارج شد.

    شارل پنجم در نهایت بین منگنه ی ترکها و فرانسوی ها ناچار شد با فرانسیس اول صلح کند. دو قدرت برتر اروپا در سال 1538 قرارداد متارکه ی جنگ نیس را امضا کردند و قرار شد تا فرانسیس اول به شارل کمک کند تا اتریشی ها بتوانند ترکها را از مجارستان بیرون کنند. با این وجود شارل به دلیل عملیات نظامی در آلمان نتوانست قوای زیادی بر علیه سلیمان بسیج کند.

    به هرحال صلح فرانسیس با هابزبورگها چندان پایدار نبود و او در سال 1542 باز هم در برابر شارل قرار گرفت و اتحاد فرانسه با عثمانی احیا شد. در این زمان هنری هشتم ،پادشاه انگلیس، وارد اتحاد با شارل شده بود. صحنه ی جنگ عبارت بود از فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک و کوشش در جهت حمله به اسپانیا و انگلیس. اینبار، سرزمین بلژیک مورد حمله ی فرانسیس قرار گرفته بود. سلیمان قانونی در این معرکه تحت تأثیر وزیرش سلیمان پاشا از ارسال سپاهی به کمک فرانسوی ها سرباز زد اما در عوض قول داد که در سال بعد سپاهی بزرگتر روانه کند. عدم همراهی سلیمان سبب شد تا فرانسیس دست از محاصره ی پرپیگنان بردارد.

    در سال 1443 سپاه مشترک فرانسه ،به فرماندهی فرانسیس بوربون، و عثمانی ،به فرماندهی خیرالدین بارباروسا، در مارسی گرد هم آمدند و مشترکا به شهر نیس حمله کردند.

    پس از پایان محاصره ی نیس، بارباروسا زمستان را در بندر فرانسوی تولون گذراند تا تهدید سواحل اسپانیا و ایتالیا ادامه پیداکند. در طی این مدت کلیسای جامع شهر به مسجد تبدیل شد تا سپاهیان ترک بتوانند نمازهای پنج گانه شان را به صورت جماعت بخوانند.

    ترکها با استفاده از تأسیسات بندری تولون توانستند به حملات خود به بنادر تحت حاکمیت هابزبورگها ادامه دهند و یکبار هم ناوگان مشترک ایتالیا-اسپانیا را شکست دادند. ناوگان عثمانی در بهار 1544 تولون را ترک کرد.



    انتهای قسمت دوم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه