منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 22 مرداد 1394 09:07 ب.ظ نظرات ()


    Sherman firefly bovington 2014.JPG

     


    پیش زمینه

    ایده ی نصب توپ 17 پوندی بر روی تانک شرمن در ابتدا توسط وزارت پشتیبانی رد شد. اگرچه ارتش بریتانیا به صورت گسترده ای از تانکهای شرمن استفاده می کرد اما عقیده بر این بود که تانک بومی بعدی جای شرمن را خواهد گرفت. ابتدا تانک کرامول وارد عرصه شد که توپ 75 میلیمتری آن از توپهای 75 میلیتری و 76 میلیمتری آمریکایی نصب شده بر روی شرمن قوی تر بود. تانک بعدی تانک چالنجر آ-30 بود که بر اساس شاسی کرامول ساخته شد و توپ قوی تر 17 پوندی بر روی آن نصب شد. این تانکها ، و تانکهای بعدی مثل کامت و سنچورین باید جایگزین شرمن می شدند و از همین روی نیازی به نصب توپ 17 پوندی بر روی شرمن دیده نمی شد.

    باوجود این، چند تلاش غیر رسمی برای بهینه سازی شرمن توسط توپ 17 پوندی صورت گرفت. اولین تلاش توسط سرگرد جرج برایثی در اوایل سال 1943 انجام شد. با اینکه چالنجر در حال آزمایش شدن بود برایثی اعتقاد داشت که شرمن تانک مناسب تری برای نصب این توپ است. به هرحال برجک کوچک شرمن مانع تلاشهای او شد چرا که سیستم عقب نشینی توپ خیلی بزرگ بود. او در یک تلاش ناامیدانه سیستم عقب نشینی توپ را حذف کرد و آن را در برجک جای داد ولی ضربه ی ناشی از عقب نشینی تمام تانک را به لرزه در می آورد و عملا تانک بلااستفاده شد.

    در میانه ی همان سال سرهنگ دوم ویتریج با تجربه ی جنگ در شمال آفریقا از راه رسید. او که شاهد نبرد نابرابر تانکهای بریتانیایی و آلمانی بود در نبرد غزاله در اثر انفجار تانکش زخمی شد و برای خدمت در خط مقدم نامناسب تشخیص داده شد. ویتریج را به مدت 6 ماه به عنوان مستشار به فورت ناکس آمریکا فرستادند. پس از بازگشت به بریتانیا او به مخالفین چالنجر پیوست و وقتی که فهمید برایثی برای بهینه سازی شرمن تلاش کرده است به یاری او شتافت تا مشکل عقب نشینی توپ را حل کند.

    هنوز چندی نگذشته بود که دفتر طراحی تانک برای آن دو اخطاریه ای فرستاد که به تلاشهایشان خاتمه بدهند. ویتریج از ارتباطاتی که در وزارت دفاع داشت استفاده کرد تا این پروژه را به صورت رسمی ادامه بدهد.

    طراحی

    فایرفلای لشکر هفتم زرهی در هامبورگ 4می 1945

    همزمان یکی از مهندسین شرکت ویکرز به نام کیلبورن نیز بر روی طرح ارتقای شرمن کار می کرد. لوله ی توپ 17 پوندی در زمان شلیک در حدود یک متر عقب نشینی می کرد تا بتواند ضربه ی ناشی از شلیک گلوله را دفع کند. او به جای بهبود دادن سیستم عقب نشینی توپ یکی سیستم عقب نشینی کاملا جدید برای آن طراحی کرد. سیلندرهای سیستم عقب نشینی کوتاهتر در نظر گرفته شد تا بتوان آن را در برجک شرمن نصب کرد. این سیلندرها در دو طرف توپ نصب می شدند تا از برجک عریض شرمن بهترین استفاده را بتوان کرد.

    کولاس توپ نیز 90 درجه چرخید تا گلوله گذاری آن به جای بالا از سمت چپ صورت بگیرد. بیسیم نصب شده در عقب برجک نیز برداشته شد و در پشت برجک در یک جبعه ی فلزی نصب شد.

    اولین مشکلی که کیلبورن با آن روبرو شد گهواره ی توپ بود که باید کوتاه می شد تا توپ در برجک شرمن جاشود و به همین دلیل پایداری توپ از دست می رفت. کیلبورن لوله ی جدیدی برای توپ طراحی کرد که در قسمت ابتدای لوله باریک تر بود و مشکل پایداری آن حل می شد.

    مانتلت جدیدی برای نصب توپ جدید طراحی شد تا گهواره ی دوباره طراحی شده بتواند در آن نصب شود. بهینه سازیها بر روی توپ 17 پوندی به قدری زیاد شد که باید نمونه ی جدیدی از این توپ در کارخانه ساخته می شد.

    کیلبورن مشکلات دیگری نیز در پیش رو داشت. در تانکهای شرمن یک دریچه برای ورود و خروج خدمه در بالای برجک نصب شده بود. اکنون با نصب توپ 17 پوندی گلوله گذار فضای کافی برای فرار از تانک در اختیار نداشت. در نتیجه یک دریچه ی جدید در بالای سر توپچی ایجاد شد. آخرین تغییر کم کردن فضای توپچی به منظور جای دادن گلوله های بیشتر بود. تانک جدید فایرفلای ،کرم شبتاب، نام گرفت. این نام رسمی تانک نبود بلکه به خاطر آتش دهانه ی توپ به آن داده شد. البته این تانک نامهای مستعار دیگری هم داشت اما با همین نام فایرفلای جاودانه شد. فایرفلای از نظر زره و یا تحرک امتیازی بر شرمنهای معمولی نداشت.

    در اکتبر و نوامبر 1943 شور و شوق طرفداران طرح جدید افزایش یافت. گروه ارتش بیست و یکم از تولید تانک جدید آگاه شد. حتی قبل از نهایی شدن آزمایشهای فایرفلای در فوریه 1944 تعداد 2100 دستگاه فایرفلای سفارش داده شد. تأخیر در طرح چالنجر و این واقعیت که برجک کرامول مناسب برای نصب توپ 75 میلیمتری نیست سبب شد تا فایرفلای تنها گزینه ی منطقی نیروهای زرهی بریتانیا باشد. پیگیری پیشرفت پروژه ی فایرفلای به یکی از اولویتهای شخص چرچیل تبدیل شد.

    تسلیحات

    بارگذاری گلوله های توپ 17 پوندی در فایرفلای

    سلاح اصلی تانک فایر فلای یک قبضه توپ 17 پوندی با سرعت دهانه ی بالا بود که مخصوصا برای شکار تانک طراحی شده بود و قوی ترین توپ زرداخانه ی بریتانیا و یکی از قوی ترین توپهای آن زمان بود. قدرت نفوذ این توپ حتی از توپ معروف 88 میلیمتری نصب شده بر روی تایگرهای آلمانی بیشتر بود. گلوله ی شلیک شده توسط توپ 17 پوندی می توانست از فاصله ی 500 متری در 140 میلیمتر فولاد نفوذ کند و از فاصله ی 1000 متری 131 میلیمتر فولاد را با زاویه ی 30 درجه از هم بدرد. با استفاده از گلوله های کفشک دار ضد زره فایرفلای می توانست در فاصله ی 500 متری 209 میلیمتر و در فاصله ی 1000 متری 192 میلیمتر فولاد را با زاویه ی 30 درجه در هم بشکند. از نظر تئوری فایرفلای می توانست بر هر تانک آلمانی چیره شود. البته در عمل گلوله های کفشک دار آن زمان کمیاب بودند و در ضمن دقت زیادی هم نداشتند. قدرت نفوذ آنها در واقعیت 50 میلیمتر کمتر از گلوله های ضد زره معمولی شلیک شده توسط توپهای 76.2 میلیمتری بود.

    اگرچه در زمینه ی نبردهای زرهی فایرفلای از شرمن های معمولی سرتر بود اما در زمینه ی مبارزه با اهداف نرم مانند پیاده نظام، ساختمانها و خودروها گلوله ی مناسبی نداشت. با درگیر شدن در خاک اروپا متفقین متوجه شدند که بیشتر از اینکه با تانکهای سنگین آلمانی روبرو شوند بیشتر با چنین اهدافی درگیر هستند. به همین دلیل واحدهای زرهی متفقین از اینکه به صورت یکدست تمام تانکهایشان را با فایرفلای عوض کنند امتناع کردند. مشکل دیگر فایرفلای حجم زیاد دود و گرد و خاک ناشی از شلیک بود که دیدن نتیجه ی شلیک را برای توپچی سخت می کرد و او ناچار بود که برای تصحیح هدفگیری به فرمانده ی تانک تکیه کند. گرد و خاک پس از شلیک آنقدر بود که تانک با چند شلیک مجبور بود جابجا شود تا خدمه ی آن بتوانند چیزی ببینند. عقب نشینی و آتش دهانه ی توپ سبب تکان خوردن شدید خدمه و کوری موقت آنها می شد. این امر در تمام تانکهایی که به توپهایی با سرعت دهانه ی بالا مسلح شده بودند دیده می شد و پانترها و تایگرهای آلمانی هم همین اشکال را داشتند. برجک تنگ شرمن بارگذاری توپ 17 پوندی را مشکل کرده بود و در نتیجه نرخ آتش فایرفلای از شرمنهای معمولی کمتر بود. چون فایرفلای یک راه حل موقت به حساب می آمد این مشکل را بر طرف نکردند و منتظر ورود به خدمت تانک جدید شدند.

    سلاح دوم فایرفلای یک قبضه مسلسل هم محور با توپ اصلی با کالیبر 0.30 اینچ بود. مسلسل داخل بدنه برای افزایش فضای گلوله های توپ برداشته شد. یک قبضه مسلسل کالیبر 50 هم در بالای برجک نصب شده بود که معمولا توسط خدمه برداشته می شد چرا که دید فرمانده را مختل می کرد.

    فایرفلای به همراه راکت اندازهایی که در کنار برجک آن نصب شده اند.

    در سال 1945 تعدادی از شرمنها به راکت اندازهای 3 اینچی در دو طرف برجک مجهز شدند. بعضی از این تانکها فایرفلای و تعدادی هم شرمن معمولی بودند. این راکتها چندان دقیق نبودند اما در صورت اصابت به هدف مؤثر بودند.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 19 مرداد 1394 05:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 25 خرداد 1394 08:00 ب.ظ نظرات ()







    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 4 فروردین 1394 04:03 ق.ظ نظرات ()

    نخستین مقاومت واقعی نیروهای جنوبی را نیروهای جناح راست هاوارد در نبرد گریسوولدویل و در 22 نوامبر احساس کردند .

    سواره نظام ویلر به نیروهای کلپاتریک حمله کرده  ، سه نفر از آن ها را کشتند و 18 نفر را اسیر کردند . تیپ پیاده سرتیپ  چارلز . سی . والکوت  برای استوار کردن بیشتر  وضعیت دفاعی شمالی ها وارد میدان شد . میلیشیاهای جورجیایی حملات ناشیانه ای را به مدت چند ساعت صورت دادند که نتیجه ای فاجعه بار داشت : در برابر تلفات 100 نفری شمالی ها ، آن ها متحمل تلفاتی 1100 نفره و از جمله 500 نفر اسیر شدند .

    در همان زمان جناح چپ سلوکوم به میلدگویل رسید و موجب شد فرماندار ژوزف براون و سایر اعضای دولتی فرار کنند . روز بعد شهر به تصرف سلوکوم و نیروهایش درآمد و بازگشت جورجیا به اتحادیه اعلام شد .

    درگیری های کوچک دیگری هم در ادامه رخ داد . سواران ویلر و چند واحد پیاده در روزهای 24 و 25 نوامبر در منطقه بالز فری از پشت به شمالی ها حمله کردند . در حالی که جناح هاوارد در بالز بلاف متوقف شده بود هنگ سواره یکم آلاباما به نیروهای جنوبی حمله کرد  . در طول شب مهندسان ارتش اتحادیه پلی روی رودخانه اوکونی احداث کردند و 200 سرباز از این راه  یک حمله جناحی به مواضع نیروهای کنفدراسیون صورت دادند . نیروهای ویلر در 25 و 26 نوامبر به گارد پیشرو سلوکوم در ساندرزویل یورش بردند .

    به کلپاتریک فرمان داده شد پیش از نابود کردن پل راه آهن بریرکریک به سمت آگوستا پیش روی کند و اردوگاه اسیران جنگی لاوتون را در میلن آزاد کند .کلپاتریک از خط دفاعی ویلر در نزدیک بریرکریک گذشت ، اما در شب 26 نوامبر ویلر حمله ای ترتیب داد که واحدهای هشتم سواره ایندیانا و دوم سواره کنتاکی را از اردوگاه هایشان در سیلوان گروو عقب راند . کلپاتریک ناچار شد نقشه اش برای انهدام پل روخانه رها کند و در لوئیزویل به بقیه نیروها بپیوندد .

    در نبرد باک هدکریک  در 28 نوامبر  جنوبی ها کلپاتریک را غافلگیر کردند و چیزی نمانده بود او را به اسارت درآورند . تنها کمک سواره نظام پنجم اوهایو بود که نیروهای ویلر را متوقف کرد . پیشروی ویلر کمی بعد به طور قاطعانه ای توسط نیروهای اتحادیه در مزرعه رینولد متوقف شد . سرانجام در 4 دسامبر سواران کلپاتریک  قوای ویلر را در نبرد واینسبورو به طور کامل مضمحل کردند .

    نیروهای کمکی اتحادیه از مکانی نامعلوم خود را به عملیات رساندند . سرلشکر جان . جی . فاستر 5500 سرباز و 10 قبضه توپ را به فرماندهی سرتیپ جان . پی . هچ از هیلتون هد اعزام کرد تا با امن کردن مسیر راه آهن چارلستون و ساوانا به رسیدن شرمن به ساوانا کمک کند .  هچ در نبرد تپه عسل در 30 نوامبر  طی درگیری شدیدی با قوای 1500 نفره میلیشیایی جی . دبلیو . اسمیت  در 3 مایلی جنوب ایستگاه گراهامویل ( واقع در کارولینای جنوبی ) ناچار به عقب نشینی شد . قوای هچ با تحمل تلفاتی 650 نفره در برابر تلفات 50 نفره میلیشیای اسمیت شکست سختی خورد .

    ارتش های شرمن در 10 دسامبر به حومه ساوانا رسیدند اما با 10 هزار سرباز کنفدراسیونی سپهبد هاردی که در مواضعی مستحکم سنگر گرفته بودند مواجه شدند . هاردی با آب بستن به مزارع برنج اطراف شهر تنها گذرگاه های باریکی را برای رسیدن به شهر باز گذاشته بود . نقشه شرمن برای ارتباط با نیروی دریایی اتحادیه اکنون با شکست مواجه شده بود . برای برقراری ارتباط با نیروی دریایی و دریافت تدارکات ، سوارانی برای تسخیر دژ مک آلیستر که مامور محافظت از مسیر رودخانه اوگیچی بود اعزام شدند . در 13 دسامبر لشکر تحت فرمان ویلیام . بی . هیزن از جناح هاوارد ظرف 15 دقیقه و طی نبرد دژ مک آلیستر این استحکامات را به کنترل خود درآورد . بخش اعظم تلفات 134 نفره اتحادیه در این نبرد ناشی از مین های زمینی ابتدایی بود که در طول جنگ به ندرت به کار رفتند و بر خود نام ( اژدر ) گرفته بودند .

    اکنون شرمن می توانست از ناوگان تحت فرمان دریاسالار  جان . ای . دالگرن تدارکات و توپخانه ویژه محاصره دریافت کند . در 17 دسامبر شرمن برای هاردی پیغامی فرستاد :

    (( من اکنون توپ هایی دریافت کرده ام که می تواند با شلیک تا قلب شهر شما آن را کاملا تخریب کند و کنترل همه راه های منتهی به پادگان ساوانا را هم در دست دارم . من خواهان تسلیم شهر و استحکامات آن هستم و برای دریافت پاسخ شما صبر    می کنم . و اگر پاسخ مناسب ندهید آتش باری سنگین آغاز خواهد شد . اگر تسلیم شوید شرایط عادلانه ای برای تسلیم شهر و پادگان در انتظارتان است ، در غیر این صورت گرسنگی دادن و آتش باری و شرایط سخت در کار خواهد بود . انتقام سختی در انتظار ساوانا و دیگر شهرهایی که کشورمان را وارد جنگ داخلی کرده اند  خواهد بود )) .

    هاردی تصمیم گرفت به جای تسلیم شدن فرار کند . در 20 دسامبر هاردی و سربازانش  با ایجاد یک پل موقت از رودخانه ساوانا گذشتند . روز بعد ریچارد دنیس آرنولد ، فرماندار ساوانا به همراه هیئتی از زنان و مردان برجسته شهر به ژنرال گیری خبر دادند در صورت تضمین امنیت جانی و مالی ساکنان ، شهر بدون مقاومت تسلیم خواهد شد . گیری به شرمن تلگراف زد و شرمن نیز شرایط را پذیرفت . قوای اتحادیه همان روز وارد شهر شد .


    سربازان شرمن در حال تخریب راه آهن در آتلانتا

    آخرین ویرایش: شنبه 8 فروردین 1394 09:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 دی 1393 11:36 ق.ظ نظرات ()

    QF-17-pounder-batey-haosef-1.jpg

    رضاکیانی موحد

    آتشبار سریع 17 پوندی (توپ 17 پوندی) یک توپ با کالیبر 76.2 میلیمتر بود که توسط بریتانیا و در طول جنگ جهانی دوم ساخته شد. این توپ در اصل به عنوان یک توپ ضد تانک ساخته شد اما پس از چندی بر روی تعداد زیادی از ادوات زرهی ساخت این کشور نصب گردید. توپ 17 پوندی مؤثرترین توپ ضد تانک متنفقین در طی جنگ جهانی دوم بود. این توپ با استفاده از مهمات APDS می توانست در زره تمام تانکهای ساخت آلمان نفوذ کند. همچنین این توپ برای بهینه سازی بسیاری از تانکهای غیر انگلیسی ،به ویژه تانکهای شرمنی که آمریکا در اختیار این کشور قرار داده بود، بکار برده شد. حاصل این برنامه بهینه سازی تانک شرمن فایرفلای بود که می توانست در برابر رقبای آلمانی خود به راحتی سربلند کند.

    تاریخچه

    قبل از اینکه توپ 6 پوندی وارد خدمت شود بریتانیایی ها پیش بینی کرده بودند که این توپ با افزایش زره تانکهای آلمانی به زودی منسوخ خواهد شد. در اواخر سال 1940 برنامه طراحی توپی برای جایگزینی توپ 6 پوندی آغازشد. در انتهای سال بعد این توپ تقریبا کامل شده بود. یک خط تولید آزمایشی در بهار آن سال به راه افتاد و اولین سری 100 تایی توپهای 17 پوندی با ظاهر شدن تانکهای آلمانی تایگر در شمال آفریقا به این جبهه فرستاده شدند. در فرستادن این توپها به قدری شتاب وجود داشت که مسئولان منتظر اتمام طراحی شاسی آن نشدند و توپهای ساخته شده را بر روی شاسی هویتزرهای 25 پوندی نصب کردند. این توپها اولین بار در فوریه 1943 در نبرد بکارگرفته شدند. تولید کامل توپ 17 پوندی در سال 1943 آغازشد و  در جبهه ایتالیا بکارگرفته شدند.

    توپ 17 پوندی تمام توپهای ضدتانک قبلی متفقین را از رده خارج کرد و بلافاصله برنامه نصب آن بر روی تانکهای بریتانیایی آغازشد. به هرحال، تنها تعداد محدودی از تانکهای آن زمان توانایی حمل چنین توپ بزرگی بر روی برجکهای خود را داشتند.

    در نهایت، بریتانیایی ها پس از امتحان کردن چند تانک مختلف نتوانستند در میان تانک های خود تانک مناسبی برای نصب توپ 17 پوندی پیدا کنند و نصب آن را بر روی شرمنهای آمریکایی آغازکردند. این شرمنها در روز تهاجم متفقین به نرماندی وارد کارزار شدند. در حدود نیمی از شرمنهایی که انگلیسی ها در دست داشتند به شرمن فایرفلای ارتقا یافتند.

    فایر فلای

    بریتانیایی ها همچنین تعدادی از شکارچی تانکهای ام-10 آمریکایی خود را نیز به توپ 17 پوندی مجهز کردند و آن را آشیل نام نهادند.

    توپ 17 پوندی پس از پایان جنگ جهانی دوم در جنگ کره هم بکارگرفته شد. این توپ به عنوان توپ تانک با توپ 20 پوندی و به عنوان توپ ضد تانک با توپ بدون خان 120 میلیمتری BAT جایگزین شد.

    مهمات

    توپ 17 پوندی از دو نوع مهمات ضدتانک استفاده می کرد. اول مهمات ضدزره APCBC که می توانست در صورت شلیک از فاصله 457 متری در زرهی به قطر 140 میلیمتر نفوذکند. دوم مهمات ضدزره APDS که می توانست از همان فاصله در زرهی به ضخامت 208 میلیمتر نفوذ کند و حتی می توانست زره کینگ تایگر را هم در هم بشکند. به هرحال این مهمات دقت کمتری نسبت به گلوله های APCBC داشت و به همین دلیل گلوله APCBC به مهمات استاندارد این توپ تبدیل شد.

    توپ ضد تانک 17 پوندی

    مشخصات

    وزن

    3تن

    طول لوله

    4.191 متر

    کالیبر

    76.2 میلیمتر

    ارتفاع

    6- تا 16.5+ درجه

    سمت

    60 درجه

    سرعت دهانه

    880 متر بر ثانیه بر مهمات با قدرت انفجاری بالا

    1200 متر بر ثانیه برای مهمات APDS

     

    آخرین ویرایش: شنبه 20 دی 1393 11:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 14 دی 1390 01:43 ق.ظ نظرات ()

    آمریکایی ها بهترین تانک جنگ جهانی دوم را نساختند. خدمه شرمن این تانک را نسبت به تانکهای آلمانی غیرقابل اعتماد و درجه دو می دانستند. آمریکا این نقص را با تولید زیاد و توجه به جزئیاتی که دیگران از آنها غفلت کرده بودند جبران کرد. در حقیقت، آمریکا بیش از هر کشور دیگری در جنگ جهانی دوم تانک ساخت. مسائلی چون استاندارد سازی، تعمیرات آسان،  قابلیت اعتماد مکانیکی و آسایش خدمه برای دیگر متفقین خارج از دسترس یا به کلی بیگانه بود. بریتانیا هیچگاه تانکی که از نظر فنی قابل اعتماد باشد نساخت و روسها به آسایش خدمه تانکهایشان توجه نداشتند. اما پرداختن به این جزئیات به آمریکا اجازه داد تا نقشی اساسی در نابودی قوای محور بازی کند.

    بعضی ارقام

    در سال 1940 تنها 464 دستگاه تانک در سرزمین آمریکا وجود داشت و تولید آن سال به 330 دستگاه رسید. 2 سال بعد آمریکا 24997 دستگاه تانک تولید کرده بود. یعنی کارخانجات آمریکا در عرض یکسال به اندازه تمام تولیدات آلمان هیتلری در تمامی دوران جنگ توسط تانک ساختند. در مجموع 130000 دستگاه تانک و خودرو زرهی در طول جنگ توسط آمریکایی ها ساخته شد. این رقم آمریکایی ها را بالاتر از روسها(با 100000 دستگاه) و خیلی دورتر از بریتانیایی ها (با25000 دستگاه) و آلمانها (با 24000 دستگاه) قرار می داد. شرمن با تولید تقریبا 50000 دستگاه  پرتعدادترین تانک ساخته شده در طول جنگ جهانی دوم بود.

    برای رسیدن به پیروزی فقط کافی بود که آمریکا تمام نیروهایش را به این ادوات مجهز کند و به پیش براند. آمریکا همچنین تعداد زیادی تانک به کشورهایی  روسیه، بریتانیا، فرانسه، استرالیا و چین واگذارکرد.

    تانک ها

    اگرچه آمریکا در جنگ جهانی اول در طرف برنده قرار داشت اما پس از پایان جنگ اول آنها خودشان را چنان خلع سلاح کردند که تنها می توان آن را با خلع سلاح آلمان پس از پیمان ورسای مقایسه کرد. در سال 1920، قانونی از کنگره گذشت که زرهی را تحت کنترل پیاده نظام قرار می داد و بدین سان بودجه لازم برای تهیه واحدهای زرهی در سالهای بعد قطع شد. پیاده نظام تنها تامین هزینه تولید 2 دستگاه تانک در طول سال را برگردن گرفت! پس از سال 1932 و با دفاع مک آرتور از زرهی ورق برگشت.  ژنرال مک آرتور -که در آن زمان رئیس ستاد نیروی زمینی بود- به سواره نظام اجازه داد که اسبهایش را با تانک عوض کند و برای ساخت تانکهای سبک جدید انگیزه ایجادکرد. پس از آن 7 سال طول کشید تا خط تولید تانکهای متوسط در آمریکا به راه افتد. در سال 1940 و هنگامی که تانکهای آلمانی چند نبرد را به پیروزی رسانیده بودند، آمریکایی ها تازه به یاد تجدید سلاح افتادند. آنها در سال 1941بدون داشتن هیچگونه سابقه تولید تانکهای متوسط، نمونه هایشان را هرچه سریعتر تکیمل کردند و آنها را در اختیار متحد غیررسمی خود در اروپا -بریتانیا- قراردادند.

    تانکهای سنگین نیز قسمتی از برنامه تجدید سلاح آمریکا بود. ملاحظات منطقی و کیفیت پایین تانکهای آمریکایی سبب شد که در سپتامبر 1942 برنامه تولید آنها متوقف شود. 2 ماه بعد اولین تانک تایگر آلمانی از خط تولید خارج شد. این وضعیت تا سال 1945 -که اولین تانک سنگین آمریکایی به جبهه رسید- ادامه داشتد. بدون شک این تانکها زمانی به خط مقدم رسیدند که برنده جنگ از قبل معلوم شده بود.

    ام4 آ1 در گینه جدید در حین عملیات

    طبقه بندی

    شناسایی تانکهای گوناگون آمریکایی بسیار مشکل است چرا که سیمای ظاهری آنها وجه تمایز نمونه ها از همدیگر نبود. نمونه های ویژه به وسیله خوراندن قطعات تانکهای گوناگون به یکدیگر ساخته می شدند.

    از این دیدگاه، شرمن مشکل سازترین است. ده ها زیرگروه از شرمن وجود دارد که هر نمونه برای یک کارویژه طراحی شده و چند زیرگروه فرعی تر را دربر گرفت.

    استانداردسازی تقریبا یکی از کمترین نگرانی های آمریکایی ها بود. اگرچه آمریکایی ها صدها پیش نمونه مختلف ساخته بوند تنها چند نمونه اصلی بودند که استاندارد شده بودند. در حالیکه کوهی از لوازم یدکی در کارخانه ها بر روی هم انباشته می شدند عدم استانداردسازی سبب شد که تهیه لوازم یدکی تانکها برای مسئولان پشتیبانی واحدها به امری سرگیجه آور مبدل شود. آمریکایی ها تانکهایشان را به 3 دسته سبک، متوسط و سنگین تقسیم کرده بودند. در هر دسته اسم تانک پیش نمونه با حرف "تی" و یک عدد مشخص می شد. هر نمونه فرعی با اسم تانک به علاوه یک حرف "ئی" و یک عدد دیگر مشخص می شد. هنگامی که یک نمونه تانک استاندارد می شد و برای تولید انبوه مناسب تشخیص داده می شد حرف "تی" به "ام" و حرف "ئی" به "آ" تبدیل می شد. پس تانک شرمن برای آمریکایی ها تانک متوسط ام-4 است و نمونه های گوناگون شرمن با نامهای ام-4آ1 ، ام-4آ2 و ... شناخته می شدند. بریتانیایی ها برای هر نمونه ای که به دستشان می رسید یک اسم مستعار انتخاب می کردند. نامهایی چون لی، گرانت، شرمن، استوارت نامهایی بود که بریتانیایی ها با الهام از نام ژنرالهای بزرگ آمریکایی برگزیدند. آمریکایی ها نیز پس از جنگ این روش نامگذاری را به کارگرفتند.


    آخرین ویرایش: جمعه 16 دی 1390 02:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 23 فروردین 1390 01:53 ب.ظ نظرات ()

    دوازدهم آوریل امسال ۱۵۰ اُمین سالگرد آغاز جنگ داخلی آمریکا است جنگی که تقریباً آمریکا را به مرز نابودی کشاند. طی این جنگ یازده ایالت جنوبی آمریکا از اتحادیه شمال جدا شدند و ائتلاف یا کنفدراسیون ایالت های جنوبی را با هدف حفظ یک نظام اقتصادی که بر اساس کشاورزی و برده داری بنا شده بود، تشکیل دادند.

    در روز ۱۲ آوریل ۱۸۶۱ نیروهای ائتلاف جنوب با آتش گشودن بر روی نیروهای اتحادیه شمال در شهر فورت سامتِر جنگ داخلی آمریکا را آغاز کردند. چهار سال بعد نیروهای ائتلاف جنوب تسلیم شدند. شمار قربانیان جنگ داخلی آمریکا حدود ۶۲۰ هزار نفر بود یعنی دو درصد از کل جمعیت کشور بود.

    صدای امریکا


    ایا تا به حال بخش جنگ موزیک ما را مشاهده کرده اید؟  برای دیدن ان در سمت راست وبلاگ درقسمت صفحات جانبی  جنگ موزیک را گوش فرا دهید!

    جنگ داخلی آمریکا جنگ بین ایالت‌های شمالی به رهبری آبراهام لینکلن از حزب جمهوری‌خواه و یازده ایالت جنوبی تحت فرمانروایی رئیس‌جمهور جفرسون دیویس که در ایالات متحده آمریکا رخ داد.

    سال 1861، آمریكا با انتخاب رئیس جمهور جمهوریخواه خود كه از نیمه شمالی كشور برخاست دچار تنش شده بود. آبراهام لینكلن هیزم شكن سابق و حقوقدان عضو حزب جمهوریخواه ( تاسیس 1855) در حالی با 40 درصد كل آرای اخذ شده به ریاست جمهوری رسید كه رقبای وی هر كدام با 30 درصد كل آرا نتوانستند بر وی غلبه كنند. رقیبان لینكلن كه هر دو عضو حزب دموكرات بودند بنا بر اختلافات درون حزبی نتوانستند به جمع آرا برسند و موقعیت مستحكم چند دهه ای خود را به حزب جمهوریخواه كه بیشتر طرفداران آن در شمال بودند، دادند.
    چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰ سپتامبر ۱۸۶۰، کارولینای جنوبی با رأی مجلس قانونگذاری خود، خروج از جرگه ایالات متحده را اعلام کرد. بلافاصله پس از مراسم سوگند لینکلن در ۴ مارس ،۱۸۶۱ ایالات متحده تجزیه شد. در این روز ایالت‌های کارولینای جنوبی، جورجیا، فلوریدا، می‌سی‌سی‌پی ، لوئیزیانا و تگزاس کنفدراسیون کشورهای آمریکا را تشکیل دادند. اندک زمانی بعد، آرکانزاس ، کارولینای شمالی ، ویرجینیا و تنسی نیز به ایالت‌های شورشی پیوستند و تعداد ایالت‌های تجزیه طلب به ۱۱ ایالت رسید. در این کشمکش، یازده ایالت جنوبی به ایالت‌های برده مشهور شده بودند، چرا که در این مناطق برده‌داری هنوز رواج داشت و برعکس ایالت‌های شمالی ممنوع نشده بود.
    آمریكا به دو قسمت شمال و جنوب تقسیم شده بود، ایالات شمالی با جمعیتی بالغ بر 22 میلیون نفر، گروهی صنعتگر و روشنفكر بودند كه با تجارت، بازرگانی و بانكداری امور خود را می گذرانیدند. در این منطقه از آمریكا به دلیل سرمای هوا و كمی زمین های كشاورزی، نه بردگان قدرت زندگی داشتند و نه زمینی بود تا بر روی آن كار كنند. نظام حاكم بر این قسمت نظامی كاملاسرمایه دار بود. در این نظام كارگر و كارفرما بر طبق قراردادی در قبال هم مسئولیت هایی قبول می كردند. كارگر بدون اجبار و با اختیار خود بر سر كار می رفت و در قبال كار انجام شده مزد دریافت می نمود. آنها دارای تحصیلات عالیه بودند و نظام آموزشی بسیار منظمی را به وجود آورده بودند. در سایه همین عوامل بود كه آنان مخالف جدی و سرسخت برده و برده داری شدند. اما برعكس شمال، مردم ساكن ایالت های جنوبی كه در دشت های حاصلخیز و زمین های بكر و دست نخورده زندگی می كردند، با جمعیتی 9 میلیون نفری چهار میلیون برده و پنج میلیون سفید پوست زندگی بسیار تجملاتی و اشرافی را به راه انداخته بودند. آب فراوان، زمستان های كوتاه، هوای مناسب، وجود كارگر بدون مزد، همه و همه دست به دست هم داده بودند تا مردم ایالت های جنوبی زندگی بسیار تجملاتی را تجربه كنند. آنها هنوز در اندیشه های قرون وسطایی زندگی كرده و بر این اعتقاد بودند كه نژاد سیاه را خداوند فقط در راه تامین نیازهای نژاد سفید خلق كرده و همین اندازه هم كه ما لطف می كنیم و آب و غذا و جای خواب به آنها می دهیم باید سپاسگزار و شكرگزار ما و خداوند باشند.




    راست:پرچم ایالات متحده امریکا( شمالی) چپ:ایالات متحد جنوبی

    عمده ترین محصول تولید ایالت های جنوبی پنبه بود كه در كنار آن شكر و برنج نیز تولید می شد. مزارع گسترده پنبه می بایست توسط سیاه پوستان آماده كشت می شد و پس از طی مراحل داشت و برداشت، محصول به دست آمده در سواحل شرقی به دست بریتانیا یا تمامی ایالات صادر می شد تا در كارخانه های آن نقاط به پارچه تبدیل شود.


    درآمد سرشاری كه بزرگ مالكان جنوب از این تولید خود به دست می آوردند در بانك هایی كه توسط شمالی ها تاسیس شده بود، سپرده گذاری شده و به این ترتیب آنها بر سرمایه گذاری های خود هر چه بیشتر می افزودند.


    اما در این بین وضع برده ها چگونه بود؟ اینان كه از ابتدای كشف قاره آمریكا توسط اروپایی ها جهت كار در مزارع ابتدا خدمت در خانه ها از سواحل غربی آفریقا یا دزدیده و یا خریده شده بودند، در وضعیتی بسیار رقت بار به سواحل و جزایر قاره نو آورده شده و مانند كالایی بی ارزش خرید و فروش می شدند. اربابان، آنها را بنا بر سن و سال، قیافه و استعداد تربیت كرده و سپس با قیمت های گزافی می فروختند. اما به تدریج مردم سیزده ایالت تشكیل دهنده ایالات متحده آمریكا كه با سركوب و معدوم كردن سرخپوستان به سمت شرق پیش رفته و زمین های بیشتری را به تصرف خود در می آوردند، به كارگر بیشتری جهت كار بر این زمین ها محتاج شدند. آنها سعی كردند تا بهترین و آسان ترین راه ممكن را در پیش گرفته و با به خدمات گرفتن برده ها بر تولید بیفزایند. بزرگ مالكان جنوب در راه استفاده از برده از هیچگونه اجحاف و سخت گیری دریغ نمی كردند. آنان برده ها را فقط در حدی كه از گرسنگی نمی میرند تغذیه كرده و سرپناه می دادند. وقتی كه روند وارد كردن برده از آفریقا كند شد بنابر معاهده كنگره وین در سال 1815 كشورهای شركت كننده تصمیم گرفتند در راه مبارزه با برده داری قوانینی را تصویب كنند و انگلستان به عنوان مالك الرقاب رویاها نقش اساسی را در این باره بازی می كرد. اربابان سفید پوست به روش های غیرانسانی متوسل می شوند تا بر تعداد برده ها بیفزایند، آنها در این مورد برده ها را مجبور به زاد و ولد بیشتر می كردند، به طوری كه هر مادر سالیانه مجبور بود فرزندی به دنیا بیاورد كه آینده اربابان سفیدپوست را تامین كند.


    روند زندگی برده ها هر روز بدتر و بدتر می شد چنان كه در سال های پایانی نیمه اول قرن نوزدهم بر سپاه پوستان چنان فشار آورده شد كه مجبور به قیام های مسلحانه شدند. هرچند این قیام ها به سرانجامی نرسید با این وجود، همین قیام ها و سركوب ها باعث روشن شدن اذهان مردم نسبت به وضعیت سیاهان شد. در همین سال ها بود كه مردم ساكن شمال با تشكیل انجمن هایی راه فرار را بر سیاهان هموار می كردند. این انجمن ها كه به صورت مخفی عمل می كردند، در مرزهای طولانی میان ایالت های شمالی و جنوبی به فعالیت مشغول شده و هر سیاهی را كه راه فرار در پیش گرفته بود به مناطق امن منتقل كرده و برایش كار پیدا می كردند. بنا بر آمار موجود سالیانه هزاران برده از این كانال های ارتباطی استفاده كرده و خود را به مناطق شمالی می رسانیدند. رقابت میان ایالت های شمالی ضد برده داری و ایالت های جنوبی طرفدار برده داری نه فقط در میان مردم جریان داشت، بلكه این امر در درون هیات حاكمه آمریكا در واشنگتن نیز ریشه دوانیده بود. در سال هایی كه آمریكا سیاست پیش به شرق را در پیش گرفته بود و ماجراجویان و جویندگان طلابه عمق دشت های داخلی آمریكا نفوذ كرده بودند، هر از چند گاهی ایالتی جدید به وجود می آمد كه این ایالت می خواست به جمع ایالت های تشكیل دهنده آمریكا بپیوندد. پیوستن ایالت جدید به محل جدال و نزاع میان شمالی ها و جنوبی ها تبدیل می شد، در حالی كه سیاست ایالت تشكیل شده اگر با شمالی ها هماهنگ بود، در مقابل جنوبی ها نیز تلاش می كردند تا ایالتی را تشكیل داده كه طرفدار برده داری باشد و به این ترتیب سعی می شد تا توازن قوا حفظ شود.




    در حالی كه اوضاع آمریكا هر روز بحرانی تر می شد، اشتیاق مردم شمال به آزادی برده ها بیشتر و بیشتر می شد. آنها با انتخاب لینكلن به ریاست جمهوری درصدد آن بودند تا خواسته های خود را بر كرسی بنشانند. رقابت میان شمال و جنوب هر روز حادتر می شد و تبلیغات دامنه دارتری را علیه یكدیگر انجام می دادند. در حالی كه شمالی ها سعی می كردند تا تعرفه های سنگینی بر كالاهای وارد شده از اروپا اخذ كنند، جنوبی ها هم درصدد بر می آمدند تا پنبه كم تری به شمالی ها بفروشند. درگیری های لفظی میان نمایندگان شمال و جنوب در مجلس نمایندگان وسنا هر روز شكل جدیدتری به خود می گرفت.


    اما آبراهام لینكلن پس از انتخاب شدن شعارهای تبلیغاتی خود را براین امر استوار ساخت كه می خواهد همه با هم برابر باشند و نباید تفاوتی میان افراد باشد. او با این اشعار و اصلاح طلبی هایی كه سر داده بود توانست رای مردم شمال را به سوی خود جلب كند، هرچند او در خاطراتش نوشته كه هیچگاه قصد آن را نداشته تا بردگان را به همین سرعت آزاد كند. او در خاطراتش ذكر می كند هدف اصلی و غایی او اتحاد مردم شمال و جنوب است و می خواهد اختلافات به وجود آمده را رفع كند
    راهیابی لینكلن به كاخ سفید با اعتراض و قهر بسیاری از كارمندان دولت كه جنوبی بودند رو به رو شد. لینكلن پس از به دست گرفتن مقام ریاست جمهوری، وزیر امور خارجه و معاونش را از حزب جمهوریخواه انتخاب كرد و این انتخاب ها خشم جنوبی ها را بیش از پیش در پی داشت. جنوبی ها با جمع شدن در شهر ریجموند در ایالت ویرجینیا طی كنفرانسی تصمیم بسیار مهمی را اتخاذ كردند آنها با این استنباط كه سیاست های در حال حاضر دولت مخالف منافع و آینده آنهاست و آنها خود به میل و اختیار خود عضو اتحادیه ایالت های آمریكا شده اند، قصد دارند از دولت فدرال جدا شده و بنیان دولت مستقلی را بریزند. ایالت های جنوبی با انتخاب رئیس جمهور و پرچم جدید و حمله به برخی از مواضع و پایگاه های دولتی عملااقدام را به اطلاع عمومی رسانیدند.رئیس جمهور یازده ایالت جنوبی تحت فرمانروایی رئیس‌جمهور جفرسون دیویس اولین رئیس جمهور ایالات جنوبی قرار گرفت.



    ابراهام لینکن 16 امین رئیس جمهور ایالات متحده امریکا




    جفرسون دیویس اولین رئیس جمهور ایالات متحده جنوبی امریکا

    جنوبی ها فكر می كردند كه می توانند با استفاده از اصل عضو شدن در اتحادیه ایالات حال از آن جدا گردند، این عمل مقام های بلند پایه جنوبی كه همان گونه كه گفته شد، بیشتر آنها از مقامات بلند پایه سابق دولت بودند، با واكنش های متفاوتی در میان مردم رو به رو گردید. ساكنان جنوب كه سال های سال با تبلیغات زیاد بزرگ مالكان فریفته و مجذوب آنچه طرفداری از حق حیات می نامیدند، شدند. آنها با بسیج تمامی امكانات و نیروهای خود درصدد گردآوری ارتشی از نیروهای داوطلب شدند و به واسطه داشتن سابقه نظامی گری و زندگی روستایی دارای قدرت بیشتری در مانورها بودند، فرمانده نیروهای جنوب كه در جنگ خود بنیان آن را ریخته بودند، ژنرال رابرت لی بود، وی كه تحصیلكرده مدرسه نظام و از بزرگان ارتش آمریكا محسوب می شد، درخواست لینكلن را مبنی بر هدایت ارتش فدرال رد كرد و به جمع جنوبی ها پیوست. رابرت لی بزرگ شده ایالت ویرجینا بود كه اكنون به مركز تحرك وثقل جنوبی ها تبدیل شده بود. ویرجینیا از ایالت های قدیمی آمریكا و از طرفداران برده محسوب می شد. اما در مقابل جنوب، شمالی ها عكس العمل متفاوتی را از خود نشان دادند، چرا كه آنها معتقد بودند كه به حقوق آنها تجاوز شده است.




    ژنرال رابرت لی فرمانده نیروهای جنوبی

    شمالی ها در حالی كه از این اقدام جنوبی ها وحشت زده شده بودند، به سرعت عكس العمل نشان دادند. اندیشه آنها در این هنگام این بود كه حتی الامكان از متلاشی شدن كشور جلوگیری كنند. اما شمالی ها تنها به این دلیل نبود كه می خواستند با جنوبی ها مبارزه كنند بلكه آنها دل پری از اقدامات گذشته وحال جنو بی ها داشته و این اقدام آنها را توهینی علیه خود می دانستند. اصرار ساكنان ایالت شمالی آمریكا به خصوص تجار و بازرگانان بر وضع تعرفه های گمركی بر كالاهای وارداتی از اروپا به خصوص انگلیس در جهت دفاع از صنایع كشور و مخالفت جنوبی ها با این امر به شدت خشم آنها را برانگیخته بود.


    در سال 1860 در حالی كه جمعیت 24 میلیونی شمال در برابر جمعیت 9 میلیونی جنوب كه 45 درصد جمعیت آن ایالت را تشكیل می داد از نظر رقابت اقتصادی در وضعیت بهتری به سر می برد، جنوبی ها به واسطه كار ارزان رایگان برده ها هر سال به مكنت مالی بیشتری می رسیدند و چون تولیدكننده مواد خام مورد نیاز صنایع شمالی بودند، جدایی آنها از آمریكا باعث از بین رفتن فرصت های شغلی بسیاری در آمریكای فدرال می شد.


    با بررسی دیگر وضعیت های پیش آمده، در همان آغازین روزهای اعلام جدایی ایالت های جنوب از حكومت فدرال، همانند جنوب در شمال نیز داوطلبان زیادی جهت رفتن به جبهه های جنگ آماده شدند. خیلی زود هزاران نفر از مردان اسلحه به دست گرفته و از سمت واشنگتن به سوی ریچموند به راه افتادند. این عملیات جنگی كه شمالی ها به آن پرداختند تقریبا شبیه یك سفر شكار بوده چرا كه آن (هیچگاه فكر نمی كردند كار خیلی سخت خواهد شد آنها در این اندیشه بودند كه به هر حال عملیات جنگی فقط یك روز به طول خواهد انجامید و با شكست جنوبی ها به زودی به خانه هایشان باز خواهند گشت. لشگریان شمال را شمار بسیاری از سیاستمداران و خانواده های آنها تا پشت جبهه جنگ بدرقه كردند ولی هنگامی كه جنگ شروع شد، سربازان ایالت های شمال خیلی زود طعم تلخ شكست را پذیرا شده و به سرعت فرار را ترجیح دادند، در حالی كه جنوبی ها اقدام به تعقیب آنها نكردند و اگر چنین امری اتفاق می افتاد بی تردید تعداد بسیار زیادی از زنان، كودكان و سیاستمداران به اسارت نیروی جنوب در می آمد. فرار آشفته وار شمالی ها تنها هشداری را كه در پی داشت این بود كه جنگ برخلاف آنچه آنها فكر می كردند به این سادگی ها تمام نخواهد شد و باید در انتظار روزهای بد آینده بود. لازم به ذكر است هنگامی كه جنگ های داخلی آمریكا شروع شد، آمریكا دارای یك ارتش حرفه ای جنگ دیده نبود .16 هزار نظامی دولت فدرال بیشتر در مرزهای شرقی در مصاف با سرخپوستان مشغول عملیات مرزبانی بودندو تنها جنگی كه تجربه كرده بود درگیری كوچك مرزی بود كه با مكزیكی ها داشتند. نكته دیگر اینكه بیشتر نظامیان ارتش فدرال آمریكا از اهالی ساكن جنوب بودند كه با اعلام استقلال و جدایی به ارتش جنوب پیوستند. آنها تحت فرماندهی ژنرال مجرب و بسیار با تجربه ای چون رابرت لی در برابر نیروی بی تجربه و فاقد انسجام شمال خیلی سریع در اولین برخورد به پیروزی رسیدند.








    پس از شكست نیروهای ائتلاف شمال، لینكلن با انتخاب فرماندهی جدید برای ارتش فدرال، دستور آموزش دادن نیروهای داوطلب را داد به این ترتیب كه نیروهای داوطلب وارد ارتش شده پس از دیدن دوره های لازم به جبهه های نبرد عازم می شدند.


    رقابت سخت و فشرده میان ایالت های طرفدار و چند برده دار هم در این میان به شدت جریان داشت. یك سری ایالت كه به آنها ایالات مرزی می گفتند، در این دوره تلاششان بر این متمركز شده بود كه خود را بی طرف نگه دارند، اما طرف های متخاصم در درگیری ها هم بیكار ننشسته و با تبلیغات فراوان سعی در جذب و به كارگیری نیروهای ساكن این ایالات كردند.


    ائتلاف شمال به دلیل صنعتی بودن و داشتن تكنولوژی به سرعت سلاح و مهمات كافی جهت ارتش تدارك دید و این نیرو با فرماندهی جدید به سمت جنوب راه افتاد. در برابر تعلل و دودلی های فرماندهی جدید، ژنرال لی و مشاورانش به سرعت وارد عمل شده و با تار و مار كردن قسمت های جناحی نیروهای دولت فدرال آنها را مجبور به عقب نشینی كرد. این دومین شكست نیروهای ائتلاف شمال بود كه برای آنها خیلی گران تمام شد.




    پس از شكست دوم لینكلن ضمن اعلام، بسیج تمام امكانات كشور از دوره فترت پیش آمده جهت تركیب جدید نیروها استفاده كرد و این بار نیروهای ائتلاف شمال با تجربه و درس گرفتن از دو جنگ قبل، با آمادگی بیشتری رو به سوی میدان كارزار گذاشتند و موفق شدند در جنگی كه رخ داد هرچند پیروز قطعی نشدند اما شكست هم نخوردند.


    جنگ داخلی آمریكا میدان بسیاری از تجربه های نوین جنگی بود، تاكتیك ها و رزم هایی كه از زمان ناپلئون به وجود آمده بود در این جنگ ها شكسته شد. خطوط گسترده راه آهن كه شمالی ها به شدت و با وسعت فراوان از آن بهره می گرفتند، انتقال نیرو و تجهیزات را به مناطق درگیری سریع تر می كرد. توپ ها و تفنگ های جدیدی كه به خصوص توسط مخترعان و مبتكران صنعتگر شمالی ساخته شد در سرنوشت جنگ تاثیر بسیار بسزایی داشت.




    در همین حال در سرنوشت نیروهای دریایی هم اتفاقات جالبی افتاد. نیروی دریایی ایالات متحده آمریكا كه به تازگی توسط مهندسان خود در سواحل ویرجینیا موفق به ساخت اولین كشتی های جنگی زره دار شده بود از آنها جهت استفاده علیه جنوبی ها درنگ نكرد، هرچند جنوبی ها نیز هنگام اعلام جدایی یكی از این نوع كشتی ها را به غنیمت گرفته بودند، اما در مجموع شمالی ها در استفاده از نیروهای دریایی موفق تر عمل كردند و توانستند طی چند مرحله تمام خطوط ارتباط دریای جنوب را قطع كنند. هرچند اتحادیه ایالت های جنوب در ابتدا در برابر این اقدامات مقاومت می نمود، اما عدم صدور محصولات تولید شده توسط نیروی بردگان به شمال به دلیل جنگ اروپا و به دلیل محاصره اقتصادی به زودی تاثیرات خود را نشان داد، به این ترتیب دنیا فهمید كه باید در شیوه ها و تاكتیك های جنگی خود در خشكی و بخصوص در دریا تجدیدنظر كند.




    اما وضعیت سیاهان در این میان چگونه بود؟ در حالی كه جنگ به بهانه آزادی بردگان شروع شده بود این قشر از جامعه آمریكا هنوز در وضعیت فلاكت باری به سر می بردند. جنوبی ها هنوز هم از آنها بهره گیری می كردند و بسیاری از شمالی ها نیز به آنان به چشم عوامل شروع جنگ نگاه می كردند. نیروهای ائتلاف شمال در ابتدا حاضر به قبول سیاهان، به عنوان نیروهای جنگی نبودند ولی وقتی جنگ كم كم طولانی شد و از میزان نیروهای داوطلب سفید پوست كاسته شد تصمیم گیران چاره ای جز استخدام و به كارگیری سیاهان كه دارای انگیزه بالایی جهت جنگیدن بودند، نداشتند. به این ترتیب سیاهان در نقش نیروهای رزمنده و بلدچی به خدمت ائتلاف شمال در آمدند. در بعد بین المللی جنگ داخلی آمریكا توسط محافل اروپایی به شدت و با دقت فراوان مورد پیگیری قرار می گرفت و روزنامه های آن روز لندن و پاریس اخبار مربوط به جنگ های داخلی آمریكا را در راس خبرهای خود قرار می دادند. از جمله كسانی كه به جنگ های داخلی آمریكا توجه ویژه ای نشان دادند و مطالبی نیز در مورد آن نگاشتند كارل ماركس بود. وی در مطالبی كه در روزنامه های آن روز لندن چاپ می كرد به تفسیر و توضیح اتفاقات و حوادث پیش آمده در جنگ می پرداخت. از بعد سیاسی نیز جنگ داخلی آمریكا از طرف سیاستمداران اروپایی به خصوص انگلیسی ها به شدت و با علاقه خاصی پیگیری می شد. آنها كه سال های سال با استفاده از پنبه های وارداتی از آمریكا چرخ صنایع خود را به گردش در آورده بودند اكنون به دلیل محاصره دریایی جنوب توسط شمال مجبور شده بودند تا در مناطق حاره ای هند، شروع به كاشت پنبه كنند. هر دو طرف درگیر در آمریكا سعی داشتند به هر طریق ممكن توجه سیاستمداران انگلیسی را به خود جلب كنند و دولت انگلیس نیز با این امر با نظر احتیاط نگاه می كرد. جنوبی ها حتی یك بار نمایندگانی هم جهت سخنرانی در پارلمان انگلیس فرستادند كه با اطلاع شمالی ها در اقیانوس اطلس دستگیر شدند ولی با وساطت انگلیسی ها و تهدید آنها به دخالت در جنگ، مجبور به آزادی آنها شدند. بدون شك اگر جنوبی ها اندكی مقاومت به خرج می دادند نیروهایی در انگلیس و به خصوص لندن وجود داشت كه حاضر بودند جنوب را به رسمیت بشناسند. در سال 1864 لینكلن یك بار دیگر به مقام ریاست جمهوری رسید. او كه هنوز خواستار پیوستن ایالت های جنوبی به دولت فدرال بود درصدد برآمد تا جنگ را یكسره كند بنابراین به فرماندهان ارتش دستور داد تا به سرعت واردعمل شده و این جنگ خانمان سوز را پایان دهند.


    نیروی صنعتی شمال با تكیه بر تعداد بیشتر افراد نظامی خود كه در این سال ها پخته شده بودند حمله نهایی خود را به سمت استحكامات جنوب آغاز كردند. این حمله با پاتك ژنرال رابرت لی كه قصد داشت ایالت پنسیلوانیا را به تصرف خود درآورده رو به رو شد. اگر لی و افرادش موفق می شدند در آخرین تلاش خود این ایالت را به تصرف در بیاورند، خطوط ارتباطی نیروهای شمال به طور كلی به هم می ریخت اما شمالی ها با استفاده از فرصت های پیش آمده و از طریق رودخانه می سی سی پی خود را به درون خطوط داخلی ایالت های جنوب كشیدند و با تهدید شهرهای بزرگ به خصوص ریچموند، لی را از انجام اندیشه اش باز داشتند. با عقب نشینی لی از مناطق شمالی كه اولین تعرض جنوبی ها به سمت شمال بود و ناكامی او از به دست آوردن اهداف مورد نظر به زودی آثار شكست در تمام جبهه ها مشهود شد. نیروهای دولت فدرال به سرعت شهرها را یكی پس از دیگری به تصرف در می آوردند و با بی رحمانه ترین حالت ممكن شروع به غارت آنها می كردند به طوری كه هر كجا ارتش شمال پا می گذاشت به جز ویرانی چیزی بر جای نماند.





    یک سرباز جوان مرده.

    در سال 1865 با تسلیم ژنرال لی و افراد تحت امرش كه به محاصره نیروهای شمال درآمده بودند، به جنگ خونین چند ساله پایان داده شد. با انتشار خبر پایان جنگ موجی از شادی تمام شمال آمریكا را در بر گرفت، در حالی كه صدها هزار نفر در طول این جنگ كشته، مجروح یا آواره شده بودند. شمالی ها غرق در شادی بودند درحالی كه از سرزمین آباد و حاصلخیز جنوب جز برهوت چیزی باقی نمانده بود و انگار كه سال های سال است اینجا ویرانه بوده است. با هجوم نیروهای شمال به جنوب، سیاهان دسته دسته راه فرار را در پیش می گرفتند و یا از اربابان سابق خود كه غیر از اجحاف و ظلم چیز دیگری به آنها هدیه نكرده بودند انتقام گرفتند. چندی پس از پایان جنگ آبرهام لینكلن كه به همراه همسرش به تماشای نمایشنامه ای رفته بود مورد حمله یك جنوبی طرفدار برده داری قرار گرفت و كشته شد. اما در جنگ های داخلی آمریكا، این نیروی صنعتگر شمال بود كه توانست به پیروزی برسد و آمریكای نوین را براساس اندیشه های سرمایه داری مدرن شكل بخشد. جنگ هرچند ویرانی های بسیاری به بار آورد اما موجب گسترش بیش از اندازه ابتكارات و اختراعات بشری شد و در سایه آن اندیشه های نوین خود را به بشریت معرفی كردند. ارتش آمریكا به یك ارتش حرفه ای دارای تجربه تبدیل شد و خود را آماده كرد تا در آینده براساس همین آموزه ها و آموخته ها در دنیای جدید نقش ایفا كند.
    درفاصله ی 4 سال جنگ 600 هزار نفر کشته شدند.




    مشخصات:
    نقشه ی مناطق درگیر:


    نقشه سیاسی آمریکا در حین جنگ داخلی. ایالت‌های جنوبی، با رنگ قرمز و ایالت‌های شمالی با رنگ آبی نشان داده شده‌اند. رنگ آبی کمرنگ، برای ایالت‌های شمالی است که هنوز برده‌داری را ممنوع نکرده بودند و ایالاتی که هنوز عضو ایالات متحده نبودند، با رنگ سفید نشان داده می‌شوند.

    طرفهای درگیر:
    ایالات متحده شمالی امریکا- ایالات متحده جنوبی امریکا

    تاریخ:
    12 اوریل 1861 تا 9 اوریل 1865

    تعداد نیروها:
    ایالات جنوبی 1,064,000 - ایالات شمالی 2,200,000

    تلفات:


    کشته ها:
    ایالات جنوبی 260,000 نفر - ایالات شمالی 360,000

    مجروح ها:
    ایالات جنوبی 137,000+ -ایالات شمالی 275,200



    در انتها باید گفت جنگ برای آزادی برده ها یا تلاش برای رونق تجارت.



    منابع:

    نویسنده :اقای صادق راستگو
    اضافه شده: قسمتهایی به متن ان و مشخصات توسط محمدحسین پاز
    wikipedia





    ایا تا به حال بخش جنگ موزیک ما را مشاهده کرده اید؟  برای دیدن ان در سمت راست وبلاگ درقسمت صفحات جانبی  جنگ موزیک را گوش فرا دهید!


    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 07:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic