منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 11 مهر 1397 09:29 ق.ظ نظرات ()
    نتیجه تصویری برای سردار «علی اصغر زارعی

    من نمی دونم بعد سی سال که از جنگ گذشته این جماعت نمی خوان دست از مزخرف گفتن بردارن؟ هیچ کسی هم نیست بهشون بگه بابا بسه!!! اگه واقعا اینقدر شما قدرت داشتید پس چرا تا خود بغداد نرفتید؟ دست کم کربلا و نجف رو آزاد می کردید که مردم الان می خوان برن زیارت مجبور نشن نفری 40 دلار بابت ویزا بدن
    پی نوشت: توجه دارید که ایشون نماینده مردم تهران هم بوده اند.... واقعا خوش به حال مردم تهران (و البته بقیه ی شهرهای ایران) که چنین نمایندگانی دارند
    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 مهر 1397 08:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 10 اسفند 1389 12:11 ب.ظ نظرات ()

    هنری شورک

    مترجم رضاکیانی موحد

    در اوایل مارس 1942، استراتژیستهای نظامی ژاپن به خاطر نتایجی که در مرحله اول جنگ کسب کرده بودند سربلند بودند. آنها تقریبا به تمام اهداف برنامه ریزی شده خود رسیده بودند. آنها به کنترل مناطق آسیای جنوب شرقی و جنوب غربی اقیانوس آرام –که سرشار از منابع طبیعی بودند- نائل شده بودند و در همان زمان نقاط استراتژیکی اطراف آن نواحی را -که به آنها توان یک دفاع محیطی قوی را می بخشید- در دست داشتند.  در اواخر فوریه ژاپنی ها تولید نفت، کائوچو، قلع و بوکسیت را با موفقیت در شرق آسیا شروع کردند. آنها یک خط دفاعی محیطی که از جزایر کوریل در جنوب شرق شروع می شد و تا ویک جزایر مارشال و ساحل شمالی گینه نو درغرب  ادامه می یافت درست کردند. این خط دفاعی در جنوب  جاوا، سوماترا، مالزی، تایلند و برمه رادربرمی گرفت و به مرز هندوستان منتهی می شد.

    تنها هدفی که دستیابی به آن این موفقیتها را کامل می کرد تصرف فیلیپین بود. اما متفقین در فیلیپین به خط دفاعی خود عقب نشسته بودند و منتظر گذر زمان بودند. در این مرحله، ژاپنی ها به صورت عملی نیروهای انگلیس و هلند را در نوب شرقی آسیا نابود کردند و با ایلات متحده ای که در اثر حمله نابهنگام به پرل هاربر زمین گیر شده بود سرو کار داشتند.

    به هرحال با اینکه اولین مرحله عملیات استراتژی آنها کامل شده بود، فرماندهی عالی ژاپن در باره هدف بعدی هنوز تصمیمی نگرفته بود. در ستاد نیروی دریایی طرفداران دو استراتژی دو دسته را تشکیل داده بودند. دستهاول اعتقاد داشتند که باید به سمت غرب برای تصرف سیلان اقدام کرد و سرانجام در خاورمیانه به نیروهای آلمان پیوست. دسته دوم می خواستند که با تصرف بندر مورسبی -در ساحل جنوبی- استرالیا را منزوی کنند و سپس به تسخیر کالدونیای جدید، ساموآ و فیجی بپردازند. این تهاجم باید از جایی آغاز می شد که خطوط تدارکاتی متفقین یه سمت استرالیا در از هم بگسلد تا سرانجام بتوان به تهاجم به سمت استرالیا اقدام کرد.

    درحالیکه ستاد نیروی دریایی درگیر بحث در مورد این پیشنهادهای متفاوت بود، دریاسالار یاماموتو درفکر تهاجمی دیگر بود. دیدگاه جنگی یاماموتو همیشه با دیگر فرماندهان ژاپنی موافق نبود. او اظهارکرده بود که ژاپن در 6ماه اول جنگ بسیار خوب عمل کرده است اما اگر عملیات بیش از 18ماه طول می کشید او نمی توانست موفقیت نهایی را تضمین کند. از نظر او، تنها امید ژاپن -برای رسیدن به موفقیت- در یک پیروزی سریع همراه با انهدام ناوگان اقیانوس آرام آمریکا خوابیده بود. اگر این امر محقق میشد، ممکن بود که بتوان آمریکا را برای رسیدن به یک توافقنامه -که برتری اپن را در جنوب شرقی آسیا و غرب اقیانوس آرام به رسمیت بشناسد- به پای میز مذاکره کشاند. اگر به آمریکا فرصت این داده می شد که از ظرفیتهای صنعتی خود به صورت کامل بهره برداری کند، می شد که در نتیجه جنگ به صورت جدی شک کرد. این عقایدی بود که پشت تصمیم یاماموتو در حمله به پرل هاربر قرارداشتند. اما ناوهای هواپیمابر آمریکایی از چنگ ژاپنی ها در پرل هاربر گریختند و هنوز توانایی این را داشتند که زمان کافی برای بیسج شدن را برای آمریکایی ها بخرند. برای یاماموتو انهدام ناوهای هواپیمابر آمریکایی اولین اولویت بود.

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 اسفند 1397 08:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه