جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

ساحره های شب

رضا کیانی موحد

ساحره های شب نام مستعاری است که آلمانها بر روی خلبانهای هنگ 588ام بمب افکن های شبروی نیروی هوایی شوروی [سابق] گذاشته بودند. این واحد بعدتر به نام هنگ بمب افکنهای شب روی 46ام تامان نامیده شد. تمامی خلبانان این واحد را زنان جوانی تشکیل می دادند که سنی در حدود اوایل بیست سالگی داشتند. هنگ ساحره های شب توسط سرهنگ مارینا راسکووآ سازماندهی شد و بعدتر هدایت آن به سرگرد یودوکیا برشانسکایا واگذار شد.

عملیات این واحد متمرکز بر بمباران بزن در رو و دقیق به صورت شبانه از سال 1942 تا انتهای جنگ جهانی دوم بود. این واحد در بهترین حالت دارای 40 فروند بمب افکن دو نفره بود. ساحره های شب در طی جنگ 24 هزار سورتی پرواز کردند و 23 هزار تن بمب بر سر دشمن ریختند. این واحد پرافتخارترین واحد هوایی نیروی هوایی شوروی بود که خلبانان آن تمامشان زن بودند. هر کدام از ساحره های شب تا انتهای جنگ به طور متوسط 800 سورتی پرواز جنگی داشتند و 23 نفر از آنها به مدال "قهرمان اتحاد جماهیر شوروی" دست یافتند. 30 نفر از اعضای این واحد در طی رزم از دست رفتند.


سلاح اصلی ساحره های شب بمب افکن دو باله ی پولیکارپوف پی.او-2 بود. پی.او-2 یک هواپیمای قدیمی متعلق به انتهای دهه ی 30 میلادی بود و نقش اصلی آن هواپیمای آزمایشی بود و بیشتر به عنوان هواپیمای سمپاش بکار برده می شد. پی.او-2 پر تعداد ترین هواپیمای دوباله ای است که تا به امروز در تاریخ هوانوردی ساخته شده است. نقطه ضعف اصلی پی.او-2 این بود که مقدار کمی بمب حمل می کرد و برای انجام عملیات ناچار بودند که بارها و بارها تجدید مهمات کنند. اما نقطه ی قوت آن این بود که سرعت آن آنقدر پایین بود که جنگنده های مدرن آلمانی اگر می خواستند در پشت سر آنها قرار بگیرند به سرعت واماندگی می رسدیدند و خودشان سقوط می کردند. خلبانهای لوفت واقه ساقط کردن این هواپیماهای کهنه را بسیار سخت یافتند. روسها برای غافلگیری بیشتر در نزدیکی هدف موتور هواپیما را خاموش می کردند و به صورت هواسر به سمت دشمن حمله می کردند. استفاده از این تاکتیک ساده در بمباران شبانه بسیار کارآمد بود. صدای سوت کشیدن کابلهای نگهدارنده ی بالهای پی.او-2 سبب شد تا سربازان ورماخت نام ساحره های شب را بر روی این خلبانها بگذارند.

 منبع

https://en.wikipedia.org/wiki/Night_Witches

دروغ 13؛قسمت اول

رضاکیانی موحد

دروغ 13 به دروغی گفته می شود که آن قدر حقیقت نما باشد که عموم مردم آن را به راحتی باور کنند. در طی 8 سال جنگ با عراق ،و پس از آن، درباره ی حقایق جنگ دروغهایی به مردم ایران گفته شد که از فرط تکرار، خود سازندگان آنها هم این دروغ ها را باورکرده اند. امروزه این گزاره ها به صورتی نهادینه در عمق باورهای مردم ایران جای بازکرده و عام و خاص ،جاهل و عالم، دوست و دشمن، داخل نشین و خارج نشین همواره همان دروغ ها را تکرار می کنند بدون هیچ شک و شبهه ای.

یکی از دروغ های این چنینی این جمله است که "ما در طول جنگ با دست خالی در برابر عراق جنگیدیم در حالیکه تمام دنیا از عراق پشتیبانی می کرد و هیچ کس حاضر نبود به ما سلاحی بفروشد."

یعنی واقعا می شود در جنگی که در طول هر روز آن صدها گلوله شلیک می شود ،و با توجه به ظرفیت محدود کارخانه های سلاح سازی و مهمات سازی ایران در آن زمان، بدون هیچ کمکی از خارج ایران 8 سال جنگیده باشد؟ آیا فقط این عراق بود که متکی به حامیان خارجی خود بود؟ هیچ کشوری از ایران در طول جنگ حمایت نکرد؟

حقیقت اما چیز دیگری است. بسیاری از سلاح های خریداری شده در زمان شاه و قطعات یدکی آنها ،هر چند از طریق واسطه، به دست ایران می رسید. دفتر خرید شرکت نفت ایران در لندن وظیفه داشت به دنبال واسطه های غربی بگردد که این گونه ملزومات را بتوانند برای ایران فراهم کنند[i]. در بسیاری از موارد کشورهای غربی ،با اینکه در جریان این خریدها قرارداشتند، چشم بر روی آن می بستند. در جریان مک فارلین هم که همه می دانیم همین سلاح های آمریکایی ،که با واسطه به دست ایران رسیدند، سبب شدند تا سپاه بتواند فاو را از دست عراق خارج کند.

اما بحث من درباره ی مورد بالا نیست. بحث من درباره ی کشورهایی است که پس از انقلاب ایران به حمایت از ایران برخواستند. کره ی شمالی ،سوریه و لیبی مشخصا در میان این کشورها قرار می گیرند. هر 3 کشور ،به همراه چین، در طول جنگ به رشد تکنولوژی موشکی در ایران کمک کردند. در حقیقت، در دوره ی حکومت شاه ارتش ایران توجه آنچنانی به این حوزه نکرده بود و تنها نمونه ی خریداری موشک برای ارتش عبارت بودند از موشکهای پدافند هوایی و موشکهایی که توسط هواپیما شلیک می شد. در زمینه ی موشکهای زمین به زمین ارتش ایران حرفی برای گفتن نداشت و موشکهایی که در انتهای جنگ به سوی عراق شلیک شدند موشکهای اسکادی بودند که توسط این 3 کشور ،و با چراغ سبز روسها، در اختیار ایران قرارگرفته بودند. کمبود موشکهای زمین به هوا در انتهای جنگ هم سبب شد تا سپاه پاسداران به خرید موشکهای سام-2 ساخت چین روی بیاورد و این گونه بود که پای چینی ها هم به این معادله بازشد. جالب است که بدانیم اولین سقوط میگ-25 توسط یکی از همین سام-2 ها و در اطراف پالایشگاه اصفهان صورت گرفت.

با کمی جستجو می توان دریافت که ،برخلاف باور عامه، ایران چندان هم در برابر عراق دست تنها نبوده و با دست خالی نجنگیده است. در میان کشورهایی که در زمان جنگ به فروش جنگ افزار و مهمات به ایران پرداختند می توان به کشورهای ایتالیا، لهستان، رومانی، کره جنوبی، ویتنام و پاکستان اشاره کرد. اما برای اینکه مستندتر حرف زده باشم به گوشه ای از کتاب روند پایان جنگ ،که توسط سپاه پاسداران منتشر شده است، اشاره ای می کنم:

علاوه بر این، در همین ایام لیبیایی ها که موشکهای ایران را علیه هواپیماهای عراقی شلیک می کردند از شلیک موشک امتناع کردند و به نظر می رسید این اقدام با روسها هماهنگ شده بود. (در پاورقی اضافه می کند): بنا بر توضیح آقای حسین دهقان ،جانشین وزیر دفاع، به دلیل پیش بینی قبلی، آمادگی لازم ایجاد شده بود و لذا پس از امتناع لیبیایی ها از شلیک و اخلال در سیستم موشک، دو روز بعد اولین موشک آماده ی شلیک شد.[ii]

معمر قزافی از همان ابتدای جنگ ایران-عراق در کنار ایران قرارگرفت. او با ارسال تلگرافی به سایر اعضای اتحادیه ی کشورهای عربی بیان کرد: وظیفه ی اسلامی حکم می کند در این جهاد با ملت مسلمان ایران متحد شویم. نه آن که به نیابت از آمریکا با آنها بجنگیم.[iii]

بر طبق سند بالا نه تنها لیبی به صورت سیاسی و لجستیکی از ایران در برابر عراق پشتیبانی می کرده، بلکه مستشاران و  خدمه ی کافی برای راه اندازی سیستمهای موشکی ایران را هم فراهم کرده است. آیا با این وجود بازهم می توان گفت که ایران یک تنه به جنگ تمامی دنیا رفته است؟

پی نوشت: به اینجا و اینجا هم می توانید نگاهی بیاندازید.



[i] بریتانیا این دفتر را پس از آنکه یکی از نفتکشهای کویتی که پرچم این کشور را داشتند مورد حمله ای ایران قرارگرفت (1366) بست.

[ii] روند پایان جنگ؛ محمد درودیان؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ؛ 1390 ؛صفحه 259

[iii] طولانی ترین جنگ؛ دیلیپ هیرو، نشر مرز و بوم، 1390

بازهم پرواز 007

درباره پرواز 007 و نحوه سقوط جمبوجت کره ای توسط نیروی هوایی شوروی سابق قبلا نوشته ام. دیدن این فیلم کوتاه هم دراین باره خالی از لطف نیست اگر که اینترنت با سرعت بالا داشته باشید البته.



[http://www.aparat.com/v/dce3fd2c21987952f99136bcab16457b267265]


در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


پرواز  7 00 قسمت نخست


پرواز 007 ؛ قسمت دوم



کشتی فرماندهی و کنترل اورال




شوخی های تاریخ؛ قسمت هفتم

http://www.wired.com/images_blogs/thisdayintech/2009/05/plane.jpg

در سال 1987 شهر مسکو به عنوان اولین شهر دنیا از نظر دفاع ضد هوایی شناخته می شد. حلقه های موشکی مختلف و پایگاه های هوایی گوناگون وظیفه داشتند تا پایتخت اتحاد جماهیر شوروی را از هر گونه حمله هوایی دشمن حفاظت کنند. اما دراین سال یک جوان آلمانی تصمیم گرفت تا قدرت پدافند هوایی این شهر را به سخره بگیرد. نام این جوان ماتیاس راست بود.

در روز 13 می 1987 هواپیمای کوچک ماتیاس از فرودگاه یوترسین در نزدیکی شهر هامبورگ به پرواز درآمد. راست در آن هنگام جوان 18 ساله ای بود که به تازگی گواهینامه پرواز خود را گرفته بود و سابقه پرواز او تنها 50 ساعت بود. راست یک سسنای ال-172 را برای آغاز مأموریت عجیب خود کرایه کرده بود، یک هواپیمای ملخی کوچک یک باله که بیشتر برای پروازهای تفریحی کاربرد داشت. سفر راست با دیدار از جزایر فارو آغازشد. پس از آن راست یک هفته ای را در آیسلند گذراند و از طریق برگن بازگشت. در آیسلند راست توانست محلی که گفتگوهای بین دو ابرقدرت در سال 1968 بدون سرانجام به پایان رسیده بود را ببیند و فکری در مغزش جای گرفت؛ سفر به مسکو.

صبح روز 28 می 1987 راست در فرودگاه هلسینکی فنلاند سوختگیری کرد. او مقصد خود را به برج مراقبت پرواز هلسینکی به فرودگاه شهر استکهلم اعلام کرد. در ساعت 12:21 هواپیمای کوچک راست در آسمان بود اما وی تصمیم گرفت تا به جای رفتن به استکهلم به سوی شرق بچرخد. برج مراقبت فرودگاه هلسینکی سعی کرد که با وی تماس بگیرد اما راست تمام تجهیزات رادیویی هواپیمایش را خاموش کرد. برج مراقبت هلسینکی وضعیت اضطرارای اعلام کرد و قایقهای گارد ساحلی فنلاند برای یافتن لاشه هواپیمای راست به محلی که آخرین تماس با وی برقرار شده بود اعزام شدند.

راست در استونی وارد حریم هوایی شوروی سابق شد و در ساعت 14:29 در رادارهای کنترل ترافیک روسها ظاهر شد. پس از اینکه راست به علائم رادیویی روسها جواب نداد نام رمز نبرد-8255 بر وی گذاشته شد. سه آتشبار موشک ضدهوایی وی را رهگیری کردند اما اجازه شلیک به آنها داده نشد. تمام دفاع هوایی شوروی سابق به حالت آماده باش درآمد و 2 جت جنگنده برای رهگیری هواپیمای راست از زمین برخواستند. در ساعت 14:48 خلبان یکی از جنگنده های در حوالی شهر ژودوف یک هواپیمای ملخی کوچک سفید رنگ را دید و درخواست کرد تا به آن شلیک کند ولی بازهم با درخواست وی مخالفت شد.

کمی پس از آن ارتباط بصری جنگنده ها با هواپیمای راست قطع شد. در نزدیک  شهر استرایا روسا هواپیمای راست از صفحه رادار هم محو شد. دفاع هوایی شوروی چند بار هواپیمای راست را در رادارهایش پیدا و دوباره گم کرد. حتی یکبار هنگ دفاع هوایی پاسکوف هواپیمای راست را به عنوان یک هواپیمای خودی شناسایی کرد.

در ساعت 7 بعد از ظهر راست به آرزویش رسیده و دیگر در آسمان مسکو بود. وی تصمیم داشت که در میدان سرخ مسکو بر زمین بنشیدند ولی به دلیل ترافیک زیاد ناچار شد تا در پل کلیسای جامع باسیل مقدس فرود بیایید. راست در 100 متری میدان سرخ مسکو بر زمین نشست. یک دکتر انگلیسی ،که به عنوان توریست در آنجا حضور داشت، توانست از پرواز راست بر فراز میدان و فرود آمدن وی فیلمبرداری کند. دو ساعت بعد راست در پشت میله های زندان بود.

راست هدف خود را از این پرواز ایجاد پلی بین شرق و غرب و کاهش تنش بین دو ابرقدرت اعلام کرد. اینکه ماتیاس راست چقدر در ادعایش صادق بود معلوم نیست اما دادگاهی که برای بررسی جرم وی برپا شد او را به چهار سال کار اجباری محکوم کرد. دو ماه پس از محکومیت راست رونالد ریگان و میخاییل گورباچف قراداد برچیده شدن سلاح های هسته ای میان برد را از اروپا امضا کردند و دادگاه عالی شوروی دستور داد تا راست آزاد شود. در روز سوم آگوست 1988 راست وارد با حضور گسترده رسانه های عمومی خاک آلمان غربی شد ولی راست حاضر نشد که با هیچ یک از خبرنگاران گفتگوکند. خانواده راست داستان او را به قیمت صدهزار مارک به مجله اشترن فروخته بودند.

پس از این پرواز عجیب، بسیاری از افسران ارتش سرخ از جمله وزیر دفاع ،سرگئی سوکولوف، و فرمانده وقت نیروی دفاع هوایی ،مارشال آلکساندر کولدونوف که از تکخالهای دوران جنگ جهانی دوم بود، برکنار شدند. گورباچف این فرصت را پیداکرد تا با بسیاری از دشمنانش تسویه حساب کند و آنها را به دلیل از بین بردن پرستیژ شوروی نزد اذهان عمومی از کار اخراج کند. این اخراج دسته جمعی بزرگترین پاکسازی پس از تسویه های خونین استالین به حساب می آمد. دو سال بعد از اتحاد جماهیر شوروی جز نامی در کتابها و مجلات باقی نمانده بود. هواپیمای راست را می توانید اما در موزه فنی برلین مشاهده کنید.


در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.




غربی ها خیلی خوشبینانه فکر می کنند، ما به آنها چیزی را خواهیم داد که دوست دارند راجع به آن فکر کنند. لنین

باد آورده،  پهپاد امریکایی و تکرار تاریخ،۱۹۶۰ تا ۲۰۱۱


بر باد رفته،  تلاش قدرتهای جنگ سرد و سرویسهای اطلاعاتی برای به دست اوردن تکنولوژی و جمع آوری اطلاعات نظامی


فیلمی از نحوه مقابله بریتانیا با بمبهای پرنده وی-1 را در اواخر جنگ جهانی دوم


شبح تجزیه بر فراز جزیره بریتانیا





درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان