منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 26 فروردین 1395 10:14 ق.ظ نظرات ()
    در حدود یک سال قبل از حمله ی صدام به ایران و در طی کنفرانس غیرمتعهدها در کوبا ابراهیم یزدی،وزیر امور خارجه دولت موقت، و صدام حسین تکریتی،معاون ریاست جمهوری وقت عراق، با هم گفتگویی کردند تا از تشنج بین دو همسایه کاسته شود. متن این گفتگو توسط وب سایت گفتگوی ایرانی منتشر شده است. به هرحال این هم از فرصت سوزیهای دوستان بود که سبب شد جنگی ویرانگر این دو همسایه را 8 سال اسیر خود کند. خواندن این مذاکره ی تاریخی  را به دوست داران تاریخ توصیه می کنم.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 فروردین 1395 10:34 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 20 مهر 1393 03:44 ق.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    رضاکیانی موحد

    یکی از دروغهای 13 که به کرّات از زبان مسئولین ،و به ویژه فرماندهان سپاه در زمان جنگ، شنیده می شود این عبارت است که « جنگ ایران و عراق تنها جنگی در 200 سال گذشته بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است[i][ii].» این دروغ به حدی تکرار شده است که حتی استاد بی بدیلی چون استاد رائفی پور ،که از اوتاد و اقطاب زمانه ی ما می باشند و چه بسا که از معجزات قرن بیست و یکم، نیز آن را در سخنرانی هایشان تکرار می کنند.

    این دروغ البته یک دروغی عادی نیست چرا که در حقیقت ترکیبی است از دو دروغ کوچکتر. اینکه ادعا می کنند این جنگ در 200 سال گذشته تنها جنگی بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است سبب می شود که دروغ دوم هم در دل آن مستتر بشود و البته منظور اصلی از ساختن این دروغ 13 هم در اصل همان دروغ دوم است. دروغ دوم به صورت ضمنی ادعا می کند که ما در جنگ با عراق هیچ قسمتی از خاک خودمان را به دشمن واگذار نکردیم.

    اول بپردازیم به دروغ اول: بزرگترین جنگهایی که در دوران قاجاریه ایران را مشغول خود کردند عبارتند از جنگهای اول و دوم ایران و روس (1218 تا 1228 و 1241 تا 1243) که قسمتهای مهمی از شمال غربی ایران در طی این جنگها به روسیه ی تزاری واگذار شد. اما حقیقتی که از آن غفلت می شود این است که 8 سال پس از پایان دوره ی اول جنگهای ایران با روسیه عباس میرزا با عثمانی وارد جنگ شد و ولیعهد شجاع فتحعلی شاه  توانست با رشادت بی نظیرش ارتش عثمانی را درهم بکوبد. نتیجه ی این جنگ با عثمانی این بود که تحت معاهده ی ارزروم حکومت عثمانی مرزهای غربی ایران را به رسمت شناخت. پس جنگ ایران و عراق در 200 سال گذشته تنها جنگی نبوده که ایران خاکی از دست نداده بلکه در آخرین جنگ ایران با عثمانی نیز ایران خاک خود را از دست نداد.

    از سوی دیگر اگر بخواهیم بر اساس حقوقی بحث کنیم چون ایران در جنگ جهانی دوم به آلمان اعلان جنگ داد پس ایران را باید یکی از دولتهای متفقین به حساب بیاوریم. البته از یاد نمی بریم که با مجاهدت قوام و در نهایت با اوتلیماتوم ترومن در این جنگ هم قسمتی از خاک ایران از دست نرفت.

    پس می بینیم که جنگ ایران و عراق اولین جنگی در 2 قرن گذشته نبوده که ایران خاکی را از دست نداده است. نه تنها ما در این جنگ قسمتهایی از خاکمان را از دست ندادیم بلکه زمانی که ایران به ناچار مجبور شد که قطعنامه 598 را قبول کند قسمتهایی از خاک ایران در دست عراقی ها بود. زمانی که ماشین نظامی ایران در اثر آخرین حمله ی بزرگ خود از نفس افتاد و با حیله ی استراتژیک عراق درگیر جنگ های بی حاصل در کردستان عراق شد عراق توانست با چند حمله ی بزرگ و پشت سر هم فاو، شلمچه، جزایر مجنون و ارتفاعات استراتژیکی را در جبهه ی میانی از دست ایرانی ها درآورد[iii]. این ارتفاعات بر اساس قرارداد 1975 الجزایر به عراق واگذار شده بود اما به دلیل اینکه خطوط مرزی در قبل از انقلاب کاملا جابجا نشدند تا زمان انقلاب در دست ایران باقی ماندند و یکی از علتهای اصلی عراق در حمله به خاک ایران به دست آوردن این ارتفاعات بود. این قسمتها از خاک ایران ،بر خلاف تبلیغات رسمی و غیر رسمی، نه در اثر کوششها و مجاهدتها بلکه در اثر اشتباه استراتژیک عراق دوباره به ایران بازگشتند. در حدود 2 سال بعد عراق به کویت حمله کرد و در نتیجه صدام تصمیم گرفت تا برای اینکه خیالش از پشت سر راحت باشد مشکلات کهنه ی خود را با ایران حل و فصل کند. با رد و بدل شدن چند نامه بین صدام حسین و آقای هاشمی رفسنجانی ،رئیس جمهور وقت ایران، صدام راضی شد که در روز 26 مرداد 69 اراضی اشغالی ایران را تخلیه کند. اگر نبود این اشتباه فاحش صدام شاید هنوز هم قسمتهایی از خاک ایران در دست عراق باقی مانده بود.

    اما چرا این دروغ به این حد تکرار می شود؟ فهمیدنش چندان هم سخت نیست.

     

    نقشه ی بالا مناطقی از خاک ایران را نشان می دهد که پس از پذیرش آتش بس بین ایران وعراق در دست عراق باقی ماند.این ناحیه از مهران شروع شده و تا بستان ادامه پیدا می کند. منبع :کتاب سیری در جن ایران وعراق جلد ششم ویرایش دوم مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محمددرودیان صفحه 198

    (برای بزرگ شدن نقشه بر روی آن کلیک کنید)

     



    [i] - این ادعا توسط افراد مختلف و در مناسبتهای مختلف و توسط افراد مختلف تکرار شده است. مثلا می توانید نگاهی به اینجا بیندازید یا مثلا اینجا یا اینجا و یا اینجا.

    [ii] به تازگی دکتر-سرلشکر محسن رضایی 100سالی به این عدد افزوده است و مدعی است که در 300 سال گذشته. نگاه کنید به سایت رسمی ایشان.

    [iii] - آقای رفسنجانی در جواب نامه ی دوم خود به صدام پس از پایان جنگ به این مناطق استراتژیک بدین صورت اشاره می کنند:" بسیاری از مواضع خاک ایران باقی ماندند من جمله شهرهای نفت شهر و خسروی و مهران و ده ها روستا و ارتفاعات که شرایطی متفاوت با جبهه ی جنوب داشت که اکثر آن مناطق از اول جنگ تا امروز در اشغال نیروهای شماست و بعید است که فرماندهان شما حقیقت را از شما مکتوم داشته باشند". رفسنجانی آشکارا اعتراف می کند که پس از پایان جنگ این مناطق هنوز در دست عراق باقی مانده اند. متن کامل این نامه را می توانید در اینجا بخوانید.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مهر 1393 08:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 11 مرداد 1393 05:44 ق.ظ نظرات ()


    "خداوند به شما در راه خیر و تحقق هدفهای امت ما در وحدت، آزادی و سوسیالیسم توفیق دهد."

    جمله ی پایانی تلگراف علمای دینی عراق به مناسبت سالگرد جنگ بدر برای صدام حسین



    منبع عبور از مرز؛ علی لطف الله زادگان، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
    آخرین ویرایش: شنبه 11 مرداد 1393 06:14 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 9 مرداد 1393 03:19 ق.ظ نظرات ()

    Destroyed tank 1991 uprising Iraq.jpg

    زمان : یک مارس تا 5 آوریل 1991 میلادی ( یک ماه و چهار روز )

    محل وقوع : عراق

    نتیجه : پیروزی حکومت عراق

    -       خشونت گسترده علیه غیرنظامیان و فرار یک میلیون و هشتصد هزار پناهنده از کشور

    -       ادامه یافتن درگیری ها در مقیاس محدود تا اکتبر 1991 در مناطق شمالی و تا 1994 در مناطق روستایی جنوب

    -        سرعت گرفتن فرایند خشکاندن هورهای دجله و فرات توسط حکومت عراق

     

    تغییرات در قلمروها : برپایی منطقه خودمختار کردستان عراق و ایجاد مناطق پرواز ممنوع بر فراز عراق

    متخاصمین

    حکومت بعث عراق

    -       گارد جمهوری

    -       ارتش عراق

    -       جیش الشعبی

    -       نیروهای امنیتی

    -       استخبارات

    -       سازمان مجاهدین خلق

    شورشیان عراقی

    شورشیان شیعه

    -       مجلس اعلای اسلامی عراق / تیپ بدر

    -       حزب الدعوه

    -       حزب الله عراق

    پیشمرگان کرد

    -       حزب دموکرات کرستان

    -       اتحادیه میهنی کردستان

    -       حزب کمونیست کردستان

    -       جنبش اسلامی کردستان

    سایر گروه ها

    -       حزب کمونیست عراق

    -       بعثی های طرفدار سوریه

    -       جنبش دموکراتیک آشوری

    -       فراریان و جداشده های ارتش

    فرماندهان

    حکومت عراق و مجاهدین خلق :

    صدام حسین

    علی حسن المجید

    طه یاسین رمضان

    عزت ابراهیم الدوری

    طارق عزیز

    قصی حسین

    مسعود رجوی

    محمد باقر حکیم

    عبدالعزیز حکیم

    هادی العامری

    مسعود بارزانی

    جلال طالبانی

    استعداد رزمی

    حکومت عراق و مجاهدین خلق :

    ارتش عراق : حدود 300 هزار نفر ، مجاهدین خلق حدود 4500 نفر

    مجلس اعلای اسلامی عراق : بین 4 تا 8 هزار نفر

    حزب دموکرات کردستان : بین 15 تا 45 هزار نفر

    اتحادیه میهنی کردستان : بین 4 تا 12 هزار نفر

    تلفات

    حدود 5 هزار کشته

    بین 80 تا 230 هزار کشته  (بیشتر غیرنظامیان )

    خیزش های سال 1991 در عراق مجموعه ای از شورش های مردمی بودند که پس از جنگ خلیج فارس و در مناطق شمالی و جنوبی عراق طی ماه های مارس و آوریل رخ دادند . این شورش های مسلحانه غیرسازمان یافته که در میان عرب های شیعه عراق با عنوان انتفاضه شعبانیه و در میان کردها با عنوان خیزش ملی شناخته می شوند ، با گسترش این حس که صدام حسین ،رییس جمهور وقت عراق، مسئول سرکوب سیستماتیک اجتماعی بوده و اکنون در برابر فرایند تغییر نظام آسیب پذیر است ، شدت گرفتند . جنگ هشت سال ایران و عراق و عملیات طوفان صحرا که در یک دهه گذشته رخ داده بودند و به ویرانی گسترده عراق منجر شده بودند تاثیر بزرگی بر ایجاد این احساس میان مخالفان حکومت عراق داشتند.

    طی دو هفته اول، بخش اعظم استان ها و شهرهای عراق به دست نیروهای مخالف حکومت افتاد. شرکت کنندگان در خیزش مجموعه ای پراکنده از گروه های قومی، سیاسی و مذهبی بودند. جداشدگان از ارتش ، اسلامگرایان شیعه عرب ، ملی گرایان کرد، و گروه های چپ افراطی بخش اصلی مخالفان را تشکیل می دادند. با وجود موفقیت های اولیه ، خیزش به دلیل اختلافات داخلی و عدم حمایت ایالات متحده که مورد انتظار شورشیان بود نتوانست این موفقیت ها را ادامه دهد. حکومت حزب بعث به رهبری صدام حسین ،که عرب های سنی در آن دست بالا را داشتند، توانست کنترل خود بر بغداد را حفظ کند و سپس نیروهای وفادار به حکومت و در راس آن ها گارد جمهوری عراق طی یک عملیات بی رحمانه شورشیان را به سرعت و به نحو گسترده ای سرکوب کردند.

    طی دوره ی کوتاه و حدودا یک ماهه ی ناآرامی ها ده ها هزار تن از مردم غیرنظامی کشته و حدود دو میلیون نفر آواره شدند. بعد از پایان شورش ، حکومت عراق فرایند نقل مکان اجباری عرب های هورنشین و خشکاندن هورهای بین النهرین را که مدتها پیش شروع کرده بود شدت بخشید. ائتلاف بین المللی شرکت کننده در جنگ خلیج فارس بر فراز مناطق شمالی و جنوبی عراق مناطق پرواز ممنوع ایجاد کرد و مخالفان یک جمهوری خودمختار کردنشین در مناطق شمالی ایجاد کردند که اکنون بیشتر با عنوان کردستان عراق شناخته می شود.

    برنامه های رادیویی ایالات متحده

    در 15 فوریه 1991 ،جورج هربرت واکر بوش، رییس جمهور ایالات متحده امریکا در رادیو صدای امریکا مردم عراق را خطاب قرار داد. بوش که امیدوار بود سخنانش یک کودتای نظامی علیه صدام حسین را تشجیع کند اظهار داشت : « راه دیگری برای توقف خونریزی وجود دارد و این راه این است که مردم و نظامیان عراق زمام امور را در دست گیرند و صدام حسین دیکتاتور را از کار برکنار کرده و با همکاری بر اساس قطعنامه های سازمان ملل به جمع ملت های صلح دوست بپیوندند » .

    بوش در یک مارس و دو روز پس از آزادسازی کویت سخنان مشابهی ایراد کرد : «از نظر من ... مردم عراق بهتر است صدام را برکنار کنند و این امر باعث تسهیل در حل مشکلات موجود و به طور قطع پذیرش عراق در جمع ملت های صلح دوست خواهد شد ».

    در بعد از ظهر 24 فوریه و چند روز پس از امضای آتش بس منتهی به پایان جنگ خلیج فارس ، رادیوی عراق آزاد که در عربستان مستقر بود و احتمالا به وسیله سازمان اطلاعات امریکا  ( CIA ) پشتیبانی مالی و اجرا می شد طی یک پیام رادیویی از مردم عراق خواست تا به پا خیزند و صدام را سرنگون کنند . گوینده ی رادیو صلاح عمر العلی ،یکی از اعضای تبعید شده حزب بعث و شورای فرماندهی انقلابی حزب بود. العلی عراقی ها را به سرنگونی خودکامه ی جنایتکار عراق تشویق کرد و اظهار داشت که صدام  «با مشاهده این که هر خیابان ، هر خانه و هر خانواده در عراق برای او تبدیل به دردسر و مصیبت شده از میدان نبرد خواهد گریخت ».

    العلی چنین گفت :«به پاخیزید تا وطن را از چنگال دیکتاتوری  حفظ کنید و آن را از خطرات ادامه جنگ و ویرانی رها سازید. فرزندان پرافتخار دجله و فرات، در این لحظات سرنوشت ساز عمرتان و در حالی که در برابر خطر مرگ توسط نیروهای خارجی قرار دارید، برای نجات و دفاع از وطن گزینه ای جز پایان دادن به حیات دیکتاتور و دار و دسته جنایتکار او ندارید» .

    انقلاب

    خیزش های جنوب

    بسیاری از شورشیان جنوب عراق در آغاز خیزش سربازان بی روحیه ارتش عراق یا اعضای گروه های ضدحکومتی، به ویژه حزب اسلامی الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بودند. بخش اعظم نیروهای مسلح عراق را سربازان وظیفه شیعه تشکیل می دادند و در میان آنان عناصر مخالف حکومت وجود داشتند. به همین سبب بسیاری از نیروهای دولتی به شورشیان پیوستند. نخستین نشانه های خیزش در اواخر فوریه و در شهرهای ابوالخصیب و الزبیر،در جنوب بصره، مشاهده شد. در یک مارس ،یک روز پس از پایان جنگ خلیج فارس، توپچی یک تانک ،که پس از شکست در کویت در حال بازگشت بود، به سوی پرتره بزرگ صدام که در میدان اصلی شهر بصره نصب شده بود شلیک کرد و توسط سربازان حاضر در محل مورد تشویق قرار گرفت. شورش در بصره نخست به رهبری محمد ابراهیم ولی ،یک افسر جدا شده از ارتش، رهبری می شد. ولی با حمایت اکثریت مردم شهر و با جمع آوری تعدادی از خودروها و ادوات نظامی به ساختمان های دولتی و زندان های شهر حمله کرد. شورش بصره به کلی خودجوش و غیرسازمان یافته بود. رسیدن خبر شورش در بصره و همچنین پیام های رادیویی بوش مردم سایر شهرها و مناطق عراق را به شورش تشویق کرد. در نجف، تظاهرات در نزدیکی مسجد بزرگ مقبره  امام علی ( ع ) به نبرد خیابانی میان ارتشی های جداشده و نیروهای امنیتی صدام تبدیل شد. شورشیان حرم را تصرف کردند و در شهر دست به آزادی زندانیان زدند. مسئولان بعثی از شهر گریختند یا به دست شورشیان کشته شدند. طی چند روز خیزش تمامی شهرهای بزرگ شیعه نشین جنوب عراق را در بر گرفت: عماره، دیوانیه، حله، کربلا، کوت، ناصریه و سماوه. شهرهای کوچک هم وضعیت مشابهی داشتند. بسیاری از مخالفان در تبعید عراقی  از جمله هزاران نفر از  شبه نظامیان تیپ های بدر مستقر در ایران که شاخه نظامی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق محسوب می شدند از مرزها گذشتند و به خیزش ملحق شدند. مجلس اعلا توجه خود را بر شهرهای مقدس نجف و کربلا معطوف کرده بود. اقدامات مجلس اعلا با مخالفت بسیاری از مردم به پاخاسته که با برنامه های اسلام گرایانه شیعی و طرفداری آنان از ایران موافق نبودند مواجه شد. بعدها حزب الدعوه هم از اقدامات مجلس اعلا در این مرحله انتقاد کرد.

    در میان شورشیان جداشده های سنی مذهب ارتشی، چپ گرایانی مانند اعضای حزب کمونیست عراق، ملی گرایان عرب ضد صدام، و حتی بعثی های پشیمان شده دیده می شدند. شورشیان تنها در هدف تغییر نظام با هم اشتراک نظر داشتند و فاقد هر گونه برنامه سیاسی و نظامی مشخص بودند. رهبری یکپارچه و هماهنگی میان آنان وجود نداشت.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 06:28 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 28 دی 1391 04:52 ق.ظ نظرات ()


    زمانی که صدام حسین ناچار شد تا قرارداد 1975 الجزایر را با محمدرضا پهلوی امضا کند عراق در بحران دست و پا می زد. از طرفی کردهای مخالف دولت بعثی ،به یاری ایران، کنترل دولت مرکزی را بر بیشتر مناطق کردستان سست کرده بودند از طرف دیگر قطع تسلیحات نظامی از طرف شوروی [سابق] دولت مرکزی را در یک بن بست نظامی قرار داده بود.

    در نهایت، صدام دریافت  که رفع اختلافات سیاسی با همسایه شرقیش تنها راه برون رفت از این بن بست نظامی می باشد. اما این وقایع  دارای چند درس استراتژیک برای صدام بودند که وی آنها را هیچ گاه فراموش نکرد.

    اولین درسی که صدام از شورش کردها دریافت کرد این بود که دشمن اصلی عراق ایران است و تا وی نتواند ایران را مهار کند هیچ گاه به یک امنیت واقعی در کشور خود دست نخواهد یافت. ولیکن با توجه به ظرفیت متفاوت دو کشور ،به ویژه اختلاف آن دو در نیروی انسانی، عراق برای یک اقدام قاطع نظامی علیه ایران به چیزی فراتر از سلاح های متعارف نیاز داشت: تسلیحات کشتار جمعی. انگیزه اصلی صدام برای دستیابی به سلاح های کشتار جمعی این بود که بتواند با جمعیت محدود عراق از پس ایران ،و بعدتر اسرائیل، بر بیاید و قدرت نظامی این دو کشور را به چالش بکشاند.

    درس دوم این بود که برای اینکه عراق بتواند از نظر نظامی تحت فشار هیچ قدرتی قرار نگیرد باید در گام اول به یک کشور وابسته نباشد و خریدهای تسلیحاتی خود را از منابع گوناگون انجام دهد و در گام دوم به خودکفایی داخلی در تولید سلاح های مورد نیازش دست پیدا کند.

    ترکیب این دو درس استراتژیک سبب شد که عراق ،هم به منظور دستیابی به خودکفایی در تولید تسلیحات و هم به منظور دستیابی به سلاح های کشتار جمعی، یک برنامه بزرگ تسلیحاتی را آغاز کند. پس از پایان درگیریهای داخلی با کردهای شورشی، عراق برای خرید سلاح به کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا، برزیل،چین و غیره روی آورد تا اگر دوباره مورد تحریم تسلیحاتی روسها قرار گرفت ماشین نظامی عراق دچار وقفه نشود. از طرف دیگر، عراق با تشکیل شبکه های پنهانی سعی می کرد تا تکنولوژی های مورد نیازش را ،در صورت امکان به صورت قانونی و اگر نشد به صورت قاچاقی، وارد کشور کند تا برنامه های تسلیحاتی داخلی اش را پیش ببرد. دستیابی به تکنولوژی ساخت سلاح های شیمیایی و هسته ای و تجهیزات الکترونیک در صدر نیازهای دولت عراق قرار داشت.

    این شبکه های مخفی در پوشش شرکتهای تجاری اقدام به خرید تجهیزات و حتی خود شرکتهایی می کردند که می توانستند در خودکفایی ماشین نظامی صدام موثر باشند. در زیر به شکل گیری یکی از این شرکتها با نام ماتریکس چرچیل می پردازیم که نقش مهمی در دسترسی عراق به تکنولوژی های پیشرفته غربی بازی کرد. توجه کنید که تمامی این مطلب از بخشهای مختلف کتاب سوداگران مرگ نوشته کنت تیرمن برگرفته شده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 13 بهمن 1391 03:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 28 دی 1390 05:13 ق.ظ نظرات ()

    درباره علت یا علل حمله ناجوانمردانه صدام حسین به ایران در سال 1359 و جنگ 8 ساله ای که در پی آن آمد نظرات و استدلالهای گوناگونی ذکر شده است. به طور خلاصه این دلایل را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
    • جنون قدرت و کسب مقام ژاندارمی منطقه
    • فرصت طلبی و سوء استفاده از ضعفهای نظامی ایران در دوره پس از انقلاب
    • جبران شکست سیاسی صدام در امضای قرارداد 1975 الجزایر با محمدرضا پهلوی.
    • اشغال و منفک کردن منطقه نفت خیز خوزستان از ایران
    • مجبور کردن ایران به پس دادن جزایر سه گانه در خلیج فارس به اعراب منطقه
    • حق انحصاری کشتی رانی در اروند رود(شط العرب) و تعیین خط ساحل شرقی اروند به عنوان مرز دریایی دو کشور
    • نفوذ قدرتهای جهانی(امریکا و شوروی) در تصمیم گیری های کلان حزب بعث و وادار کردن عراق به حمله
    مراد کاویانی راد با مقایسه تاریخی و جغرفیایی وضعیت عراق دوران صدام و آلمان زمان هیتلر برای تحلیل علت حمله عراق به ایران از نظریه فضای حیاتی استفاده می کند. عراق به دلیل وضعیت دشوار جغرافیای سیاسی خود و نداشتن سواحل کافی در خلیج فارس همیشه نیاز به این داشت تا به گونه ای دسترسی خود را به دریا بهبود بخشد. از نظر کاویانی راد علت اصلی حمله عراق به ایران هم همین بود. صدام تصمیم گرفته بود تا با استفاده از ضعف عمومی همسایه شرقی خود مشکلات جغرافیایی خود را حل کند. البته دلایل دیگر هم در این حمله بی تأثیر نبوده اند اما کاویانی راد با تمرکز بر نظریه فضای حیاتی تنها همین علت را تحلیل می کند. تحلیل کاویانی یک دیدگاه بکر و جالب است که کمتر به موضوعات تکراری و شعاری پرداخت و با دیدی واقع گرایانه شرایط را بررسی کرده است. نتیجه ای که من از این مقاله گرفتم این است که با توجه به شرایط موجود هر دولتی که در عراق سرکار باشد به دلیل این ضعف ژئواستراتژیکی ممکن است که به ایران حمله کند و به هرحال ایران همیشه باید از مرزهای جنوب غربی خود نگران باشد و همیشه آمادگی کافی برای دفاع از مرزهای مشترک خود با عراق را داشته باشد.
    این مقاله در شماره 32 فصلنامه نگین ایران (بهار89) منتشر شده است و می توانید آن را در اینجا بخوانید.

    رضاکیانی موحد

    با کمک محمدحسین پاز

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



    آخرین ویرایش: سه شنبه 27 دی 1390 09:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2