چهارشنبه 13 اسفند 1393 09:56 ق.ظ نظرات ()

مترجم شاهو صالح

رکونکویستا ( فتح دوباره )  دوره ای 781 ساله از تاریخ شبه جزیره ایبری است که با فتوحات مسلمین در سال 711 میلادی آغاز  شد و  با سقوط گرانادا ( غرناطه ) ، آخرین دولت مسلمان باقی مانده در شبه جزیره در سال 1492 پایان یافت . مدتی نه چندان طولانی پس از این ماجرا ، دوران اکتشافات بزرگ در دنیای جدید و ظهور امپراتوری های استعماری اسپانیا و پرتغال به دنبال آمد .

مورخان معمولا نبرد کووادونگا ( 718 یا 722 میلادی ) که در آن یک ارتش کوچک تحت رهبری نجیب زاده ای به نام پلایو سپاهی اموی را در کوهستان های شمال شبه جزیره شکست داد شروعی بر رکونکویستا  می دانند . به دنبال این نبرد یک امیرنشین کوچک مسیحی در آستوریا بنیان نهاده شد .

 

صحنه یک نبرد از رکونکویستا ، از کتاب ( کانتیگاس دسانتا ماریا )

مفهوم و فرایند

تاریخ نگاری قرن نوزدهم و بخش اعظم تاریخ نگاری قرن بیستم در اسپانیا و پرتغال بر این نکته اصرار دارد که پدیده ای ادامه دار و مشترک میان پادشاهی های مسیحی ایبریایی مبنی بر حس دشمنی با  قدرت های مسلمان و لزوم فتح دوباره شبه جزیره طی قرون هشتم تا پانزدهم وجود داشته است . با این حال ، ایدئولوژی فتح دوباره ایبری توسط مسیحیان در پایان قرن نهم میلادی شروع به شکل گیری کرد .

نشانه ای بر شکل گیری این فرایند در اثری به نام ( چرونیکا پروفتیکا ) که طی سال های 883 تا 884 تالیف شده است دیده   می شود . در این سند تاریخی بر وجود شکاف های مذهبی و فرهنگی میان مسلمانان و مسیحیان تاکید می گردد و بر لزوم بیرون راندن مسلمانان تاکید می شود . با این حال حکمرانان مختلف مسلمان و مسیحی به زودی شروع به تکثیر شدن کردند و جنگ های داخلی میان هم کیشان به امری رایج بدل شد . به همراه درگیری و زد و خورد ، اتحاد و همکاری های گاه به گاه میان قدرت های مسلمان و مسیحی نیز گسترش یافت . با کم رنگ شدن هر چه بیشتر تفاوت ها ، حتی جنگیدن و مزدوری برای حاکمان غیر هم کیش در صورت پرداخت دست مزد مناسب به امری عادی تبدیل شد .

شروع جنگ های صلیبی در اواخر قرن یازدهم میلادی ایدئولوژی مسیحی رکونکویستا را تقویت کرد . در همین زمان ایدئولوژی اسلامی جهاد نیز در آندلس در حال تقویت شدن بود : مرابطون و در درجه ای بالاتر موحدون بر این ایدئولوژی تکیه داشتند . در اسناد به جا مانده از قرون پیشین اثر چندانی از مفهوم رکونکویستا دیده نمی شود .

آثار پروپاگندیستی و تبلیغاتی که به منظور ایجاد تخاصم شدید میان مسلمانان و مسیحیان منتشر می شدند پس از این دوره شروع به گسترش می کنند :  از همه برجسته تر ، داستان حماسی ( شانسون دو رولان )  بود ، بازآفرینی به شدت اساطیری داستان نبرد گذرگاه رونسزوال (778 میلادی ) که در قرن 12 میلادی نوشته شد و در آن ساراسن ها (عرب های مسلمان ) نقش چشمگیری داشتند . این داستان تا سال 1880 در نظام آموزشی فرانسه تدریس می شد ، بدون این که در مورد آن تحقیق و بررسی جدی صورت گیرد .

بسیاری از مورخان دوره جدید اساسا مفهوم رکونکویستا را در برابر مفهوم فتح مورها ( واژه ای که به مسلمانان ساکن شبه جزیره ایبری و شمال آفریقا اطلاق می شد ) به طور کامل مورد نقد و پرسش قرار می دهند . برخی آن را یک ( اسطوره ) قلمداد می کنند  . یکی از نخستین روشنفکران اسپانیایی که این مفهوم را مورد پرسش قرار داد ، خوزه اورتگا یگاست بود که در نیمه اول قرن بیستم در این مورد به کنکاش پرداخت .

پیش زمینه

فتح ایبری مسیحی به دست مسلمین

در سال 711 مورهای مسلمان ، عمدتا بربرهای شمال آفریقا و اقلیتی از عرب ها ، از تنگه جبل الطارق گذشتند و فتح قلمرو پادشاهی ویزیگوتی هیسپانیا را آغاز کردند . پس از فتح قلمرو ایبریایی پادشاهی ویزیگوت ، مسلمین از کوه های پیرنه عبور کردند  و در سال 719 کنترل سپتیمانیا ، آخرین استان پادشاهی را به دست گرفتند . ناربون که اکنون به پادگان شهر مسلمان تبدیل شده بود ، پایگاهی برای حمله به قلمرو دوک نشین آکیتن بود .

تعداد سپاهیان مهاجم مسلمان در هیچ دوره ای از 60 هزار نفر تجاوز نکرد . ارتش های مسلمان برای 300 سال نیروی غالب شبه جزیره بودند و تا زوال نهاییشان در سال 1492 ، به مدت 781 سال در ایبری حضور داشتند .