منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 20 بهمن 1398 04:04 ق.ظ نظرات ()
    Image result for ترازوی طلا فروشی
    قضیه ی دیروز برمیگشت به یه روایت از مرگ ابن سینا که شنیده بودم به خاطر اینکه قولنج ش عود کرد داد شاگرداش بهش تخم کرفس تنقیه کنن ولی اونها یا از روی زرنگی یا از روی خریت برداشتن دوز تخم کرفس رو بالا بردن و در نتیجه شیخ الرئیس جان به جان آفرین تسلیم کرد. چون می خواستم درباره ی دوز بنویسم گفتم اون قضیه ی تاریخی رو به عنوان مقدمه بیارم که ببینید اصولا در زمان درمان مسئله ی دوز چقدر مهمه که خوب اون روایت رو پیداش نکردم و فعلا بی خیالش میشم 
    اما دوز
    و تو چه می دانی که دوز چیست؟
    خدمت شما عارض م که همون طور که در بالا اشاره کردم دوز در درمان خیلی مهمه... دارویی که تجویز می شه بسته به سن و قد و جنسیت دوزش فرق می کنه... این چیزی نیست که بنده و شما تا حالا نفهمیده باشیم... در طب بقراطی-جالینوسی هم همین بوده... یعنی این طور نبوده که بر خلاف سایتها و کانالهای تلگرامی به یه نفر بگن : سرما خوردی؟ خوب برو مثلا فلان چیز رو بخور... در طب سنتی هم برای هر دارویی مقدار معینی تجویز می شده که امروزه بهش می گیم دوز... امروزه وقتی یه قرص یا شربت یا ... در کارخانه های داروسازی ساخته میشه مقدار مواد سازنده ی اون ترکیبات با دقت میلی گرم و میکروگرم و ... اینها محاسبه می شه تا با تجویز دوز مناسب هم بیمار شفا پیدا کنه و هم اثرات جانبی دارو به حداقل برسه.... حالا سوالهایی که باید از کسانی کرد که کباده ی طب سنتی رو به دوش می کشن اینه که:
    1- این عزیزان دوز داروهایی رو که تجویز می کنند از کجا و بر چه اساسی به دست می یارن؟
    2- این دوز رو چه طوری به بیمار حالی می کنن؟
    3- بیمار چطور باید اون رو رعایت کنه؟
    این سوال ها برمیگرده به این نکته که در زمانهای قدیم واحدهای اندازه گیری استاندارد نداشتیم... یعنی مثلا واحد اندازه گیری وزن که من بوده از شهر به شهر فرق داشته و در ضمن در زمانهای مختلف هم فرق داشته... یعنی اگر من در زمان ابوریحان در غزنه مثلا معادل 3 کیلوگرم بوده شاید در همون زمان در بغداد مثلا 3.05 کیلوگرم بوده یا شاید در همون غزنه 100 سال قبلش یا بعدش یه من معادل 2.95 کیلوگرم بوده... واحدهای جزئی تر مثل چارک و مثقال و ... هم همین وضعیت غیر استاندارد رو داشتن.
    حالا با این تفاسیر وقتی که مثلا اطبای سنتی استناد می کنند به قانون ابن سینا یا حاوی رازی از کجا می دونن که واحدهای اندازه گیری اون زمان معادل امروزی ش چقدر بود؟ با چه اطمینانی میگن مثلا یه نخود از فلان داروی گیاهی بخوری این یه نخود دقیقا یعنی چقدر؟ چطور می تونن به بیمارانشون دوز یه دارو رو دقیق نشون بدن؟  بعضی از موارد بسیار حساس هستن که ممکنه منجر به مرگ بشه... یعنی یه گرم بالا پایین ممکنه باعث بشه طرف ریغ رحمت رو سربکشه... مثلا مصرف زیاد زعفرون ممکنه سبب سقط جنین بشه (توجه کنید گفتم ممکنه.. . در زمینه اثرات جانبی زعفرون بر روی جنین هنوز دارن تحقیق می کنن) ... یا اثرات جانبی دیگری داره... بقیه ی داروها هم همین طور... یعنی اینکه داروهای طب سنتی بیشترشون گیاهی هستن دلیل نمیشه که همین طوری سرخود مصرف بشن... 
    حالا فرض کنیم که دو تا سوال اول رو جواب دادن؟ بیمار چطور باید دوز رو اندازه گیری کنه؟ ...  آیا همه ی بیمارانی که نزد متخصصین خودخوانده ی طب سنتی میرن توی خونه شون ترازوی طلافروشی دارن؟
     بعید می دونم
    خلاصه که بد اوضاعیه... بد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 22 بهمن 1398 05:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 18 بهمن 1398 08:24 ق.ظ نظرات ()
    Image result for کرونا
    گوساله ها ادعای خدایی می کنند. سامری مکار آنها را به گونه ای ساخته که تکان می خورند و ماغ می کشند. ادعا می کنند که دوای هر دردی را دارند. البته نه دردهای معمولی مثل سرماخوردگی و اسهال.... درمان این جور بیماری ها برایشان کسر شأن است... آنها به کمتر از درمان سرطان خون رضایت نمی دهند.... گوساله پرستان به گرد گوساله های می چرخند و کِل می کشند... از شادی روی پایشان بند نیستند ... نه تنها سلامت خود را به دست این شیادان سپرده اند بلکه با تبلیغ آنها در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی چوب حراج به سلامت جامعه زده اند... حال فرصت خوبی است برای آزمودن از حکما و اطبا (جالبه که از لقب پزشک هم استفاده نمی کنند... احتمالا این هم برایشان کسر شأن دارد)... با نزدیک شدن بیماری کرونا به مرزهایمان بد نیست که این بزرگواران که ادعای درمان هر درد بی درمانی را می کنند برای مداوای بیماران مبتلا به کرونا اعزام شوند و البته موفقیتهایشان را در مجلات معتبر پزشکی منتشر کنند... تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
    رضا کیانی

    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 بهمن 1398 10:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 15 دی 1398 09:30 ب.ظ نظرات ()
    این ویدئو را هم ببینید بد نیست.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 دی 1398 07:58 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 26 آبان 1398 10:15 ب.ظ نظرات ()
    حالا اصلا فرض کنیم که گوساله ای هم پیدا شد و توانست علتی را تشخیص بدهد... چگونه می خواهد بیمار را درمان کند وقتی که از بدن بیمار چیزی نمی داند؟ عموم مردم (چه باسواد و مدرسه رفته و چه بیسواد و مدرسه نرفته) نمی دانند که طب سنتی اصولا بر پایه های آموزه های بقراط و جالینوس است و این دو نفر اگر سوادشان درباره ساختار و کارکرد بدن انسان (کالبدشناسی یا آناتومی) جمع کنیم به اندازه یک دیپلمه ی تجربی امروزی نیست....
    در زمانی که بقراط و جالینوس کتابهایشان را می نوشتند (که البته از دید تاریخی بسیاری از کتابها را هم خودشان ننوشته اند که خود بحث دیگری است که بعدا به آن خواهیم وارد شد) کالبدشکافی بدن انسان به دلایل مذهبی ممنوع بوده است... به همین دلیل ساده این بزرگواران اطلاعات بسیار اندکی از اندامهای داخلی بدن و نحوه ی کارکرد آنها داشته اند... حداکثر میمون و شامپازه و خوک را تشریح می کردند و به دلیل شباهتهایی که بین بعضی از اعضای بدن این حیوانات و بدن انسان بوده است قیاس می کرده اند که خوب مثلا فلان عضو بدن انسان هم حتما به همان صورت عمل می کرده که فلان عضو خوک....
    این مشکل با ورود پزشکی سنتی یونان به دنیای اسلام بدتر هم شد و با ممنوعیت سفت و سخت تر اسلام در تشریح بدن کمترین امکانی از رازی ها  و ابن سیناها گرفته شد که اطلاعات آناتومی خود را به روز کنند. در نتیجه از زمان خود بقراط تا به همین امروز اگر کسی بخواهد فقط و فقط به کتابهای طب سنتی (از هر نوع و شاخه و فرقه اش) مراجعه کند و به مردم قرص و شربت بدهد دقیقا مانند کسی است که با چشم بسته وارد میدان مین بشود.
    تازه در سال 1542 بود که یک پزشک عاقلی به نام آندره وسالی پیدا شد که گفت باید خودم دل و روده ی یک آدم را بیرون بکشم تا ببینم جالینوس درست گفته یا نه.... و از همان جا معلوم شد که زرشک... حضرت استاد بیشتر از 1000 سال پرت و پلا به خورد مردم داده بوده و تمام پزشکان سنتی از علی بن ربن طبری تا رازی تا سینا تا هر کسی که فکرش را بکنید در کتابهایشان همان مطالب را کم و بیش رونویسی می کردند و در حالی برای مردم نسخه می پیچیدند که اطلاعات نادقیق و بعضا غلطی از کارکرد اعضای بدن انسان داشته اند. 
    شما نگاه کن ابن سینا که دیگه افتخار مردم ایران است و هر سال برایش کنگره و کنفرانس می گیریم و به به و چه چه می کنیم برداشته در کتاب قانون نوشته قلب آدم سه تا بطن دارد .... من الان وقتی می روم دکتری که می دانم دست کم در دانشکده ی پزشکی دل و روده ی یک نفر را در سالن تشریح زیر نظر یک استاد پزشکی سفره کرده، دست و دلم می لرزد که نکند.... ؟ بعد شما ببین آن کسانی که جان خودشان و زن و بچه شان را دست بازماندگان مکتب پزشکی ابن سینا و رازی می گذارند واقعا دیگر چقدر دل و جرأت دارند؟؟؟؟؟ 
    حالا شما از این گوساله هایی که هنوز به رازی و ابن سینا استناد می کنند انتظار داری که بفهمند مثلا فشار خون چیست؟ بابا بی خیال...  نوابغ تاریخ پزشکی چون سینا و رازی انقدر به خودشان زحمت ندادند که حتی گردش خون را کشف کنند.. حالا من دست بچه ام را بگیرم ببرم پیش کسی که از نظر سواد علمی شاگرد شاگرد شاگرد آنها هم نمی شود؟ ساندویچ مغز الاغ خورده ام آیا؟
    آخرین ویرایش: جمعه 24 آبان 1398 10:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 16 آبان 1398 08:12 ق.ظ نظرات ()
    این که چرا کسانی که دم از انسانیت می زنند و وظیفه در برابر جامعه و این حرفها، در برابر بیماری های خطرناکی مثل سارس و ابولا و ایدز هیچ کاری انجام نمی دهند به این خاطر نیست که خدای ناکرده چسبیده اند به مطبها و دکان های عطاریشان یا از بس که سرگرم حجامت و زالو انداختن هستند فرصت نجات دادن مردم را ندارند. نه خیر! اتفاقا این بندگان خدا از خدایشان بود اگر می توانستند که حتی اگر شده یک نفر مبتلا به ابولا یا سارس را درمان کنند تا گوساله پرستان در بوق و کرنا کنند که سروران ما هر بیماری لاعلاجی را قادرند درمان کنند و یک شبه می زدند و کل پزشکان مدرن را به دریا می ریختند. یعنی از نظر پروپاگاندا هم که شده درمان یک نفر ابولایی برای اینان صد هزار برابر ارزش دارد تا درمان مثلا بنده و جناب عالی. پس مسئله مسئله ی جیب من و شما نیست چون ماشاالله این عزیزان از فروش روغن زالو و کف دریا و .... به جیب زده اند. اما چه عاملی باعث می شود که این سروران دست به چنین اقداماتی نزدنند و با الحاوی رازی و القانون سینا به جنگ سارس و ایدز و ابولا نروند؟
    حقیقت این است که به قول رضا مارمولک طب سنتی دست و بال ایشان را بسته است. از هر نظر اگر طب سنتی سرآمد انواع روشهای درمانی جهان باشد، که نیست، باید بدانیم که یک طبیب سنتی، یا به قول خودشان حکیم، از نظر تشخیص عاجز است. یعنی طب سنتی وقتی پای تجویز در میان باشد میدان دار است ولی در زمینه ی تشخیص کاملا فشل است. چرایش را الان می گویم.
    فرض کنید که شما، زبان م لال، سرطان مغز استخوان گرفته اید. می روید پیش فلان حکیم معروف در حالیکه نه خودتان می دانید چه بیماری دارید و نه ایشان هیچ سابقه ای از شما دارند. حالا قرار است که جناب حکیم باشی دکتر علفیان بیماری شما را تشخیص بدهند. روشهای تشخیص ایشان چیست؟ فهرست می کنم:
    • نگاه کردن به قاروره (یعنی تشخیص بیماری از روی رنگ ادرار)
    • نگاه کردن به زبان (یعنی تشخیص بیماری از روی رنگ زبان)
    • نگاه کردن به رنگ بدن بیمار ( از نظر رنگ پریدگی و سرخ شدن و ...)
    • گرفتن نبض بیمار
    • دست زدن به پیشانی بیمار (که تب کرده یا خیر)
    تمام شد. یعنی آدم باید واقعا یک چیزیش بشود که یک پزشک مدرن را که به انواع روشهای تشخیص آزمایشگاهی و رادیولوژی و ام.آر.آی و چه و چه و چه مجهز است ول کند و برود سراغ کسی که با نگاه کردن به رنگ ادرار قرار است بیماری اش را تشخیص بدهد. شما فکر می کنید که حکیم مزبور با تکیه بر این روشهای عهد چپق به احتمال چند درصد می تواند انواع مختلف سرطان را تشخیص بدهد؟ یعنی شما واقعا زندگی خودتان و عزیزانتان را در دست چنین افرادی می گذارید.
    از میان پنج روش تشخیص طب سنتی تنها گرفتن نبض بیمار است که دقیق است و آن هم نه به دلیل حذاقت بیش از حد اطبای سنتی است بلکه به دلیل طبیعت نبض است که به صورت منظم می زند و اگر کم و زیاد بشود قابل تشخیص است. این بندگان خدا که هیچ حتی بزرگانشان مانند ابن سینا و رازی هم آنقدر هوشمند نبودند که برای تشخیص تب بیمار دست کم یک دماسنجی چیزی اختراع کنند. یعنی واقعا اگر درجه حرارت بدن بیمار 38 درجه باشد یا 39 درجه چطور تشخیص می دهند این اختلاف یک درجه ای را؟ همین طوری روی هوا؟
    طب سنتی 2500 سال است که در حوزه ی روشهای تشخیص بیماری ها درجا زده است و جالب این که مدعیان این نوع طبابت خود را از تمام پزشکان مدرن سر می دانند. درحالیکه انواع زیادی از سرطان را طب مدرن درمان کرده است و روشهایی چون پرتو درمانی و شیمی درمانی جان افراد زیادی را نجات داده اند بد نیست که مدعیان طب سنتی و گوساله پرستانی که صدای این گوساله ی سامری را در فضای مجازی جار می زنند یک بار بیایند و از پیشرفتهای خود در زمینه ی تشخیص بیماری ها و درمان انواع سرطان بگویند. 
    تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

    آخرین ویرایش: جمعه 17 آبان 1398 08:35 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 12 آبان 1398 09:25 ق.ظ نظرات ()
    http://s6.picofile.com/file/8377068100/Doktorschnabel_430px.jpg
    در اواسط قرن چهاردهم میلادی بود که مرگ سیاه از آسیا وارد اروپا شد و تا مردم چشم به هم بگذارند سرتا سر قاره ی سبز را در نوردید. آمار تلفات دقیقی از اپیدمی طاعون در این دوران در دست نیست اما برآوردهایی این رقم را تا 25 میلیون نفر تخمین می زند. اطبای سنتی ،که به همان روشهای پزشکی مجهز بودند که امروزه طرفداران طب سنتی از آن دفاع می کنند، در برابر این اپیدمی چه کردند؟ هیچ! توصیه هایی کردند که هیچ فایده ای نداشت. چرا؟ به این دلیل ساده که اصلا هیچگاه در پی کشف علت اصلی مرض نبودند. وقتی پزشکی نتواند علت مرض را تشخیص بدهد از درمان آن هم ناتوان خواهد ماند مگر با تکیه بر شانس و اقبال. همانطور که در بالا می بینید پزشکان اروپایی به جای مبارزه با موشها و ککها، علت اصلی انتقال و سرایت طاعون، لباسهای عجیب و غریب می پوشیدند و رقصهای عجیب و غریب می کردند و توصیه های عجیب و غریب می کردند.
    اپدیمی هایی چون وبا، طاعون و .... بارها و بارها در دنیای قدیم فراگیر شدند و میلیون نفر را به کام مرگ کشاندند و پاسخ طب سنتی همان بود که بود: 
    علت مرض بر هم خوردن تعادل بین اخلاط بیمار است. با تغییر اخلاط و رسیدن مجدد آنها به تعادل مرض برطرف خواهد شد.
    و پاسخ مریضها هم همان بود که بود:
    مرگی هولناک، دردناک و دلخراش.
    در عوض بیاییم و واکنش پزشکی مدرن را نسبت به اپیدمی های امروزی بررسی کنیم و مقایسه کنیم با آنچه که طب سنتی در این موارد انجام می دهد:
    در سال 1976بیماری ویروسی جدیدی در آفریقا شناسایی شد که بسیار کشنده و مرگبار بود: تعداد زیادی از کسانی که به این بیماری مبتلا شدند در فاصله ی نسبتا کوتاهی مردند. امروزه این بیماری مهلک را با نام ابولا می شناسیم. اما این تعداد زیاد که به ابولا مبتلا شدند چه اندازه بودند؟ حدس شما چند نفر است؟ یک میلیون نفر؟ ده میلیون نفر؟ بیست میلیون نفر؟ رقم واقعی تعجب برانگیز است. از سال 1976 تا سال 2014 تقریبا 1600 نفر به ابولا مبتلا شدند. توجه فرمودید! تنها 1600 نفر به بیماری مبتلا شدند که اگر 700 سال پیش سر و کله اش پیدا شده بود دست کم چند میلیون نفر را روانه ی قبرستان می کرد. روشهای پیشگیری و توصیه های بهداشتی پزشکی مدرن حتی در کشورهای داغون آفریقایی آن قدر موثر بودند که از جهانگیر شدن یک مرگ سیاه مدرن جلوگیری کنند و عملا این بیماری در چند کشور فقیر آفریقایی محصور شد.
    حال سوال این است: 
    مدعیان طب سنتی یا طب اسلامی برای درمان بیماری هایی از قبیل سارس، ابولا، آنفلونزای مرغی و دیگر اپیدمی های مردن چه کرده اند؟ آیا کسی شنیده یا دیده که کسی از این بزرگواران پس از شنیدن رواج یک بیماری جدید پا شود و کتابهای قانون ابن سینا و حاوی رازی را زیر بغل بزند و برود و برای مردم مبتلا به این بیماری جدید نسخه بپیچد؟ نتیجه ی دوا و درمان این مدعیان طبابت و درمانگری چه بوده است؟ کسانی که ادعا می کنند انواع و اقسام سرطان را با تکیه بر سکنجبین و گل گاو زبان و حجامت و زالو درمانی و چه و چه درمان می کنند درباره ی این بیماری ها چه کرده اند؟ نتایج کارهایشان را کجا و کی منتشر کرده اند؟
    حقیقت این است که این بزرگان جایی که نکاشته اند درو می کنند چه برسد به جایی که کشتی هم داشته اند. اگر حتی یک مورد از بیماری هایی اینچنینی را با روشهای عتیقه ی خود درمان کرده بودند گوساله پرستان آنچنان این موفقیت را در بوق و کرنا می کردند که گوش فلک را کر کنند. آیا سکوت این بازماندگان رازی و پورسینا و طرفداران گوساله پرستشان درباره ی درمان مبتلایان به ابولا و و سارس و .... عجیب نیست؟ شاید می گوید که ما در کشورمان خوشبختانه مبتلا به ابولا و سارس نداریم. فرمایش شما صحیح! مبتلا به ابولا نداریم مبتلا به ایدز که داریم. مبتلا به آنفلوآنزای مرغی که داشتیم. هزاران درد و مرض دیگر که داریم/داشتیم. شنیده اید که یکی از مدعیان طب سنتی یک نفر مبتلا به ایدز را صفر تا صد با تکیه بر روشهای طب سنتی درمان کرده باشد و مجامع مختلف علمی هم این موفقیت را تأیید کرده باشند؟ اگر چنین موردی را سراغ دارید به ما هم بگویید که همین جا برایشان تبیلغ کنیم. همین جا تبلیغ می کنیم و مجانی!!
    آخرین ویرایش: یکشنبه 12 آبان 1398 10:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو